رامين شريف زاده
فيلم سينمايي « انتهاي زمين » ساخته ابوالفضل صفاري كه براي نخستين بار در بيست و ششمين جشنواره بين المللي فيلم فجر به نمايش
درآمد با حضور در جشنواره فيلم ارمنستان كه چندي پيش برگزار شد
موفق به كسب جايزه از دست داريوش مهرجويي كه داوري
جشنواره را برعهده داشت
شد.
انتهاي زمين
كارگردان : ابوالفضل صفاري ـ تهيه كننده : سيدمسعود اطيابي
حجت سال هاست كه در منطقه اي دور افتاده از چابهار در كنار دريا تك و تنها زندگي مي كند. كلبه ساده و بي آلايش او در كنار سنگر ديده
باني يك سرباز نيروي انتظامي است كه براي حفاظت از منطقه وجلوگيري از قاچاق كالا در آنجا بنا شده است . دو مستندساز فرانسوي كه
مشغول تهيه مستندي از وضعيت مناطق باستاني ايران هستند با ديدن حجت با آن نوع پوشش
رفتار و زندگي عجيب و بدوي اش
مشتاق مي شوند تا فيلم مستندي از او تهيه كنند. حجت در ابتدا از همكاري با آنان سر باز مي زند اما وقتي مهرباني آنان جهت دادن نفت
براي روشن كردن چراغ كلبه اش را مي بيند حاضر به مصاحبه با آنان مي شود. حجت داستان هاي بسياري از نحوه زندگي و علت انتخاب
اين نقطه دور افتاده براي زندگي اش را بيان مي كند كه بسيار مورد توجه مستند سازان قرار مي گيرد.
چندي بعد دختري كه به كار طراحي مشغول است نزد حجت آمده و در قبال پرداخت مبلغ قابل توجهي از حجت مي خواهد تا الگوي
طرح هاي او شود. هنوز مدت زيادي از رفتن دختر طراح نگذشته كه يكي از دوستان قديمي حجت سر رسيده و با بيان اينكه مي خواهد
غم و دردهايش را فراموش و مدتي را در سكوت بگذراند چند صباحي ميهمان حجت مي شود. يك روحاني كه قصد كانديداتوري
مجلس شوراي اسلامي را داشته و به شدت دنبال كسب راي است ازجمله افرادي است كه به حجت سرزده و با او عكس تبليغاتي
مي گيرد. جوان فراري از منزل نيز شبي را در منزل حجت بيتوته مي كند. او قصد خريد يك موتورسيكلت را دارد اما پدرش به شدت با
اين تصميم مخالفت كرده از اين رو جوان با فرار كردن از منزل قصد دارد تا بدون اجازه پدرش موتور مورد علاقه اش را خريداري
كند.
حضور دختري فراري كه خانواده اش به زور مي خواهند او را شوهر دهند
رنگ و بوي جديدي به زندگي يكنواخت و ساكت حجت
مي بخشد. حجت كه در ابتدا به هيچ وجه حاضر به پذيرفتن او نبود هنگامي كه با مهرباني دختر و همچنين وضعيت اسفبار او روبرو
مي شود به ماندن او رضايت مي دهد غافل از اينكه اعضاي فاميل دختر خيلي زود از مكان او آگاه شده و با زور و خشونت دختر را همراه
خود مي برند. حجت با تماشاي چنين شرايطي در حالي كه قبري تصنعي و نمادين در كنار دو قبري كه پيش از اين براي همسرش ساخته
بود
مي سازد و در كنار آن قبرها دراز كشيده و آرام آرام مي گريد.
براي شناخت ماهيت نظام جهاني سلطه و باطن حقيقي سياست در غرب و فهم جوهر فلسفه ها
انديشه ها و دكترين هاي سياسي غرب
بايد به درك حقيقت مدرنيته نائل آمد و آن ميسر نخواهد شد مگر آنكه ويژگي مدرنيته به خوبي درك شود. آنچه كه در مجموع بايد به آن
اشاره كرد آنكه مدرنيته ويژگيهاي خاصي چون حاكميت نظام سرمايه
دموكراسي بر پايه نظام پول و قدرت
زايش مكاتبي چون
فمنيسم
پلوراليزم
سكولاريسم و ... را در خود پرورانده است كه در حقيقت شرط نخست ورود به دنياي مدرن براي هر جامعه و
فرهنگي
پذيرش و سر سپردن به آن قوانين و باورهاست . بدون شك اين اهداف محقق نخواهد شد مگر آنكه فكر و انديشه حاكم بر يك
جامعه و به عبارتي فرهنگ عمومي جامعه آمادگي پذيرش آن را پيدا كند.
