روزنامه جمهوري اسلامي 16/05/1387 صفحه سياسي

  • اعتراف بزرگ !
  • مسكو ـ واشنگتن در خط تقابل !
  • سفير اردن در تهران :
    اردن به هيچ يك از سران مجاهدين خلق پناهندگي نمي دهد
  • *****
    اعتراف بزرگ !




  • « يديعوت آحارنوت » يك روزنامه پرتيراژ اسرائيلي اخيرا در سرمقاله خود با اشاره به شكست هاي مكرر برنامه هاي جرج بوش رئيس جمهوري آمريكا براي انزواي دو كشور ايران و سوريه اعتراف كرد اسرائيل جنگ 33 روزه را با تائيد آمريكا و حمايت كشورهاي عربي باصطلاح ميانه رو عليه لبنان تدارك ديد اما دو سال پس از اين جنگ بر همگان اثبات شد كه ايران سوريه حزب الله و حماس پيروز آن بودند و در مقابل كشورهاي عربي ميانه رو همچون اردن ـ عربستان ـ مصر و ... به همراه آمريكا واسرائيل در صف شكست خوردگان قرار گرفتند.
    اين روزنامه در نتيجه گيري خود تاكيد دارد بر باد رفتن افكار و تصورات جرج بوش در خاورميانه به دنبال پيروزيهاي مكرر دو كشور سوريه وايران سبب شده كه اكنون كاخ سفيد با تغيير مواضع خصمانه خود عليه تهران و دمشق راه مذاكره و دوري از خطر را در پيش بگيرد و باايجاد چرخش در ديدگاه هاي غيرمنطقي خود منافع منطقه اي خود را از طريق تعامل با اين دو كشور دنبال نمايد. ترجمه مقاله روزنامه اسرائيلي « يديعوت آحارنوت » در ذيل آمده است :
    منطقه خاورميانه از زماني كه « جرج بوش » رئيس جمهور آمريكا طي سخنراني حساس خود بحث « محور شرارت » در اين منطقه را مطرح كرد تغييرات زيادي به خود ديده است و جبهه به اصطلاح « ميانه رو » شامل رژيم صهيونيستي و اتحاد كشورهاي عربي و در راس آنها مصر و عربستان در مقابل جبهه اي كه آمريكا آنرا « تندرو » مي خواند شكست خورده است و در حالي كه انتظار مي رفت جبهه ميانه روي متشكل از ايران سوريه حزب الله و جنبش مقاومت اسلامي « حماس » در مقابل مجازات هاي اقتصادي انزواي سياسي و عمليات هاي نظامي شكست بخورند آنها با سربلندي و پيروزي از اين ميدان خارج شدند و حال جبهه ميانه رو بايد در انديشه تغيير سياست هاي خود براساس واقعيت هاي منطقه باشند.
    تلاش آمريكا و رژيم صهيونيستي براي حذف و نابودي جنبش حماس از نوار غزه يا وادار كردن آن به پذيرش شروط كميته چهار جانبه بين المللي نتيجه اي جز ناكامي به همراه نداشت و موافقت رژيم صهيونيستي با توافقنامه آرام سازي كه تا حد زيادي ناشي از ترس اين رژيم از حمله نظامي به نوار غزه بود پيروزي بزرگي را به نام جنبش حماس رقم زد. اين توافقنامه علاوه بر اعطاي مشروعيت سياسي به جنبش حماس و تضعيف موضع جامعه بين المللي در زمينه عدم گفتگو با اين جنبش به اين جنبش امكان داد كه با افزايش قدرت نظامي خود در حال حاضر به تهديدي جدي براي مراكز شهري و پايگاه هاي نظامي اين رژيم تبديل شود.
