روزنامه جمهوري اسلامي 28/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
عوامل افول رژيم صهيونيستي


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    دومين سالگرد پيروزي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه در شرايطي برگزار شد كه نيروهاي مقاومت اسلامي در اوج عزت و اقتدار و محبوبيت قرار گرفته اند ولي در جبهه مقابل نوعي سردرگمي انفعال و بلاتكليفي حاكم است .
    در اسرائيل صهيونيستها از جنگ 33 روزه بعنوان يك كابوس وحشتناك ياد مي كنند كه افسانه شكست ناپذيري صهيونيستها را درهم شكست موج مهاجرت منفي را به دنبال داشت و هنوز هم آثار و تبعات آن بر جامعه صهيونيستي اثر مي گذارد و اركان اسرائيل را به لرزه انداخته است .
    در آمريكا مجموعه نومحافظه كاران و دستياران بوش تقريبا در هر طرحي با شكست و ناكامي مواجه شده اند. در انگليس توني بلر نخست وزير وقت سرنگون شده و حتي گوردون براون جانشين وي نيز هر لحظه ممكن است ناچار به ترك قدرت شود. آنچه مهم و حياتي بنظر مي رسد اينست كه هنوز هم صهيونيستها نتوانسته اند شوكهاي شديد ناشي از شكست در جنگ 33 روزه را جبران كنند .
    اختلاف نظر پيرامون « قدرت بازدارندگي و تهاجمي » اسرائيل در ميان مقامات ارشد رژيم صهيونيستي به اوج خود رسيده است . « ايهود باراك » وزير جنگ اسرائيل ادعا مي كند كه 2 سال پس از شكست در جنگ 33 روزه نيروهاي نظامي و امنيتي اسرائيل توانسته اند توان و ظرفيت از دست رفته را بازسازي و جايگزين كنند لكن ساير مقامات ارشد با اين ديدگاه به كلي مخالفند و معتقدند وضعيت اسرائيل « شكننده تر از هر زمان ديگر » شده است .
    « گيورا ايلاند » رئيس شوراي امنيت ملي رژيم صهيونيستي با اعتراف به اينكه شكست هاي جديد در راه است مي گويد اگر اسرائيل جنگ جديدي را آغاز كند نتايجي مشابه جنگ 33 روزه و حتي بدتر از آنرا شاهد خواهد بود . او معتقد است كه اسرائيل در يك جنگ جديد با حزب الله فقط شكستهاي عظيم و با ابعاد خطرناكتري را براي خود ثبت خواهد كرد.
    وي ادعاي ايهود باراك وزير جنگ در مورد بازسازي ارتش را رد مي كند و مي گويد وضعيت ارتش بهبود نيافته و آنها از آشفتگي روحي و درهم ريختگي ساختار ارتش رنج مي برند و كاملا بعيد است كه در جنگ جديد با حزب الله پيروزي و موفقيتي بدست آيد. چون اسرائيل در لبنان با يك ارتش منظم مواجه نيست بلكه جنگ عليه گروه چريكي نيرومند و ورزيده اي است كه مورد حمايت رئيس جمهور دولت و مردم لبنان است هر كس نسبت به اين مسائل ترديد دارد استقبال رسمي رئيس جمهور و نخست وزير از اسراي لبناني را به خاطر بياورد.
    ژنرال « يوفال ديسكين » رئيس سازمان امنيت عمومي اسرائيل (شاباك ) هم از آسيب ديدگي كامل « قدرت بازدارندگي اسرائيل » سخن مي گويد و معتقد است موقعيت اسرائيل در جبهه لبنان و جبهه فلسطين به شدت لطمه خورده و ما در تمامي اين موارد دست وپا بسته مانده ايم .
    واقعيت اينست كه اظهارات « باراك » و تمامي كسانيكه ادعاي بازسازي ارتش اسرائيل را دارند اقدامي براي روحيه دادن به نظاميان صهيونيست ارزيابي مي شود. در حقيقت آنها هم به ادعاهاي خود چندان اعتقادي ندارند و به ابعاد « ضربه پذيري » ارتش صهيونيستي كاملا آگاهند. مشكلات فعلي ارتش صهيونيستي و نيروهاي امنيتي اسرائيل به قدري گسترده و ريشه دار است كه ادعاي حل و فصل اين مسائل بسيار دور از ذهن بنظر مي رسد.
    1 ـ تزلزل و بي اعتمادي در ساختار حكومتي
    بخش اعظم ناكاميها و نارسائي ها در ساختار ارتش و نيروهاي امنيتي مطابق گزارش رسمي كميته تحقيقات دولتي « وينوگراد » به فقدان تدبير ندانم كاري و عدم اشراف عملياتي نزد « ايهود اولمرت » نخست وزير « عمير پرتز » وزير جنگ وقت اسرائيل برمي گردد. اگرچه اولمرت با بركناري « عمير پرتز » و ژنرال « دان حالوتص » رئيس ستاد ارتش اسرائيل سعي داشت آنها را مسئول شكست و ناكامي اسرائيل در جنگ 33 روزه معرفي كند ولي جناح نيرومند مخالفين « اولمرت » هنوز هم انگشت اتهام را به سوي شخص اولمرت نشانه گيري مي كنند و معتقدند كه فقدان سوابق روشن مديريتي و امنيتي نزد « اولمرت » عامل اصلي شكست اسرائيل بوده است . طبعا تا زمان بركناري استعفا يا سقوط اولمرت اين عامل اصلي نارسائي دولت وي همچنان برقرار خواهد بود و نمي توان ادعا كرد كه بحران عدم كارآمدي رژيم صهيونيستي برطرف شده است . علاوه بر اين رسوائي هاي مالي و جنسي « اولمرت » و « موشه كاتساو » رئيس جمهور وقت اسرائيل در جنگ 33 روزه بقاياي اعتماد به ساختار دولتي را بر باد داده و همچون موريانه زيربناي استحكام رژيم صهيونيستي را به كلي متزلزل ساخته است .
