روزنامه جمهوري اسلامي 20/05/1387 صفحه مقالات

  • الهام از طرح « روان پزشكي اجتماعي » در دست يابي به « سلامت معنوي » جامعه
  • حكمت
    از كساني مباش كه ...

  • قافله سالار طريق عشق
  • ياران مرگ
  • علي (ع ) در عرصه كار و خدمت
  • *****
    الهام از طرح « روان پزشكي اجتماعي » در دست يابي به « سلامت معنوي » جامعه

  • طرحي نو براي امر به معروف و نهي از منكر و سالم سازي محيط دكتر سيد ابوالقاسم حسيني استاد دانشگاه علوم پزشكي مشهد چكيده مقاله براي دستيابي به « سلامت معنوي » در جامعه زمينه ها و امكانات و فرصتهاي زيادي وجود دارد كه بايستي با بهره گيري از يك الگوي جامع و كامل از اين فرصتهاي طلائي براي وارد كردن آحاد مردم به فرايند تامين سلامت جامعه بهره برد.
    با نگرشي تازه به مبحث امر به معروف و نهي از منكر مي توان به الگوئي مفيد و موثر دست يافت كه راه رسيدن به يك جامعه سالم را كوتاهتر و مطمئن تر سازد. طرح « روان پزشكي اجتماعي » مي تواند الگوي مناسبي در اين زمينه باشد. پيشنهاد مي شود كه اين طرح در مراكز تصميم گيرنده نظام مورد بررسي و تصويب قرار گيرد تا پس از تكميل و اجرائي كردن آن بعنوان مبناي برنامه هاي كلان كشور در مقوله تامين سلامت معنوي مورد توجه خاص واقع شود.
    مقدمه
    انسان به عنوان موجودي شناخته شده كه داراي ابعاد ديني رواني اجتماعي و معنوي است . دست يابي به سلامت بدني رواني اجتماعي و معنوي نياز اصلي هر انسان است .
    در يك بررسي همه جانبه نسبت به اديان الهي مي توان به اين نتيجه رسيد كه اديان در تامين اهداف فوق مي توانند نقشي بسيار وسيع و بنيادي برعهده گيرند. هدف اديان الهي دست يابي همه انسان ها به رشد و سعادت در دنيا و آخرت است . محدوده زماني سلامت بدني رواني و اجتماعي تا پايان عمر انسان مي باشد. ولي نتايج « سلامت معنوي » تا ابديت ادامه دارد. مي توان گفت كه وظيفه نهادهاي ديني سياست گذاري كلي برنامه ريزي اجرا و ارزيابي روش هايي است كه اهداف فوق را براي همه انسان ها در طول تاريخ تامين نمايد.
    دست يابي به اين هدف بزرگ و با اين طيف وسيع نياز به برنامه ريزي منطقي و پي گيري آن دارد. استفاده از تجارب نهادهايي كه كارهاي مشابهي را انجام مي دهند مي تواند ما را در « راه ميان بر » قرار دهد. به نظر مي رسد طرح « روان پزشكي اجتماعي » يا « بهداشت رواني جامعه » با توجه به نتايج درخشان ناشي از آن الگوي خوبي در اين مورد باشد.
    معرفي روان پزشكي اجتماعي و زيربناهاي آن
    « بهداشت رواني جامعه » « روان پزشكي پيشگيري » و « روان پزشكي اجتماعي » عنوان هاي مترادفي هستند كه توسط براون به نام انقلاب سوم روان پزشكي نام گذاري شده اند. عناوين فوق اين برداشت را دنبال مي كنند كه تمام نظام هاي اجتماعي بايد به عنوان پشتوانه پيشگيري و درمان اختلالات روان پزشكي مورد استفاده قرار گيرند. اين انقلاب روش هاي قديمي را كه در آن روانپزشكان تمام كوشش خود را صرف شناخت و طبقه بندي « بيمار » مي نمودند و به عوامل اجتماعي و « عمل جامعه » توجه جدي مبذول نمي داشتند مردود مي داند و بستري كردن بيماران را براي مدت طولاني مورد انتقاد قرار مي دهد. اين طرح ايجاد كلينيك هاي پراكنده بهداشت رواني احتراز از بستري نمودن غيرضروري استفاده از امكانات جامعه براي مراقبت هاي بعد از بستري و توجه به پيش گيري از اختلالات روان پزشكي از طريق مشاوره و آموزش را از اهداف اصلي خود مي شمارد.
    اهداف كلي بهداشت رواني جامعه
    اهداف كلي بهداشت رواني جامعه در ده جنبه زير خلاصه مي گردند :
    1 ـ مسئوليت نسبت به جمعيت مشخص
    2 ـ تهيه امكانات بهداشت و درمان نزديك محل اقامت يا محل كار بيمار
    3 ـ ايجاد مراكز خدماتي جامع
    4 ـ گروه هاي متشكل درمانگر از نظام هاي مختلف
    5 ـ بيماريابي
    6 ـ پي گيري و تداوم مراقبت
    7 ـ شركت افراد مصرف كننده
    8 ـ پيش گيري
    9 ـ ارزيابي
    10 ـ پژوهش
    اينك به صورت بسيار مختصر جنبه هاي فوق مورد بررسي قرار مي گيرند :
    1 ـ مسئوليت نسبت به جمعيت مشخص
    در سيستم پزشكي و روان پزشكي اجتماعي تعهد نسبت به يك جمعيت مشخص از سياست هاي اصلي است . در اين سيستم مفهومي به نام « حوزه تحت پوشش » وجود دارد. اين عنوان در مورد محدوده جغرافيايي به محدوده اي گفته مي شود كه مسئوليت هاي خدماتي آن بر عهده يك سازمان مشخص بهداشت و درمان است . نقشه جغرافيايي اين منطقه در دسترس مسئولان سازمان مي باشد و تعداد جمعيت نسبت زن و مرد طبقه بندي از نظر سن وضع خانوادگي تجرد و تاهل ميزان سواد و ميزان اشتغال و نوع آن در جمعيت مورد نظر در دسترس مي باشد.
