روزنامه جمهوري اسلامي 17/05/1387 صفحه عقيدتي

  • بارقه رحمت
  • يك « برداشت » و يك « پاسخ »
  • آزادي در مسير رشد و كمال انسان
  • *****
    بارقه رحمت




  • وصيت من به تو اي فرزندم آن است كه مگذار خداي نخواسته فرصت از دستت برود و در اصلاح اخلاق و كردار خود بكوش هر چند با تحمل زحمت و رياضت و از علاقه به دنياي فاني بكاه و در دوراهي هايي كه برايت پيش آيد راه حق را انتخاب كن و از باطل بگريز و شيطان نفس را از خود بران .
    ]است [و از امور مهمي كه لازم است وصيت نمايم اعانت نمودن به بندگان خدا خصوصا محرومان و مستمندان كه در جامعه ها مظلوم و بي پناه اند. هر چه توان داري در خدمت اينان ـ كه بهترين زاد راه توست و از بهترين خدمتها به خداي تعالي و اسلام عزيز است ـ به كار بر و هر چه تواني در خدمت مظلومان و حمايت آنان در مقابل مستكبران و ظالمان كوشش كن ...
    بزرگ ترين وصيت من به تو فرزند عزيز سفارش مادر بسيار وفادار توست . حقوق بسيار مادرها را نمي توان شمرد و نمي توان به حق ادا كرد. يك شب مادر نسبت به فرزندش از سالها عمر پدر متعهد ارزنده تر است . تجسم عطوفت و رحمت در ديدگان نوراني مادر بارقه رحمت عطوفت رب العالمين است . خداوند تبارك و تعالي قلب و جان مادران را با نور رحمت و ربوبيت خود آميخته آن گونه كه وصف آن را كس نتوان كرد و به شناخت كسي جز مادران در نيايد و اين رحمت لايزال است كه مادران را تحملي چون عرش در مقابل رنجها و زحمتها از حال استقرار نطفه در رحم و طول حمل و وقت زاييدن و از نوزادي تا به آخر مرحمت فرموده رنجهايي كه پدران يك شب آن را تحمل نكنند و از آن عاجز هستند.
    اينكه در حديث آمده است كه : « بهشت زير قدمهاي مادران است » يك حقيقت است و اينكه با اين تعبير لطيف آمده است براي بزرگي عظمت آن است و هشياري به فرزندان است كه سعادت و جنت را در زير قدم آنان و خاك پاي مبارك آنان جستجو كنيد و حرمت آنان را نزديك حرمت حق تعالي نگه داريد و رضا و خشنودي پروردگار سبحان را در رضا و خشنودي مادران جستجو كنيد.
    مادران گرچه همه نمونه اند لكن بعض آنان از ويژگيهاي خاصي برخوردارند و من در طول زندگي با مادر محترم تو و خاطراتي كه از او ـ در شبهايي كه با اطفال خود مي گذراند و در روزها نيز ـ دارم او را داراي اين ويژگيها يافتم .
    اينك به تو اي فرزند و به ساير فرزندانم وصيت مي كنم كه كوشش كنيد در خدمت به او و در تحصيل رضايت او پس از مرگ من . همانگونه كه او را از شماها راضي مي بينم در حال زندگي و پس از من بيشتر در خدمتش بكوشيد.
    و به احمد پسرم وصيت مي كنم كه با ارحام و اقرباي خود خصوصا خواهران و برادران و خواهرزادگان با مهر و محبت و صلح و صفا و ايثار و مراعات رفتار كند.


    و به همه فرزندانم وصيت مي كنم كه با هم يكدل و يك جهت باشند و با مهر و صفا رفتار نمايند و همه در راه خداوند و بندگان محروم او قدم بردارند كه خير و عافيت دنيا و آخرت در آن است .
    و به نورچشمي حسين وصيت مي كنم كه از اشتغال به تحصيل علوم شرعيه غفلت نكند و استعدادي را كه خداوند به او مرحمت فرموده ضايع نكند و با مادر و خواهر خود با مهر و صفا عمل كند و دنيا را سبك شمارد و در جواني راه مستقيم عبوديت را پيش گيرد.
    و آخرين وصيتم به احمد آن است كه فرزندان خود را خوب تربيت كند و از كودكي با اسلام عزيز آشنا كند و مادر محترم مهربانشان را مراعات كند و خدمتگزار همه فاميل و همه متعلقان خود باشد. سلام خداوند بر همه صالحان . (بخشي از نامه عرفاني امام خميني به فرزندش حاج سيداحمدآقا خميني )
    حضرت امام خميني :
    اين كه در حديث آمده است كه : « بهشت زير پاي مادران است » يك حقيقت است و اينكه با اين تعبير لطيف آمده است براي بزرگي عظمت آن است و هشياري به فرزندان است كه سعادت و جنت را در زير قدم آنان و خاك پاي مبارك آنان جستجو كنيد و حرمت آنان را نزديك حرمت حق تعالي نگه داريد و رضا و خشنودي پروردگار سبحان را در رضا و خشنودي مادران جستجو كنيد.




