روزنامه جمهوري اسلامي 19/05/1387 صفحه امام
*****
اتحاد و افتراق راه و بيراهه
رهنمودهاي امام خميني در باره خطر اختلاف بين علماي دين و ضرورت تداوم مجاهدت هاي وحدت زاي جبهه عالمان آزادانديش و فداكار




  • « وحدت » ارزشي است والا فضيلتي است بزرگ ركني است استوار و رفتار و حركتي است مقدس . جايگاه وحدت بسيار رفيع است و نقش آن بس ارزشمند و داراي آثار عظيم و ماندگار.
    وحدت هم داراي تعدد موضوع است و هم از وسعت حضور در همه عرصه هاي حيات برخوردار مي باشد و هم ضرورت آن حساس و محوري و بنيادين مي باشد.
    وحدت چه از جنبه تعدد موضوع چه از لحاظ گستره حضور و چه از جنبه ضرورت و محوري و مبنايي بودن آن همه جا « يكسان » و داراي مراتب و درجات هم سطح و اهميت و اثردهي مشابه و همانند نمي باشد.
    در نقطه مقابل وحدت اختلاف و تشتت نيز داراي همين تعدد موضوع مي باشد و نيز همراه با وسعت حضور مخرب است و ضرورت اجتناب و كناره گيري از آن مبنايي و محوري است و چنانچه قصور و غفلت روا داشته شود آثار تلخ و ناگواري برجاي مي نهد.
    با توجه به اين مقدمه وحدت و نقطه مقابل آن اختلاف و تنازع افراد و صنف ها و گروه ها با هم متفاوت است و هر كدام داراي درجه و مرتبه اي از آثار و نتايج مي باشند كه در وحدت به صورت ثمرات نيك و مفيد و سازنده و در اختلاف و افتراق به شكل اثر و ثمر تلخ متجلي مي شود.
    در انديشه سياسي حضرت امام خميني به يكي از مهمترين جلوه هاي « وحدت » و « اختلاف » ـ كه در مقايسه با تعدد موضوع و وسعت حضور و ضرورت حياتي و محوري قابل مقايسه باهيچ يك از انواع وحدت و تشتت نمي باشد ـ مواجه مي شويم .
    مرحله به مرحله اين رهنمودهاي بيداركننده و آگاهي بخش را ـ كه خطاب به علماي اسلام مي باشد ـ به تامل مي گذاريم :
    « ... مطلب ديگري كه باز انسان را مي ترساند كه خداي نخواسته مبادا اين انقلاب به واسطه اين مطلب صدمه ببيند و بدانيد كه مي بيند اگر خداي نخواسته بشود و او اين است كه بين آقايان در بلاد اختلاف باشد. اگر در صنف ـ فرض كنيد كه ـ كاميون داران و آنهايي كه شغل هاي مختلف دارند اگر اختلافي دربين آنها وارد بشود به صنف ديگر سرايت نمي كند. كاميون دارها اگر با هم مختلف بشوند به بازار هيچ كاري ندارند سرايت هم نمي كند. اما اگر در صنف ما اختلاف پيدا بشود اين اختلاف به بازار هم كشيده مي شود به خيابان هم كشيده مي شود براي اينكه شما هادي مردم هستيد مردم توجه دارند قهرا يك دسته دنبال شما يك دسته دنبال آن كسي كه با شما مخالف است و يك وقت مي بينيد كه در همه ايران يك اختلافي از ناحيه ما پيدا شده است مايي كه همه دعوت مي كنيم به اينكه مردم با هم باشند! اتحاد كلمه ملت را به اينجا رسانده است خودمان اختلاف پيدا كنيم ! » (1 )
    اين يك « واقعيت » است كه اختلاف و تنازع در صنف روحاني و در ميان گروه هايي از علماي دين با اختلاف و منازعه در ساير صنوف و اقشار مردم جامعه تفاوت دارد و اين دو هرگز با هم قابل مقايسه نمي باشند. اين واقعيت به يك « اصل » باز مي گردد و آن عبارت است از تاثير و نفوذ و گسترش اختلاف و ناپيوستگي علماي دين در جامعه و در ميان توده هاي مردم و در نتيجه به خطر افتادن اتحاد ملي و انسجام اسلامي كه در نهايت هم دين و هم ملت و هم كشور را در معرض هجوم آفات و آسيب هاي مختلف قرار مي دهد و راه هاي رخنه و سيطره ايادي دشمنان خارجي را هموار مي نمايد.