    مسئوليت برنامه ريزي و ملحوظ كردن تمام نيازهاي بهداشت رواني جمعيت مورد نظر برعهده سازمان است . ارزيابي امكانات موجود براي از بين بردن نيازها ايجاد يك سيستم مراقبتي با استفاده از تمام امكانات موجود و برنامه ريزي براي ارايه كامل خدمات بهداشتي و درماني به جمعيت مورد نظر همگي جز مسئوليت هاي سازمان است . در اين مورد هم بايد از شهروندان عادي و هم نيروهاي سياسي ـ اجتماعي و تخصصي استفاده كرد و به بهداشت و « پيش گيري » حداقل به ميزان « درمان » اهميت داد. از اين ديدگاه مسئوليتها شامل تمام افراد جامعه مي گردد. در اين نگرش جديد تاكيد ويژه اي بر كودكان سالمندان اقليت هاي قومي بيماران مزمن و حاد و جمعيت هايي مي شود كه در مناطق دور افتاده زندگي مي كنند. خدمات ارايه شده بايد با زيربناهاي فرهنگي جامعه وفق داده شوند و امكانات موجود اعم از دولتي و مردمي براي افراد تحت پوشش شناخته شده باشند و اطلاعات كافي در مورد آن ها داده شود.
    2 ـ تهيه امكانات بهداشت و درمان نزديك محل اقامت يا محل كار بيمار
    لازم است امكانات بهداشتي و درماني نزديك محل اقامت يا محل كار بيمار به وجود آيند تا امكان استفاده از آنها تسهيل گردد. اين سياست موجب تشخيص زودرس و « بيماريابي » به موقع مي گردد و در صورت نياز به بستري شدن طول آن كوتاه خواهد بود.
    3 ـ ايجاد مراكز خدماتي جامع
    « مراكز خدماتي جامع » يكي از نيازهاي اصلي بهداشت رواني جامعه است كه به عنوان يك نظام فراگير و واحد اختصاصي عمل مي كند. ارايه خدمات سرپايي پراكنده دخالت در بحران در موارد فوريت مشاوره و آموزش خدمات بستري كوتاه مدت واحد پي گيري موارد بستري امكانات خدمات اقامتي بعد از ترخيص قسمتي از تسهيلات اين برنامه مي باشند.
    به اين وسيله امكانات خدماتي براي رفع تمام نيازهاي افراد تحت پوشش مورد توجه واقع مي شوند. در جاهايي كه اين طرح پياده شده بهبود شاخصي در همه زمينه ها قابل مشاهده است .
    4 ـ گروه هاي متشكل درمانگر از نظام هاي مختلف
    انقلاب بهداشت رواني از ابتداي كار خود لزوم استفاده از يك تيم با نظام هاي مختلف را مطرح ساخت . اعضاي تيم شامل روان پزشك روان پزشك اطفال روان شناس باليني مددكار اجتماعي متخصص كار درماني روان پرستار جامعه شناس يا متخصص روان شناسي اجتماعي و كادر اداري هستند. هر كدام از نيروهاي فوق كار تخصصي خود را انجام مي دهند ولي سرپرست مجموعه مي تواند از ميان هر كدام از افراد ذكر شده انتخاب گردد.
    5 ـ بيماريابي
    در روند سيستم قديمي پزشكي و روان پزشكي كه متاسفانه هنوز در بعضي از كشورها به عنوان تنها گزينه موجود در دسترس مي باشد شدت بيماري بايد به حدي برسد كه بيمار و اطرافيان به بيمار بودن او آگاهي يابند و به هر پزشكي كه خواستند يا توانستند مراجعه نمايند. در طرح روان پزشكي اجتماعي آموزش نشانه هاي بيماريهاي اصلي روان پزشكي به افراد جامعه در مدارس كارخانه ها سربازخانه ها مساجد و هر جاي ديگري كه بتوان آموزش عمومي را انجام داد به صورت چهره به چهره صورت مي پذيرد. بيماريابي براساس اطلاعات به دست آمده انجام مي شود و براساس سياست « يك درمانگر براي هر بيمار » صورت مي گيرد. در شرايط ايده آل مسول درمان براي هر بيمار ثابت است در صورتي كه استفاده از درمانگران متعدد الزامي باشد اطلاعات موجود در پرونده سوابق شخص مراجعه كننده موضوع را روشن مي نمايد.
    6 ـ پي گيري و تداوم مراقبت
    تداوم مراقبت از بيمار از وظايف اصلي مراكز بهداشت رواني است و بدون « پي گيري بيمار » ارزيابي كارآيي اين مراكز امكان پذير نيست . آموزش كافي به بيماران و خانواده آن ها در مورد اهميت « پي گيري » و فراهم آوردن تسهيلاتي كه عملا بيمار و خانواده او را به انجام اين كار قادر سازد نهايت اهميت را دارد. طرح يك درمانگر براي هر بيمار و ايجاد حوزه هاي تحت پوشش و بيمارستان هاي روزانه كه به صورت كارگاه هاي ساده امكان مراجعه درازمدت را تا اشتغال در حرفه ها و مشاغل اجتماعي فراهم مي آورند امكان پي گيري را بيشتر مي كنند.
