روزنامه جمهوري اسلامي 13/05/1387 صفحه عقيدتي

  • سنگر « فرهنگ » و مسئوليت « مرزباني »
  • عروج خونين به سوي يار
  • معراج شهود
  • *****
    سنگر « فرهنگ » و مسئوليت « مرزباني »




  • آب كه از سرچشمه مي جوشد زلال و بي آلايش است . به هنگام جريان در مسير كم كم رنگ و بوي آن دگرگون مي شود و زلالي و شفافيت خود را از دست مي دهد. آلودگي اگر به چشم ديده شود به خودي خود سبب پرهيز از مصرف مي گردد. اگر به گونه اي نامحسوس به ميكروب كشنده در آميزد هر چند به ظاهر صاف و زلال نمايد خطرناك خواهد بود و با هشدار آگاهان بايد از آن پرهيز شود.
    باورهاي ديني و آموزه هاي مذهبي همانند آب روان و شفافي مي مانند كه از سرچشمه زلال وحي منشا گرفته و در گذر زمان ممكن است به انگيزه هاي گوناگون از سوي ديگرانديشان و افرا دو جريانهاي گوناگون دچار تحريف و التقاط گردند.
    از اين روي همواره بايد آموزه ها و باورهاي ديني از سوي اهل معرفت و خبره پالايش شوند. اسلام به عنوان دين خاتم و داعيه دار جهاني شدن از همان آغاز در معرض خطر و هجوم پيرايه ها قرار داشته و از اين ناحيه از سوي دوست و دشمن زيان ديده است .
    در اين عرصه بويژه در صدر اسلام از همه پيشتازتر يهوديان تازه مسلمان بودند كه در باطن به مرام خود باور داشتند و در نشر آن تلاش مي ورزيدند.
    اينان آموزه هاي ديني خود را در پوشش حديث تفسير و... در ميان مسلمانان رواج مي دادند و آموزه ها و باورهاي ديني را مي آلاييدند و چنان در اين كژراهه پيش رفتند كه بر پيامبر(ص ) نيز دروغ بستند و سخنان آن بزرگوار را تحريف كردند...
    در زمان ائمه (ع ) نيز كساني به انگيزه هاي گوناگون دست به تحريف و جعل گفتار و احاديث آنان آلودند. بدين جهت پيشوايان معصوم (ع ) معيار صدق گفتار و سيره و سنت خويش را قرآن دانستند و خود همواره باتحريف گران و دروغ پردازان درگير بودند و سعي داشتند گوهر واقعي دين را به دور از پيرايه ها به امت اسلامي بنمايانند :
    « ... فان فينا اهل البيت في كل خلف عدولا ينفون عنه تحريف الغالين و انتحال المبطلين و تاويل الجاهلين ... » (1 )
    « در ميان ما خاندان در هر نسل و عصري عادل مرداني مي زيند كه تحريف اهل غلو و بر چسب اهل باطل و تاويل نادانان را از چهره دين مي زدايند. »
    عالمان دين نيز كه مرزباني از باورهاي ديني را در عصر غيبت بر عهده دارند به دستور خدا و پيامبر و امامان معصوم (ع ) بايد به پاسداري از اسلام ناب برخيزند و آن را از هر آلودگي به دور دارند :
    « يحمل هذا الدين في كل قرن عدول ينفون عنه تاويل المبطلين و تحريف الغالين و انتحال الجاهلين ... » (2 )
    « در هر برهه اي مردان عادل بار مسئوليت اين دين را بر دوش كشيده و تاويل اهل باطل و تحريف غالبان و نادانان را از آن دور مي كنند. »
