بسم الله الرحمن الرحيم
دومين سالگرد پيروزي حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه در شرايطي برگزار شد كه نيروهاي مقاومت اسلامي در اوج عزت و اقتدار
و محبوبيت قرار گرفته اند ولي در جبهه مقابل نوعي سردرگمي
انفعال و بلاتكليفي حاكم است .
در اسرائيل
صهيونيستها از جنگ 33 روزه بعنوان يك كابوس وحشتناك ياد مي كنند كه افسانه شكست ناپذيري صهيونيستها را درهم
شكست
موج مهاجرت منفي را به دنبال داشت و هنوز هم آثار و تبعات آن بر جامعه صهيونيستي اثر مي گذارد و اركان اسرائيل را به لرزه
انداخته است .
در آمريكا
مجموعه نومحافظه كاران و دستياران بوش تقريبا در هر طرحي با شكست و ناكامي مواجه شده اند. در انگليس
توني بلر
نخست وزير وقت سرنگون شده و حتي گوردون براون جانشين وي نيز هر لحظه ممكن است ناچار به ترك قدرت شود. آنچه مهم و
حياتي بنظر مي رسد اينست كه هنوز هم صهيونيستها نتوانسته اند شوكهاي شديد ناشي از شكست در جنگ 33 روزه را جبران كنند .
اختلاف نظر پيرامون « قدرت بازدارندگي و تهاجمي » اسرائيل در ميان مقامات ارشد رژيم صهيونيستي به اوج خود رسيده است .
« ايهود باراك » وزير جنگ اسرائيل ادعا مي كند كه 2 سال پس از شكست در جنگ 33 روزه
نيروهاي نظامي و امنيتي اسرائيل توانسته اند
توان و ظرفيت از دست رفته را بازسازي و جايگزين كنند لكن ساير مقامات ارشد با اين ديدگاه به كلي مخالفند و معتقدند وضعيت
اسرائيل « شكننده تر از هر زمان ديگر » شده است .
« گيورا ايلاند » رئيس شوراي امنيت ملي رژيم صهيونيستي با اعتراف به اينكه شكست هاي جديد در راه است
مي گويد اگر اسرائيل
جنگ جديدي را آغاز كند
نتايجي مشابه جنگ 33 روزه و حتي بدتر از آنرا شاهد خواهد بود . او معتقد است كه اسرائيل در يك جنگ
جديد با حزب الله فقط شكستهاي عظيم و با ابعاد خطرناكتري را براي خود ثبت خواهد كرد.
وي ادعاي ايهود باراك وزير جنگ در مورد بازسازي ارتش را رد مي كند و مي گويد وضعيت ارتش بهبود نيافته و آنها از آشفتگي
روحي و درهم ريختگي ساختار ارتش رنج مي برند و كاملا بعيد است كه در جنگ جديد با حزب الله
پيروزي و موفقيتي بدست آيد.
چون اسرائيل در لبنان با يك ارتش منظم مواجه نيست بلكه جنگ عليه گروه چريكي نيرومند و ورزيده اي است كه مورد حمايت رئيس
جمهور
دولت و مردم لبنان است هر كس نسبت به اين مسائل ترديد دارد
استقبال رسمي رئيس جمهور و نخست وزير از اسراي لبناني
را به خاطر بياورد.
ژنرال « يوفال ديسكين » رئيس سازمان امنيت عمومي اسرائيل (شاباك ) هم از آسيب ديدگي كامل « قدرت بازدارندگي اسرائيل » سخن
مي گويد و معتقد است موقعيت اسرائيل در جبهه لبنان و جبهه فلسطين به شدت لطمه خورده و ما در تمامي اين موارد دست وپا بسته
مانده ايم .
