بسم الله الرحمن الرحيم
ژنرال « ديويد مك كرنان » فرمانده آمريكائي نيروهاي ناتو در افغانستان براي نخستين بار به شكست نيروهاي ائتلاف در اين كشور
اعتراف كرد و تصريح نمود كه ناتو از حوادث افغانستان عقب مانده و قادر به مهار اوضاع در اين كشور نيست .
اين جمع بندي فرمانده ناتو باعث تجديدنظر دولت ژاپن در ادامه همكاري ها با ارتشهاي ناتو در افغانستان گرديده و دولت ژاپن از
اعزام نيروهاي تازه به اين كشور منصرف شده است .
روزنامه روسي « ايزوستيا » در اين زمينه گزارش مي دهد كه توكيو درخواست آمريكا و ناتو براي اعزام نيروهاي تازه نفس وزارت دفاع
ژاپن به افغانستان را بررسي كرده و نهايتا از اعزام آنها صرفنظر نموده است . حتي آن دسته از نظاميان ژاپني هم كه به افغانستان اعزام شده
بودند
نبايد در هيچ يك از عمليات نظامي ناتو شركت كنند بلكه فقط بعنوان نيروهاي كمكي در مناطق بي خطر بايستي مورد استفاده
قرار گيرند.
نبايد از نظر دورداشت كه توكيو از ابتدا هم اشتياق چنداني براي همكاري با ناتو در افغانستان از خود بروز نمي داد و فقط سعي داشت
از اين فرصت براي پايان دادن به محروميت 60 ساله درخصوص عدم اعزام نظاميان خود به خارج از مرزهاي جغرافيائي ژاپن بهره گيري
كند. بعد از جنگ جهاني دوم
قانون اساسي ژاپن بر اثر فشارهاي آمريكا در دوره حضور ژنرال « مك آرتور » در ژاپن دچار تغييراتي شد و
اعزام نظاميان ژاپني به خارج از خاك ژاپن و آبهاي سرزميني اين كشور ممنوع گرديد. ژاپن اميدوار بود از اين فرصت براي به فراموشي
سپردن خاطرات گذشته و شروع دوران جديدي براي نظاميان اين كشور بهره گيري كند لكن اعلام شكست ناتو در افغانستان و همچنين
وخامت اوضاع در اين كشور باعث شده كه دولت ژاپن از تصميم اوليه اش منصرف شود و با تلخكامي احساس كند كه در يك عمليات
شكست خورده و ناكام
سرمايه گذاري كرده است .
موضوع مهمتر اينكه دولتمردان ژاپن و احزاب سياسي اين كشور به اين جمع بندي رسيده اند كه در محاسبات خود براي اعزام نيرو به
افغانستان
بايستي اجبارا تجديدنظر كنند و ديگر همراهي ژاپن با ناتو در افغانستان قابل توجيه نيست .
اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه ناتو از اهداف اوليه اش براي حضور نظامي در افغانستان با ادعاي مبارزه عليه تروريسم فاصله
گرفته و تعمدا در مسيري به پيش رفته است كه اهداف جديدي را در قلب آسيا پيگيري كند.
تقويت شبكه توليد و توزيع مواد مخدر و پشتيباني آشكار و نهان ناتو از افزايش سطح زيركشت ترياك در استان هلمند باعث شده
كه افغانستان به تنهائي بيش از 80 درصد مواد مخدر جهان را توليد و توزيع كند . بدين ترتيب متحدان آمريكا در افغانستان احساس
مي كنند كه توسط مقامات واشنگتن فريب خورده اند.
علاوه بر اين
آمريكا سعي دارد با ناامن جلوه دادن افغانستان
ضرورت استمرار حضور نظامي ناتو در افغانستان را توجيه نمايد.