    مردم مسلمان ما با يك تجربه تاريخي طولاني و با شناخت و بينشي كه نسبت به دو اصل محوري و بنيادين « مرجعيت » و « رهبري » به دست آورده اند با روحانيت اسلام پيوند خورده اند و هرگز جدا و به دور از بهره وري از زلال انديشه هاي ناب شيعي كه در فقها و علماي بزرگ دين تبلور يافته است زندگي نكرده و ادامه حيات نداده اند.
    جريان هاي فكري تاريخ معاصر و جهاد فكري روحانيت از يكسو و حركت و خيزش هايي چون نهضت تنباكو نهضت مشروطه نهضت ملي شدن صنعت نفت و انقلاب شكوهمند اسلامي از سوي ديگر حضور روحانيت را در عرصه ها و صحنه هاي حيات فكري و اجتماعي و سياسي مردم ايران نمايانده است و به همين دليل ملت قهرمان و فداكار ما همواره از علماي دين در حركت ها و نهضت ها تبعيت كرده اند و حماسه هاي بزرگ آفريده اند و در كنار روحانيون متعهد و مبارز بوده و با هم شهيد داده اند و اسلام و استقلال ايران را صيانت نموده اند
    طبيعي است كه چنين مردمي نمي توانند نسبت به آنچه در حوزه هاي علميه و در ميان علماي دين مي گذرد بي تفاوت باشند و از همين جاست كه اختلاف و تنازع در بين گروهي از علماي اسلام به ميان مردم راه مي يابد و تاثير منفي مي آفريند و موجب تنش ها و درگيري ها و فتنه ها مي شود و به همين دليل است كه نمي توان تصور نمود كه اختلاف و تنازع در ميان روحانيون همچون اختلاف و تنازع بين ساير اقشار مردم مي باشد كه اين نوع اختلاف با ساير اختلافات در ميان صنوف ملت تفاوتي آشكار دارد و به هيچ وجه قابل مقايسه با يكديگر نمي باشند و بايد از اين واقعيت غفلت نورزيد.
    امام خميني مثل هميشه با تمثيلي روشن و گويا به اين نكته اشاره دارند كه وقتي كاميون داران و ساير صنف ها ـ همچون خياطان و پارچه فروشان و رنگرزان ـ با هم به اختلاف و تنش در آيند هر چه هست در ميان خودشان است و ساير اقشار و صنوف دخالت در اين منازعه نمي كنند و سرتاسر جامعه را در تنش و التهاب فرو نمي برند در حالي كه وقتي بين علماي دين شكاف ايجاد شود و تنازع و تفرقه راه يابد به تمام جامعه راه مي يابد و اقشار مختلف مردم ـ كه به طور طبيعي با روحانيت پيوند دارند و رهنمود مي گيرند و نسبت به مسائل اجتماعي و سياسي حساس و وظيفه مند مي باشند ـ به حمايت از گروه هايي از علماي دين كه به اختلاف و تشتت درآمده اند مي پردازند و از همين جاست كه ملت شاخه شاخه مي شود و هر كدام به تبعيت از خطوط راه يافته در روحانيت در مي آيند و جامعه و كشور در معرض شعله هاي سركش تفرقه و چند دستگي قرار مي گيرد.
    در اين ميان دست هاي مرموز ايادي استعمار خارجي نامرئي و پنهان مي ماند و همچنان كه امام خميني بارها و بارها هشدار داده اند : « مثل مشروطه نشود » (2 ) كه : « دست هايي آمد و تمام مردم ايران را به دو طبقه تقسيم بندي كرد » (3 ) و اختلافات و تشتت ها به آنجا ختم شد كه : « به دنبال خروج روحانيون يا به عبارت ديگر اخراج آنان از صحنه عموم متدينين از هر قشري از اقشار چه فرهنگي چه كارگري چه اداري و بازاري و چه غير از اين ها نيز از دخالت كناره گرفتند و يا بركنارشان كردند و آن شد كه شد! » (4 )
    اگر در نهضت مشروطه همه علماي دين در يك صف واحد بودند و با چهره شاخص روحانيت يعني فقيه نستوه آيت الله شيخ فضل الله نوري همراهي مي نمودند و او را مساعدت مي كردند هرگز مردم جامعه به افتراق نمي گرائيدند و از ياري علماي دين دست نمي شستند و آب به آسياب دشمن نمي ريختند. لكن همين مردم مسلماني كه با رهبري هاي روحانيت و به ويژه با تبعيت از شهيد شيخ فضل الله نوري در نهضت مشروطه وارد شدند و مبارزه كردند در اثر توطئه و ترفندهاي استعمارگران خارجي و عوامل داخلي آنان نتوانستند به عمق فاجعه اي كه در حال وقوع بود و شيخ شهيد با فكر آزاد و نگاه نافذش آن را يافته و ديده بود واقف گردند و در نتيجه نه تنها از تبعيت و پيروي از رهنمودها و هشدارهاي شيخ فضل الله نوري سرباز زدند كه در مقابل او صف آرايي كردند و به هتاكي عليه او دست يازيدند و پس از آن كه پيكر پاك اين عالم آگاه و روشن ضمير بر بالاي دار رفت به دست افشاني و شادي و پايكوبي پرداختند!
