روزنامه جمهوري اسلامي 23/05/1387 صفحه كتاب و كتابخواني

  • با هاشمي رفسنجاني تا خانه خدا
  • از واژه بيگانه تا واژه فارسي
  • *****
    با هاشمي رفسنجاني تا خانه خدا




  • كتاب « با هاشمي رفسنجاني تا خانه خدا » را حجت الاسلام والمسلمين مسيح مهاجري نوشته و انتشارات روزنامه جمهوري اسلامي آن را در 226 صفحه به چاپ رسانده است . اين كتاب علاوه بر اينكه سفرنامه آيت الله هاشمي رفسنجاني و هيئت همراه در عمره شهريور سال 1384 هـ . ش است داراي ضمايمي نيز مي باشد .
    در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير به چشم مي خورد :
    مقدمه
    نگاهي اجمالي به كشور عربستان
    ديدار با ملك عبدالله
    احرام در مسجد جحفه
    مناسك عمره مفرده
    ديدار نواز شريف (نخست وزير سابق پاكستان )
    بازديد از مني ت و عرفات
    ضيافت شام امير مكه
    ديدار با روحانيون كاروان هاي ايراني در مكه
    سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني در جمع روحانيون كاروان هاي عمره در مكه
    ديدار بعثه آيت الله سيستاني با آيت الله هاشمي رفسنجاني
    ضيافت خانوادگي ملك عبدالله
    نامه آيت الله صافي گلپايگاني و پاسخ آيت الله هاشمي رفسنجاني
    بازديد از طرح حرمين شريفين در جده
    سفر به مدينه
    مصاحبه در حرم نبوي
    زيارت بقيع با مردم
    ديدار با روحانيون كاروانهاي ايراني در مدينه
    سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني در جمع روحانيون كاروانهاي حج
    ضيافت امير مدينه
    باز شدن بقيع به روي خانم ها
    مصاحبه با روزنامه عكاظ
    آبارعلي
    ديدار با شيعيان مدينه
    آيت الله هاشمي رفسنجاني در جمع شيعيان مدينه : مصلحت اسلام پرهيز از تفرقه است
    شيعيان مدينه در گذشته و حال
    شروع رسمي زيارت بقيع توسط خانم ها
    اظهارات ضدايراني وزير خارجه عربستان
    نماز جمعه اي كه از ضايعات است


    بازديد از ينبع
    بازگشت به ايران
    ضميمه شماره 1 ـ معرفي اجمالي محمد بن عبدالوهاب
    ضميمه شماره 2 ـ تصاوير نامه ها
    ضميمه شماره 3 ـ فعاليت هاي هسته اي ايران با سياست ها و عملكردها
    ضميمه شماره 4 ـ عكس ها
    شيعيان مدينه در گذشته و حال
    در بخشي از كتاب مذكور به تاريخچه و موقعيت كنوني شيعيان مدينه اشاره شده است كه جالب مي باشد. در اين بخش چنين مي خوانيم :
    مفهوم دقيق سخنان آقاي هاشمي رفسنجاني در جمع شيعيان مدينه وقتي روشن مي شود كه به سخت گيري هاي گذشته دولت سعودي و مشكلات و محدوديت هاي زيادي كه براي آنها ايجاد مي كردند توجه شود.
    سابقه شيعيان مدينه به سابقه حضور اهل البيت عليهم السلام در اين شهر برمي گردد. علاوه بر اعضاي خاندان بني هاشم كه بخش اصلي شهر مدينه محل سكونت آنها بود بسياري از علاقمندان خاندان پيامبر اكرم نيز در هر نقطه از جهان اسلام كه بودند تلاش مي كردند خود را به مدينه برسانند و به عنوان « مجاور » در اين شهر زندگي كنند. به همين جهت مدينه علاوه بر اينكه شهر پيغمبر بود شهر اهل بيت پيغمبر و پيروان اهل بيت نيز شد.