واقعيت اينست كه اظهارات « باراك » و تمامي كسانيكه ادعاي بازسازي ارتش اسرائيل را دارند
اقدامي براي روحيه دادن به نظاميان
صهيونيست ارزيابي مي شود. در حقيقت آنها هم به ادعاهاي خود چندان اعتقادي ندارند و به ابعاد « ضربه پذيري » ارتش صهيونيستي
كاملا آگاهند. مشكلات فعلي ارتش صهيونيستي و نيروهاي امنيتي اسرائيل به قدري گسترده و ريشه دار است كه ادعاي حل و فصل اين
مسائل
بسيار دور از ذهن بنظر مي رسد.
1 ـ تزلزل و بي اعتمادي در ساختار حكومتي
بخش اعظم ناكاميها و نارسائي ها در ساختار ارتش و نيروهاي امنيتي
مطابق گزارش رسمي كميته تحقيقات دولتي « وينوگراد »
به
فقدان تدبير
ندانم كاري و عدم اشراف عملياتي نزد « ايهود اولمرت » نخست وزير
« عمير پرتز » وزير جنگ وقت اسرائيل برمي گردد.
اگرچه اولمرت با بركناري « عمير پرتز » و ژنرال « دان حالوتص » رئيس ستاد ارتش اسرائيل سعي داشت آنها را مسئول شكست و ناكامي
اسرائيل در جنگ 33 روزه معرفي كند ولي جناح نيرومند مخالفين « اولمرت » هنوز هم انگشت اتهام را به سوي شخص اولمرت
نشانه گيري مي كنند و معتقدند كه فقدان سوابق روشن مديريتي و امنيتي نزد « اولمرت »
عامل اصلي شكست اسرائيل بوده است . طبعا تا
زمان بركناري
استعفا يا سقوط اولمرت
اين عامل اصلي نارسائي دولت وي همچنان برقرار خواهد بود و نمي توان ادعا كرد كه بحران
عدم كارآمدي رژيم صهيونيستي برطرف شده است . علاوه بر اين رسوائي هاي مالي و جنسي « اولمرت » و « موشه كاتساو » رئيس جمهور
وقت اسرائيل در جنگ 33 روزه
بقاياي اعتماد به ساختار دولتي را بر باد داده و همچون موريانه
زيربناي استحكام رژيم صهيونيستي را
به كلي متزلزل ساخته است .
2 ـ « موضع انفعالي » همدستان و حاميان رژيم صهيونيستي
با درنظر گرفتن ماهيت اشغالي رژيم صهيونيستي
اين رژيم شديدا به حمايت خارجي متكي است اين بدان معني است كه تزلزل و
بلاتكليفي در جبهه حاميان اسرائيل
حتي بر روي عملكرد و توان عملياتي صهيونيستها نيز اثر مي گذارد.
ضعف محسوس بوش در آمريكا
بركناري « توني بلر » در انگليس و تزلزل روزافزون « گوردون براون » نخست وزير دولت لرزان لندن
بهمراه ضعف و انفعال رژيم هاي مرتجع عرب در خاورميانه
موقعيت اسرائيل را به طرز انكارناپذيري دچار انفعال و شكنندگي كرده
است .
اين مسئله بويژه با توجه به وضعيت « فواد سينيوره » و « محمود عباس » و فقدان پايگاه سياسي ـ اجتماعي آنها در مقياس وسيعي
باعث شكست طرحهاي اسرائيل در قلمرو لبنان و فلسطين شده و تمامي برگهاي برنده را در اختيار جبهه نيرومند « مقاومت اسلامي »
قرار داده است .
افشاي نقش خيانت آميز ارتجاع عرب
لطمه هاي سنگيني را بر اعتبار آنها وارد ساخته و مستقيما باعث افول ستاره اقبال اسرائيل
شده است .
