روزنامه جمهوري اسلامي 16/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
شكست محور واقعي شرارت
بسم الله الرحمن الرحيم


  • بي اعتباري و انزواي پرشتاب حزب كارگر انگليس باعث شده كه حتي گردانندگان اصلي حزب و اعضاي آن هم به منتقدين جدي و علني « گوردون براون » نخست وزير انگليس مبدل شوند.
    نتايج نظرسنجي هاي منتشره بر 2 نكته به شدت اصرار و تاكيد مي كنند :
    1 ـ گوردون براون بدترين نخست وزير انگليس از جنگ دوم جهاني تاكنون است .
    2 ـ حزب كارگر در ضعيف ترين وضعيت سياسي از زمان شكل گيري اين حزب قراردارد و « دوران سقوط آزاد » را طي مي كند.
    بدين ترتيب علت خشم و خروش گردانندگان حزب كارگر و رمز اصلي براي علني شدن اعتراضات درون حزبي كاملا مشخص شده و بي تابي مشاوران دور و نزديك « گوردون براون » در قبال آينده سياسي وي كاملا قابل درك است . در واقع معترضين گوردون براون در مقطع اخير را سياست بازاني تشكيل مي دهند كه مي خواهند وي را مسئول اصلي شكست و ناكامي حزب كارگر معرفي و از اين رهگذر اعتباري كسب كنند تا بلكه بتوانند موقعيت خود را درون حزب كارگر تثبيت نمايند.
    ولي سئوال اينست كه حتي درصورت موفقيت قطعي آنها كسب اعتبار و جايگاه در حزبي كه در مسير سقوط آزاد قرار گرفته و نزد افكار عمومي انگليس كمترين موقعيتي هم ندارد چه ارزشي مي تواند داشته باشد
    اين بدان معني است كه ديگر كمترين اميدي به نجات براون ودولتش نمي رود بلكه آنها بايستي با پيوستن به صفوف معترضين عليه گوردون براون به نجات حزب كارگر و متوقف كردن روند انزواي سياسي اجتماعي حزب خود بپردازند. اين درحاليست كه اميد چنداني به بهبود شرايط نمي رود و كاملا بعيد بنظر مي رسد كه راهكار فوري و موثري براي جلوگيري از افول ستاره اقبال حزب كارگر انگليس وجود داشته باشد.
    البته مخالفان درون حزبي به گوردون براون يك ماه فرصت داده اند كه طي اين مدت براي بهبود شرايط و تعيين سرنوشت دولتش تصميم بگيرد اما با آگاهي از وضعيت شكننده و لرزاني كه دولت لندن دچار آنست اين فرصتها در واقع حركتي انفعالي از جانب سران حزب كارگر تلقي مي شود كه با توسل به آن درصدد « دفع الوقت » و خريدن زمان هستند تا بلكه بتوانند آرامش سياسي ممكن براي « احياي حزب كارگر » نزد افكار عمومي را نهائي كنند و آنرا اعلام نمايند.
    اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه حزب كارگر در شهرهائي كه مركز فعاليت و محبوبيت سنتي آن محسوب مي شد نيز مورد بي اعتنائي افكار عمومي قرار گرفته و طرفداران سنتي اين حزب هم از آن روي گردان شده اند. البته رقباي سياسي حزب كارگر از اين موقعيت لرزان گوردون براون بيشترين بهره هاي سياسي ـ تبليغاتي ممكن را برده اند ولي عموما انتظار دارند.
    اين وضعيت متلاطم به ناكامي مطلق حزب كارگر منجر شود و آنها از ادامه اين وضعيت و تثبيت نتايج آن استفاده هاي باز هم بيشتري را ببرند.
    توني بلر و شاگرد دست آموزش « ديويد ميليبند » وزيرخارجه انگليس به اعتراضات جدي و صريحي از سياستهاي ناكام گوردون براون روي آورده اند. آنها وي را متهم مي سازند كه درسهاي ارائه شده را به خوبي فرا نگرفته و دولت لندن را به اغتشاش اسفناك در استراتژيها و روشها دچار كرده است . ولي مسئله اينست كه همين اتهامات به توني بلر نيز وارد بود و اساسا ريشه تمامي اين آشفتگي ها به تصميمات جنون آميز بلر باز مي گردد.
    اين بلر بود كه انگليس را وارد جنگ عراق كرد. اين بلر بود كه در دنباله روي از بوش كوچك تا آن اندازه افراط نمودكه در رسانه هاي انگليس به « سگ دست آموز بوش » معروف شد . اين بلر بود كه باقيمانده اعتبار انگليس را هم برباد داد و در خلال جنگ 33 روزه با برقراري پل هوائي براي ارسال مهمات و جنگ افزارهاي بيشتر و مدرن تر از آمريكا به اسرائيل در شكست صهيونيستها در برابر حزب الله لبنان تا سهيم و شريك شد.
    شايد « گوردون براون » بخاطر همدستي باجنايت بلر در عراق و لبنان و افغانستان مستحق چنين سرنوشتي مي بود ولي نبايد شكستها و ناكاميهاي اخير انگليس را صرفا به نام وي ثبت كرد بلكه آنچه امروز شاهد آنيم سرآغاز دور جديدي از شكستها و خفتي است كه انگليس بخاطر شرارتهايش عليه جهان اسلام شاهد آن خواهد بود و در واقع نتايج سياستهاي شوم توني بلر محسوب مي شود.
    مسئله اينست كه شكستهاي كنوني را نبايستي در حد « ناكامي شخصي » گوردون براون ياشكست حزب كارگر محدود كرد بلكه اين شكست و ناكامي جبهه دشمنان اسلام است كه از آمريكا گرفته تا انگليس را در بر مي گيرد و يكي پس از ديگري به سقوط و حذف دولتهاي هم پيمان آمريكا در تهاجم عليه عراق و افغانستان منجر مي شود. سقوط دولتهاي اسپانيا ايتاليا و استراليا كه هم پيمان بوش در تجاوز به عراق بودند چگونه ممكن است دامنگير شريك اصلي بوش در اين تجاوزات وحشيانه نشود
    گوردون براون وارث ناكاميهاي بلر محسوب مي شود. اين ميراث شوم امروزه گريبانش را گرفته و حال آنكه ابعاد واقعي بدبختي هاي انگليس پس از اخراج بوش از كاخ سفيد نمايان تر خواهد شد.
    سران حزب كارگر اين روزها انگشت اتهام را به سوي گردون براون نشانه رفته اند ولي آنچه اين روزها شاهد آنيم شكست يك شخص و ناكامي يك حزب نيست بلكه علائمي آشكار از شكست دشمنان اسلام و شكست محور شرارت واقعي در مقياس جهاني محسوب مي شود كه ديگر حتي نمي توان بر آن سرپوش گذاشت و همدستان را نيز به اعتراض واداشته است .