انديشمندان غرب به منظور تلقين باورهاي دنياي مدرن خود به ساير جوامع و فرهنگ ها
شيوه هاي مختلفي چون بدبين ساختن جامعه
نسبت به مسئولان با بزرگ نمايي مشكلات و نكات منفي موجود در جوامع هدف
ناكارآمدي سيستم و نظام حاكم بر آن كشورها
ايجاد
جو نااميدي
اضطراب و فقدان اميد به آينده اي روشن و همچنين ناكارآمد نشان دادن دين در هزاره سوم و عدم توانايي آن در پاسخگويي
به جنبه هاي مختلف زندگي انساني (مادي و معنوي ) از آن به عنوان مانعي جهت پيشرفت علم و تكنولوژي را به كار مي گيرند.
هنگاميكه موفق به القا ياس و نااميدي در ذهن مخاطبان خود شدند
نوبت به اجراي فاز دوم طرح
يعني ارائه راه حل براي نجات از اين
وضعيت نابسامان و به اصطلاح خفقان آور مي شود. در اين مرحله است كه با مسائلي چون تشويق به آنارشي
ابراز مخالفت و پذيرفتن
يك باور جديد كه ريشه در مباحث سكولاريستي و پلوراليستي دارد
روبرو مي شويم .
فيلم « انتهاي زمين » قصه زندگي حجت مرد ميانسالي است كه بر اثر فشارهاي جامعه و مردم به ستوه آمده و زندگي در كنج عزلت را به
ماندن در جامعه ترجيح داده است . حجت با رها كردن تمامي تعلقات مادي كه مردم براي به دست آوردن آنها جان خود را فدا مي كنند
به
اصطلاح زندگي و آسايش واقعي را يافته است . مخاطب در برشي كوتاه از زندگي حجت با مردان و زناني آشنا مي شود كه هر يك با ورود
به زندگي او آمال فنا شده اي را جستجو مي كنند كه حتي در كنج خلوت نيز آن را نمي يابند.
ابوالفضل صفاري كارگردان فيلم به خوبي دريافته كه يك فيلم براي موفق شدن در يك جشنواره برون مرزي نياز به چند فاكتور مهم دارد
كه از ميان آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد : نمايش زندگي انسان هاي بدوي و به دور از تمدن كه به كمك آن تصاوير به توان از
وضعيت اسفبار زندگي مردم ايران سخن گفت (زندگي حجت نمادي از فرد گريزان از جامعه و زندگي در اوج بدويت )
روحاني سياسي
كاري كه براي به دست آوردن راي و اعتماد مردم حاضر به انجام هر كاري است (حضور مرد روحاني در محل زندگي حجت و گرفتن
عكس تبليغاتي با او و دادن وعده هايي كه هرگز تحقق نمي يابد مثل دادن قول 300 بلوك سيماني به حجت كه در انتها به 50 بلوك تقليل
مي يابد)
زناني كه زير فشار رفتارهاي خشونت آميز مردان در حال نابودي هستند (فرار شمشوك از خانه و پناهنده شدن او به خانه حجت
به دليل آنكه پدرش مي خواسته او را با زور به ازدواج پيرمردي درآورد و سرانجام كتك زدن و بازپس بردن شمشوك به خانه )
نيروي
امنيتي و حفاظتي اي كه وظيفه اصلي خود را فراموش كرده و مانع آزادي هاي قانوني افراد مي شوند (سربازي كه توان مقابله با قاچاقچيان
كالا را ندارد و دامنه فعاليت خود را به تذكر به دختران و پسران محدود كرده است )
اتباع بيگانه اي كه به كمك مردم مي آيند (دو
مستندساز فرانسوي كه براي چراغ نفت سوز حجت
نفت تهيه مي كنند) و...
