روزنامه جمهوري اسلامي 31/04/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
انرژي هسته اي ايران آوردگاه سرنوشت و تاريخي غرب و جهان اسلام


  • (نگاهي بر تعرضات تاريخي غرب به جهان اسلام از جنگ هاي صليبي تا دست اندازي به حقوق هسته اي ايران )
    علي معصومي (وزوايي )
    قسمت سوم و پاياني
    اخيرا رئيس يكي از كليساهاي بزرگ آمريكا كه بسيار متعصب و مروج صهيونيسم مسيحي مي باشد و معلم و مربي و مقتداي روحاني و ايدئولوژيكي جان مك كين (نامزد حزب جمهوري خواه آمريكا در انتخابات پاييز آينده ) نيز محسوب مي شود كتابي به نام « بيش از اين نبايد سكوت كرد » نوشته و همچنين سخناني اظهار كرده كه قابل تامل است . اين كشيش متعصب و پر نفوذ كه « رود پارسلي » نام دارد و از جان مك كين و نومحافظه كاران آمريكايي حمايت شديد مي كند در كتاب و سخنان خود چنين اظهار كرده است كه خدا به آمريكا ماموريت داده است تا اسلام را شكست دهد و از ميان بردارد. علاوه بر اين رود پارسلي نوشته و گفته است كه اساسا يكي از علل تاسيس آمريكا مبارزه با اسلام و نابود كردن اين دين غلط مي باشد . (19 )
    آنچه رود پارسلي مي گويد از نظر آن هايي كه در طول تاريخ روح صليبي گري داشته اند و همواره به استمرار جنگ هاي صليبي در دوره هاي پي در پي مي انديشيده و عمل مي كرده اند واقعيت انكارناپذير و اسرار تاريخي غرب صليبي محسوب مي شد كه هم اكنون خود غربي ها دانسته يا ندانسته آن را برملا مي كنند. همان طور كه اشاره شد احتمال دارد رود پارسلي به خاطر خشم و هيجان كينه توزانه اي كه در اثر پيدايش بيداري و اقتدار در جهان اسلام بر او عارض شده چنين سخني گفته است ; درست همانند جورج دبليو بوش (كه از آغاز مجدد جنگ هاي صليبي نام برد) نتوانسته خود را مهار كند و در حالت غيرطبيعي حقايق و واقعيت هايي را بازگو كرده است ; شايد هم رود پارسلي به منظور تحريك جهان غرب و تحريك صليبي هاي نوين براي مقابله با جهان اسلام مجبور به بيان حقايق و واقعيت هاي مذكور شده است .
    ما به نيت رود پارسلي از بيان اين راز تاريخي كار چنداني نداريم بلكه آنچه مهم است اظهار و اعلام آن و اعتراف به اين واقعيت تاريخي از زبان خود غربي ها و صليبي ها مي باشد. اكنون براي توضيح پيرامون اين موضوع به گذشته بازمي گرديم و به چگونگي و علل كشف و تاسيس آمريكا اشاره مي كنيم .
    قبلا درباره آلبوكرك و اعتقاد راسخ و عملي او به استمرار جنگ هاي صليبي در شرق و كارنامه لبريز از خونريزي و جنايت او عليه مسلمانان سخن گفتيم و بيان كرديم كه آلبوكرك از طريق دريا به كناره هاي شرقي جهان اسلام لشكر كشيد تا با پرستر جان افسانه اي متحد شود و اسلام را براندازد. كريستف كلمب نيز تقريبا در همسان عصر از طريق دريا به هند و كناره هاي شرقي جهان اسلام لشكر كشيد. وي نيز مي خواست همچون آلبوكرك پرستر جان را در هند و كناره هاي شرقي جهان اسلام بيابد و همراه او عليه جهان اسلام بجنگد. بنابراين اهداف كريستف كلمب و آلبوكرك همان بود و اگر او نيز به شرق مي رسيد دقيقا شبيه آلبوكرك در سرزمين هاي اسلامي به كشتار و جنايت مي پرداخت . مقصد اصلي لشكر كريستف كلمب شرق و سرزمين هند بود ولي او راه خود را گم كرد و سر از قاره جديدي درآورد كه امروز به « آمريكا » معروف است . (20 )
