روزنامه جمهوري اسلامي 29/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
بازگشت به جهان دو قطبي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    جنگ يك هفته اي روسيه و گرجستان بر سر اوستياي جنوبي را از زاويه اي ديگر غير از آنچه تاكنون گفته شده است نيز مي توان نگاه كرد. در اين نگاه فقط « معادلات قدرت » محور قرار مي گيرد و ماجرا برمدار اين سئوال اساسي ميچرخد كه جهان امروز بايد تك قطبي اداره شود يا دو قطبي
    از زماني كه واشنگتن توانست در ادامه جنگ سرد و تدارك « گلاسنوست » كه اصلاحات در درون اردوگاه كمونيسم اما با درون مايه آمريكائي بود مسكو را به انزوا بكشاند مردان دست اندركار در لايه هاي امنيتي و اطلاعاتي دولت فرو پاشيده « شوروي » و باز توليد شده « روسيه » عزم خود را براي گرفتن انتقام از اداره كنندگان كاخ سفيد و تنظيم كنندگان سياست هاي پشت پرده آن جزم كردند. اينبار « سي . آي . اي » هدف بود نه با موشك هاي قاره پيما بلكه با نرم افزارهائي كه « كا. گ . ب » از دوران شوروي در اختيار داشته و هم اكنون نيز دارد.
    1 ـ پوتين از همان لايه « امنيتي ـ اطلاعاتي » به كرملين راه مي يابد و با نگاه آرام اما حساب شده خود كاخ سفيد را نشانه مي رود .
    2 ـ مدودف كه او هم دستيار پوتين و متعلق به همان لايه « امنيتي ـ اطلاعاتي » است و با پوتين به كرملين راه يافته بود صندلي پوتين را در اختيار مي گيرد تا كرملين همچنان در اختيار هردوي آنها باشد و البته ساير افرادي كه از همان لايه آنها را در كرملين همراهي مي كنند.
    3 ـ دولتمردان روسيه با تحملي كم سابقه انقلاب هاي مخملي در جمهوري هاي اطراف خود را كه دست اندازي آشكار آمريكا به قلمرو نفوذ آنها بود و نام جعلي « انقلاب » براي فريب دادن افكار عمومي بر آن گذاشته شده بود نظاره نمودند و البته پستوهاي كرملين را فعال تر كردند.
    4 ـ ضربه هاي شديد اقتصادي ناشي از فروپاشي شوروي را پوتين توانست در دوران رياست جمهوري خود جبران كند و همزمان بنيه نظامي شوروي را نيز تقويت كرد.
    5 ـ از اينها مهمتر روحيه درهم شكسته روسها بود كه دولت پوتين توانست آنرا ترميم كند و عليرغم پيوستن اروپاي شرقي به بلوك غرب و ناتو و عليرغم نفوذ آمريكا در بسياري از جمهوري هاي جوان روسيه موفق شد جايگاه خود را به عنوان عضو دائم شوراي امنيت سازمان ملل به عنوان ابرقدرت نظامي و به عنوان قدرت صنعتي حفظ كند و در معادلات قدرت بين المللي تاثيرگذار باشد.
    6 ـ آمريكا با غفلت از اين واقعيت ها و ناديده گرفتن ضعف هاي خود و سرمست از باده باصطلاح انقلاب هاي مخملي به گرجستان براي يكسره كردن كار اوستياي جنوبي و چشم زهر گرفتن از روسيه چراغ سبز داد. اين چراغ برخلاف انتظار واشنگتن و به دليل محاسبات غلط ساكنان كاخ سفيد چراغ زرد از آب درآمد و يكباره به چراغ قرمز تبديل شد. اينكه آيا عوامل نفوذي « ك . گ . ب » در گرجستان هم در تصميم سازي براي حمله به اوستيا دخيل بودند يا نه هنوز مشخص نيست اما بهرحال روسيه با اين چراغ قرمز به آمريكا چند پيام مهم داده است .
    اول آنكه روسيه از حالت رخوت خارج شده و آمريكا بايد روي مسكو به عنوان يك ابرقدرت حساب كند.
    دوم آنكه دولتمردان كرملين نسبت به سرزميهاي پيراموني خود حساس هستند و آمريكا بايد اين واقعيت را درك كند.
    سوم آنكه « ناتو » بايد براي روسيه حريم نگهدارد و به اين نكته توجه داشته باشد كه درصورت بي توجهي به اين واقعيت مسكو واكنش نشان خواهد داد.
    چهارم آنكه روسيه طرح سپر موشكي آمريكا در لهستان و هر نقطه ديگر از خاك اروپا را اقدامي عليه خود تلقي مي كند و همچون واقعه اوستياي جنوبي با آن برخورد خواهد كرد.
    پنجم و مهمتر از همه آنكه روسيه به عنوان قطب ديگر قدرت به صحنه آمده و آمريكا بايد اين نكته را درك نمايد كه عمر « جهان تك قطبي » به سر آمده و بار ديگر بعد از 17 سال جهان به حالت قبل از فروپاشي شوروي برگشته و دو قطبي شده است .
    اينها پيام هائي هستند كه دولتمردان مسكو مايل هستند ساكنان كاخ سفيد آنها را دريافت نمايند اما به نظر مي رسد هم روس ها و هم آمريكائي ها بايد به واقعيت بالاتري فكر كنند كه بيداري ملت ها و پايان دوران ابرقدرت هاست . شكست هاي پياپي آمريكا در عراق و افغانستان و فلسطين عجز 30 ساله آمريكا از روياروئي با ملت ايران كه با انقلاب اسلامي توانست شاخ ابرقدرتي شيطان بزرگ را بشكند ناكام ماندن طرح خاورميانه بزرگ كه آمريكا براي آن سرمايه گذاري زيادي كرده بود باطل شدن افسانه شكست ناپذيري ارتش رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه لبنان رسوائي بزرگي كه آمريكا و اقمارش در ماجراي دخالت در لبنان و فلسطين اشغالي تحمل كردند و بي عملي آمريكا در جنگ 7 روزه اوستياي جنوبي همگي به پايان رسيدن دوران ابرقدرتي آمريكا را به اثبات مي رسانند . روسيه نيز بعد از فروپاشي شوروي حداكثر يك روسيه در حدي كه فقط بتواند در جاي كوچكي همچون اوستيا و در برابر دولت ضعيفي همچون دولت دست نشانده تفليس و كشور كوچك 5 ميليوني گرجستان چنگ و دندان نشان بدهد باقي خواهد ماند نه بيش از آن .
    اينها و بسياري دلايل ديگر نشان ميدهند نه تنها ديگر جهان به سوي دو قطبي شدن به پيش نخواهد رفت بلكه دوران بازي هاي تك قطبي آمريكا نيز به سر آمده و تحولات جهاني معادلات جديدي از قدرت را رقم خواهد زد كه ملت ها محور اصلي آن هستند.