    اگر از تاريخ عبرت مي گرفتيم و از رخدادهاي تلخ مشروطه درس آموخته بوديم نمي گذاشتيم شبيه همين وقايع در نهضت ملي و درباره عالم سخت كوش و استعمار ستيز آيت الله كاشاني به وقوع بپيوندد و شخصيت معنوي و اجتماعي او در جامعه و توسط مردم ناآگاه و فريب خورده اي كه در دام ايادي استعمار گرفتار آمده بودند و به تحريك آنها حركت مي كردند و حادثه مي آفريدند هتك گردد و مورد اهانت و بي مهري و بي ادبي قرار گيرد.
    اگر از تاريخ درس مي گرفتيم نمي گذاشتيم همانند آنچه در نهضت مشروطه و نهضت ملي اتفاق افتاد در انقلاب اسلامي و عليه متفكر شهيد آيت الله بهشتي به وقوع بپيوندد و هتك حرمت دشنام نشر دروغ و تهمت عليه او تا آنجا وسعت يابد و مردم ناآگاه و حتي برخي از روحانيون خفته و غافل را عليه او بشوراند و به فعاليت مخرب و ضد اخلاقي وادار نمايد كه حضرت امام خميني او را « مظلوم » بنامد و « شهادت » او را در برابر « مظلوميت » او ناچيز بشمارد!
    و چنانچه از تاريخ عبرت مي گرفتيم هم امروز و به ويژه وقتي پاي « انتخابات » ـ چه انتخابات مجلس شورا چه انتخابات رياست جمهوري و چه انتخابات مجلس خبرگان ـ به ميان مي آيد نمي گذاشتيم دستهاي استعمار از آستين عوامل داخلي بيرون آيد و به توطئه گري عليه روحانيت و ملت بپردازد و با ايجاد فضايي آلوده به دروغ تهمت شايعه نفاق فتنه و اختلاف و تشتت سعي كند شخصيت هاي باتجربه و آزموده و داراي كارنامه درخشان در ستيز با مطامع و منافع استعمارگران و نيز مدافع استقلال ايران و حامي محرومان را از چرخه سياست و حكومت خارج كند تا راه رشد و توسعه و پيشرفت ملت ايران و شكوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي را به تعويق اندازد.
    در هنگامه هاي برپا شده توسط دشمنان بيدار و دوستان خفته عليه اتحاد علماي دين غفلت و عدم احساس وظيفه و مسئوليت براي مقابله با افتراق و خالي كردن راه از موانع و سنگلاخ بسيار نكوهيده و فاقد هرگونه توجيه شرعي و عقلي ميباشد.