  • *****
    يك « برداشت » و يك « پاسخ »


  • اين كه بعضي گمان كرده اند كه اسلام طرفدار آزادي عقيده به طور مطلق است و اجازه مي دهد هركسي هر ديني را خواست (حتي بت پرستي و شرك ) انتخاب كند به هيچ وجه صحيح نيست . چگونه ممكن است اسلام كه شالوده اش بر توحيد و نفي شرك است مردم را در مخالفت با اصل توحيد آزاد بگذارد ! اين يك تناقض صريح است و عينا مانند اين است كه در دنياي امروز آزادي در مخالفت با قوانين و مقرراتي كه وضع شده به مردم داده شود. اين معني با وضع و قرارداد آن قوانين ابدا سازش ندارد.
    طرفداران اين عقيده آياتي از قبيل آيه شريفه « لااكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي » را دستاويز خود ساخته اند و گمان مي كنند كه معني آن اين است كه قرآن هر عقيده اي را آزاد ساخته است . با اينكه آيه مذكور دلالتي بر منظور آنها ندارد و مقصود از آن چيز ديگر است .
    آيه مزبور به ما اين حقيقت را مي فهماند كه چون واقعيت اسلام در سايه قرآن و كلمات پيغمبراكرم (ص ) واضح و هويدا شده احتياجي ندارد كه مردم را به پذيرفتن اسلام اجبار و اكراه كند.
    مويد اين مطلب اينكه جمله « قدتبين الرشد من الغي » در واقع علت جمله « لااكراه في الدين » است يعني چون راه راست از گمراهي آشكار شده است ديگر جاي اجبار و اكراه نيست .
    علاوه بر اين اكراه و اجبار فقط در اعمال ظاهر و حركات بدن تاثير دارد اما اعتقادات قلبي از منطقه نفوذ آن خارج است و علل ديگري دارد كه از سنخ ادراكات است و محال است بدون اين مقدمات از راه اكراه و اجبار ظاهري صورت پيدا كند در واقع جمله « لااكراه في الدين » يك حقيقت تشريعي است كه متكي به حقيقت تكويني است و از قبيل احكام ارشادي است . يعني كسي را مجبور به پذيرفتن دين حق نكنيد چه اينكه ممكن نيست از راه اجبار به مقصود خود برسيد.
    از همه گذشته اين آيه شريفه مردم را دعوت به ترك تقليد در عقايد و پيروي از منطق و استدلال مي كند چه اينكه عقيده اي كه از روي اكراه صورت مي گيرد حتما جنبه تقليدي دارد. در هر حال اين موضوع يعني اكراه در دين غير از مسئله آزادي افراد در انتخاب هرگونه عقيده است . (دقت كنيد) ـ (مجموعه مقالات ج 1 علامه طباطبايي )


