روزنامه جمهوري اسلامي 01/05/1387 صفحه سرمقاله
*****
بوش و سياست خريد زمان در عراق


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    كاخ سفيد با صدور بيانيه اي رسمي اعلام كرد كه در خصوص تعيين جدول زماني كلي براي خروج نظاميان آمريكائي از عراق با بغداد به توافق رسيده است . اين توافق در جريان مذاكرات تلويزيوني ميان بوش و نوري المالكي نخست وزير عراق به دست آمده است بوش پذيرفته است كه نظاميان آمريكائي در سريعترين زمان ممكن از عراق بازگردند ولي خروج آنها بدون هماهنگي و بدون برنامه نباشد.
    علي الدباغ سخنگوي دولت مالكي هم ضمن تاييد اين مطلب خاطرنشان كرده است كه توافقات فيمابين بر روي انتقال كامل مسئوليت امنيتي در استانهاي باقيمانده به نيروهاي عراقي متمركز است كه مقدمه اي براي كاهش تعداد نظاميان اشغالگر و عقب نشيني آنها خواهد بود. افزايش توانمندي ارتش و نيروهاي امنيتي عراق و تلاش براي ارتقا سطح امنيتي اين كشور ساير محورهاي توافقات است . باقيمانده نيروهاي آمريكائي صرفا در كارهاي آموزشي و مشورتي فعاليت خواهند كرد و حتي حضور آنها نيز موقتي و براي مدت معين خواهد بود. مذاكرات فيمابين براي دستيابي به جزئيات توافق ادامه مي يابد و حفظ حاكميت عراق اولويت مذاكرات محسوب مي شود.
    كاملا آشكار است كه توافقات اخير بوش ـ مالكي دقيقا مغاير با مواضع كاخ سفيد حتي در روزهاي اخير است و بوش از مواضع هميشگي خود مبني برعدم اعلام و تعيين يك جدول زماني براي خروج اشغالگران از عراق به شدت عقب نشيني كرده است . اما سئوال اينست كه چه عواملي باعث تغيير موضع بوش گرديده و آيا بوش به تعهدات اخيرش پايبند مي ماند يا آنكه پذيرش اين موضوع يك تاكتيك فريبكارانه براي فريب افكار عمومي در عراق آمريكا و سراسر جهان است
    ناگفته پيداست كه دستيابي به چنين توافقي پيروزي بزرگي براي دولت نوري المالكي محسوب مي شود كه سرانجام توانسته ديدگاه خود براي تعيين جدول زماني خروج اشغالگران را به كاخ سفيد نيز بقبولاند. اما دلايل محكمي وجود دارد كه نشان مي دهد عقب نشيني بوش از مواضع گذشته اش يك اقدام تاكتيكي با مصارف انتخاباتي دارد و بعيد به نظر مي رسد كه به منزله تغيير راهبردي در مواضع كاخ سفيد و پنتاگون در مورد خروج كامل از عراق باشد.
    نبايد از نظر دور داشت كه مالكي طي روزهاي اخير از پيشنهادات « باراك اوباما » براي خروج نيروهاي آمريكائي طي 16 ماه استقبال كرده و مواضع رقيب جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري آينده را ستوده است . بدين ترتيب عقب نشيني تاكتيكي بوش و پذيرش اصولي ضرورت خروج نظاميان آمريكائي از عراق يك « پاتك تبليغاتي » از جانب نومحافظه كاران تلقي مي شود كه صرفا جنبه « مصرف داخلي » با اهداف انتخاباتي دارد و كمتر بيانگر ديدگاههاي واقعي پنتاگون و ژنرالهاي آمريكائي محسوب مي شود. اين بدان معني است كه شايد اين وعده ها محقق نشود و حتي در صورت تحقق نيز صرفا با خروج بخشي از نيروها در حد يك اقدام نمادين محدود گردد و مطابق خواسته هاي بغداد ادامه نيابد.
    مشكل ديگري كه دولت بغداد با آن روبرو است اقدامات همزمان اشغالگران براي مسلح كردن اقليت هاي قومي گروههاي نژادي و حتي سازماندهي گروههاي تروريستي و قاچاق سلاحهاي مدرن و فوق مدرن براي تجهيز غيرنظاميان و گروههاي شورشي در عراق است كه عمدتا توسط شركت باصطلاح امنيتي « بلك واتر » پيگيري مي شود. مسئله اينست كه سلاحها و تجهيزات تحويلي به اقليتهاي قومي و نژادي عموما از نوعي بوده و هست كه حتي ارتش پليس و نيروهاي امنيتي عراق نيز از آن محرومند و برتري امكانات تروريستها و شورشيان بر ارتش و پليس را باعث شده است .