    كريستف كلمب را كساني حمايت مي نمودند و كساني او را به لشكركشي به سوي شرق اسلامي وادار كردند كه در ضديت با جهان اسلام و اعتقاد به استمرار دوره جديد جنگ هاي صليبي در شرق اسلام شهرت بسيار دارند. كريستف كلمب تحت حمايت ايزابل (ملكه كاستيل ) و فرديناند (پادشاه آراگون ) بود. روحيه مذهبي و صليبي اين دو نفر و ضديت آن ها با اسلام به قدري شديد بود كه اولي در تاريخ به « ايزابل كاتوليك » و دومي به « فرديناند كاتوليك » معروف شده است و به هر دوي آن ها را « شاهان كاتوليك » مي گويند. اين دو نفر كه هيچ حقي براي ساير اديان نمي شناختند كل كره زمين را بين خود تقسيم كردند. ايزابل در اعزام كريستف كلمب براي جنگ با مسلمانان به قدري حريص بود كه حتي جواهرات خود را گرو گذاشت تا وسايل مسافرت و لشكركشي كريستف كلمب به شرق را فراهم آورد. سخن ديگر اينكه ايزابل و فرديناند همان كساني هستند كه با جنگ ها و جنايت هاي پي در پي بنياد دولت اسلامي اندلس را نابود كردند . (21 )
    با همين نگاه مختصر به چگونگي كشف و شكل گيري آمريكا و همچنين تامل در كاركرد گذشته و فعلي آمريكا درمي يابيم كه اظهارات و نوشته هاي رود پارسلي نه تنها بي ربط نيست بلكه بيان آگاهانه يا ناآگاهانه يك راز تاريخي است . در يك نگاه كلي مي توانيم بگوييم كه آن جنگ هاي دويست ساله معروف كه از قرن پنجم تا هفتم در جريان بود با پيشتازي و فعال شدن كشورهاي شرقي و مركزي و غربي قاره اروپا واقع شد; جنگ هاي صليبي دوره بعدي (دوره اكتشافات ) با پيشتازي و فعال شدن كشورهاي جنوبي (پرتغال اسپانيا و...) اروپا به وقوع پيوست ; در دوره سوم كشورهاي انگليس فرانسه و.... نيز به جمع كشورهاي جنوبي پيوستند و جنگ هاي صليبي دوره استعمار را تا جنگ هاي اول و دوم جهاني مديريت كردند و پيشتاز شدند. بعد از جنگ هاي اول و دوم جهاني آمريكا كه توان فوق العاده اي يافته بود به ميدان آمد و دنباله كار را گرفت . در اين دوره آمريكا پيشتاز شد و بسياري از كشورهاي مسلمان را به طور مستقيم و غيرمستقيم تحت سيطره خود گرفت . در اين دوره آمريكا ضمن غارت منابع وذخاير مادي و اقتصادي جهان اسلام و تلاش براي اضمحلال فرهنگي و هويتي مسلمانان مانع بزرگي بر سر راه پيشرفت و حيات عزت مند جوامع اسلامي شد. در دوره انتقال مديريت جنگ هاي صليبي به آمريكا (در خلال جنگ هاي اول و دوم جهاني ) اين كشور علاوه بر اينكه به اضمحلال بسياري از قدرت هاي اسلامي كمك كرد درصد بسيار بالايي از توان خود را صرف ايجاد بزرگ ترين مصيبت براي جهان اسلام نمود و در پديد آوردن و استمرار بخشيدن به رژيم صهيونيستي بزرگ ترين سهم را بر عهده گرفت كه داستان بسيار مفصل و اندوهبار دارد.
    ما اكنون در دوره اي قرار داريم كه آمريكا جنگ هاي صليبي را مديريت مي كند . به همين دليل است كه اين كشور احساس مي نمايد مكلف به سركوب كشورهاي اسلامي است ; و اگر بتواند هر روز مي خواهد يكي از كشورهاي اسلامي را هدف تهاجم قرار دهد. بنابراين تمام تحركات و تهاجمات آمريكا در كشورهاي اسلامي و همه طرح هايي را كه براي مقابله و يا تصرف كشورهاي اسلامي ارائه ميدهد در قالب همين احساس تكليف ميتوان تحليل كرد . البته همه طرح ها و تحركات و تهاجمات صليبي تحت پوشش عناوين ديگر صورت مي گيرد. مثلا به نام مبارزه با تروريسم كشورهاي اسلامي هدف تهاجم بي امان قرار مي گيرند و اشغال مي شوند تحت پوشش دموكراسي و حقوق بشر و... براي ملل اسلامي مصايب فراوان آفريده مي شود يعني همان كاري كه صليبي ها تحت پوشش اكتشاف و استعمار در قرون قبل انجام دادند.