    تاريخ نويسان مدينه را « مهد تشيع » در دوران صدر اسلام ميدانند بطوريكه از اين شهر واعظان و خطبا و عالمان زيادي براي ترويج تشيع به ساير نقاط جهان اسلام در آن زمان گسيل مي شدند. اكثر ائمه اطهار عليهم السلام قسمتي و يا حتي عمده ترين قسمت عمر مبارك خود را در مدينه گذراندند و بعضي از آنها تمام عمر شريفشان در اين شهر گذشت بطوري كه چهار امام معصوم (امام حسن مجتبي امام زين العابدين امام باقر و امام صادق عليهم السلام ) و حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها كه ايشان نيز قسمت عمده عمر شريفشان در مدينه سپري شد در مدينه و قبرستان بقيع مدفون مي باشند. علاقه شديد شيعيان به قبرستان بقيع كه علاوه بر چهار امام معصوم بسياري از بزرگان خاندان رسالت و خانواده بني هاشم را در خود جاي داده خود همواره از عوامل جذب شيعيان براي حضور در مدينه و « مجاور » شدن در اين شهر بود كما اينكه اماكن تاريخي ديگري نيز در مدينه وجود دارند كه براي شيعيان هميشه جاذبه داشتند و موجب مي شدند زندگي در اين شهر را بر هر جاي ديگر ترجيح بدهند.
    با اينحال سخت گيري هاي حاكمان بني اميه و بني عباس نسبت به شيعيان بويژه خود ائمه عليهم السلام عامل مهمي براي دور شدن آنان از مدينه بود و همين امر موجب پراكنده شدن شيعيان در ساير نقاط سرزمين هاي اسلامي شد . واقعه حره در سال 63 هجري قمري كه طي آن سپاهيان يزيد شهر مدينه را غارت كردند بسياري از ساكنان آنرا كشتند به نواميس مردم تجاوز كردند و حتي با اسب ها و ساير مركب هايشان وارد مسجدالنبي و حرم پيامبر اكرم شدند و علاوه بر بي حرمتي آنرا غارت كردند يكي از چندين مورد سخت گيري حكام بني اميه و بني عباس نسبت به مردم مدينه بويژه شيعيان را در تاريخ به ثبت رسانده است .
    اين سخت گيري ها هر چند در كاهش حضور شيعيان در مدينه موثر بود ولي در عين حال مدينه همچنان محل سكونت بسياري از شيعيان باقي ماند بطوري كه بنا بر شهادت تاريخ نويسان اداره امور حرم نبوي و موقوفات مدينه در اختيار آنان بود. در دوران فاطمي نيز خطباي مدينه عالمان شيعي بودند كه خطبه به نام پيامبر و اهل البيت عليهم السلام ميخواندند و با فشار صلاح الدين ايوبي مجبور شدند حاكميت او را به رسميت بشناسند و بر طبق عقايد او عمل نمايند. حتي در دوران ايوبيان چه خود صلاح الدين و چه جانشينان وي كنترل همه نهادهاي مذهبي مدينه در دست سران شيعيان بود و قاضيان شيعه احكام تشيع را براي همه اهالي شهر اعم از شيعيان و اهل سنت بطور مساوي به اجرا درميآوردند.
    در دوران عثماني ها (699 ـ1342 هـ . ق ) با اينكه سياست آنها حمايت از شيعيان مدينه نبود اما تا مدت ها بنا به نوع خلق و خوي واليان خلافت عثماني در مصر كه عربستان را نيز مديريت مي كردند حال و روز شيعيان فراز و نشيب هائي را طي كرد كه در مجموع بخش هائي از حقوق آنها رعايت مي شد. عامل مهمي كه سياست عثماني ها در رفتار با شيعيان مدينه را تحت تاثير قرار داد تعامل شاهان صفوي ايران (907 ـ1135 هـ . ق ) با دولت عثماني بود . جنگ هاي ايران و عثماني در اين دوران موجب سخت گيري دولت عثماني نسبت به شيعيان مدينه شد و آنانرا از بسياري از حقوقي كه داشتند محروم كرد. علاوه بر اين شايعه مرسوم شدن سب خلفا در دوران صفويه در ايران نيز بهانه اي به دست عثماني ها داد تا با وارد آوردن فشار انتقام اين اقدام را از شيعيان مدينه و عربستان بگيرند. براي رهائي از همين فشارها بود كه جمعي از علماي حجاز در نامه اي به علماي اصفهان نوشتند : « شما در اصفهان خلفا را سب مي كنيد و ما به خاطر سب و لعن شما اينجا در حرمين شريفين گرفتار مشكلات ناشي از آن هستيم » .
