روزنامه جمهوري اسلامي 13/05/1387 صفحه مقالات

  • جايگاه و ارزش « جهاد »
  • وسعت حضور
  • علي (ع ) در ميدان جنگ و شجاعت
  • نفي زشتي ها با دست و زبان و قلب
  • *****
    جايگاه و ارزش « جهاد »




  • وقتي خبر تهاجم سربازان معاويه به شهر انبار (1 ) در سال 38 هجري و سستي مردم به امام علي (ع ) رسيد اندوهگين شد و خطبه اي در ارزش جهاد و نكوهش كساني كه در انجام اين واجب الهي قصور مي ورزند ايراد نمود.
    ارزش جهاد در راه خدا
    پس از ستايش پروردگار; همانا جهاد در راه خدا دري از درهاي بهشت است كه خدا آن را به روي دوستان مخصوص خود گشوده است .
    جهاد لباس تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است كسي كه جهاد را ناخوشايند دانسته و ترك كند خدا لباس ذلت و خواري بر او مي پوشاند و دچار بلا و مصيبت مي شود و كوچك و ذليل مي گردد دل او در پرده گمراهي مانده و حق از او روي مي گرداند به جهت ترك جهاد به خواري محكوم و از عدالت محروم است .
    دعوت به مبارزه و نكوهش از نافرماني كوفيان
    آگاه باشيد! من شب و روز پنهان و آشكار شما را به مبارزه با شاميان دعوت كردم و گفتم پيش از آن كه آنها با شما بجنگند با آنان نبرد كنيد به خدا سوگند هر ملتي كه درون خانه خود مورد هجوم قرار گيرد ذليل خواهد شد. اما شما سستي به خرج داديد و خواري و ذلت پذيرفتيد تا آنجا كه دشمن پي درپي به شما حمله كرد و سرزمين هاي شما را تصرف نمود. و اينك فرمانده معاويه (مرد غامدي )(2 ) با لشكرش وارد شهر انبار شده و فرماندار من « حسان بن حسان بكري » را كشته و سربازان شما را از مواضع مرزي بيرون رانده است .
    به من خبر رسيده كه مردي از لشكر شام به خانه زني مسلمان و زني غيرمسلمان كه در پناه حكومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردن بند و گوشواره هاي آنها را به غارت برده در حالي كه هيچ وسيله اي براي دفاع جز گريه و التماس كردن نداشته اند.
    لشكريان شام با غنيمت فراوان رفتند بدون اينكه حتي يك نفر آنان زخمي بردارد و يا قطره خوني از او ريخته شود اگر براي اين حادثه تلخ مسلماني از روي تاسف بميرد ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار است .
    شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند اين واقعيت قلب انسان را مي ميراند و دچار غم و اندوه مي كند كه شاميان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرقيد.
    زشت باد روي شما و از اندوه رهايي نيابيد كه آماج تير بلا شديد!. به شما حمله مي كنند شما حمله نمي كنيد ! با شما مي جنگند شما نمي جنگيد ! اين گونه معصيت خدا مي شود و شما رضايت مي دهيد
    وقتي در تابستان فرمان حركت به سوي دشمن مي دهم مي گوييد هوا گرم است مهلت ده تا سوز گرما بگذرد و آنگاه كه در زمستان فرمان جنگ مي دهم مي گوييد هوا خيلي سرد است بگذار سرما برود. همه اين بهانه ها براي فرار از سرما و گرما بود
    وقتي شما از گرما و سرما فرار مي كنيد به خدا سوگند كه از شمشير بيشتر گريزانيد!.
    مظلوميت امام (ع ) و علل شكست كوفيان
    اي مرد نمايان نامرد! اي كودك صفتان بي خرد كه عقل هاي شما به عروسان پرده نشين شباهت دارد! چقدر دوست داشتم كه شما را هرگز نمي ديدم و هرگز نمي شناختم !
    شناسايي شما ـ سوگند به خدا ـ كه جز پشيماني حاصلي نداشت و اندوهي غم بار سرانجام آن شد. خدا شما را بكشد كه دل من از دست شما پر خون و سينه ام از خشم شما مالامال است !
    كاسه هاي غم و اندوه را جرعه جرعه به من نوشانديد و با نافرماني و ذلت پذيري راي و تدبير مرا تباه كرديد تا آنجا كه قريش در حق من گفت :
    « بي ترديد پسر ابيطالب مردي دلير است ولي دانش نظامي ندارد »
    خدا پدرشان (2 ) را مزد دهد آيا يكي از آنها تجربه هاي جنگي سخت و دشوار مرا دارد يا در پيكار توانست از من پيشي بگيرد هنوز بيست سال نداشتم كه در ميدان نبرد حاضر بودم هم اكنون كه از شصت سال گذاشته ام . اما دريغ آن كس كه فرمانش را اجرا نكنند رايي نخواهد داشت . (4 )
    پاورقي :
    .1 انبار شهري مرزي بين عراق و شام در 72 كيلومتري بغداد در كرانه شرقي فرات مقابل شهر (هيت ) بود .
    .2 سفيان بن عوف غامدي از سرداران معاويه و اهل يمن بود غامد نام قبيله اي در يمن است .
    .3 جمله دعائيه است كه گاه در نكوهش و كنايه زدن بكار مي رود .
    .4 نهج البلاغه ترجمه محمد دشتي انتشارات پارسايان خطبه 27
    جهاد دري از درهاي بهشت است كه خداوند آن را به روي دوستان مخصوص خود گشوده است . جهاد لباس تقوا و زره محكم و سپر مطمئن خداوند است
    كسي كه جهاد را ناخوشايند دانسته و ترك كند خدا لباس ذلت و خواري بر او مي پوشاند و دچار بلا و مصيبت مي شود و كوچك و ذليل مي گردد.

