بسم الله الرحمن الرحيم
اين روزها آگهي هاي املاك روزنامه ها بسيار تماشائي و عبرت آموز است . از ميان اين آگهي ها
متن دو آگهي كه به نظر مي رسد مربوط
به يك ويلا و يا ويلاهاي مشابه در يك مجموعه باشند
در وانفساي گراني مسكن بيش از ديگر آگهي ها جلب نظر مي كند.
متن يكي از اين دو آگهي اينست :
اعجاز معماري مسكوني ... زيباترين و بي نظيرترين ويلاي نوساز شميران
قصري در ابعاد كوچك
2400 متر بناي مافوق تصور به
سبك كاخ هاي انگليسي مجهز به پيشرفته ترين سيستم هاي امنيتي ليزري در دنيا (مدل 2008 ) پذيرائي با ارتفاع سقف 10 متر
داراي
جديدترين و گرانترين متريال روز دنيا
استخر با سقف متحرك در طبقه چهارم آخرين مدل آسانسور شيشه اي هيدروليك داراي
مجسمه هاي سنگي از ايتاليا
سالن اجتماعات مجهز به آشپزخانه صنعتي و سينماي سه بعدي « داراي اتاق امن » آلاچيق هاي زيباكنار
بركه هاي مصنوعي و...
و متن آگهي ديگر اينست :
گران ترين و ارزنده ترين ويلاي نوساز شميران « قصري در ابعاد كوچك » نمائي از كاخ فونتوبلوي پاريس
2400 متر رويائي
متريال
خارجي و مدرنيته
موقعيتي مشجر و ديپلماتيك
مجهز به جديدترين سيستم ايمني ليزري و حفاظتي در دنيا
داراي مجسمه هاي
سنگي تزييني ساخته و پرداخته شده از ايتاليا
آسانسور ليزري و شيشه اي گوياي تمام اتوماتيك
مشاعاتي مافوق تصور
باند
اختصاصي بالگرد
سالن بيليارد و بولينگ
آشپزخانه صنعتي مدرن
سينماي سه بعدي
سالن مراسمات مجهز به نورپردازي و آب نماي
متحرك و...
اكنون سئوال اينست كه در يك كشور 70 ميليوني كه طبق اعلام رسمي مسئولان
حداقل 14 ميليون نفر آن زير خط فقر شديد قرار
دارند و حتي اجاره يك پارتمان 40 متري براي بسياري از جوانان جامعه به يك آرزوي دست نيافتني تبديل شده و به همين دليل سن
ازدواج بشدت بالا رفته و بسياري از دختران و پسران امكان ازدواج پيدا نمي كنند
آيا ترويج فرهنگ رفاه
آنهم در ابعادي كه در اين
آگهي ها ترسيم شده يك امر طبيعي است يا حكايت از بروز يك بيماري خطرناك دارد
پاسخ اين سئوال را مي توان از زبان اميرالمومنين عليه السلام در نهج البلاغه شنيد كه فرمود : « مارايت ثروه موفوره الا ولديها حق
مضيع » هيچ ثروت انباشته اي نديدم مگر آنكه در كنار آن حقي پايمال شده باشد.
دنياي سرمايه داري امروز اگر به عدم تعادل و هزاران درد بي درمان مبتلاست
به دليل ناديده گرفتن همين واقعيت است كه آشكارا در
كلام پيشواي عدالت موج مي زند. اما جامعه اسلامي ما كه از يكطرف تعليمات اسلام عدالت گستر را در اختيار دارد و از طرف ديگر
براساس آرمانهاي انقلاب اسلامي پايه ريزي شده
چرا گرفتار اين بي عدالتي شده است
امام خميني
كه انقلاب اسلامي را به پيروزي رساند و نظام جمهوري اسلامي را بنيان نهاد
يك موي كوخ نشينان را بر همه
كاخ نشين ها ترجيح ميداد و اين اعتقاد راسخ خود را آشكارا اعلام مي كرد و در عمل نيز همين خط را دنبال مي كرد. خط مشي ترسيم شده
توسط قانون اساسي نظام جمهوري اسلامي نيز برهمين مبنا استوار است . با اينحال
چه شده است كه در نظام جمهوري اسلامي كار به
جائي رسيده كه عده اي كارتن خواب هستند و عده اي از گرسنگي تلف مي شوند و عده اي به دليل فقر تن به فساد ميدهند و در همين حال
عده اي نيز در ويلاهاي چند ده ميلياردي تن آسائي مي كنند قطعا يك جاي كار داراي اشكال است
اما چرا براي يافتن اين اشكال و
برطرف كردن آن كاري نمي كنيم
فاصله طبقاتي كنوني ميان مسئولان و كارگزاران نظام جمهوري اسلامي با طبقات پائين و متوسط جامعه هرچند زياد نيست
اما
امروز در جامعه ما دو خطر را نمي توان ناديده گرفت
يكي روند رو به افزايش فاصله ميان مسئولان و طبقات پائين جامعه و ديگري
شتاب سرسام آوري كه اكنون در چرخه پولدارتر شدن پولدارها و فقيرتر شدن فقرا مشاهده مي شود. اگر اقدامات فوري و موثر براي
درمان اين دو بيماري صورت نگيرد قطعا مشكلات ناشي از اين دو خطر در آينده اي نه چندان دور قابل كنترل نخواهد بود. اينكه عده اي
از گرسنگي تلف شوند و 14 ميليون نفر زير خطر فقر شديد باشند و در همان حال عده اي در ويلاهاي 2400 متري به سبك كاخ هاي
انگليسي و فرانسوي با استخر و مجسمه هاي سنگي ايتاليائي و سينماي دو بعدي و... زندگي كنند
براي بدنه جامعه اي كه مردم آن
انقلاب كرده اند تا ريشه هاي تبعيض را بخشكانند و عدالت را حاكم كنند قابل تحمل نيست .
گذشته از تبعيض و فاصله طبقاتي
ترويج فرهنگ « اتاق امن » و « مجسمه هاي ايتاليائي »
كه تلاش براي فرو غلطاندن جامعه در
فرهنگ ابتذال است
خطر ديگري است كه جامعه اسلامي و انقلابي ما را تهديد مي كند. در اين وانفساي تهاجم ابتذال
چرا مسئولان از
كنار اين منكر آشكار
بي تفاوت عبور مي كنند نكند اشتغالات سياسي و تشنگي قدرت
مسئولان را از اينكه بدانند در عرصه اقتصاد و
فرهنگ چه ميگذرد غافل كرده است !

|