    جنگ رژيم صهيونيستي با حزب الله كه با حمايت همه جانبه آمريكا و جبهه ميانه روي عربي از اين رژيم همراه بود نتوانست نتيجه اي جز شكست براي اين رژيم به دنبال داشته باشد و در مقابل جنبش حزب الله علاوه بر افزايش بي سابقه توان نظامي خود توانسته است موضع سياسي خود را نيز نسبت به زمان قبل از جنگ 33 روزه سال 1385 تقويت كند و در حال حاضر به وزنه اي سنگين و مهم در عرصه داخلي لبنان و حتي در عرصه بين المللي تبديل شود. « سيدحسن نصرالله » دبير كل جنبش حزب الله لبنان با موفقيت در زمينه هاي سياسي مذهبي و ملي در داخل لبنان اكنون به رهبر بلا منازعي در لبنان تبديل شده است كه حتي دولت لبنان نيز وي را قبول دارد و هيچ اعتراض و مخالفتي نسبت به وي ابراز نمي دارد.
    از سوي ديگر « بشار اسد » حامي حزب الله در سوريه نيز دوران موفقيت آميزي را سپري مي كند و در حالي كه دولت هاي مصر و عربستان پس از ترور « رفيق حريري » نخست وزير اسبق لبنان منتظر شكست و سقوط وي بودند اما وي توانست با تبرئه خود از دست داشتن در اين مساله و خارج كردن نيروهاي سوري از لبنان به فردي ميانجي تبديل شود كه لبنان بدون موافقت وي نمي تواند دولت يا رئيس جمهور خود را انتخاب كند. دولت اسد از سوي ديگر با واسطه قرار دادن تركيه براي مذاكرات غير مستقيم خود با مقامات صهيونيستي سعي دارد روابط خود با كشورهاي اروپايي را گسترش دهد و اين در حالي است كه اسد خود به خوبي از اين مساله آگاه است كه با توجه به ضعف سياسي « ايهود اولمرت » نخست وزير رژيم صهيونيستي اين مذاكرات غير مستقيم نمي تواند نتيجه چندان مهمي را در پي داشته باشد. دولت آمريكا در راستاي تلاش هاي بي نتيجه خود براي برقراري روابط با كشورهاي خاورميانه اخيرا با ديدار « ديويد وولش » معاون وزير امور خارجه آمريكا در امور خاورميانه و « رياض الداودي » مشاور حقوقي رئيس جمهور سوريه موافقت كرده است . دولت آمريكا بر خلاف موضع اصلي خود مبني بر عدم مذاكره با ايران در صورت عدم توقف غني سازي اورانيوم از سوي تهران « ويليام برنز » معاون وزير امور خارجه خود را براي مشاركت در مذاكرات اتحاديه اروپا با ايران در ژنو اعزام كرد و از طرف ديگر براي اولين بار از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران قصد دارد ضمن تاسيس دفتر حافظ منافع خود در تهران ديپلمات هايي را به اين كشور گسيل كند. اين دو اقدام دولت آمريكا به منزله تغيير اساسي سياست هاي اين كشور در منطقه خاورميانه به شمار مي رود و به نوبه خود از هرگونه اقدام نظامي رژيم صهيونيستي در منطقه جلوگيري مي كند. آمريكا كه در حال حاضر در باتلاق عراق و افغانستان گرفتار شده است نمي خواهد جبهه مخالف ديگري براي خود ايجاد كند.
    حال بوش پس از پي بردن به شكست سياست هاي خارجي خود تصميم گرفته است كه ديگر خود را از منافع ارتباط با ايران و سوريه بي نصيب نگذارد. اين دو كشور كليد امنيت و آرامش منطقه خاورميانه هستند و از سوي ديگر نقش و نفوذ غير قابل انكاري در لبنان و فلسطين دارند و مي توانند با تغيير مواضع جنبش هاي حماس و حزب الله به راحتي منطقه خاورميانه را به محيطي ناامن براي آمريكا تبديل كنند. علاوه بر اين برقراري روابط ميان آمريكا و ايران تنها راهي است كه مي تواند به روياي آمريكا در جلوگيري از شكل گيري ايران هسته اي جامه عمل بپوشاند.
    واقعيت اين است كه اوضاع كلي منطقه خاورميانه به سوي آرامش سياسي پيش مي رود كه اين مساله باعث بر باد رفتن تصورهاي نادرست بوش مبني بر وجود « محور شرارت » در منطقه خاورميانه است كه به ادعاي وي همواره سعي در مشكل آفريني براي دولت آمريكا در منطقه خاورميانه دارند.