  • *****
    وسعت حضور




  • اي فصل عشق در گذر سالها علي
    وي روح بيكرانه درد آشنا علي
    نبض حضور عشق تو در كوچه هاي دل
    پژواك آسماني و نامنتها علي
    چشمان آسماني و خورشيد وارتو
    آئينه تبلور نقش خدا علي
    بايادت اي شكوه شعاع سپيد صبح
    خور مي تراود از افق قلب ما علي
    اي شور بي نهايت دل در ركاب عشق
    اي وسعت حضور در انديشه ها علي
    تاريخ هم ترا نسرودست تاكنون
    بالاتري زهر سخن و ماجرا علي
    نام تو خود چكامه پرشور عصرهاست
    اي شعرجاودانه تاريخ يا علي
    خورشيد و ماه آينه دار نگاه توست
    اي عاشق شكسته دل و بي ريا علي
    مسعود توانا

  • *****
    علي (ع ) در ميدان جنگ و شجاعت




  • علي (ع ) شير بيشه شجاعت و قهرمان بزرگ ميدانهاي نبرد و شهامت است . بدون شك تاريخ جنگ و جهاد و پيكار قهرماني چون حيدر كرار سراغ ندارد. او هيچگاه در مقابل دشمن فرار نكرد و هرگز ترس به دل راه نداد. از آن حضرت پرسيدند : چرا زره شما پشت ندارد فرمود : من هرگز به دشمن پشت نمي كنم تا دشمن بتواند از پشت به من ضربه اي وارد سازد.
    ضرباتي كه علي (ع ) بر دشمن وارد مي كرد نياز به ضربه مجدد نداشت . در حديث آمده است : « كانت ضربات علي بن ابي طالب ابكارا كان اذا عتلي قد و اذا عترض قط و اذااتي حضا هد » ضربتهاي علي بن ابي طالب در نوع خود بي نظير بود هر گاه از بالا فرود مي آمد تا به پايين مي شكافت و چون او پهلو ضربه مي زد به دو نيم مي كرد و آنگاه كه به قلعه اي محكم مي رسيد آن را منهدم مي ساخت .
    امام مجتبي (ع ) فرمود : « هيچ پرچمي نبود كه در مقابل اميرالمومنين (ع ) به جنگ پردازد مگر اينكه خداوند تبارك و تعالي آن را سرنگون نمود و شكست خورده و خوار مي گشت . او هيچگاه با شمشير ذوالفقار به كسي ضربه نزد كه جان سالم به در برده باشد. وقتي به نبرد مي پرداخت جبرئيل از سمت راست و ميكائيل را سمت چپ و فرشته مرگ در مقابل او قرار داشت . » 1
    ابن ابي الحديد در وصف شجاعت آن حضرت مي نويسد :
    « علي (ع ) در شجاعت ياد گذشتگان را به فراموشي سپرد و نام آيندگان را پاك كرد. جايگاههاي او در جنگها چنان مشهور است كه تا قيامت به او مثل زده مي شود. اوست شجاعي كه هرگز فرار نكرد از هيچ گروهي نهراسيد. با هيچكس مبارزه نكرد مگر اينكه او را به هلاكت رساند. هيچ ضربتي نزد كه نياز به دومي داشته باشد. عرب از اينكه در مقابل چنين قهرماني قرار مي گرفت به خود مي باليد و اقوام كساني كه به دست آن حضرت كشته مي شدند به اين كشته شدن افتخار مي كردند. خواهر عمروبن عبدود وقتي براي برادرش مرثيه مي خواند در ضمن اشعاري گفت : اگر قاتل او كسي غير از آنكه اكنون هست مي بود تا ابد بر او مي گريستم ولي قاتل او كسي است كه در ميان عرب نظير ندارد2. »