    اكنون كه آمريكا نوك پيكان صليبي گري است و خود را مكلف مي داند با جهان اسلام جوامع اسلامي و هويت اصيل اسلامي مبارزه كند و با اجراي انواع روش ها و توطئه هاي نهان و عيان مي خواهد به كشورهاي اسلامي اجازه جان گرفتن پيشرفت و اقتدار ندهد (22 ) جمهوري اسلامي ايران نيز به عنوان محور خيزش پيشرفت همه جانبه و بازيابي اقتدار و هويت جهان اسلام مطرح است . بنابراين طبيعي است آمريكا كه به تعبير رودپارسلي براي مبارزه و انهدام اسلام تاسيس شده است با تمام توان در برابر نظام مقدس جمهوري اسلامي بايستد و به انواع توطئه ها و به انواع اقدامات سخت افزاري و نرم افزاري دست بزند تا نگذارد جمهوري اسلامي ايران به اقتدار و پيشرفت همه جانبه اي كه لازمه يك قدرت اسلامي حافظ منافع و هويت و استقلال جهان اسلام است دست يابد.
    از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون آمريكا آوردگاه ها و عرصه هاي متعدد ومختلفي را براي جلوگيري از پيشرفت همه جانبه و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران برگزيده است ولي در هيچ يك از آوردگاه ها و ايستگاه هاي ستيز و توطئه به توفيقي كه در انتظار آن بوده دست نيافته است البته در همه مراحل ستيز آمريكا با نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بين اهداف واقعي و اهداف اعلامي و تبليغي تفاوت هاي فراوان بوده است و همواره اهداف اعلامي و تبليغي پوششي براي اهداف نهاني محسوب مي شده است .
    اكنون مساله دست يابي ايران به انرژي هسته اي آخرين آوردگاهي است كه آمريكا و آنهايي كه در سياست هاي عمومي از اين كشور پيروي مي كنند براي مقابله با پيشرفت ها و اقتدارجويي هاي ايران اسلامي برگزيده اند. گر چه جمهوري اسلامي ايران آوردگاه هاي متعددي را در مقابله با آمريكا و سياست هاي دشمنانه اين كشور پشت سر نهاده است ولي بايد اذعان كرد كه آوردگاه هسته اي همچنانكه فعلا آخرين آوردگاه مي باشد بزرگ ترين و مهم ترين و يا يكي از بزرگ ترين و مهم ترين و سرنوشت سازترين آوردگاه ها نيز محسوب مي شود.
    از ديدگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي اهميت و بزرگي اين آوردگاه در اين است كه اولا انرژي هسته اي از شاخص هاي بزرگ پيشرفت جهاني (23 ) و كليد اصلي پيشرفت و قدرت و سعادت است . (24 ) ثانيا دست يابي به انرژي و دانش هسته اي مقدمه و پشتوانه لازم براي استقلال و عزت دائمي جمهوري اسلامي ايران مي باشد . (25 ) و اهميت تحصيل اين دانش و استفاده از آن بسيار بالاتر و مهم تر از كشف و استخراج نفت براي ايران است . (26 ) ثالثا دستيابي به دانش هسته اي و بومي كردن اين دانش اقدامي تاريخ ساز و تمدن ساز براي ايران و جهان اسلام محسوب مي شود . (27 ) چهارم اينكه قدرت علمي و در راس آن دانش هسته اي مبنا و پايه قدرت اقتصادي و سياسي مي باشد . (28 )
    با توجه به آنچه در باره اهميت و عظمت اين آوردگاه نقل شد. روشن است كه چرا آمريكا و دنباله روهاي اين كشور تا اين حد به ضديت با برخورداري جمهوري اسلامي ايران از دانش هسته اي و بومي شدن آن پرداخته اند. گرچه آن ها توليد سلاح هسته اي را بهانه كرده اند ولي خود مي دانند چيزي به نام توليد سلاح هسته اي در بين نيست بلكه مهم اين است كه ايران از طريق دست يابي به دانش هسته اي و ساير دانش هاي بنيادي به سمت اقتدار بيشتر به سمت استقلال بنيادي تر و به سمت ساختن تمدني جديد و آن هم با شاخصه هاي ارزشي و اسلامي پيش مي رود و جهان اسلام را نيز با خود در همين جهت به پيش مي برد . يقينا اين روند براي آن هايي كه ميراث دار روح صليبي گري مي باشند و براي اسلام و مسلمانان چيزي غير از نكبت و نابودي و حقارت نمي خواهند دردآور است و مي دانند كه كه اگر جمهوري اسلامي ايران اين ايستگاه و آوردگاه را با موفقيت پشت سربگذارد تلاش ها و تكاپوها و توطئه هاي هفت صد ساله غرب صليبي (كه بعد از شكست در آن جنگ هاي دويست ساله آغاز كردند) به هدر مي رود و بار ديگر بال هاي تمدن شكوهمند و الهي اسلام بر جهان سايه افكن خواهد شد.