نقش رسواي آل سعود در لبنان در جهت تامين اهداف اسرائيل به قدري آشكار شد كه سعوديها ديگر نيازي به پرده پوشيهاي متداول
احساس نمي كردند و شاهزاده « بندربن سلطان » رئيس شوراي امنيت ملي عربستان در سفر به تل آويو از « اولمرت » خواست با حمله
نظامي به لبنان
به كمك جناح 14 مارس بشتابد » و حزب الله لبنان را به كلي از ميان بردارد . صهيونيستها نيز براي انجام چنين اقدامي
بي ميل نبودند ولي با درنظر گرفتن شكست سنگين اسرائيل در جنگ 33 روزه
كمترين اميدي به نتايج اين حمله نداشتند و به شاهزاده
سعودي پاسخ منفي دادند.
3 ـ موضع قدرتمند و برتر مقاومت اسلامي
اگرچه رژيم صهيونيستي در طول دوران موجوديت خود سعي كرده موضعي تهاجمي داشته باشد و مرتبا امتياز بگيرد ولي نتوانست
با اتخاذ همين موضع
مقاومت اسلامي در لبنان و فلسطين را در موضع انفعالي قرار دهد و امتياز بگيرد.
صهيونيستها با حمله به لبنان اميدوار بودند بتوانند 2 نظامي اسير خود را از حزب الله لبنان تحويل بگيرند ولي عليرغم 33 روز
جنايت و كشتار و تجاوز
نه تنها به هيچ يك از اهداف خود نرسيدند
بلكه بزرگترين شكست تاريخ موجوديت نامشروع خود را نيز
تجربه كردند.
مسئله در خصوص حمله به غزه و محاصره همه جانبه عليه نوارغزه نيز به نتايج تقريبا مشابهي منجر شد. برقراري آتش بس ميان
جنبش حماس و رژيم صهيونيستي نشان داد كه مي توان صهيونيستها را وادار به قبول شكست نمود و شرايط موردنظر خود را بر آنها
تحميل كرد.
حزب الله لبنان و جنبش حماس هر چند با بهره گيري از حمايت مردم
با تحمل سختي ها و رنج فراواني به اين دستاوردها نايل
آمدند ولي بزرگترين تجربه هاي گرانسنگ تاريخ مبارزات ضداشغالگري را به ثبت رساندند.
« سمير قنطار » اسير مبارز لبناني كه اخيرا پس از 29 سال اسارت به لبنان بازگشته است
اظهار داشت : صهيونيستها از مقاومت
اسلامي و حتي از نام « سيدحسن نصرالله » هم وحشت دارند و همواره صهيونيستها در حالت ترس و وحشت از مقاومت به سر مي برند.
اين وحشت و خشم صهيونيستها فقط از يك نفر نيست بلكه نصرالله اكنون سمبل مقاومت اسلامي لبنان است و اشغالگران از
مقاومت و سلاح و اراده اش ضربه خورده اند. اين تجربه هاي درخشان
« الگوي جديد مبارزه موفق » عليه اشغالگران محسوب مي شود كه
ميتوان با بكارگيري آن
فرصت ارزشمندي براي احياي مجد و عظمت از دست رفته دنياي عرب و دنياي اسلام در برابر اشغالگران را
بدست آورد.
4 ـ جنگ قدرت در درون حاكميت
چهارمين رمز افول ستاره اقبال صهيونيست ها و كاهش روزافزون قدرت بازدارندگي اسرائيل به جنگ قدرت در ساختار رژيم
صهيونيستي برمي گردد. اين روزها ايهود اولمرت سرگرم تدارك مقدمات خروج از قدرت است و « تزيبي ليوني » وزيرخارجه و « ايهود
باراك » وزير جنگ و « شائول موفاز » وزير حمل و نقل اسرائيل در تلاشند تا بهر قيمت ممكن
رقباي خود را از صحنه خارج كنند و خود
به قدرت برسند. اين جنگ قدرت باعث تحليل رفتن توان نظامي اسرائيل و لرزان تر شدن پايه هاي اين رژيم اشغالگر شده است . حتي با
انتخاب نخست وزير جديد هم
چنين فرايندي متوقف نخواهد شد.

|