تخريب عملكرد نيروي انتظامي به عنوان يكي از اركان حفظ امنيت جامعه اسلامي همواره مطمح نظر معاندان قسم خورده خارج نشين و
فريب خوردگان داخلي بوده است . اگر چه نيروي انتظامي نيز همانند ساير قواي لشگري و كشوري از خطر اشتباه مصون نبوده و
همانگونه كه رهبر معظم انقلاب در ارتباط با تمامي اركان نظام فرموده اند نيازمند شنيدن انتقاد جهت اصلاح اشتباهات احتمالي خود
مي باشد لكن بي شك وقتي انتقاد جاي خود را به تخريب دهد چيزي جز تضعيف نظام ايجاد نخواهد شد. متاسفانه بي توجهي به اين
موضوع باعث شده تا در بسياري از آثار ارائه شده در جشنواره فيلم فجر سال گذشته شاهد انتقادهاي تخريبي متعدد نسبت به عملكرد
اين نيرو باشيم .
در فيلم انتهاي زمين ساخته ابوالفضل صفاري با تخريب عملكرد آن بخش از نيروي انتظامي كه وظيفه مبارزه با قاچاق كالا را برعهده دارد
مواجه هستيم . مرز بزرگ آبي در بخشي از خليج فارس (بندر چابهار) كه به عنوان جزيره آزاد شناخته شده و سربازي كه با لهجه تركي
استهزا آميز و رفتار سخيفانه اش به تنهايي وظيفه حفاظت از آن محيط را دارد
دستاويز مناسبي براي صفاري جهت تحقق افكارش
است . سرباز نيروي انتظامي نه تنها توان كنترل و جلوگيري از قاچاق اجناس را ندارد بلكه توسط قاچاقچيان كالا مورد ضرب و شتم قرار
گرفته و تحقير مي شود. حجت
پيرمرد زهواردرفته اي كه زندگي در گوشه عزلت را به بودن در اجتماع ترجيح داده است نيز هر روز صبح
پس از بيدار شدن از خواب
جهت انجام تمرينات ورزشي خود سرباز بيچاره را بر سر دست بلند كرده و محكم بر روي زمين مي كوبد.
سرباز بيچاره نيز كه چندان در كار خود موفق نيست وظيفه خود را در تذكر دادن به دختران و پسراني كه براي تفريح به آن مكان آمده اند
خلاصه كرده است كه آن نيز توهين و ناسزاي جوانان را به دنبال دارد. فرمانده اين سرباز بينوا نيز با ديدن زنان زيبارو به سرعت دست و
پاي خود را گم مي كند و مايل به ارتباط گيري با آنان است .

*****
به بهانه اكران فيلم « ديوار » در سينماهاي تهران
سينما در تسخير آثار « مردستيز »
|
گو اينكه تابستان امسال قرار است سينماي ايران كاملا به تسخير فيلم هايي در آيند كه به نحوي توهمات « مرد ستيزانه » مبني بر
انديشه هاي فمنيستي را القا مي كنند. امروز فيلم « ديوار » اكران مي شود و در هفته هاي آتي شاهد اكران فيلم هاي « هميشه پاي يك زن در
ميان است » و « كنعان » بر پرده هاي سينماي كشور خواهيم بود. نمي دانم كه اين اتفاقات در ادامه سياست گذاري هاي معاونت سينمايي
كشور صورت مي گيرد و يا بي تدبيرهاي آنان ! اما هر آنچه هست از بركت سر اين تصميمات مردم ايران در طول يكماه شاهد اكران شدن
موج عظيمي از توليداتي خواهند بود كه به نحوي فاحش در جهت تعمق بخشيدن به اختلافات زن و مرد در جامعه به تصوير درآمده اند.
ديوار
كارگردان : محمدعلي طالبي ـ تهيه كننده : هارون يشايايي
« شهاب » پس از مرگ پدرش تلاش مي كند تا حرفه او يعني موتور سواري در فضاي « ديوار مرگ » را ادامه دهد. « اوس محمود »
شريك
پدرش كه هم اكنون مسئوليت ديوار مرگ را برعهده دارد معتقد است كه شهاب اساسا اين كاره نيست و نتوانسته مشتري جذب كند لذا
بهتر است كه ديوار مرگ تعطيل شود.