    سخت ترين دوران براي شيعيان عربستان بويژه شيعيان مدينه دوران وهابي هاست . هنگامي كه اتحاديه وهابي ها و سعودي ها در سال 1304 هجري شمسي محاصره مدينه را كامل كردند و حاكميت خاندان هاشمي (شريف مكه ) بر مدينه پايان يافت روزگار سخت شيعيان مدينه نيز آغاز شد. در اين واقعه لورنس و تعدادي از افسران انگليسي كه با اهداف استعماري و به طمع طلا و نفت عربستان براي پايان دادن به سلطه عثماني ها بر اين كشور از اتحاد وهابي ها و آل سعود حمايت مي كردند نيز دست داشتند. وهابي ها با خشونت و بي رحمي تمام شيعيان مدينه را سركوب كردند بقاع متبركه ائمه بقيع عليهم السلام را ويران نمودند محله بني هاشم واقع در حد فاصل ميان مسجدالنبي و بقيع را از نقشه مدينه حذف كردند بسياري از آثار دوران پيامبر اكرم و اهل البيت از جمله مسجد ردالشمس و بيت الاحزان را محو و نابود ساختند و سادات نخاوله را كه از بازماندگان اصيل شيعيان مدينه هستند تحت فشارهاي سياسي اقتصادي و حتي تبليغي قرار دادند.
    نخاوله در سال 1346 هجري قمري براي مقابله با فشارهائي كه به آنها وارد مي شد قيام كردند اما حكومت عربستان آنها را سركوب كرد و بيش از 7 هزار نفر از آنها را كشت و به نواميس آنها بي حرمتي كرد . به فرمان آل سعود از اين پس هر گونه مراوده و معاشرت با نخاوله ممنوع بود و آنها از استخدام شدن در مشاغل دولتي و حتي شركت هاي خصوصي ممنوع بودند . در سال 1371 هجري قمري نخاوله از دولت عربستان خواستند به حقوق آنها توجه و با آنها رفتاري قانوني شود اما دولت به اين درخواست بي اعتنائي كرد و حتي تلاش هائي براي تحقير آنان و تحريف تاريخ درباره اصل و نسب و اعتقادات آنان صورت گرفت .
    درباره وجه تسميه اين جماعت به نخاوله كه درباره تعداد آنها آمارهائي از 4 هزار تا 12 هزار ارائه شده است روايات مختلفي وجود دارد كه معروف ترين آنها عبارتند از :
    1 ـ منصوب به قريه نخله كه بين مكه و مدينه قرار دارد .
    2 ـ از نسل ابونخله سعيد يا لهيبي (هر دو از صحابه ) هستند .
    3 ـ در كار تربيت نخل مهارت دارند و در همين زمينه خوبست به اين نكته نيز اشاره اي داشته باشيم كه براساس برخي روايات تاريخي در محله قديمي نخاوله دو باغ به نام هاي « صفا » و « مرجان » وجود داشت كه از موقوفات امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام بودند و چه بسا هنوز هم وجود داشته باشند ولي مثل بسياري از آثار ديگر منسوب به اهل البيت عليهم السلام وهابي ها نشاني از آنها باقي نگذاشته اند.
    مناسب است مبحث شيعيان مدينه را با مطلبي از نسابه متبحر مرحوم آيت الله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي مزين نمائيم كه درباره نخاوله مرقوم داشته اند و در كتاب « زندگاني پيشواي اسلام » از ايشان نقل شده است .