    برخي مقامات دولتي و همچنين گروههاي سياسي و نمايندگان مجلس ملي عراق به عقب نشيني فوري بوش در اين زمينه با ديده ترديد نگاه مي كنند و نگران اقدامات پنهان و آشكار اشغالگران به زيان امنيت ملي عراق هستند.
    تلاش دولت مالكي براي آگاهي از ابعاد و جزئيات عمليات تجهيز و سازماندهي تروريستها و شورشيان توسط « بلك واتر » و ساير شركتهاي با ماموريت موازي به جائي نرسيده و دولتمردان و احزاب سياسي عراق از آن بيم دارند كه اشغالگران با اقدامات پنهان خود « نطفه يك كودتا » در آينده را شكل داده باشند. اين نگرانيها در اصرار اشغالگران و برخي رژيم هاي عرب منطقه براي بازگرداندن بعثي ها به قدرت و ارتباطات پنهان و آشكار « زلماي خليل زاد » و « رايان كراكر » سفراي قبلي و فعلي آمريكا با بعثي ها ريشه دارد و اين احتمال جدي را تقويت كرده و مي كند كه بعثي ها جايگزين اصلي اشغالگران براي اداره آينده عراق باشند.
    اين در واقع طرح قبلي اشغالگران و رژيم هاي عرب در خصوص عراق بود كه بر « بعث بدون صدام » يا « بعث بدون راس » استوار بوده و اهداف و منافع اشغالگران و رژيم هاي عرب در عراق و منطقه را جستجو مي كند.
    علاوه بر اين عقب نشيني تاكتيكي بوش پاسخي به انتقادات گزنده و مستمر رهبران كنگره نيز هست . نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان آمريكا اخيرا با بكارگيري جملات كوبنده اي سياستهاي بوش و دستيارانش در جنگ عراق را بزرگترين اشتباه تاريخي آمريكا معرفي كرد. او بوش را به ناتواني سردرگمي و بيان مواضع تكراري و بيهوده متهم كرد و تصريح نمود كه جبران خرابكاريها و آشفتگي هاي ناشي از اقدامات نومحافظه كاران حتي از كنگره ساخته نيست ولي كنگره سعي دارد نابسامانيهاي روزافزون را تا سرحد توانش مهار و برطرف كند. اما موفقيتي در اين مقوله و حتي براي تعيين جدول زماني خروج نظاميان از باتلاق عراق نداشته است .
    اين عبارات گزنده بويژه در آستانه انتخابات رياست جمهوري پيامهاي مايوس كننده اي را به راي دهندگان آمريكائي مي رساند و اگر آنها را دلسرد نكند دستكم از حمايت جمهوريخواهان جنگ افروز منصرف مي سازد كه البته مطلوب كاخ سفيد نيست . نگراني جمهوريخواهان از اينست كه بحران اقتصادي آمريكا بر اثر سياستهاي جنگي بوش تدريجا ابعاد عظيم تري به خود گرفته و بازارهاي مالي و مسكن آمريكا را هم در معرض ورشكستگي و سقوط قرار داده است .
    درك ابعاد همين مسائل و مشكلات داخلي آمريكا در آستانه انتخابات رياست جمهوري نشان مي دهد كه عقب نشيني بوش و پذيرش اصل ضرورت خروج نظاميان و تعيين جدول زماني تصميمي راهبردي براي حل بحران عراق نخواهد بود و فقط حركتي تبليغاتي براي « خريد زمان » و دعوت دولت مالكي به صبوري تا پايان انتخابات آمريكا و تعيين سرنوشت كاخ سفيد است . اين شگرد سياسي بوش در واقع پاسخي به مالكي در خصوص كنار گذاشتن پيشنهاد آمريكا در مورد توافقنامه امنيتي بغداد ـ واشنگتن نيز هست . اگر مالكي آن پيشنهاد را كنار مي گذارد بوش هم در عين پذيرش جدول زماني همه چيز را به تعيين سرنوشت انتخابات آمريكا محول مي كند. در اينصورت جز خروج جنجالي و تبليغاتي نظامياني كه دوره ماموريتشان در عراق به پايان رسيده شايد هيچ اتفاق مهم و قابل ذكري در اين خصوص رخ ندهد.