« اعظم » مادر شهاب و « ستاره » خواهرش از اوس محمود مي خواهند تا هر طور كه شده از بسته شدن ديوار مرگ منصرف شود چرا كه
بخشي از هزينه هاي زندگي آنان از همين راه تامين مي شود. شهاب هنگام موتور سواري دچار سانحه شده و پايش مي شكند. صاحبخانه
نيز اعظم را تحت فشار گذاشته تا هر چه زودتر خانه را تخليه كنند. ستاره در مواجهه با اين فشارها از اوس محمود مي خواهد تا به او
اجازه دهد كه به جاي شهاب موتورسواري در ديوار مرگ را ادامه دهد.
اوس محمود كه در ابتدا با اين درخواست به شدت مخالفت مي كرد با اصرارهاي ستاره و ديدن استعداد او در موتورسواري
كار تعليم
ستاره را آغاز مي كند. ستاره خيلي زود تعاليم را فرا گرفته و به يك فوق ستاره تبديل مي شود. ديوار مرگي كه تا چندي پيش مشتري
نداشت با موتورسواري ستاره آنچنان پررونق مي شود كه از محل درآمد آن زندگي اوس محمود و خانواده ستاره با تحول چشمگيري
روبرو مي شود. صاحب شهربازي نيز اگرچه با حضوريك دختر در ديوار مرگ مخالف است اما با تعهدات اوس محمود و ستاره مبني بر
رعايت كامل حجاب اسلامي و جدا كردن ورودي زنان و مردان تماشاچي سرانجام راضي به ادامه كار ستاره مي شود چرا كه حضور ستاره
در ديوار مرگ مشتري هاي او را نيز ازدياد بخشيده است .
شهاب و اعظم نيز كه در ابتدا خبر نداشتند ستاره حرفه موتور سواري را دنبال مي كند به محض آگاه شدن از موضوع به شدت با او
برخورد مي كنند اما پادر مياني هاي اوس محمود و توضيحات ستاره سرانجام شهاب و اعظم را راضي مي كند. در حالي كه وضعيت
ديوار مرگ با وجود ستاره به اوج خود رسيده بود و به نظر مي رسيد كه همه چيز در بهترين وضعيت قرار دارد
ماموران اماكن به بهانه
اينكه دختر حق ندارد در بين انظار عمومي موتور سواري كند ديوار مرگ را پلمپ كرده و از ادامه كار ستاره جلوگيري مي كنند.
رفت و آمدهاي اوس محمود
ستاره و شهاب به اداره اماكن
تغييري در تصميم مسئولان ايجاد نمي كند. هيچكس حتي روزنامه نگاري كه
با تيتر كردن موفقيت هاي ستاره در روزنامه براي خود اعتبار ايجاد كرده است
حاضر به كمك به آنها نمي شود. ستاره در حالي كه تمامي
درها را بر روي خود بسته مي ديد ناگهان به اين فكر مي افتد كه در ديوار مرگ ماشين سواري كند.
پيش از اين بيان شد كه « كنوانسيون رفع تبعيض از حقوق زنان » زماني تصويب شد كه حركت هاي زنان جهت كسب مشاغل اجتماعي تا
حدودي به بار نشسته بود و اشتغال زنان نه فقط به عنوان راهي براي كسب درآمد بلكه فعاليتي اجتماعي جهت يافتن شخصيتي موثر و
كنشگر مطرح است به حدي كه شايد يك اشتغال نيمه وقت
فرصتي محدود براي فرار از نقش سنتي
آنان را راضي مي كرد. اين موضوع
در گرايش عمومي زنان به اشتغال و تنفر آن ها از كار خانگي به شدت موثر بود. هدف از اين طرح
كم كردن مسئوليت خانگي زنان
ايجاد
تسهيلات لازم براي اشتغال زنان در رويكردي توسعه اي و گذر از موانعي نظير لزوم مراقبت از فرزندان است .گرايش جديد فمينيستي
دامنه واژه هاي سياست و اقتصاد را به احساسات جنسي
تن
عواطف و ساير حوزه هاي زندگي اجتماعي كه تا قبل از آن فقط شخصي و
خانوادگي تلقي مي شدند تعميم داد و به جنگ مفاهيم سه گانه خانواده
مادري و همسري رفت .