    سوريه و ايران نيز به نوبه خود به هيچ وجه خواهان انزواي سياسي در جامعه بين المللي نيستند بلكه سياست هاي اين دو كشور به شكلي است كه امكان بحث درباره اهداف مورد نظر آنها در مذاكرات فيما بين با آمريكا را مي دهد و علي رغم اينكه اين دو كشور مي توانند در صورت نياز منطقه خاورميانه را به سوي ناامني سوق دهند اما به نظر مي رسد كه تمايل بيشتري به فراهم شدن امكان گفتگو با آمريكا را دارند.
    منبع : مركز اطلاع رساني فلسطين




  • *****
    مسكو ـ واشنگتن در خط تقابل !


  • لحن و موضع رسانه ها و مقامات روسي در قبال طرح استقرار سپردفاع موشكي آمريكا در چك و لهستان تدريجا جدي تر و تا حدود زيادي خشن تر شده است . روزنامه روسي « ايزو ستيا » از بازگشت احتمالي جنگنده هاي استراتژيك روسي در كوبا خبر داده و اين اتفاق را واكنش منطقي در قبال طرح سپر دفاع موشكي آمريكا معرفي كرده است .
    انعكاس اين مقاله توسط خبرگزاري دولتي « نووستي » هم دقيقا حساسيت دولتمردان و رهبران كرملين در ارسال پيامهاي هشدار دهنده به مخاطبين آمريكايي را گوشزد مي كند. اگر اين تهديد « ايزو ستيا » عملي شود هواپيماهاي جنگنده استراتژيك و دور پرواز روسيه با اهداف اعلام نشده اي در كوبا مستقر خواهند شد و فرصت انديشيدن مقامات ارتش و پنتاگون به اقدامات تلافي جويانه را از آنها سلب مي كند . آگاهي از فاصله كوتاه 150 كيلومتري كوبا تا مرزهاي آمريكا و اينكه پايگاه گوانتانامو در قلمرو فعاليت اين هواپيماها قرار ميگيرد زمينه هاي چنداني براي شوخي گرفتن اين تهديد باقي نمي گذارد.
    البته مسكو با استقرار هر بخشي از توان و ظرفيت نظامي خود در كوبا همين انتظار واكنش را بايستي از واشنگتن داشته باشد. ولي به رخ كشيدن بمب افكن هاي استراتژيك در اين مقوله ضربه را دقيقا به شبكه عصبي پنتاگون ارتش و كاخ سفيد وارد مي كند و « تهديدي فوري و عملي » بنظر ميرسد.
    « ايزوستيا » البته در ادامه اين « تهديد شرطي » سعي كرده با لحن مسالمت جويانه اي « زهر تهديد » را كاهش دهد و خاطرنشان سازد كه هنوز در اين مورد تصميمي گرفته نشده ولي احتمال اتخاذ چنين تصميمي هم كم نيست .اين روزنامه مي افزايد « تنها امكانات تكنيكي و عملياتي شرط لازم براي فرستادن اين هواپيماها نيست بلكه در كنار توانمنديهاي فني بايد تصميمات سياسي هم وجود داشته باشد. موضوعي كه مربوط به آينده است . »
    اگر چه مسكو براي انعكاس مراتب ناخشنودي و نيز خشم خود از تصميمات واشنگتن به ابزارهاي مختلفي متوسل شده بود لكن تهديد به بازگشت نظاميان و جنگ افزارهاي استراتژيك روسيه به كوبا نخستين مورد پس از پايان جنگ سرد تلقي مي شود و در طول 18 سال گذشته هرگز سابقه نداشته است . پيش از اين كرملين با بهره گيري از هر فرصتي نگرانيهاي خود را بطور مستقيم و غير مستقيم به مخاطبين اروپائي و آمريكائي گوشزد كرده بود اما تهديد مستقيم آمريكا در اين مقوله نشانگر آنست كه از ديدگاه مسكو اروپا در اين مورد فاقد اراده و انگيزه هاي لازم براي پذيرش يا رد طرح استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در چك و لهستان است . بعلاوه با در نظر گرفتن مخالفت ضمني و عدم رغبت برخي كشورهاي اروپائي عضو ناتو با طرح استقرار شبكه دفاع موشكي آمريكا ديگر ضرورتي به تهديد اروپا احساس نمي شود كه مسكو عليه آنها نيز موضع گيري كند. اين تهديد « ايزوستيا » را نبايستي خيالپردازي رسانه اي در يك روزنامه روسي تلقي كرد چرا كه از مقوله اي سخن مي گويد كه مورد مشابهش آمريكا و شوروي سابق را در آستانه يك رويارويي اتمي و اعلام آماده باش اتمي در واشنگتن قرار داده بود.