    هم امروز هستند كساني كه نه تنها در برابر زمزمه هاي تفرقه انگيز و حركت هاي مخربي كه در پي آن آغاز مي شود هيچ فعاليت سازنده و راهگشايي انجام نمي دهند كه در نقطه مقابل آتش اختلاف و افتراق را دامن مي زنند و اين يكي از مصاديق خيانت به اسلام است كه حضرت امام خميني به شدت آن را نهي نموده و در اين باره چنين موضع گيري مي كنند :
    « دست برداريد از اين ناداني شما را تحريك نكنند آنهايي كه بااسلام دشمن هستند. خيانت به اسلام نكنيد. اين تفرقه امروز خيانت به اسلام است با هر اسمي كه باشد . » (5 )
    حضرت امام خميني علما و روحانيون را مخاطب قرار مي دهند و به اثر وحدت و همبستگي روحانيت و مردم در انقلاب اسلامي و ضربه اي كه دشمنان از آن متحمل شدند و به همين دليل آرام و قرار نمي يابند و در صدد گسيختن اين پيوند و اتحاد مقدس مي باشند آگاهي مي دهند :
    « وحدت پيدا كنيد صفتان را واحد كنيد. دشمنها در كمين هستند در كمين ملت ما هستند. دشمن ها حالا فهميدند كه وحدتي كه در ايران پيدا شده است آنها را شكست داد. الان بيشتر در صدد هستند براي اينكه چشيدند آن مزه اي را كه وحدت داشت در بين ما آنها عذاب او را چشيدند. الان درصدد اينند كه شماها را متفرق كنند از هم جدا كنند شما را خودتان را از هم جدا كنند شما را از قشرهاي ديگر جدا كنند ... روحانيون با هم بايد باشند . » (6 )
    حضرت امام خميني در خطابي ديگر همه علما و خطيبان و وعاظ و ائمه جمعه كه در عرصه هاي تبليغ و نشر علم حضور دارند و با مردم جامعه در تعامل فكري و فرهنگي و سياسي ميباشند را به صراحت و قاطعيت اينگونه از هر سخن و رفتار و حركت مبتني بر تفرقه و اختلاف نهي مي نمايد.
    « گويندگان در مجالس اهل منبر اهل علم خطباي جمعه كساني كه قبل از خطبه صحبت مي كنند بدانند كه مسئله اي كه بنده را ناراحت كرده است و مي كند اين است كه در اين كشور اختلاف ايجاد بشود . » (7 )
    در نگاه امام خميني خطر تفرقه و اختلاف نه كوچك و حقير كه بزرگ و عظيم است و موجب تغيير اوضاع سياسي و بازگشت شرايط پيش از انقلاب ميشود و به همين دليل با نگراني اعلام مي كنند :
    « من مي ترسم كه در اين نيمه راه زحمت هايي كه تاكنون كشيده شده است به واسطه ناداني يك عده و غرض ورزي عده ديگر از بين برود . » (8 )
    حضرت امام خميني اين نگراني را تا پايان عمر به همراه داشت و همواره به پرهيز از اختلاف و گرايش به اتحاد فرا مي خواند. در پيام به روحانيت كه نزديك به كوچ و عروج خويش به سراي جاويد صادر نمود اين مهم مورد توجه ويژه آن پيشواي الهي قرار مي گيرد به گونه اي كه با عبارتي چون « اختلاف به هر شكلي كوبنده است » (9 ) و « دشمنان از ديرباز براي اختلاف افكني ميان روحانيون آماده شده اند غفلت از آن همه چيز را به باد مي دهد . » (10 ) و « اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرت هاو نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مي دهند . » (11 ) علماي متعهد اسلام را به ايجاد صف واحد و گرايش به وحدت و اتحاد و كناره گيري از تشتت فرمان مي دهند.
    اكنون اين « راه » و اين « بيراهه » تا چه كساني به راه وحدت و اتحاد گام نهند و در يك جهاد فكري و عملي مستمر و با قدم و بيان و قلم در ايجاد جبهه قدرتمند و مستحكم « وحدت علماي اسلام » كوشا باشند و چه كساني به بيراهه تشتت و افتراق بشتابند و در مسير اختلاف و افتراق حركت كنند.
    فراموش نكنيم كه جبهه علماي آزادانديش و دلسوخته و مبارزـ كه همواره در طول تاريخ انقلاب و پس از پيروزي در عرصه هاي سياست و مديريت به تدبير امور و تلاش فداكارانه اهتمام ورزيده و اين كوشايي خالصانه تداوم دارد بيدار و هشيار است و عناصر فكور و خدوم و محوري آن در عين حال كه آماج تيرهاي زهرآگين فتنه و دروغ و هتاكي و پرده دري و حركت هاي متضاد با معيارهاي اخلاق اجتماعي و سياسي اسلام قرار دارند با سعه صدر و گذشت و در حالي كه همه تحركات شيطنت آميز را زير نظر دارند و دم بر نمي آورند و به خاطر صيانت از وحدت آبروي خويش را به مسلخ عشق مي برند و در راه خدا و براي اعتلاي دين و استقلال سرزمين و همبستگي و اقتدار ملت مسلمان قرباني مي كنند خداپسندانه ترين نوع « جهاد » را به منصه ظهور مي رسانند.