    2 ـ « موضع انفعالي » همدستان و حاميان رژيم صهيونيستي
    با درنظر گرفتن ماهيت اشغالي رژيم صهيونيستي اين رژيم شديدا به حمايت خارجي متكي است اين بدان معني است كه تزلزل و بلاتكليفي در جبهه حاميان اسرائيل حتي بر روي عملكرد و توان عملياتي صهيونيستها نيز اثر مي گذارد.
    ضعف محسوس بوش در آمريكا بركناري « توني بلر » در انگليس و تزلزل روزافزون « گوردون براون » نخست وزير دولت لرزان لندن بهمراه ضعف و انفعال رژيم هاي مرتجع عرب در خاورميانه موقعيت اسرائيل را به طرز انكارناپذيري دچار انفعال و شكنندگي كرده است .
    اين مسئله بويژه با توجه به وضعيت « فواد سينيوره » و « محمود عباس » و فقدان پايگاه سياسي ـ اجتماعي آنها در مقياس وسيعي باعث شكست طرحهاي اسرائيل در قلمرو لبنان و فلسطين شده و تمامي برگهاي برنده را در اختيار جبهه نيرومند « مقاومت اسلامي » قرار داده است .
    افشاي نقش خيانت آميز ارتجاع عرب لطمه هاي سنگيني را بر اعتبار آنها وارد ساخته و مستقيما باعث افول ستاره اقبال اسرائيل شده است .
    نقش رسواي آل سعود در لبنان در جهت تامين اهداف اسرائيل به قدري آشكار شد كه سعوديها ديگر نيازي به پرده پوشيهاي متداول احساس نمي كردند و شاهزاده « بندربن سلطان » رئيس شوراي امنيت ملي عربستان در سفر به تل آويو از « اولمرت » خواست با حمله نظامي به لبنان به كمك جناح 14 مارس بشتابد » و حزب الله لبنان را به كلي از ميان بردارد . صهيونيستها نيز براي انجام چنين اقدامي بي ميل نبودند ولي با درنظر گرفتن شكست سنگين اسرائيل در جنگ 33 روزه كمترين اميدي به نتايج اين حمله نداشتند و به شاهزاده سعودي پاسخ منفي دادند.
    3 ـ موضع قدرتمند و برتر مقاومت اسلامي
    اگرچه رژيم صهيونيستي در طول دوران موجوديت خود سعي كرده موضعي تهاجمي داشته باشد و مرتبا امتياز بگيرد ولي نتوانست با اتخاذ همين موضع مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين را در موضع انفعالي قرار دهد و امتياز بگيرد.
    صهيونيستها با حمله به لبنان اميدوار بودند بتوانند 2 نظامي اسير خود را از حزب الله لبنان تحويل بگيرند ولي عليرغم 33 روز جنايت و كشتار و تجاوز نه تنها به هيچ يك از اهداف خود نرسيدند بلكه بزرگترين شكست تاريخ موجوديت نامشروع خود را نيز تجربه كردند.
    مسئله در خصوص حمله به غزه و محاصره همه جانبه عليه نوارغزه نيز به نتايج تقريبا مشابهي منجر شد. برقراري آتش بس ميان جنبش حماس و رژيم صهيونيستي نشان داد كه مي توان صهيونيستها را وادار به قبول شكست نمود و شرايط موردنظر خود را بر آنها تحميل كرد.
    حزب الله لبنان و جنبش حماس هر چند با بهره گيري از حمايت مردم با تحمل سختي ها و رنج فراواني به اين دستاوردها نايل آمدند ولي بزرگترين تجربه هاي گرانسنگ تاريخ مبارزات ضداشغالگري را به ثبت رساندند.
    « سمير قنطار » اسير مبارز لبناني كه اخيرا پس از 29 سال اسارت به لبنان بازگشته است اظهار داشت : صهيونيستها از مقاومت اسلامي و حتي از نام « سيدحسن نصرالله » هم وحشت دارند و همواره صهيونيستها در حالت ترس و وحشت از مقاومت به سر مي برند.
    اين وحشت و خشم صهيونيستها فقط از يك نفر نيست بلكه نصرالله اكنون سمبل مقاومت اسلامي لبنان است و اشغالگران از مقاومت و سلاح و اراده اش ضربه خورده اند. اين تجربه هاي درخشان « الگوي جديد مبارزه موفق » عليه اشغالگران محسوب مي شود كه ميتوان با بكارگيري آن فرصت ارزشمندي براي احياي مجد و عظمت از دست رفته دنياي عرب و دنياي اسلام در برابر اشغالگران را بدست آورد.
    4 ـ جنگ قدرت در درون حاكميت
    چهارمين رمز افول ستاره اقبال صهيونيست ها و كاهش روزافزون قدرت بازدارندگي اسرائيل به جنگ قدرت در ساختار رژيم صهيونيستي برمي گردد. اين روزها ايهود اولمرت سرگرم تدارك مقدمات خروج از قدرت است و « تزيبي ليوني » وزيرخارجه و « ايهود باراك » وزير جنگ و « شائول موفاز » وزير حمل و نقل اسرائيل در تلاشند تا بهر قيمت ممكن رقباي خود را از صحنه خارج كنند و خود به قدرت برسند. اين جنگ قدرت باعث تحليل رفتن توان نظامي اسرائيل و لرزان تر شدن پايه هاي اين رژيم اشغالگر شده است . حتي با انتخاب نخست وزير جديد هم چنين فرايندي متوقف نخواهد شد.