واقعيت اينست كه آمريكا علاوه بر اصرار براي تداوم حضور نظامي ناتو در افغانستان
درصدد تغيير اهداف و برنامه هاي ناتو در اين
كشور برآمده است لكن برخي كشورهاي اروپائي از جمله آلمان
درخصوص ادامه حضور در نيروهاي ائتلاف ترديدهاي جدي دارند. با
درك اينكه كانادا
آلمان و فرانسه در اين خصوص با آمريكا هم عقيده نيستند
به نظر مي رسد ژاپن در اين مقوله تنها نيست . « هرومورن »
وزير دفاع فرانسه اخيرا به طور غيرمنتظره عازم افغانستان شد تا بلكه بتواند براي آزادي 2 مددكار فرانسوي از نزديك دخالت كند . با
اينهمه
اقدامات نظامي آمريكا در افغانستان به گونه اي است كه تحت هيچ شرايطي قابل توجيه نيست و دولتمردان دست نشانده را هم
عليه اشغالگران مي شوراند . بمباران هوائي آمريكا در شهر ننگرهار دستكم 50 كشته و حدود 70 مجروح و معلول برجاي گذاشت . گرچه
حامد كرزاي رئيس جمهور افغانستان با حضور در جمع بازماندگان قربانيان به آنها وعده داد كه زمين و سهميه حج به آنها خواهد داد ولي
سخنگوي نيروهاي ائتلاف از قربانيان بعنوان تروريست ياد كرده است . طبعا سئوال اصلي اينست كه آمريكا از اين جناياتش چه هدفي
دارد و چرا تعمدا اوضاع را بحراني تر مي كند
شايد اين عمليات تهاجمي و بي هدف آمريكا يكي از اصلي ترين علل رويگرداني متحدين واشنگتن از همراهي با آمريكا در
افغانستان باشد. چرا كه حتي آنها هم عليرغم حضور در همان فضاي باصطلاح جنگي و بحراني
دليلي براي كشتار مردم بي دفاع و
غيرنظامي در اختيار ندارند و نمي دانند چرا قربانيان در اين مقياس انبوه حمله هوائي جنگنده هاي آمريكائي قرار گرفتند
ترديدها در اين زمينه در جبهه آمريكا هم رخنه كرده و مقامات كنگره به حسن نيت نومحافظه كاران و عملكرد آنها در افغانستان و
عراق
به شدت بدبين شده اند.
سفر غيرمنتظره اي كه « باراك اوباما » به افغانستان داشت
صرفنظر از اهداف تبليغاتي آن
عمدتا با هدف ارزيابي شرايط بطور مستقيم
صورت گرفت كه بدون واسطه از حقايق امور آگاه شود.
مقامات ناتو در بروكسل از اين بيم دارند كه نبرد افغانستان به افتضاحي به مراتب وحشتناك تر از عراق تبديل شود و نمونه اي براي
اثبات ناتواني ناتو در تاريخ اين سازمان محسوب گردد. در چنين شرايطي اعتراف فرماندهان ناتو به شكست در افغانستان
بدترين خبري
است كه مي تواند اهداف ناتو براي باز تعريف اهداف و نقش خود پس از فروپاشي اتحاد شوروي و « انحلال پيمان ورشو » را تحت الشعاع
خود قرار دهد.
مطابق سند 5 صفحه اي ناتو
اين سازمان بجاي رودررو شدن با « دشمن مشترك » همچون روسيه بايستي به فكر مقابله با « تهديدات
مشترك » باشد و بجاي دفاع از مرزها در برابر تهاجم احتمالي بايستي به فراتر از مرزهايش بينديشد. اعتراف به شكست در افغانستان
مي تواند ضرورت اتخاذ چنين اهداف توسعه طلبانه اي را به زير سئوال ببرد. اهميت اين موضوع بخاطر آنست كه توسعه طلبي ناتو با
دريافت شكست در افغانستان مورد ترديد قرار گرفته و نتايج كاملا معكوسي را به بار آورده كه حتي اصل ادعاي ناتو در مبارزه با تروريسم
را هم دچار ترديدي جدي كرده و آنرا به يك شعار عوام فريبانه تبديل كرده كه ديگر حتي افراد ناآگاه را هم فريب نمي دهد تا چه رسد به
متحدين فريب خورده آمريكا.

|