    7 ـ شركت افراد مصرف كننده
    كارشناسان سازمان جهاني بهداشت تاكيد مي كنند : « بهداشت بايد كسب شود و نمي توان آن را تحميل نمود. لذا نخستين عامل دست يابي به بهداشت تعهد مردم و دولت نسبت به آن است و به طور كلي آموزش كافي براي حصول چنين تعهدي ضروري است » . در يكي از مصوبه هاي سازمان جهاني بهداشت چنين آمده است : « مردم حق و وظيفه دارند كه به طور انفرادي و گروهي در برنامه ريزي و اجراي مراقبت هاي بهداشتي خود شركت نمايند » .
    در دهه هاي قبل تصور مي شد فقط كاركنان حرفه اي بهداشت در موقعيتي هستند كه بتوانند نياز به آموزش و اولويت هاي آن را ارزيابي كنند ولي اين برداشت اكنون در حال تغيير است . اگرچه نقش فرهنگ مذهب و جامعه در شكل دادن به رفتار مردم مورد تاكيد سازمان جهاني بهداشت قرار گرفته است ولي اين عوامل به ندرت از توجه دقيقي كه لازمه برنامه ريزي موثر در بهداشت است برخوردار گرديده اند. اين مطلب در مورد مفهوم مشاركت مردم نيز صادق مي باشد. با درك اين حقيقت كه هر جامعه داراي « عقل جمعي » است و مردم در تشخيص و حل مشكلات خود توانايي تفكر و اقدام سازنده دارند در حال حاضر آموزش بهداشت به جاي مداخله كاركنان بهداشتي در حل مشكلات بهداشتي جامعه تاكيد خود را بر درگير شدن جامعه در اين مورد گذاشته است .
    در نتيجه مربي بهداشت به صورت يك « يادگيرنده » و در عين حال تسهيل كننده روند آموزش عمل مي كند و اعضاي جامعه به صورت « ياددهنده » وارد عمل مي شوند. در ايفاي موثر اين نقش ها شكل هاي جديدي از تعليم و تربيت منطبق با خط مشي هاي نوين كار با جامعه و مفاهيم جديد آموزش مورد نياز است .
    8 ـ پيش گيري
    يكي از اهداف فعاليت پزشكي پيش گيري از به وجود آمدن بيماري ها و اختلالات بدني و روان پزشكي مي باشد.
    روش هاي پيش گيري به سه دسته تقسيم مي شوند :
    الف ـ روش پيش گيري اوليه كه شامل از بين بردن عواملي است كه منجر به بيماري مي گردند.
    ب ـ روش پيش گيري ثانويه شامل « بيماريابي » به محض بروز بيماري و درمان سريع مي باشد.
    ج ـ روش پيش گيري نوع سوم شامل « نوتواني » و از بين بردن ميزان از كارافتادگي بعد از دوره حاد بيماري است .
    9 ـ ارزيابي
    نقش ارزيابي در بررسي حسن انجام فعاليت هاي بهداشت رواني در تمام مقاطع اعم از برنامه هاي كشوري استاني و شهري مورد تاكيد است و مي تواند در مرحله تجديدنظر در برنامه ها مفيد باشد. ارزيابي ميزان كمبودها در منابع نيروي انساني و مالي اداره و توسعه بخش ها و تعيين نيازهاي آينده همگي تنها با انجام « پژوهش هاي همه گيرشناسي » امكان پذير مي باشد. با انجام يك تحقيق روان پزشكي اجتماعي مشاهده شد كه با كاربرد معيارهاي فوق تعداد مراكز نگهداري درماني بيماران روان پزشكي كه توسط برنامه فوق مورد تاييد قرار گرفتند از 500 مركز به 100 مركز كاهش يافت . اين روش موجب شد كه به جاي حذف حمايت هاي بيمه در مورد بيماران روان پزشكي اين خدمات فقط به ميزان لازم و در موارد ضروري اختصاص يابند. پياده كردن اين روش موجب شد كه هم كيفيت ارائه خدمات بهداشت رواني به بيماران بالا برود و هم مقدار زيادي از هزينه ها حذف و صرفه جويي شود. در حقيقت صرفه جويي براساس « حذف خدمات غيرلازم » انجام شد.
    پروفسور « وينگ » يكي از متخصصان روان پزشكي اجتماعي برنامه ريزي را به صورت زير تعريف مي كند : برنامه ريزي شامل پيش بيني مشكلاتي است كه به هنگام اقدام براي هدفي خاص پيش مي آيند. كاربرد تمهيدات لازم براي حل اين مشكلات روند برنامه ريزي را تكميل مي نمايد. هر قدر پيش بيني مشكلات سازمان يافته تر باشد و خردمندانه صورت پذيرد به هنگام پياده شدن طرح تصميم گيري آسان تر خواهد بود.
    10 ـ پژوهش
    با توجه به اين كه اطلاعات مربوط به منطقه تحت پوشش به طور كامل در دسترس مي باشد در هر لحظه مي توان تغييرات انجام شده در هر مورد را كشف نمود. انجام كارهاي پژوهشي كمي و كيفي به منظور دست يابي به اطلاعات زير و ساير اطلاعاتي كه مورد نياز برنامه ريزان باشد امكان پذير است :
    تغييرات جمعيت در منطقه .