    همواره عالمان دين در برابر تحريف و انحراف در اصول و مباني دين حساس بوده و با تلاش علمي فرهنگي و عملي جامعه را از هجوم موجهاي سهمگين تحريف گران به دور داشته اند. از آغاز روزگار غيبت تاكنون با همه فراز و فرودها در مسند نگهباني از برج و باروي دين بزرگاني چون : شيخ مفيد سيد مرتضي شيخ طوسي عبدالجليل رازي ميرحامد حسين هندي كاشف الغطا علامه طباطبائي امام خميني شهيد مطهري و... از اسلام ناب باورها و ارزشهاي والاي اسلامي دفاع كرده و در برابر انحرافهاي ديني شبهه ها و اتهامها بسان سد پولادين ايستاده اند.
    استاد شهيد مرتضي مطهري از اين رسالت سترگ اين گونه ياد مي كند :
    « اولين پستي كه در دوره خاتميت از پيامبران به عالمان انتقال مي يابد پست دعوت و تبليغ و ارشاد و مبارزه با تحريفها و بدعتهاست ... عللي كه منجر به تحريف و بدعت ميشود همه وقت بوده است و خواهد بود. باز علماي امت هستند كه وظيفه دار مبارزه با تحريفها و بدعتها مي باشند ... » (3 )
    در سده هاي اخير كه اوضاع اجتماعي فرهنگي جامعه ها از جمله جامعه هاي اسلامي بر اثر آمد و شد بيگانگان دگرگوني پيدا كرد و قدرتهاي استكباري در درون كشورهاي اسلامي پايگاه زدند و روز به روز بر حوزه نفوذ خود افزودند و بازدارنده ها را از سر راه برمي داشتند تنها سدي كه هميشه و همه گاه آنها را ناكام مي كرد و از پيش روي باز مي داشت دين و باورهاي ديني بود. اينان براي برداشتن اين سد بزرگ دست به كار شدند و از تمام توان خود بهره بردند. مهم ترين اهرمي كه در اين كشمكش به كار گرفتند و با دين و دينداري در افتادند اين بو دكه تئوريسنها و نظريه پردازان خود را بسيج كردند تا شيوه ها و روشهاي خود را براي از درون تهي كردن و در هم كوباندن و وارونه سازي باورهاي ديني ارائه دهند.
    آنان نيز از هيچ تلاش دريغ نورزيدند و وارونه سازي انديشه هاي ديني را جز برنامه هاي خود قرار دادند و دستاوردهاي خود را در بين جوانان و متفكران و اهل انديشه پراكندند و بسياري از خام انديشان و ناآگاهان را از راه به در بردند. در برابر هجوم همه اين كژرويها تحريف ها و التقاطهاي فكري پاره اي از متفكران اسلامي منادي اسلام ناب بودند. در چنين روزگاري شهيد مطهري از جايگاه ويژه اي برخوردار بود و برابر اين هجوم همه سويه به اسلام نقش حساس و تعيين كننده اي داشت .
    شهيد مطهري از سويي از سرچشمه زلال و گواراي معارف اسلامي سيراب شده بود و از ديگر سوي باانديشه ها ايدئولوژيها مكتبها و ايسمهاي مطرح در جهان آشنايي ژرف و همه سويه داشت .
    او با اين ويژگيهاي برجسته و استعداد و نبوغ ذاتي و پشتكار و تلاش سرسختانه زمينه لازم را براي آشنايي نسل زمان بااسلام و زدودن تحريف از پيكره دين فراهم ساخت .
    شهيد مطهري در هنگامه رويارويي با تحريف گران و رواج دهندگان فرهنگها و انديشه هاي ويران گر سرسخت بود. هر روزنه اي را كه دشمن مي گشود و از آن جا به ويران گري مي پرداخت و انديشه هاي زلال را مي آلود خشمگينانه به رويارويي برمي خاست و دستهاي تباهي آفرين را افشا مي كرد . (4 )
    پاورقي :
    1 ـ اصول كافي كليني ج 1 ص 32
    2 ـ الحياه حكيمي ج 2 ص 291 دفتر نشر فرهنگ اسلامي
    3 ـ ختم نبوت مرتضي مطهري ص 65 صدرا
    4 ـ طلايه دار صبح 151 ـ 154 دفتر تبليغات حوزه علميه قم