    « اما طايفه نخاوله طائفه اي هستند از خلص شيعيان و دوستان اهل بيت از زمان قديم در مدينه طيبه ساكن مي باشند و بزرگاني در آنها بوده و بنا بر قول بعضي از مورخين آنها از نسل (ابونخيله سعدي ) مي باشند كه نسبت او به زيد بن مناه بن تميم منتهي مي شود و به قول بعضي از علما انساب نسب نخاوله منتهي مي شود به (ابونخيله لهبي ) به هر حال ابونخيله سعدي يا لهبي هر دو از صحابه النبي (ص ) هستند. و آنچه مشهور است كه نخاوله از اولاد مماليك (آزاد شده هاي ) حضرت مجتبي (ع ) هستند حقير در اين موضوع به مدركي برنخوردم .
    و مغربي نسابه در وجه تسميه نخاوله گفته است : (واو) زائده است و اصل كلمه نخاله است و چون نخيل مدينه و آبياري آنها به دست اين طايفه مي شده لذا به نخاوله مشهور شده اند.
    و عده اي نخاوله را منسوب به قريه نخله گرفته اند و او دهي است بين مكه و مدينه و بين اين محتملات آنچه اقرب به صواب مي باشد آن است كه نخاوله از باب نسبت به يكي دو نفر صحابي است كه اسم آنها گذشت والله العالم . علاوه بر اين مرحوم سيد استاد آقا سيد محمدرضا نسابه بحراني نجفي از چند نفر از نسابين احتمال اول را نقل و تقويت نموده است .
    از جمله طوايفي كه در يك جهت مدينه مشرفه سكني دارند و شيعه مي باشند طائفه عوالي هستند كه اينها مردمان بسيار صحيح و اصيل و اهل ورع مي باشند. و از عوالي مي باشند آنها كه در (فرع ) ساكن هستند صاحبان شجاعت و شهامت و سداد و صلاح مي باشند و همگي شيعه و محب اهل بيت عليهم السلام هستند.
    اما سادات مدينه : مخفي نماند آن كه : چند عده سادات در مدينه و خارج آن ساكن هستند از جمله (سادات حسني ) كه نسب آنها به نسب شرفا مكه معظمه متصل و متحد مي شود و آنها معروف هستند به (شرفا) و جد اعلاي آنها شريف فهد بن الشريف حسن الحسني مي باشد و شريف فهد با برادرش شريف ادريس شرافت مكه معظمه را دارا بوده و در سنه 1020 در اسلامبول فوت شد .
    و از جمله سادات مدينه منوره سادات معروف به (حمزات ) مي باشند و آنها منتهي مي شوند به سيد حمزه ابن علي بن عبدالواحد بن الشريف مالك بن شهاب الدين الحسيني اميرالمدينه حمزات از بيوت جليله سادات مدينه و منتهي به سيد الساجدين (ع ) و امرا مدينه درگذشته اكثرا از اين سلسله بوده و اكنون اغلب آنها در خارج شهر مدينه هستند و قليلي در خود مدينه و ديگر از سادات مدينه سادات (وحاحده ) مي باشند و نسب آنها منتهي مي شود به شريف عبدالواحد بن الشريف مالك بن شهاب الدين الحسيني اميرالمدينه و نسب او نيز به حضرت سجاد(ع ) مي رسد در خاندان وحاحده علما و شعرا و ادبا بسيار بوده و جمع كثيري از آنها منتقل به ايران شده اند...
    از جمله بيوت علويين در مدينه (سادات مرعشي ) مي باشند كه در زمان امارت بني الحسني (ع ) در مدينه منصب نقابت و قضاوت و روايت حديث و گاهي خطابه بر منبر رسول اكرم (ص ) را داشته و قبرستان اينها در بقيع اطراف قبور ائمه (ع ) بوده است آنان از نسل حسن بن علي بن علي المرعشي بن عبدالله اميرالعارفين بن الحسن بن الحسين الاصغر ابن الامام سيد الساجدين (ع ) هستند.