    يكي از جمله عنايات ويژه الهي نسبت به آن حضرت اين بود كه دشمنان از شنيدن نام و يا حضور او لرزه بر اندامشان مي افتاد. چنانچه « از آن حضرت پرسيدند :
    چگونه بر دلاوران و قهرمانان عرب پيروز شدي
    فرمود : هيبت من در دلهايشان بود.
    و نيز مي فرمود :
    « با كسي نبرد نكردم مگر اينكه او مرا بر عليه خودش كمك كرد » 3 (چون از من مي ترسيدند به من كمك مي كردند تا زودتر آنها را به هلاكت برسانم ).
    آن حضرت بر اين نكته تاكيد داشت كه « قرنت الهيبه بالخيبه » 4 ترس با ناكامي همراه است و لذا به اصحابش مي فرمود : « اذا هبت من امر فقع فيه » 5 هرگاه از چيزي ترسيدي خود را در آن بينداز كه اجتناب از آن سنگين تر است از آن چه كه از آن مي ترسي .
    (منبع : داستان هايي از دوران جواني امام علي عليه السلام انتشارات سروش )
    پاورقي :
    .1 بحارالانوار ج 1 ص .76
    .2 شرح نهج البلاغه ج 1 ص .20
    .3 بحارالانوار ج 41 ص .72
    .4 بحارالانوار ج 75 ص .38
    .5 نهج البلاغه .
    امام حسن مجتبي (ع ) :
    هيچ پرچمي نبود كه در مقابل اميرالمومنين (ع ) به جنگ پردازد مگر اينكه خداوند آن را سرنگون نمود و شكست خورده و خوار مي گشت . او هيچ گاه با شمشير ذوالفقار به كسي ضربه نزد كه جان سالم به در برده باشد
    يكي از عنايات خاص الهي به حضرت علي (ع ) اين بود كه دشمنان از شنيدن نام و يا حضور او لرزه بر اندامشان مي افتاد چنان كه وقتي از آن حضرت پرسيدند چگونه بر دلاوران و قهرمانان عرب پيروز شدي فرمود : هيبت من در دلهاشان بود.

  • *****
    نفي زشتي ها با دست و زبان و قلب


  • برخي از مردم با دست وزبان و قلب انكاركننده ي منكر و كار زشت هستند. اينان كامل كننده ي خصال نيكويند.
    وبرخي با زبان و قلب انكاركننده اند و بادستشان ترك كننده ي انكار. اينان تمسك كننده به دو خصلت ازخصال خيرند و ضايع كننده ي خصلتي ديگر.
    برخي از مردم به قلبشان انكار كننده اند و به دست و زبان ترك كننده ي انكار آنان كساني اند كه دو خصلت شريف تر از سه خصلت را ضايع و به يكي تمسك جسته اند.
    و برخي ترك كننده ي « انكار به زبان و قلب و دست » مي باشند. اينان مرده ي زنده هستند.
    همه ي كارهاي نيك و نيز جهاد در راه خدا نزد امر به معروف و نهي از منكر جز مانند آب دهان در درياي مواج نيست . امر به معروف و نهي از منكر (به خاطر خطرهايش ) اجل را نزديك نمي كند و رزق را كاهش نمي دهد. برترين امر به معروف و نهي از منكر كلمه ي عدلي است نزد پيشواي ستمكار . (نهج البلاغه حكمت 374 )