    گروه هاي آسيب پذير و عوامل موثر در بروز آسيب .
    تغييرات انجام شده در ميزان آسيب پس از انجام يك دخالت اصلاحي .
    مقايسه آسيب ها و عوامل موثر در بروز آسيب در مناطق مختلف و كشف عوامل موثر در آن .
    ارزيابي برنامه
    لزوم تشكيل پايگاه هاي تعاون و ارشاد و نيازهاي تفريحي جامعه در حال رشد و تحول ما براي دست يابي به سلامت در ابعاد ديني رواني اجتماعي و معنوي نياز به كارهاي گروهي و برنامه ريزي شده دارد تا بتواند در قالب يك نظام فراگير مشكلات جامعه را حل نمايد به رشد جامعه كمك كند و خود را براي انجام وظايف بين المللي و جهان گير كردن اسلام آماده سازد.
    امام كاظم عليه السلام برنامه هاي روزانه يك انسان در حال رشد را به صورت زير تنظيم مي نمايند :
    بكوشيد كه وقت شما چهار قسمت باشد :
    1 ـ بخشي براي مناجات با خدا .
    2 ـ بخشي براي كار و معاش
    3 ـ بخشي براي آميزش با برادران و مردم مورد اعتماد كه شما را به عيب هاي خويش آگاهي مي دهند و از صميم قلب به شما اخلاص دارند.
    4 ـ بخشي هم براي « درك لذت هاي حلال » خلوت كنيد و به وسيله اين بخش بر انجام آن سه بخش ديگر توانا شويد . براي خود بهره اي از دنيا بگيريد و آنچه خواهش حلال باشد و به شخصيت شما لطمه اي نزند و اسراف هم نباشد منظور داريد و بدين وسيله براي انجام امور دين ياري جوييد. زيرا روايت است كه از ما نيست كسي كه دنيايش را براي دينش وانهد و يا دينش را براي دنيا از دست بدهد.
    در شرايط ايده آل سازمان هاي فرهنگي و ديني بايد امكانات فوق را براي همه افراد جامعه فراهم آورند. با توجه به طيف وسيع اهداف ذكر شده و لزوم آماده سازي براي همه افراد لازم است برنامه ريزي جامعي در اين مورد انجام شود و از تجارب همه نهادهاي اجتماعي استفاده شود.
    در حال حاضر واحدهاي متعددي مسئوليت پيش گيري از اختلالات و بيماري هاي بدني رواني ـ اجتماعي و معنوي را برعهده دارند كه چنانچه بتوان بين آن ها هماهنگي ايجاد نمود مي توانند از تجارب و تسهيلات يكديگر به خوبي استفاده كنند و با هزينه قابل قبولي زمينه دست يابي به سلامت بدني رواني اجتماعي و معنوي را كه در بعضي موارد زير بناها آسيب شناسي و روش درمان كاملا مشابهي دارند براي تمام افراد جامعه فراهم آورند. به نظر مي رسد براي اين منظور مي توان از زيربناهاي روان پزشكي اجتماعي كه ذكر آن گذشت به خوبي استفاده نمود. با توجه به اينكه اينجانب در نوشتن طرح بهداشت رواني كشور براساس ضوابط فوق شركت داشتم و مسئوليت پياده شدن آن را در استان خراسان پذيرفتم خوشبختانه اطلاعات خوبي در مورد ساختار شبكه هاي بهداشت و درمان به دست آورديم و در اين جا به طور بسيار خلاصه امكانات و تسهيلات موجود را مورد بررسي قرار مي دهيم .
    شبكه هاي بهداشت و درمان با نظم خاص و امكانات بسيار وسيع هم اكنون به صورت گسترده اي در سرتاسر كشور وجود دارند. اين پديده خود نتيجه صرف انديشه و انجام برنامه ريزي وسيع در سطح ملي و جهاني مي باشد كه خوشبختانه امتحان خود را در كاهش اختلالات بدني و پيش گيري از بيماري ها به خوبي پس داده است . در شبكه هاي بهداشت و درمان از طريق آموزش تعدادي زيادي از نيروهاي بهداشتي فعال شده اند كه اقدامات آن ها براي جامعه نقش حياتي دارد. اولين واحد بهداشتي رسمي ما در سطح روستا « خانه بهداشت » است كه تا سال هاي اخير به وسيله نيروهايي به نام « بهورز » اداره مي شد و هم اكنون به وسيله « پزشك خانواده » اداره مي شود. هر روستا يك محدوده جغرافيايي با جمعيت مشخص مي باشد كه تعداد مرد و زن و كودك آن در مقاطع سني مختلف آمارگيري شده است .
    نيازهاي بهداشتي ضمن حاملگي و كودكي طبق برنامه وزارت بهداشت برآورده مي شوند و اگر خانواده اي در موعد مقرر براي تلقيح واكسن مراجعه ننمايد « بهورز » موظف است كه به منزل آنها مراجعه كند و آنها را براي تزريق واكسن به فرزندان خود دعوت نمايد. بهورز يك فرد بومي در روستا است كه در بيماريابي تزريق واكسن تغذيه بهداشت محيط بهداشت رواني و پي گيري بيماري ها كمك هاي حياتي به جامعه روستايي انجام مي دهد. بيماراني را كه بهورز كشف مي كند به پزشك معرفي مي كند و پس از تشخيص و درمان توسط پزشك پي گيري بعضي بيماري ها را كه اصطلاحا « بيماريهاي پي گيري الزامي » نام گذاري شده اند به عهده دارد. پزشكان مقيم روستا تا بيش از 80 % بيماري ها را بدون ارجاع به متخصصان رشته هاي مختلف پزشكي درمان مي كنند . براي درمان بقيه بيماران از درمانگاه هاي تخصصي كمك مي گيرند و كمتر از 3 % كل موارد نياز به بستري در بيمارستان پيدا مي كنند و اعزام به بيمارستان انجام مي شود.