  • *****
    عروج خونين به سوي يار




  • ث به مناسبت سالروز شهادت علامه مجاهد سيد عارف حسيني
    سيزدهم مرداد 1367 هـ . ش علامه مجاهد سيد عارف حسين حسيني چهره در خون كشيد و به دست عوامل استكبار جهاني به شهادت رسيد.
    براي امثال علامه عارف حسيني بشارتي بالاتر از اين نبوده است كه از محراب عبادت حق عروج خونين ارجعي الي ربك خويش را نظاره كند و جرعه وصل يار از شهد شهادت بياشامد و شاهد وصول هزاران تشنه عدالت به سرچشمه نور گردد.
    آنچه از نظر گذشت بخشي از پيام شورانگيز مجاهد كبير دوران حضرت امام خميني درباره شهادت علامه عارف حسيني است .
    عارف حسيني در يك خانواده اصيل و پاك ديده به جهان گشود و بعد از اتمام تحصيلات متوسطه براي فراگيري علوم ديني به مدرسه جعفريه در شهر پاراچنار پاكستان رفت .
    پس از آن كه تحصيلات مقدماتي را در مدرسه جعفريه به پايان برد براي تكميل تحصيلات به نجف اشرف هجرت كرد.
    ورود عارف حسيني به نجف اشرف همزمان با سال هايي بود كه امام خميني به عراق تبعيد شده بودند.
    عارف حسيني مدتي در محضر آيت الله مدني كسب فيض كرد و سرانجام توسط همين استاد بزرگوارش با امام خميني آشنا شد.
    عارف حسيني در همان ديدار نخست مجذوب شخصيت ملكوتي و شكوه الهي امام خميني شد و تصميم گرفت در راه اهداف آن يگانه دوران تا پاي جان فداكاري كند.
    مبارزات عارف حسيني د رعراق سبب اخراج ايشان از آن كشور شد. او پس از اخراج به زادگاه خود (پاكستان ) بازگشت ولي پس از مدتي راه شهر مقدس قم را درپيش گرفت . عارف حسيني در قم از محضر بزرگاني مانند آيت الله مطهري آيت الله وحيد خراساني و بزرگان ديگر استفاده كرد. عارف حسيني به دليل مبارزاتي كه داشت از قم نيز اخراج شد و بار ديگر به پاكستان بازگشت او در پاكستان به تبليغ افكار انقلابي و الهي امام خميني همت گماشت و سربازي از سربازان انقلاب جهاني امام خميني در پاكستان شد عارف حسيني پس از تلاشها و مبارزات مستمر در سال 1363 به رهبري نهضت اجراي فقه جعفري برگزيده شد . او در اين مقام توانست افكار الهي و انقلابي امام خميني را به سرعت در پاكستان رواج دهد و تحولات چشمگيري به وجود آورد.
    به همين دليل عوامل استكبار نتوانستند وجود شورآفرين عارف حسيني را تحمل كنند و ناجوانمردانه او را به شهادت رساندند.

  • *****
    معراج شهود




  • گفت الها ملكا داورا
    پادشها ذوالكرما ياورا
    در رهت اي شاهد يكتاي من
    شمع صفت سوخت سراپاي من
    عشق تو شد جان و تنم في هواك
    نيست بود در نظرم ما سواك
    جز تو جهان را عدم انگاشتم
    غير تو چشم از همه برداشتم
    رفت سرم بر سرپيمان تو
    محو توام واله و حيران تو
    گر ارني گوي به طور آمدم
    خواستيم تا به حضور آمدم
    بالله اگر تشنه ام آبم تويي
    بحر من و موج و حبابم توئي

    عشق تو شد عقل من و هوش من
    گشته همه خلق فراموش من
    مهر تو اي شاهد زيباي جان
    آمده در پيكر من جاي جان
    وادي سيناي تو شد سينه ام
    پرتو عكس تو شد آئينه ام
    اي سر من در هوس روي تو
    بر سرني رهسپر كوي تو
    ديد رخت ديده دل بي حجاب
    لاجرم آمد به رهت با شتاب
    عشق تو گنجي است به ويرانه ام
    غير تو كس نيست به كاشانه ام
    مي زنم ار ناله هل من مغيث
    من چونيم وزلب تست اين حديث
    هست كنون در رگ و شريان من
    خون تو و شوق تو اي جان من
    سرغم عشق تو شد رهبرم
    گو برود در ره وصلت سرم

    اي دل و دلدار و دل آراي من
    اي به رخت چشم تماشاي من
    نيست ميان من و رويت حجاب
    تافت به صحراي من آن آفتاب
    خوش به تماشاي جمال آمدم
    غرقه درياي وصال آمدم
    تشنه لبم تشنه درياي تو
    لايم و آئينه الاي تو
    تشنه به معراج شهود آمدم
    بر لب درياي وجود آمدم
    راه تو پويند يتيمان من
    كوي تو جويد سر و سامان من
    چون نيم از خود زتوام سر بسر
    سر برود بر سرني در به در
    نقش همه جلوه نقاش شد
    سر هو الله زمن فاش شد
    آينه بشكست و رخ يار ماند
    اي عجب اين دل شد و دلدار ماند
    منزل معشوق شد اين دار من
    نيست در اين دار بجز يار من
    مرحوم مهدي الهي قمشه اي