  • *****
    آزادي در مسير رشد و كمال انسان




  • تعريف كنندگان آزادي در بيان خود به حدود آزادي نيز پرداخته اند و كمتر كسي است كه آزادي مطلق و بدون قيد را پذيرفته باشد.
    « منتسكيو » مي نويسد :
    « آزادي به انجام هر كاري كه قانون اجازه داده » (1 ) است مي گويند . برابر اين ديدگاه آن گونه تلاش ها و تكاپوهاي سياسي آزاد است كه قانون مجاز بداند و در هر حركت و تلاشي كه بر خلاف قانون باشد آزادي نيست . اين نشانه اي روشن براي حد و مرز داشتن آزادي است . « آيزايابرلين » درباره آزادي مي گويد :
    « من آزادي را عبارت از فقدان موانع در راه تحقق آرزوهاي انسان دانسته ام . » (2 )
    برابر اين نظر آزادي فرد اهميت دارد و خواسته هاي وي كه بايد برآورده شود. به طور طبيعي قانوني نيز در راستاي اين آرزوها تدوين مي شود.
    استاد شهيد آيت الله مرتضي مطهري آزادي را به نبود بازدارنده در راه رسيدن به كمال و تكامل و رشد و تعالي تعريف مي كند :
    « آزادي يعني نبودن مانع نبودن جبر نبودن هيچ قيدي در سر راه پس آزادم و مي توانم راه كمال خودم را طي كنم . » (3 )
    انسان بايد آزاد باشد تا به رشد و تكامل برسد و اين رشد و تكامل به سه چيز نياز دارد : تربيت امنيت و آزادي . از اين روي در بيان آزادي و انسان آزاد مي گويد :
    « انسانهاي آزاد انسانهايي هستند كه با موانعي كه در جلوي رشد و تكاملشان هست مبارزه ميكنند. انسانهايي هستند كه تن به وجود مانع نمي دهند . » (4 )
    بنابراين كسي كه به عنوان آزادي در راستاي گسترش فساد و رذايل اخلاقي تلاش مي ورزد مخالف آزادي است . كسي كه در راه نابودي ارزشهاي اجتماعي به تكاپو پردازد گر چه آزادي را يدك بكشد طرفدار آزادي نيست . كسي كه فحشا و زشتيها را گسترش دهد با آزادي ميانه اي ندارد چون اين تلاش ها در راستاي رشد و تعالي و تكامل انسان نيست .
    آزادي تكامل آفرين اين ويژگيها را دارد و داراي اين جهت گيريهاست :
    .1 آزادي انسان از اسارت طبيعت : انساني كه در زندان زمين حبس شده است اگر تلاش ورزد و به تكاپو برخيزد مي تواند بر آن چيره شود و آزاد گردد.
    بشر تاكنون گامهاي بلندي در اين راه برداشته و به گونه چشم گير و شگفت انگيزي بر طبيعت چيره شده و از آن رها گرديده است . :
    « اگر استقلال و آزادي انسان را در برابر طبيعت در نظر بگيريم بدون شك انسان در برابر طبيعت استقلال و آزادي بيشتري پيدا كرده و از اسارت طبيعت بيشتر آزاد شده . » (5 )
    .2 آزادي از حكومت خود بر خود : آزادي رهايي از هواهاي نفساني خود انسان است . آزادي انسانيت انسان از جنبه حيوانيت خود كه از آن تعبير به « آزادي معنوي » مي شود.
    انسان داراي دو جنبه است : بشري و حيواني . شهيد مطهري آزادي و دموكراسي در غرب را به معناي آزادي در جنبه حيوانيت انسان مي داند. اما در اسلام انسان به ما هو انسان آزاد و رهاست . به تعبير روشن تر جنبه انسانيت انسان آزاد است نه جنبه حيوانيت وي . (6 )
    .3 آزاد بودن انسان از محكوميت انسانهاي ديگر : بايد توجه داشت كه آزادي مطلق در برابر ديگران محال و غير معقول است زيرا آزادي يك فرد با آزادي كساني ديگر ناسازگاري دارد و آن را محدود مي كند(7 )
    (طلايه دار صبح دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم )
    پاورقي :
    1 ـ روح القوانين منتسكيو ترجمه علي اكبر مهتدي 294 اميركبير .
    2 ـ مجله قبسات شماره 5 ـ73 6
    3 ـ انسان كامل 349
    4 ـ گفتارهاي معنوي 10 26
    5 ـ نقدي بر ماركسيسم چاپ شده در مجموعه آثار ج 781 13
    6 ـ پيرامون انقلاب اسلامي 104
    7 ـ فلسفه تاريخ شهيد مطهري ج 286 1 صدرا
    انسان نيازمند به رشد و كمال مي باشد و اين رشد و كمال به سه چيز نياز دارد : تربيت امنيت و آزادي .
    انسان هاي آزاد انسان هايي هستند كه با موانعي كه در جلوي رشد و تكاملشان هست مبارزه مي كنند انسان هايي هستند كه تن به وجود مانع نمي دهند.
    كسي كه به عنوان آزادي در راستاي گسترش فساد و رذايل اخلاقي تلاش مي ورزد مخالف آزادي است . كسي كه در راه نابودي ارزش هاي اجتماعي به تكاپو پردازد طرفداري آزادي نيست . كسي كه فحشا و زشتي ها را گسترش دهد با آزادي ميانه اي ندارد. زيرا هيچ كدام از اين تلاش ها در راستاي رشد و تعالي و تكامل انسان نيست .