    در شهرها هم بيمار از طريق پايگاه هاي بهداشتي به مراكز بهداشتي درماني معرفي و تحت درمان قرار مي گيرد در موارد لازم به درمانگاه هاي تخصصي معرفي مي گردد و در صورت نياز به بستري شدن به بيمارستان معرفي مي گردند. رابطان بهداشتي كه از نيروهاي داوطلب مردمي انتخاب مي شوند نقش « بهورز » را در سيستم شهري ايفا مي كنند. نكته مهم در سيستم فوق روابط متقابل بين واحدها است . بيمار در روستا توسط خانواده جامعه (مدرسه محيط هاي كارگري مسجد حسينيه معتمدان محل بسيج و ساير نهادها) بيماريابي مي گردد و به خانه بهداشت معرفي مي شود و سيستم ارجاع به صورتي كه گفته شد پي گيري مي شود.
    اين نظام بسيار مترقي است و به خواست خدا موفق شده است در كشورهاي مختلف مشكلات بهداشتي و بهداشت رواني را به ميزان قابل توجهي در شهر و روستا حل كند.
    در حل مشكلات اجتماعي مانند اعتياد و بزهكاري مي توان با پياده كردن امر به معروف و نهي از منكر و به عبارت ديگر تامين سلامت در ابعاد بدني رواني اجتماعي و معنوي از اين طرح الهام گرفت و شبكه مشابهي را به وجود آورد. اين شبكه را مي توان به نام « شبكه تعاون و ارشاد و تسهيلات رفاهي ـ ورزشي » نام گذاري نمود.
    در اين شبكه به جاي شبكه بهداشت و درمان كه اغلب به وسيله گروه هاي تخصصي پزشكي مورد پوشش قرار مي گيرند تمام اقشار جامعه بايد به نوعي مشاركت داشته باشند و اين مشاركت دائمي و مادام العمر باشد. يعني هم براي افراد تحت پوشش و هم براي افراد كمك دهنده بايد به عنوان يك « تكليف الهي دائمي » تلقي شود. حتي پس از برطرف شدن مشكل مورد نظر ارتباط افراد از بين نمي رود و در يك سيستم روابط دوستانه و گروهي ادامه مي يابد.
    با توجه به اهداف طرح يعني دست يابي به سلامت بدني رواني اجتماعي و معنوي تدوين آموزش هاي الزامي براي دست يابي به اهداف فوق ضروري است و نگارنده راه كارهاي تدوين اهداف فوق را در مقاله ديگري تحت عنوان « لزوم تدوين اهداف آموزش هاي عمومي » (روزنامه جمهوري اسلامي مورخ 30 دي ماه 1385 ) منتشر نموده است . در حقيقت مقاله مزبور مكمل اين طرح مي باشد . خوشبختانه با توجه به امكانات و توانايي هاي موجود در نهادهاي مختلف تدوين اين اهداف و طرح درس براي دروس مورد نيازي كاملا امكان پذير است و فقط نياز به برنامه ريزي دارد.
    در مقاله دي ماه 1385 در مورد آموزش هاي عمومي پيشنهاد شده بود كه حداقل بخشي از امكانات شبكه هاي تلويزيوني به اين امر مهم اختصاص يابد; كه علي رغم حياتي بودن اين پيشنهاد تاكنون انجام نشده است . اميد است با افزايش حساسيت عموم مردم مخصوصا ارباب جرايد و پي گيري مستمر آنها پيشنهاد فوق عملي گردد و زمينه براي تسهيل در رشد افراد جامعه فراهم آيد.
    بحث و نتيجه گيري
    علي عليه السلام در ترسيم سيماي رسول خدا(ص ) در نهج البلاغه به فرازهاي زير اشاره مي كند :
    « طبيبي است (روحاني ) كه به وسيله طب و معالجه خويش (براي بهبودي بيماري هاي كشنده در ميان مردم ) همواره گردش مي كند مرهم هايش (علوم و معارف ) را (براي زخم دل هايي كه به تيغ ناداني و گمراهي مجروح گرديده اند) محكم و آماده كرده است و ابزارها را (به آتش نهي از منكر و ترسانيدن از عذاب الهي ) سرخ نموده و تافته است . هر جا لازم باشد مرهم ها و ابزار داغ كردن را بر آن مي نهد. جاهاي مجروح و نيازمند به معالجه دل هاي كور (از دانش ) و گوش هاي كر (از شنيدن حق ) و زبان هاي لال (از گفتن سخن حق ) مي باشند. اين طبيب روحاني به وسيله درمان و معالجه خود بيماري هاي غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را رسيدگي و معالجه مي كند . (4 )
    گفتار علي (ع ) در مورد فعاليت پيامبر اسلام (ص ) به عنوان يك « طبيب سيار » نشان مي دهد كه روش پيشنهاد شده عملا توسط پيامبر اكرم (ص ) و ساير پيامبران الهي (ع ) انجام مي شده است ; زيرا روش مشابهي از مسيح (ع ) نيز در ارشاد نيازمندان در متون اسلامي جلب توجه مي نمايد. در نتيجه اگر بخواهيم حداكثر بازده را از فعاليت هاي تبليغي و اجتماعي خود داشته باشيم بايد با قدري فوريت و در مقياس وسيع اين روش را احيا كنيم . انشاالله .
