روزنامه جمهوري اسلامي 12/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
سكوت در برابر دلال هاي آمريكا چرا


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    امام خميني در پيام ها و سخنراني هاي دوران بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به بسياري از سئوالهائي كه امروز و بعدها براي ما پيش مي آيد پاسخ داده اند. ايشان در پاسخ به اين سئوال كه آمريكا با ما چه رفتاري خواهد داشت و در چه صورتي ما را به رسميت خواهد شناخت فرموده اند : اگر از همه موازين بگذريم ... آمريكا ما را به رسميت خواهد شناخت .
    روشن است كه چنين به رسميت شناختني به معناي اينست كه آمريكا ما را به عنوان يك مهره به عنوان يك مستعمره و به عنوان يك آلت دست به رسميت خواهد شناخت تا هر طور كه ميخواهد با ما رفتار نمايد و از ما همچون يك ابزار براي تامين اهداف خود استفاده كند. اين يعني بازگشت به دوران قبل از انقلاب كه ايران رسما مستعمره آمريكا بود شاه به عنوان ژاندارم خليج فارس مقاصد آمريكا در منطقه را تامين مي كرد و نفت و ساير ثروت ها را در اختيار آمريكا قرار داده بود و خود چيزي بيش از مهره اي فرمانبردار نبود.
    موازين ما يعني هويت ما موازين ما يعني استقلال و آزادي ما موازين ما يعني اينكه ما خودمان آقاي خودمان باشيم و ديگران براي ما تصميم نگيرند. اگر بخواهيم اين اصول را حفظ كنيم و در طرف مقابل آمريكا هم همين باشد كه تاكنون بوده هرگز نبايد انتظار داشته باشيم كه توسط آمريكا به عنوان يك كشور و يك ملت مستقل و آزاد كه خودش براي خودش تصميم ميگيرد و براساس منافع ملي خود با ديگران رابطه برقرار مي كند به رسميت شناخته شويم . به عبارت روشن تر مذاكره و برقراري رابطه و هر كار ديگري كه نامش به رسميت شناختن باشد به معناي اينست كه آمريكا ميخواهد با اين ظاهرسازي ها در اينجا راهي براي نفوذ باز كند تا اهداف استعماري خود را دنبال نمايد.
    فقط در يك صورت مي توان به رسميت شناخته شدن توسط آمريكا را به معناي واقعي تفسير كرد و آن زماني است كه نظام حكومتي آمريكا دستخوش تحولي اساسي شود و از يك قدرت استعماري به يك دولت معمولي تبديل گردد. تا زماني كه خوي استعماري در وجود دولتمردان آمريكائي موج مي زند امكان ندارد آمريكا با ملت ها براساس موازين رفتار كند.
    مدتي است بعضي دلال هاي سياسي آمريكا به ايران سفر مي كنند و پيام آشتي و مذاكره مي آورند. در طرف مقابل نيز بعضي مقامات رسمي كشورمان با تمجيد از شركت نماينده آمريكا در مذاكرات 1 +5 در ژنو و مثبت دانستن اين اقدام حتي براي بررسي تاسيس كنسولگري آمريكا در تهران اعلام آمادگي مي كنند. بعضي مقامات رسمي ديگر از اينهم جلوتر رفته و براي تامين امنيت ديپلمات هاي آمريكائي تضمين ميدهند و افرادي هم ملت هاي آمريكا و اسرائيل را بهترين ملت ها مي دانند!
    از كنار هم قرار دادن اين مطالب و مواضع نمي توان به اين نتيجه نرسيد كه در بدنه جمهوري اسلامي نگاه هاي مثبت و حتي مشتاقي براي مذاكره و برقراري رابطه با آمريكا وجود دارد. اين يعني بسياري از شعارهاي ضد آمريكائي و ضداسرائيلي اين افراد فقط يك ظاهرسازي و يا حتي مقدمه چيني براي ورود به مرحله بعدي بوده و آنها مصمم هستند با آمريكا رابطه برقرار كنند و به تعبير رسانه اي يخ رابطه با آمريكا را آب نمايند.