    فراموش نكنيم كه درزمان استقرار موشكهاي دوربرد شوروي سابق در كوبا واشنگتن بلافاصله واكنش هاي خشم آلود تند و فوري از خود نشان داد و بااعلام آماده باش اتمي به كرملين هشدار داد كه موشكهاي ارسالي به كوبا را بلافاصله جمع آوري كند.آن تهديدها و هشدارهاي واشنگتن در آنروزهاي پرالتهاب مويد اين برداشت بو دكه آمريكا نسبت به اقدامات كرملين براي تبديل كوبا به « حياط خلوت مسكو » شديدا حساس است و آنرا به زيان امنيت ملي خود مي داند. تهديد « ايزوستيا » درباره استقرار بمب افكنهاي استراتژيك روسيه در كوبا تلاشي آشكار براي زنده كردن خاطرات گذشته و به رخ كشيدن احتمال تكرار همان چالشها است كه زمينه هاي عملي براي تقابل قدرتهاي بزرگ و شروع يا حتي تشديد جنگ سرد است . اين بدان معني است كه مسكو ـ واشنگتن يكبار ديگر در خط تقابل قرار گرفته اند و به « موازنه قدرت » يا حتي « موازنه وحشت » روي آورده اند.
    كرملين تاكنون از تمامي ظرفيتها براي هشدار به كاخ سفيد بهره برده است و حتي در اقدامي نادر ژنرالهاي روسي و مقامات وزارت دفاع روسيه را در موضع گيري و هشدار در اين مقوله به كار گرفته است .اين بدان معني است كه صبر مسكو نامحدود نيست و هشدارهاي مسكو را نبايد يك بلوف سياسي تلقي نمود.
    با وجود اين كمتر كسي در آنسوي آتلانتيك نسبت به هشدارهاي مسكو و حتي تهديدات ژنرالهاي روسي حساسيت نشان داده است . اصرار جنون آميز كانداليزارايس و ساير مقامات واشنگتن براي تسريع در امضاي توافقنامه با چك و لهستان و استقرار عملي شبكه دفاع موشكي آمريكا در اين دو كشور نشان ميدهد كه واشنگتن تصميم خود را گرفته و مايلست به هر قيمت ممكن به چنان اهدافي دست يابد.
    اما آيا در صورت اقدام متقابل روسيه در استقرار بمب افكن هاي استراتژيك در كوبا هنوز هم پنتاگون براي استقرار سپر دفاع موشكي در اروپا اصرار مي ورزد در آنصورت واكنش هاي محتمل در قبال اين تهديد عملي مسكو چه خواهند بود آيا به سود آمريكا است كه روسيه را به موضع تقابل و درگيري عملي با ظرفيت نظامي آمريكا و ناتو بكشاند بعلاوه مرزها و حد توقف در تهديدات استراتژيك شرق و غرب در فضاي پس از پايان جنگ سرد كجاست ناگفته پيداست كه آمريكا بي ميل نيست الگوهاي رفتاري غرب و ناتو عليه كرملين را احيا كند و چنين وانمود سازد كه روسيه هنوز هم ظرفيت انگيزه و ابزارهاي تقابل و تهديد عليه غرب را همچنان حفظ كرده و احتمال از سرگيري جنگ سرد هر لحظه وجود دارد. اين نكته بويژه براي سركوب تمايلات واگرايانه نزد برخي اعضاي اروپائي ناتو از اهميت ويژه اي برخوردار است . اين براي واشنگتن اهميت دارد كه به متحدين اروپائيش نشان دهد كه مسكو همچنان يك « تهديد » است و نبايد آنرا يك دوست و همكار جهاني و حتي منطقه اي تلقي كرد. رمز اقدامات تحريك آميز واشنگتن در همين نكته نهفته است .