    پيشنهاد مي شود اين طرح در مراكز تصميم گيرنده نظام مورد بررسي قرار گيرد و پس از تكميل و اجرايي كردن آن تصويب گردد و تا به عنوان « برنامه كلان » و محور برنامه ريزي هاي فرهنگي كشور به نهادهاي مختلف ارجاع گردد. پياده كردن آزمايشي و نمونه طرح زمينه را براي جلب توجه مسئولان فراهم مي كند. در اين مورد ستاد احياي امر به معروف و نهي از منكر مي تواند ايفاي نقش نمايد. خوشبختانه امكانات و اعتبار لازم هم اكنون در اختيار نهادهاي مختلف قرار دارد. لازم است توسط يك نهاد مسئول هماهنگي لازم انجام پذيرد. پياده كردن طرح توسط هر كدام از نهادهاي فرهنگي نيز امكان پذير است .
    منابع
    1 ـ حراني : تحف العقول (ترجمه غفاري ) ص 433
    2 ـ حسيني ـ سيد ابوالقاسم : تعريف زيربناها و اهداف بهداشت رواني جامعه . فصلنامه اصول بهداشت رواني . شماره 1 سال اول بهار 1378 : 30 ـ .22
    3 ـ حسيني ـ سيدابوالقاسم : لزوم تدوين آموزش هاي عمومي . روزنامه جمهوري اسلامي 30 دي ماه 1385 ص 8
    4 ـ فيض الاسلام سيد علي نقي : ترجمه و شرح نهج البلاغه . چاپ سپهر . 1326 ج 2 ص 109 ـ 108
    5 ـ كميته تخصصي سازمان جهاني بهداشت : رويكرد جديد به آموزش بهداشت در مراقبت هاي بهداشتي اوليه (ترجمه سيمين حكمت و همكاران ) . دفتر هماهنگي بهداشت وزارت بهداشت . 1983 : 22 ـ8

    6 - baahsar T . A cooper j . E Davidian H JablenskyA . J : Epidemiology and Mental Health Servises : Principles and Applications in Developing Countries.
    7 - Kaplan & Sadock : synopsis of psychiatry . Lippincott & Williams pub . 3002 pp 4731 - 6731
    8 - Hawks D . v : Prevention it is Desirable but is it possible ? Pub : Division of Mental Health World Health Organization 8791
    9 - Wing J . K & Hafn erH : Roots of Evaluation pub : Nuffield Provincial Hospital 3791 pp 3 -11
    سلامت انسانها محدود است ولي « سلامت معنوي » جامعه مقوله اي است كه بايستي استمرار داشته باشد. لذا براي تحقق آن بايستي برنامه هاي مدوني داشته باشيم كه مبنا و محور برنامه ريزيهاي فرهنگي كشور قرار گيرد
    اگر بخشي از امكانات شبكه هاي تلويزيوني در خدمت طرح تامين « سلامت معنوي جامعه » قرار گيرد و در آموزشهاي عمومي مورد استفاده واقع شود به نتايج درخشانتري در اين مقوله دست خواهيم يافت
    پيشنهاد مي شود اين طرح در مراكز تصميم گيرنده نظام مورد بررسي و تصويب قرار گيرد و پس از تكميل و اجرائي كردن آن بعنوان مبناي برنامه هاي كلان كشور مورد توجه خاص واقع شود
    اگر به تعبير زيباي اميرالمومنين (ع ) پيامبر(ص ) « طبيب سيار » بود كه خود به دنبال انسانها به هر جا سر مي زد پيروان آن حضرت هم بايستي در جستجوي كساني باشند كه به كمك نياز دارند

  • *****
    حكمت
    از كساني مباش كه ...




  • مردي از امام علي عليه السلام خواسته بود كه اندرزش دهد. امام عليه السلام فرمود :
    از كساني مباش كه بي عمل به آخرت اميد بسته است و به آرزوي دراز توبه را به عقب مي اندازد. در دنيا چون زاهدان (سخن ) مي گويد و چون علاقه مندان عمل مي كند.
    اگر از دنيا به او داده شود سير نگردد و اگر از آن بازداشته شود (به داشته ها) قناعت نكند. از عهده شكر آن چه كه به او داده شد بر نمي آيد و (در اين حال ) زيادت مي طلبد در باقي مانده (از دنيا).
    نهي مي كند و خود نهي نمي پذيرد. امر مي كند به كاري كه خود انجام نمي دهد.
    به صالحان محبت مي ورزد و عمل آنان را انجام نمي دهد. گناهكاران را دشمن دارد و خود يكي از آنان است .
    مرگ را به خاطر كثرت گناهانش ناپسند دارد و (در اين حال ) بر (انجام گناهان و) كارهايي كه به خاطر آن مرگ را ناپسند دارد مداومت مي كند.
    اگر بيمار شود (از گناهانش ) پشيمان مي گردد و اگر تندرستي يابد آسوده مي گردد و (دوباره ) به لهو مي پردازد.
    اگر عافيت بيند خود بزرگ بين مي شود و اگر گرفتار آيد نااميد. اگر بلا اصابت كند به زاري دعا مي خواند و اگر آسايش برسد با غرور (از خدا) روي برمي گرداند.