    و ديگر از بيوتات علويين در مدينه سادات (آل المهنا) مي باشد و اينها از اولاد عبيدالله اعرج ابن الحسين الاصغر هستند. قضاوت مدينه در گذشته غالبا با آنها بوده در ميان آنها علما و فقها بسيار بوده از قبيل (سيد المهنا) صاحب (مسائل مهنائيه ) كه سوال از علامه حلي نموده و علامه جواب مرقوم داشته است ...
    و ديگر از سادات مدينه خانواده اي است معروف به (هواشم ) جمع هاشمي (علي خلاف القياس ) و جد اعلاي آنها سيد محمدبن الحسن بين زيد الحسيني المرعشي است كه در سال (890 ) وفات نموده و قبرش در بقيع است و تاليفات زيادي دارد از جمله كتابي در تاريخ مدينه و كتابي در رجال وغيره . اعقاب او باقي هستند ولي پس از استيلا آل سعود غالبا به باديه هجرت نموده اند...
    و از جمله بيوتات علويين (سادات حضارمه ) است نسب اينها منتهي مي شود به سيد احمد بن عيسي (المهاجر من الكوفه النازل باليمن و حضرموت ) خاندان بزرگي هستند علما شعرا فقها و نسابين در ميان آنها زياد بوده و هست قسمتي در مدينه منوره و برخي در مصر و عده اي در هندوستان و گروهي در زنگبار و بعضي در صنعا و جاوه و قسمت عمده در حضرموت در بيت الفقيه مي باشند. نسب احمد بن عيسي منتهي مي شود به علي عريض فرزند حضرت صادق (ع ).
    و ديگر از سادات مدينه خانواده (ال النقيب ) است كه جد اعلاي آنها سيد محمد بن الحسن بن علي بن الحسين الحسيني الاعرجي مي باشد و نسب آنها منتهي مي شود به عبدالله اعرج ابن الحسني الاصغر ابن الامام سيد الساجدين (ع ).
    سيد محمد بن الحسن جد اين خانواده در ماه تاسعه نقيب مدينه بوده و تاليفات بسياري در تفسير و ادبيات و كتب حديث و انساب دارد.

  • *****
    از واژه بيگانه تا واژه فارسي


  • Operateur اپراتور : كارور (فرانسه )
    پيشرفت هايي كه در نظام اداري به دست آمده تا حدودي مرهون استفاده از وسائل و ابزارهاي جديد است به كارگيري اين وسائل و ابزارها معمولا مستلزم آموزش ديدن و كارآموزي كردن است تا مهارت لازم به دست آيد. در فارسي براي افرادي كه چنان وسائل و ابزارهايي را به كار مي گيرند از واژه بيگانه اپراتور استفاده شده است كه واژه مصوب معادل آن كارور است .
    مثال : با استفاده از انسرينگ ماشين و يك اپراتور سانترال تلفني را كنترل مي كرد.
    يعني : با استفاده از دستگاه پيغام گير و يك كارور مركز پيام را اداره مي كرد.
    مثال : او اپراتور ماهري بود و توانسته بود در صفحه آرايي رايانه اي هم موفق شود.
    ساير واژه هاي بيگانه در مثال ها :
    Answering machine انسرينگ ماشين : پيام گير (انگليسي )
    Central سانترال : مركز (فرانسه )
    Control كنترل : اداره كردن مهار كردن نظارت كردن (انگليسي )
    Layout لي اوت : صفحه آرايي (انگليسي )
    Opposition اپوزيسيون : اقليت مخالف دولت (فرانسه )
    در نظام هاي مردم سالاري حكومت را گروه يا ائتلاف گروههاي در دست مي گيرند كه اكثريت آراي مردم را به دست آورده اند و در مقابل آنها گروههايي قرار مي گيرند كه اصطلاحا اقليت را تشكيل مي دهند. در بسياري از كشورها ويژگي شاخص اقليت مخالفت با دولت برخاسته از اكثريت است . براي اين اقليت يا مخالفان دولت در فارسي به تقليد از فرنگيان واژه اپوزيسيون به كار رفته كه در لغت به معني مخالفت است .