    البته غرب در طول 2 دهه اخير پس از فروپاشي اتحاد شوروي و انحلال پيمان ورشو همواره با مسكو چنان رفتار كرده كه همكاريهاي مسكو را به حساب ضعف و انفعال و ناچاري كرملين گذاشته و چنين وانمود كرده كه مسكو در اين دوره انتخاب ديگري در پيش روي خود نداشته است . ولي واقعيت اينست كه مسكو پس از گذار از « دوران انتقالي » سعي دارد هويت جديد خود را دستكم بعنوان يك قطب جهاني قدرت در يك « نظام چند قطبي » براي خودش تثبيت و حفظ كند. طبعا سياستهاي واشنگتن براي خيز برداشتن ناتو به سوي مرزهاي روسيه و محاصره تسليحاتي اين كشور توسط ناتو برخلاف اين ديدگاه و چشم انداز است و قطعا توسط مسكو تحمل نخواهد شد. علاوه بر اين سياست واشنگتن براي جذب كشورهاي اروپاي شرقي به جرگه ناتو براي مسكو بسيار تلخ و گزنده است كه آمريكا درحياط خلوت ديروز روسيه براي رهبران كرملين مزاحمت ايجاد كند.
    اصرار جدي و علني مسكو براي بازداشتن « اوكراين » از پيوستن به « ناتو » از همين ديدگاه است كه معني و مفهوم واقعي خود را پيدا مي كند. بعلاوه تهديد به استقرار جنگنده بمب افكن هاي استراتژيك روسيه در كوبا نيز شروع فاز جديدي را نشان مي دهد كه مسكو تهديدات خود را يكي پس از ديگري عملي مي كند. اگر آمريكا نسبت به پرواز جنگنده هاي تهاجمي روسيه تا پشت مرزهاي « ناتو » بي تفاوت ماند يقينا نمي تواند نسبت به استقرار آنها در كوبا هم بي تفاوت بماند كه در آنصورت هم كرملين « برنده » خواهد بود. ابعاد و چگونگي واكنش آمريكا نسبت به اين موضوع هر چه باشد و در هر مقياسي عملي شود در سير تحولات منجر به شكل گيري مناسبات دو سوي آتلانتيك تاثير بنيادي دارد.
    مسكو تهديد كرده جنگنده بمب افكن هاي استراتژيك خود را در كوبا مستقر مي كند اگر اين تهديد عملي شود فرصت انديشيدن مقامات ارتش آمريكا و پنتاگون به يك اقدام تلافي جويان را از واشنگتن سلب مي كند.
    آگاهي از فاصله كوتاه 150 كيلومتري كوبا تا مرزهاي آمريكا و اينكه پايگاه گوانتانامو در قلمرو فعاليت اين هواپيماها قرار مي گيرد زمينه چنداني براي شوخي گرفتن تهديد مسكو باقي نمي گذارد.
    مسكو با استقرار هر بخشي ازتوان نظامي خود در كوبا بايستي انتظار واكنش واشنگتن را داشته باشد ولي به رخ كشيدن بمب افكن هاي استراتژيك ضربه را دقيقا به شبكه عصبي پنتاگون ارتش و كاخ سفيد وارد مي كند.
    اينكه چرا مسكو تهديد خود را مستقيما متوجه آمريكا كرده بي دليل نيست . از ديدگاه كرملين اروپا در اين مورد فاقد اراده و انگيزه هاي لازم براي پذيرش يا رد طرح استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در چك و لهستان است .
