روزنامه جمهوري اسلامي 30/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
نظاميان و آينده پاكستان


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    استعفاي ژنرال پرويز مشرف از رياست جمهوري پاكستان كه با استقبال گرم و جشن و شادماني مردم اين كشور مواجه شد درس عبرت مهمي براي همه حكومت هاي ديكتاتوري است .
    ژنرال در توجيه تصميم خود اظهار داشت براي جلوگيري از اختلافات بيشتر ميان دولت ائتلافي و مردم پاكستان از سمت خود كناره گيري مي كند و اين تصميم را صرفا بخاطر مردم و كشورش انجام گرفته است . با قطع نظر از اين ظاهرسازي ها و نسبت دادن تصميمات به مصالح مردم و اقتدار پاكستان نكته واقعي اينست كه ژنرال مشرف استعفاي داوطلبانه را به بركناري اجباري از طريق استيضاح ترجيح داده است بويژه آنكه ارزيابي هاي اوليه از موفقيت پرشتاب جبهه نيرومند مخالفان ژنرال در مجلس ملي پاكستان خبر مي داد.
    با اينكه دولت ائتلافي پاكستان متشكل از سران احزاب مسلم ليگ شاخه نواز شريف و حزب مردم كه در چند ماه اخير خواستار استيضاح مشرف شده و اخيرا 2 روز به وي فرصت تصميم گيري داده بودند عامل استعفاي وي هستند فقط واشنگتن اصرار داشت كه ژنرال در قدرت حفظ شود و موضوع بركناري وي مسكوت بماند. بدين ترتيب چنين بنظر مي آيد كه واشنگتن هم از حمايت ژنرال دست برداشته و مجبور به عقب نشيني در برابر افكار عمومي پاكستان شده است . با در نظر گرفتن شكست هاي سياسي آمريكا در افغانستان عراق لبنان و تقريبا در كل منطقه قاعدتا كناره گيري ژنرال مشرف در شرايط فعلي را هم بايستي حذف يكي ديگر از متحدين آمريكا در منطقه ارزيابي كرد. با اينهمه اين احتمال وجود داردكه مخالفان ژنرال مشرف در مورد حفظ منافع واشنگتن وعده هائي به آمريكا داده باشند. نكته اي كه اين گمانه زني را تقويت مي كند اينست كه هيچ يك از مقامات آمريكا در مقطع كنوني براي حمايت از مواضع ژنرال مشرف پيشقدم نشده اند درحالي كه قبلا كاخ سفيد و وزارت خارجه آمريكا در انجام چنين اقدامي ترديد به خود راه نمي دادند.
    ژنرال مشرف با كودتاي نظامي خود زمينه را براي حضور 9 ساله در كانون قدرت سياسي پاكستان فراهم كرد . البته وي براي حفظ قدرت به انواع شيوه هاي غيرقانوني متوسل شد ولي نتوانست اسب چموش قدرت را بيش از اين در مهار خود نگهدارد. اعلام وضعيت فوق العاده بركناري قضات ارشد دادگاهها و نيز پيامدهاي ترور خانم بي نظير بوتو هر يك به نحوي برسرنوشت ژنرال مشرف اثرات منفي و ماندگاري برجا گذاشتند. حزب مردم و طيف وسيعي از ناظران سياسي پاكستان بخاطر حوادث خونين منجر به قتل خانم بي نظير بوتو كه در دو مرحله به قتل بيش از يكهزار تن و مجروحيت و معلوليت چندين هزار نفر منجر شد انگشت اتهام را رسما به سوي ژنرال مشرف و ايادي او نشانه گيري مي كنند. بقيه كساني كه با چنين صراحتي از نقش مستقيم مشرف در قتل بوتو سخن نمي گويند نيز وي و دستيارانش را به تعلل و كوتاهي در انجام مسئوليتها و حفظ امنيت مخالفان متهم كرده اند.
    با اينهمه دستهاي آشكار و پنهان در صحنه سياسي پاكستان بيش از هر زمان ديگري نقش آفرين است . فراموش نكنيم كه خانم بوتو با ژنرال مشرف از طريق « رابطين قدرت » به تفاهم ضمني رسيده بودند كه خانم بوتو به نخست وزيري برسد و ژنرال مشرف هم قدرت رياست جمهوري را حفظ كند ولي با مرگ خونين بوتو مشخص نشد كه ژنرال به وي خيانت كرده و ضمن جلب اعتماد از پشت خنجر زده و يا كسانيكه از اين تفاهمات سياسي خشمگين شده اند بازي قدرت را ناكام ساخته اند. واقعيت امر هرچه باشد روند حوادث نشان داد كه پيمانه براي ژنرال پر شده و اكنون وقت خداحافظي فرا رسيده است . البته ژنرال مشرف در شرايطي از قدرت كنار گذاشته شده كه در نظام قضائي نظام قانونگذاري و در نظام اجرائي كمترين پايگاه قابل ذكري را در اختيار ندارد.
    با اينهمه هنوز يك قدرت ديگر هم در پاكستان وجود دارد كه نمي توان آنرا ناديده گرفت و آن قدرت ارتش نيروهاي مسلح و سازمان هاي اطلاعاتي ـ امنيتي است .
    پاكستان در طول دوران پس از شكل گيري و استقلال خود كودتاهاي متعددي را تجربه كرده كه در طول 30 سال اخير حداقل 2 مورد كودتاي « ضياالحق » و « پرويز مشرف » از مواردي هستند كه نسل هاي اخير آنها را به خوبي به خاطر مي آورند.
    با توجه به اين واقعيت ها حتي اگر اين مرحله از انتقال قدرت به غيرنظاميان با مسالمت انجام شود اين نگراني همچنان وجود خواهد داشت كه نظاميان براي آينده پاكستان مشكلاتي پديد بياورند و مانع حاكميت احزاب سياسي بر اين كشور شوند. نفوذ قدرت هاي استعماري بويژه آمريكا و انگليس در پاكستان و وابستگي احزاب مطرح اين كشور به اين قدرت ها و بعضي دولت هاي منطقه از يكطرف و اوضاع بحراني منطقه بويژه افغانستان و تنش هاي تقريبا دائمي ميان هند و پاكستان عوامل مهم ديگري هستند كه ثبات سياسي پاكستان را تهديد مي كنند. اينها ضمنا بهانه هاي مناسبي نيز براي نظاميان پاكستان هستند تا هوس قدرت مداري را به اين زودي ها كنار نگذارند مگر آنكه از سرنوشت ژنرال مشرف پند گرفته باشند.