    مثال : او به همين دليل مورد نفرت اپوزيسيون پارلمان است .
    يعني : از او به همين دليل اقليت مجلس (يا مخالفان دولت ) نفرت دارند.
    مثال : فراكسيون اپوزيسيون تصميم گرفت با ابستروكسيون مجلس را به تعطيلي بكشاند.
    يعني : جناح اقليت تصميم گرفت با عدم حضور مجلس را به تعطيلي بكشاند.
    ساير واژه هاي بيگانه در مثال ها :
    Parlement پارلمان : مجلس (فرانسه )
    Obstruction ابستروكسيون : انسداد (سياسي ) عدم حضور (اقليت در مجلس ) (فرانسه )
    Fraction فراكسيون : جناح گروه سياسي (فرانسه )
    Autobahn اتوبان : بزرگراه (آلماني )
    خيابان ها و جاده هايي كه در آنها مسير رفت و برگشت از هم با نرده يا فاصله غير قابل عبوري جدا شده اند خاص خودرواند و رفت و آمد در آنها از قواعد ويژه اي تبعيت مي كند. در فارسي به اين نوع خيابان ها و جاده ها بزرگراه مي گويند ولي هنوز از واژه بيگانه اتوبان نيز استفاده مي شود كه قابل اجتناب است .
    مثال : اواخر هفته ترافيك در اتوبان تهران ـ كرج نيز سنگين است .
    يعني : اواخر هفته حتي بزرگراه تهران ـ كرج هم شلوغ مي شود.
    ساير واژه هاي بيگانه در مثال ها :
    Trafic ترافيك : شلوغي (رفت و آمد) (فرانسه )
    Automatique اتوماتيك : خودكار (فرانسه )
    پيچيدگي فني برخي از دستگاه ها يا روش ها به استفاده از ابتكارها يا ابزارها يا شيوه هايي براي پرهيز از اشتباه در راه اندازي يا به كارگيري يا تنظيم انجاميده است كه بر مبناي اطلاعات مختلف برخي از اقدامات را به صورت خودكار به اجرا مي گذارد. واژه بيگانه اتوماتيك به مفهوم خودكار در فارسي راه يافته است .
    مثال : وقتي ازدحام اتومبيل زياد مي شود كارايي چراغ هاي كنترل اتوماتيك ترافيك از بين مي رود
    يعني : با افزايش ازدحام خودروها كارآيي چراغ هاي راهنمايي خودكار از بين مي رود.
    مثال : به كارگيري ماشين هاي اتوماتيك بتدريج باعث كاهش حساسيت و از دست رفتن مهارت انسان مي شود.
    يعني : به كارگيري دستگاه هاي خودكار بتدريج به تضعيف قابليت هاي انسان مي انجامد.
    ساير واژه هاي بيگانه در مثال ها :
    Control كنترل : راهنمايي (انگليسي )
    Machine ماشين : دستگاه (انگليسي )
    Edit اديت : ويرايش (انگليسي )
    هيچ نويسنده اي نمي تواند خود را بي نياز از ويراستاري بدند. ويراستاري ادبي و فني يا علمي به جلوه گري درست زيبايي ها و ارزش هاي اثر مي انجامد. واژه بيگانه اديت با مفهوم ويراستاري در فارسي به كار رفته است .
    مثال : هر مولفي بايد قبل از چاپ و نشر اثر خود آن را اديت كند
    يعني : هر مولفي بايد قبل از چاپ و نشر اثر خود آن را ويرايش كند.
    مثال : اخيرا سافت وير مناسبي براي اديت تكست انگليسي به دست آورد.
    يعني : اخيرا نرم افزار مناسبي براي ويرايش متن انگليسي به دست آورد.
    ساير واژه هاي بيگانه در مثال ها :
    Softw & re سافت وير : نرم افزار(انگليسي )
    Text تكست : متن (انگليسي )