    تهديد « ايزوستيا » كه خبرگزاري دولتي « نووستي » روسيه آنرا بزرگنمائي كرده يك « خيالپردازي رسانه اي » نيست . چرا كه از مقوله اي سخن مي گويد كه در موارد مشابه آمريكا و شوروي سابق را در آستانه يك روياروئي اتمي و اعلام آماده باش اتمي در واشنگتن قرار داده بود.
    طرح استقرار سپر دفاع موشكي آمريكا در اروپا و تهديد مسكو براي استقرار بمب افكن هاي استراتژيك خود در كوبا نشان مي دهد كه مسكو و واشنگتن يكبار ديگر در « خط مقابل » قرار گرفته اند و به « موازنه قدرت » يا حتي « موازنه وحشت » رو آورده اند.
    وقتي كرملين در يك اقدام نادر از ژنرالها و مقامات وزارت دفاع براي تهديد استفاده مي كند مي خواهد بگويد كه صبر مسكو نامحدود نيست و هشدارهاي مسكو را نبايد يك « بلوف سياسي » تلقي نمود.
    آمريكا با تحريك مسكو به رفتارهاي متقابل مي خواهد به متحدين اروپائيش نشان دهد كه « مسكو همچنان يك تهديد است » و نبايد آنرا يك دوست و همكار جهاني تلقي كرد. رمز اقدامات تحريك آميز واشنگتن در همين جا است .




  • *****
    سفير اردن در تهران :
    اردن به هيچ يك از سران مجاهدين خلق پناهندگي نمي دهد


  • اشاره :
    چندي پيش سرويس سياسي و بين الملل روزنامه جمهوري اسلامي به قصد انجام گفتگوي اختصاصي با سفير اردن و بنابه درخواست سفير محور سئوالات اين مصاحبه را از طريق نمابر به سفارت اين كشور در تهران ارسال نمود تا پس از تعيين وقت براي انجام اين مصاحبه گفتگو به صورت حضوري انجام شود.
    با دريافت چند برگ نمابر از سوي سفارت اردن مشخص شد آقاي « احمد المفلح » سفير اردن در تهران پرسش ها را كتبا پاسخ داده و به صورت ضميمه اين نمابر به دفتر روزنامه ارسال نموده است .
    همانگونه كه اشاره كرديم ما محورهاي مصاحبه را براي آقاي سفير ارسال كرده بوديم تا در يك گفتگوي حضوري حول اين محورها سئوالهاي زيادي كه وجود دارد را مطرح نمائيم و پاسخ هاي ايشان را در روزنامه به چاپ برسانيم . اكنون كه اين خواسته روزنامه برآورده نشده ناچار پاسخهاي دريافتي را به چاپ مي رسانيم . و ضمنا آمادگي روزنامه را براي انجام يك گفتگوي تفضيلي در همين زمينه اعلام مي نمائيم . در پايان به ايرادهاي اساسي كه در پاسخهاي آقاي سفير وجود دارد فقط اشاره اي خواهيم داشت .
    آيا دولت اردن سازمان موسوم به مجاهدين خلق (منافقين ) را تروريست مي داند
    ث پادشاهي اردن هاشمي براي توسعه و رشد روابط دوجانبه ميان ايران و اردن در همه زمينه هاي همكاري اعم از سياسي اقتصادي فرهنگي يا ورزشي و امور جوانان اهميت زيادي مي دهد و ما روابط را بر مبناي برادري و صراحت و شفافيت قرار داده ايم طوريكه اعتماد في مابين افزايش يابد آن را پيش مي بريم و شاه عبدالله دوم بن الحسين و نخست وزير اردن و وزير امورخارجه اردن و عده اي از وزرا در مناسبات مختلف در ايران حضور بهم رساندند و بعضي از توافقنامه ها در اين ديدارها به امضا رسيد.