    نفسش در گمان هايش بر او چيره مي شود و او در يقين هايش بر نفس غالب نمي آيد.
    بر ديگران به (گناهي ) كم تر از گناه خود مي ترسد و به نفس خود بيش از آن چه كه عمل كرده است اميد دارد.
    اگر مستغني شود به نعمت مغرور مي گردد و اگر فقير نااميد و ضعيف مي شود.
    وقتي عمل مي كند كوتاهش مي گذارد (كوتاه به جا مي آورد) و وقتي درخواست مي كند مبالغه مي ورزد.
    اگر شهوتي پيش آيد معصيت را مقدم مي دارد و توبه را به تاخير مي اندازد.
    اگر محنتي روي دهد از شرايط ملت (اسلام ) دور مي شود (و بي صبري پيشه مي كند).
    عبرت گيري (و حسنات آن ) را وصف مي كند و (خود) عبرت نمي گيرد. با مبالغه پند مي دهد و (خود) پند نمي پذيرد. در سخن گفتن سر است و در عمل كم كار.
    در امور فاني (و دنيايي ) رقابت مي كند و در امور (اخروي و) باقي مسامحه .
    غنيمت (و طاعت خدا) را غرامت مي شمارد و غرامت (و معصيت خدا) را غنيمت .
    از مرگ مي هراسد و (با اين حال ) فوت شدن (فرصت ) را چاره نمي كند (و به توبه و عمل صالح روي نمي آورد).
    معصيت ديگران را عظيم مي شمارد. و بيش تر از آن را از سوي خود كم به حساب مي آورد. طاعت خود را كثير مي شمارد و همان طاعت را از ديگران حقير به حساب مي آورد. بر مردم طعنه مي زند (و سخت گير است ) و براي خود سهل گير.
    لهو با توانگران براي او محبوب تر است از ذكر (خدا) با مستمندان .
    عليه ديگران به نفع خود حكم مي كند و هيچ گاه عليه خود به نفع ديگران حكم نمي كند.
    (حقوق خود را) تمام مي ستاند و (حق ديگران را) تمام نمي دهد.
    درباره پروردگار از مردم مي هراسد (و از اطاعت چشم مي پوشد) و درباره مردم از پروردگار خوفي ندارد. (نهج البلاغه حكمت 150 )
    از كساني مباش كه :
    به آخرت اميد بسته است و به آرزوي دراز توبه را به عقب مي اندازد.
    نهي مي كند و خود نهي نمي پذيرد امر مي كند به كاري كه خود انجام نمي دهد.
    اگر مستغني شود به نعمت مغرور مي گردد و اگر فقير نااميد و ضعيف مي شود.
    در امور فاني و دنيايي رقابت مي كند و در امور باقي و اخروي مسامحه .
    معصيت ديگران را عظيم مي شمارد و بيش تر از آن را از سوي خود كم به حساب مي آورد.
    از مرگ مي هراسد و با اين حال از دست رفتن فرصت را چاره نمي كند (و به توبه و عمل صالح روي نمي آورد)
    عليه ديگران به نفع خود حكم مي كند و هيچ گاه عليه خود به نفع ديگران حكم نمي كند.

  • *****
    قافله سالار طريق عشق




  • اي خانه زاد خالق دادار ياعلي
    اي چشمه ي تجلي انوار ياعلي
    اي آفتاب عرصه ي ايجاد را رمق
    وي قطب دين احمد مختار يا علي
    اي در حريم حضرت حق پيش ازين جهان
    محرمترين محرم اسرار يا علي
    گيتي و آنچه هست در او با زبان و دل
    دارد به قرب و جاه تو اقرار ياعلي
    تو رايت بلند حقيقت نماستي
    تيغت دريده پرده ي پندار يا علي
    محض وجود پاك تو و عترت تو بود
    دنيا اگر كه گشت پديدار ياعلي
    در كاروان دلشدگان طريق عشق
    هستي امير و قافله سالار يا علي
    دست خدا درآمده از آستين تو
    اي چاره ساز خيل گرفتار يا علي
    ساغر بكف به پيش تو استاده ايم چون
    ساقي توئي به ميكده ي يار يا علي
    مشكل گشا تو هستي و درمانده نيز ما
    بگشا به غمزه اي گره از كار ياعلي
    كي گم كند (ضيا) ره دشوار عشق را
    تا با تو تا چو مه به شب تار يا علي
    سيدعلي اكبر ضيائي (ضيا)

  • *****
    ياران مرگ


  • آدمي در دنيا نشانه اي است كه تيرهاي مرگ به آن اصابت مي كند و متاعي كه مصايب به سوي آن مي شتابند.
    همراه هر جرعه گلوگير شدني است . و در هر لقمه اي در حلق ماندني . بنده به نعمتي نمي رسد جز با فراق نعمتي ديگر. و به پيش باز روزي از عمرش نمي رود جز با فراق روزي ديگر از ايام حياتش .
    ما ياران مرگيم و جان هاي ما هدف تيرهاي هلاك .