    در پايان بايد به اين نكته اشاره كرد كه نبايد تصور شوداگر ما اين آوردگاه پاياني را تحت فشار دشمنان ترك كنيم و بخواهيم در عرصه هاي ديگر تجلي نماييم و از راه هاي ديگر به آرمان هاي خود دست يابيم ديگر تحت فشار دشمنان نخواهيم بود. اين يك تصور ساده لوحانه است زيرا واقعيت اين است كه به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي اساسا ما با دشمن بهانه گيري رو به رو هستيم كه به دليل مخالفت بنيادي با پيشرفت و قدرت جوامع اسلامي پي در پي بهانه جويي مي كند و در هر عرصه مهمي كه جوامع اسلامي بخواهند تجلي داشته باشند با مخالفت ها و بهانه گيري ها مواجه مي شوند29. بنابراين بايد در همين آوردگاه چنان مقاومت كرد كه دشمن به طور كلي مايوس شود .
    پاورقي :
    ــــــــ
    http : kayhannews ir 102078 21 . htm 19 ـ مجله « معارف » شماره 56 خرداد1387 ص 59
    20 ـ رابرت روزول پالمر تاريخ جهان نو ترجمه ابوالقاسم طاهري جلد اول 123 تا 125 ; عزت الله نوروزي اروپا در قرون وسطي 293 تا 295 ; شكيب ارسلان تاريخ فتوحات مسلمانان در اروپا مترجم علي دواني ص 17 تا 19 و برخي مآخذ ديگر.
    21 ـ همان .
    22 ـ كشيش ها تحليل گران و نظريه پردازان تندرو ونو محافظ كار آمريكايي همچو كشيش پت رابرتسون توماس فردمن و... مكرر گفته اند كه اسلام بزرگ ترين دشمن غرب است و آمريكا و رهبران آن نماينده خدا روي زمين هستند تا براي نجات جهان جنگ همه جانبه نظامي و سياسي و فرهنگي را عليه اسلام به راه اندازند (رجوع شود به ماهنامه پيام انقلاب شماره 12 صفحه 80 و 81 )
    (پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) http : www . leader . ir Iangs fa ? p = cotentshow @ id =3692 23 ـ
    (پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) http : www . leader . ir Iangs fa ? p = cotentshow @ id =6092 24 ـ
    25 ـ همان .
    26 ـ همان .
    27 ـ همان .
    (پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) http : www . leader . ir Iangs fa ? p = cotentshow @ id =3782 28 ـ
    http : www . leader . ir Iangs fa ? p = cotentshow @ id =7292 29 ـ
    (پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري ) http : www . leader . ir Iangs fa ? p = cotentshow @ id =3782
    به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي دست يابي به انرژي هسته اي از شاخص هاي بزرگ پيشرفت جهاني كليد اصلي پيشرفت و قدرت و سعادت مقدمه و پشتوانه لازم استقلال و عزت دائمي اقدامي تاريخ ساز و تمدن ساز و بالاخره مبنا و پايه قدرت اقتصادي و سياسي است . به همين سبب دشمنان جهاني اسلام و انقلاب اسلامي سعي مي كنند با بهانه جويي هاي پي درپي به نظام مقدس جمهوري اسلامي اجازه پيروزي در اين آوردگاه سرنوشت ساز را ندهند. به بيان ديگر ميراث داران روح صليبي گري كه براي اسلام چيزي غير از نكبت و نابودي و حقارت نمي خواهند پيروزي جمهوري اسلامي ايران در اين آوردگاه را با درخشش دوباره تمدن اسلام در جهان و شكست توطئه هاي طولاني آن ها برابر مي بينند و هرگز نمي خواهند چنين واقعه اي روي دهد
    سخن « رودپارسلي » مبني بر اينكه آمريكا براي مبارزه و نابودكردن اسلام شكل گرفته است از اسرار تاريخي غرب و واقعيتي است ; زيرا همان طور كه مي دانيم كريستف كلمب (كاشف آمريكا) از طرف متعصب ترين پادشاهان صليبي اروپا به شرق اسلامي لشكر كشيد تا همچون آلبوكرك دمار از روزگار مسلمانان درآورد ولي راه خود را كم كرد و سبب كشف و تاسيس آمريكا گرديد. رفتار ستيزه جويانه آمريكا با جهان اسلام در گذشته و حال كه در قالب حمايت از رژيم صهيونيستي اشغال كشورهاي اسلامي و ايجاد موانع متعدد بر سر راه پيشرفت كشورهاي اسلامي و... صورت مي گيرد همين واقعيت را تاييد مي كند