    آن دلال سياسي آمريكا علاوه بر اينكه در شبكه انگليسي زبان سيماي جمهوري اسلامي و در يك ميزگرد درباره منافع مذاكره و برقراري رابطه با آمريكا داد سخن داده در مصاحبه هائي هم كه با بعضي نشريات داخلي كرده تصريح نموده كه : « در اين چند ماه آينده ايران به هر قيمتي شده بايد جلوي جنگ را بگيرد و براي اين كار هر اقدامي كه لازم است انجام دهد » .
    در اين جمله وجود سه تعبير را بايد كاملا حساب شده دانست . اول « اين چند ماه آينده » است دوم « به هر قيمتي شده » و سوم « هر اقدامي كه لازم است » .
    او براي آنكه پيام خود را روشن تر برساند در همين مصاحبه تصريح مي كند : « وضعيت رابطه ايران و آمريكا به جائي رسيده كه ديگر « نه جنگ و نه صلح » در آن كار نمي كند. حالا اگر ايران نمي تواند صلح كند بايد تمام امكاناتش را به كار بگيرد كه خداي ناكرده جنگ بوجود نيايد. من اعتقاد دارم كه اين سه چهار ماه آينده زمان سياست گذاري نيست » .
    پيام روشن اين اظهارات اينست كه جمهوري اسلامي ايران هم اكنون و بدون فوت وقت بايد تسليم شود و به هر قيمتي شده شرايط آمريكا را بپذيرد و هر اقدامي كه آمريكا لازم بداند انجام دهد. اين شخص وعده هائي نيز با خود دارد و در همين مصاحبه اين را هم ميگويد : كه اگر ايران بتواند با آمريكا مصالحه كند و به عنوان نماينده ملت مسلمان و نماينده قشرهاي مستضعف منطقه با آمريكا وارد ميدان شود ايران چندين برابر قدرتمندتر خواهد شد » .
    اين يعني درصورت مصالحه با آمريكا بار ديگر ايران به ژاندارم خليج تبديل خواهد شد و ملت هاي منطقه كه او آنها را مستضعف مينامد ـ به ايران به عنوان كشوري قدرتمند نگاه خواهند كرد كه نزد آمريكا از آنها نمايندگي خواهد نمود. اين روزها در تهران شاهد حضور مردي هستيم كه به خود جرات ميدهد به دولتمردان ما توصيه كند تسليم خواسته هاي آمريكا شويد و به هر قيمتي شده با همان كه امام خميني او را « شيطان بزرگ و ام الفساد قرن » ناميد مصالحه نمائيد تا قدرتمندتر شويد و بار ديگر نقشي كه شاه معدوم براي آمريكا در منطقه بازي مي كرد را برعهده بگيريد.
    راستي ما را چه مي شودكه به دلال هاي آمريكا اجازه ميدهيم به تهران بيايند و براي ما نسخه بپيچند چرا به كساني كه پرونده آنها پر از خصومت با جمهوري اسلامي است اجازه ميدهيم وضعيت ايران را چنان بحراني توصيف نمايند كه براي نجات از اين وضعيت بايد دست به دامان آمريكا شود كساني كه مشكل صف هاي بنزين و خاموشي ها و تورم را چنان زخم هاي كاري ترسيم مي كنند كه مي توانند ما را از پا در بياورند و براي آنكه سرپا بمانيم بايد دست به دامان آمريكا شويم از اين ملت نيستند. آنها نامحرماني هستند كه ميخواهند آمريكا را كه ملت ايران او را از در بيرون كرده از پنجره باز گردانند و بار ديگر بر اين ملت مسلط كنند.
    فريادي كه اين روزها رهبر معظم انقلاب بر سر آمريكا مي زنند چرا از دولتمردان و از گروه هاي سياسي اصولگرا و بالاتر از اصولگرا شنيده نمي شود آيا آنها نميدانند كه مواضع رهبري در برابر آمريكا تغيير نكرده و همچنان برنفي مذاكره و رابطه استوار است با اينحال چرا همه سكوت كرده اند و به دلال هاي آمريكا كه براي ما نسخه مي پيچند كه به هر قيمتي شده بايد با آمريكا مصالحه كنيد ميدان عربده جوئي در مركز نهضت جهاني اسلام مي دهند