    لذا لازم مي دانم توضيح دهم كه اردن هميشه سعي بر ادامه روابط فوق العاده با جمهوري اسلامي ايران را دارد و براي حاكميت ايران و عدم دخالت در امور داخلي احترام قائل است و همچنين با استفاده از زمين خود براي ضرر رساندن به منافع كشورهاي برادر و دوست مخالف است . لذا اصولا غير ممكن است كه با مجاهدين خلق بخواهيم رابطه اي داشته باشيم
    چرا اقداماتي براي انتقال برخي سران اين گروهك به اردن در جريان است
    ث من مي توانم به شما قاطعانه تاكيد نمايم كه پادشاهي اردن هاشمي هيچ پناهي به هيچ يك از سران مجاهدين خلق در زمين خويش نمي دهد و هيچگونه تسهيلاتي به اعضاي اين سازمان نمي دهد و من قبلا به مراجع رسمي ايران چندين بار كتبا و شفاها در مناسبات مختلف اعلام كرده ام .
    فقط مي بينم كه هر زمان كسي بخواهد به روابط بين ايران و اردن آسيب برساند كافيست كه يك خبر جعلي را در يكي از سايتها در مورد اين سازمان منتشر نمايد تا اينكه عكس العملهاي عجولانه از هر جهت شروع شود. لذا بايستي هميشه صبر و آرامش وجود داشته باشد و توضيح خواستن درباره اين موضوع از طريق كانالهاي ديپلماتيك .
    حضور حدود 30 نفر از مسئولين سياسي و رسانه اي اردن در تجمع گروهك منافقين در پاريس با چه هدفي صورت گرفته است
    ث حضور بعضي از نماينده هاي مجلس محترم اردني در كنفرانس سازمان مجاهدين خلق بنا بر دعوتنامه هاي شخصي از طريق برگزار كنندگان اين كنفرانس براي آنها و پارلمان اردني متشكل از طيف هاي سياسي مختلف كه در اردن هستند اعم از موافق و مخالف چپ و راست اسلام گرا و مستقل صورت گرفته است و اين نمايندگان برنامه ها و افكار خودشان را دنبال مي كنند كه براساس آن انتخاب شده بودند از سوي ديگر آنها بعنوان قوه مقننه استقلال كامل دارند و فقط خودشان براي برنامه هاي فعاليتهاي خارجي شان تصميم مي گيرند.
    هلال شيعي يعني چه و با چه منظوري از طرف اردن القا شده است
    ث اردن از تفرقه بين سني و شيعه و استفاده از طايفه ديني در كاشتن بذرهاي فتنه در ملتهاي اسلامي و عربي هشدار داده است . لذا وقتي ما گفتيم كه هشدار مي دهيم از اينكه شيعه در يك صف باشد و سني در صف ديگر منظورمان همان بود كه گفتيم و اين در بعضي جاها اتفاق افتاده است . لذا ما گفتيم و هشدار داديم كه مي بايست فرصت را از كساني كه دعوت به تفرقه طايفي مي نمايند بگيريم و مي بايست هر كسي را كه بخواهد امت عربي را به آتش تفرقه طايفي منفور بيندازد نااميد كنيم .
    آقاي سفير در توجيه انتقال برخي سران گروهك منافقين به اردن توضيح قانع كننده اي نداده است گويا از نظر وي اجازه تردد به اين افراد در اردن براي جمهوري اسلامي ايران حساسيت برانگيز نبوده و تنها هدف او در اين مصاحبه اطمينان دادن به مسئولين جمهوري اسلامي ايران است كه كشورش با وجود تردد برخي سران اين گروهك قصد دادن پناهندگي به آنان را ندارد.
    آقاي المفلح در جاي ديگر به استقلال قوه مقننه كشور خود اشاره مي كند در حاليكه پرواضح است قواي سه گانه در نظامهاي پادشاهي كشورهاي عربي فاقد استقلال لازم هستند و بدون اجازه پادشاه قادر به انجام هرگونه تصميم گيري نمي باشند.
    سفير اردن پاسخ روشني به موضوع هلال شيعي كه نخستين بار از سوي پادشاه اردن مطرح شده نداده است بلكه تناقض آشكار در پاسخ وي ديده مي شود.
    در حاليكه پادشاه اردن مواضع تفرقه افكنانه خود را با مطرح نمودن موضوع هلال شيعي به طور آشكار بيان كرده است سفير اردن در توجيه اين اظهارات مدعي است كه منظور پادشاه كشورش هشدار نسبت تفرقه طائفي است !