در فيلم « ديوار » ساخته محمدعلي طالبي با ستاره دختري آشنا مي شويم كه علي رغم مخالفت تمامي دوستان و آشنايان چون برادر
مادر
مدير شهربازي و حتي شريك پدرش با علاقه و پشتكاري كه از خود نشان مي دهد خيلي زود موتور سواري را آموخته و كار در
« ديوار مرگ » را آغاز مي كند. ستاره با تكيه بر توانايي هايش
كسب و كاري را كه به دليل ناتواني هاي برادرش در شرف تعطيلي بود به اوج
شكوه خود مي رساند. كارگردان در كنار روايت زندگي و موفقيت هاي ستاره
زندگي نسترن يكي از دوستان ستاره را نيز به تصوير مي كشد
كه دانشجوي فلسفه بوده و از هوش و استعداد خوبي برخوردار است . نسترن كه همواره تلاش مي كند تا با نصايح حكيمانه اش
ستاره را
از انبوه مشكلات برهاند
خود دچار معضل لاينحلي به نام « ازدواج » مي شود. نسترن باهوش و پرانرژي فيلم پس از ازدواج بامردي كه
ظاهري متشرع دارد
مجبور شده تا چادر مشكي بر سر كند و زندگي بي شور و نشاط و كسالت آوري را كه هيچ تنوع
خلاقيت و پيشرفتي
در آن نيست
تجربه كند.
از ديگر سو به قول كارگردان
قدرت حاكم بر جامعه نيز تمام تلاش خود را مي كند تا مانع از به شهرت رسيدن و موفقيت ستاره (نماد زن
در جامعه ) در زندگي شود. به عبارتي در حالي كه ستاره پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري طي مي كند به نحوي كه حتي قرار است براي
اجراي هنرش به خارج از مرزهاي ايران مسافرت كند
مسئولان اداره اماكن (نماد قدرت حاكم بر جامعه ) به بهانه هاي مختلفي چون عدم
رعايت حجاب و مختلط بودن زنان و مردان در محيط نمايش
بي رحمانه مانع از ادامه فعاليت ستاره مي شوند.
ستاره در حالي كه گمان داشت مي تواند جهت خلاصي از اين معضل به دوستان و آشناياني چون خبرنگار مطبوعاتي
مدير پارك و يا
فردي كه قول فرستادن او به خارج از كشور را داده بود
اعتماد كند در كمال ناباوري شاهد عقب نشيني تمامي آنان از مواضع خود
مي شود. قرار گرفتن در چنين شرايطي ستاره را خيلي زود به ياد نصيحت دوستش
نسترن مي اندازد.
نسترن پيش از اين داستاني را به اين مضمون براي او روايت كرده بود كه روزي خري در مسير خود با ديواري روبرو مي شود او كه قدرت
تعقل جهت عبور از آن را ندارد پاي ديوار ساكت و آرام مي نشيند. چندي بعد گاوي به آن ديوار مي رسد. گاو براي خراب كردن ديوار
آنقدر با سرش به ديوار مي كوبد كه سرش مي شكند. اما لاك پشت در مواجهه با ديوار
آرام آرام از كنار ديوار گذشته و خود را به آن سوي
ديوار مي رساند. به عبارتي او با تامل و تدبر
موانع را دور زده و پشت سر گذاشت . ستاره كه هم اكنون خود را در برابر سد و ديوار عظيمي
يافته كه توان فرو ريختن آن را ندارد
چاره كار در آن مي بيند كه ديوار را به نحوي دور زده تا نه تنها مانع از اعتراض قدرت حاكمه شود
بلكه پيشرفت و موفقيت خود را تضمين كند. او ماشين سواري به جاي موتورسواري در « ديوار مرگ » را جايگزين مي كند.

| |