    چسان اميد بنديم به بقا در دنيا با آن كه اين شب و روز بالا نبردند چيزي را جز آن كه با شتاب هجوم آوردند و ساخته هاي خود را ويران كردند و گردآورده هاي خود را پراكندند . (نهج البلاغه حكمت 191 )

  • *****
    علي (ع ) در عرصه كار و خدمت




  • يكي از نكات مهم و قابل توجه زندگي امام علي (ع ) عشق و علاقه وافر آن حضرت به كار و تلاش و فعاليتهاي سازنده است . اين عشق و علاقه سبب شده بود تا ايشان از همان نوجواني به كار و فعاليت بپردازد. در دوران جواني نيز علي (ع ) در چشم مردم مدينه كارگر پرتلاشي به شمار مي آمد كه در مزارع اطراف شهر همواره با شتر خويش به كار آبياري مي پرداخت .
    در جريان جنگ احزاب علي (ع ) پيش از آنكه قهرماني و شجاعت خويش را ظاهر سازد دوشادوش پيامبر(ص ) كلنگ مي زد و با برداشتن خاكها خندق حفر مي كرد و هرگاه مسلمين قصد ساختن مسجد داشتند مانند يك كارگر ساده براي برپايي ديوار مسجد سنگ حمل مي كرد.
    اصولا كار در نظر اين جوان هاشمي چنان مقدس و باارزش بود كه حتي از انجام آن براي يهوديان و غيرمسلمانان نيز ابايي نداشت و چه بسا نهالهاي نخلستان يهوديان كه با دستهاي پرتوان علي (ع ) سيراب مي شد.
    با اين وجود حاصل زحمات و دسترنج كار و فعاليت علي (ع ) وقف محرومان و تهيدستان بود و تنها بخش كوچكي از درآمدهاي آن حضرت در زندگي شخصي اش مصرف مي شد. چنانچه نقل است كه اميرالمومنين (ع ) از دسترنج زحمات خويش هزار بنده را خريد و در راه خدا آزاد كرد.
    امروز پس از گذشت نزديك به هزار و چهارصد سال از آن ايام هنوز آثار ارزشمند تلاشهاي صادقانه اميرالمومنين (ع ) در اطراف مدينه باقي است و ياد و خاطره چاههايي كه توسط آن حضرت حفر شده و نخلستانهايي كه با دستهاي پينه بسته آن امام همام آباد گرديده در اذهان مردم منطقه زنده است .
    درختان خرما
    علي بن ابي طالب (ع ) از خانه بيرون آمده و طبق معمول به طرف صحرا و باغستان كه با كاركردن در آنجاها آشنا بود مي رفت ضمنا باري نيز همراه داشت شخصي پرسيد : يا علي چه چيز همراه داري
    علي (ع ) فرمود : درخت خرما ان شاالله آن مرد با تعجب گفت : درخت خرما
    اما تعجب آن شخص وقتي زايل شد كه بعد از مدتي او و ديگران ديدند كه تمام هسته هاي خرمايي كه آن روز علي (ع ) به همراه مي برد تا بكارد و آرزو داشت كه در آينده هر يك درخت خرماي تناوري شود به صورت يك نخلستان درآمد و تمام آن هسته ها سبز و تبديل به درخت شد.
    در جست وجوي كار
    روزي شرائط زندگي بر علي (ع ) به قدري تنگ شد كه گرسنگي شديدي آن حضرت را فراگرفت . لذا امام (ع ) از خانه بيرون آمد و در جست وجوي آن بود تا كاري پيدا كند و به كارگري مشغول شود و با مزد آن گرسنگي خود را رفع نمايد اما در اطراف مدينه كاري پيدا نكرد و تصميم گرفت به حوالي مدينه (مزرعه اي در فاصله يك فرسخ و نيم مدينه ) برود تا شايد در آنجا كاري پيدا شود.
    پس از آنكه حضرت به آن منطقه رسيد زني را مشاهده نمود كه مقداري خاك الك كرده و آنها را در يك گوشه اي جمع كرده است . امام با خود گفت شايد اين زن منتظر كارگر باشد تا آب بياورد و آن خاكها را براي ساختن ساختمان گل نمايد. ايشان جلو رفت و پس از سئوال از آن زن دريافت كه او منتظر كارگر است .
    حضرت با آن زن قرار گذاشتند كه از چاه براي وي آب بكشد و در مقابل هر دلو آب يك عدد خرما بگيرد . امام 16 دلو آب كشيد و آن آبها را آورد و برروي خاكها ريخت . وقتي كه كار آب كشيدن به پايان رسيد دستهاي حضرت تاول زده بود . آن زن در مقابل اين كار 16 عدد خرما به امام داد. ايشان آن خرماها را برداشته و به مدينه آورد و سپس به سراغ دوست صميمي اش پيامبر اكرم (ص ) رفت و جريان به دست آوردن خرماها را براي آن حضرت بيان كرد. آنگاه هر دو نشستند و آن خرماها را خوردند و گرسنگي آن روزشان برطرف شد.
    (منبع : داستان هايي از دوران جواني امام علي عليه السلام انتشارات سروش )
    در جريان جنگ احزاب علي (ع ) پيش از آنكه قهرماني و شجاعت خويش را ظاهر سازد دوشادوش پيامبر(ص ) كلنگ مي زد و با برداشتن خاكها خندق حفر مي كرد و هر گاه مسلمين قصد ساختن مسجد داشتند مانند يك كارگر ساده براي برپايي ديوار مسجد سنگ حمل مي كرد
    حاصل زحمات و دسترنج كار و فعاليت علي (ع ) وقف محرومان و تهي دستان بود و تنها بخش كوچكي از درآمدهاي آن حضرت در زندگي شخصي اش مصرف مي شد چنان كه نقل است كه اميرالمومنين (ع )از دسترنج زحمات خويش هزار بنده را خريد و در راه خدا آزاد كرد