    اينان سكان دار كشتي وحدت در درياي طوفان زده تفرقه و تشتت ميباشند و تلاشهاي ايثارگرانه و مستدام و متداوم اين سخت كوشان است كه تاكنون امواج متلاطم را در هم شكسته و ساحل آرامش و نجات را فرا روي روحانيت و ملت قرار داده است .
    اين راه تداوم خواهد داشت كه آزادمردان و از جان گذشتگاني از تبار شيخ فضل الله ها و شهيد بهشتي ها همواره در بستر زمان آماده اهدا آبروي خويش و دادن سروجان در راه خدا ميباشند تا « اسلام » بماند و استقلال اين مرز و بوم پابرجا باشد.
    اين سخن حضرت امام خميني كه مي فرمايند : « روحانيون متعهد كشور ما بايد خودشان را براي فداكاري هاي بيشتر آماده كنند و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براي حفظ آبروي اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند » (12 ) نشان از مجاهدت هاي خاموش و بي ادعا و همراه با ايثار آبرو و اعتبار علماي نستوه و سخت كوش دارد و بر ضرورت تداوم اين راه پاك و وحدت زا اصرار مي ورزد.
    پاورقي :
    1 ـ سخنان امام خميني در ديدار با اعضاي مجلس خبرگان 62 4 28 صحيفه امام ج 18 ص 16
    2 ـ صحيفه امام ج 18 ص 172
    3 ـ تاريخ معاصر از ديدگاه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر بيستم موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 64
    4 ـ همان منبع ص 68
    5 ـ روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر دهم موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 301
    6 ـ همان منبع ص 298 و 299
    7 ـ وحدت از ديدگاه امام خميني تبيان (آثار موضوعي ) دفتر پانزدهم موسسه تنظيم و نشر آثار امام ص 259
    8 ـ همان منبع ص 378
    9 ـ پيام امام خميني به روحانيت 67 12 3 صحيفه امام ج 21 ص 287
    10 ـ همان منبع ص 286
    11 ـ همان منبع ص 288
    12 ـ پيام امام خميني به مناسبت سالگرد فاجعه خونين مكه و قبول قطعنامه 598 67 4 29 صحيفه امام ج 21 ص 97
    جبهه علماي آزادانديش و دلسوخته در عين حال كه آماج تيرهاي زهرآگين فتنه و حركت هاي متضاد با اخلاق اجتماعي و سياسي اسلام قرار دارند با سعه صدر و گذشت و در حالي كه همه تحركات شيطنت آميز را زير نظر دارند و دم برنمي آورند و به خاطر صيانت از وحدت آبروي خويش را به مسلخ عشق مي برند و براي اعتلاي دين و استقلال سرزمين و همبستگي و اقتدار ملت مسلمان قرباني مي كنند خداپسندانه ترين نوع « جهاد » را به منصه ظهور مي رسانند. اينان سكان دار كشتي وحدت در درياي طوفان زده تفرقه و تشتت مي باشند و تلاش هاي مستدام و متداوم اين سخت كوشان است كه تاكنون امواج متلاطم را درهم شكسته و ساحل آرامش و نجات را فراروي روحانيت و ملت قرار داده است .
    حضرت امام خميني در پيام تاريخي خويش به روحانيت با عباراتي چون « اختلاف به هر شكلي كوبنده است » و « دشمنان از ديرباز براي اختلاف افكني ميان روحانيون آماده شده اند و غفلت از آن همه چيز را به باد مي دهد » و « اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرت ها و نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مي دهند » علماي متعهد اسلام را به ايجاد صف واحد و گرايش به وحدت و اتحاد و كناره گيري از تشتت فرمان مي دهند.
    اين سخن حضرت امام خميني كه اعلام مي كنند : « روحانيون متعهد كشور ما بايد خودشان را براي فداكاري بيشتر آماده كنند و در مواقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براي حفظ آبروي اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند » نشان از مجاهدت هاي خاموش و بي ادعا و ايثارگرانه علماي نستوه و سخت كوش دارد و بر ضرورت تداوم اين راه پاك و وحدت زا با گذشتن از سر و جان و اعتبار و آبرو اصرار مي ورزد.