روزنامه جمهوري اسلامي 30/04/1387 صفحه سرمقاله
*****
مرحوم تهاجم فرهنگي !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    اشتغال مسئولان جمهوري اسلامي به امور اجرائي و روزمره آنها را از بعضي امور پايه اي و مبنائي غافل كرده است . طبيعت كار اجرائي آنهم با حجم زياد و ابعاد گوناگوني كه دارد و هر روز با مشكلات و موانع داخلي و توطئه هاي خارجي نيز مواجه مي شود همين است كه وقت ها را مي گيرد و اموري كه زيربنائي هستند و با مسائل روز چندان مماس نيستند از اولويت خارج و به دست تقدير سپرده ميشوند.
    مسائل اخلاقي اعم از اخلاق فردي و اجتماعي از امور زيربنائي و مهمي هستند كه جامعه به آنها نياز دارد و استحكام آنها به استحكام ساير امور ميانجامد. جامعه اي كه از اين زيرساخت معنوي برخوردار باشد در معاملات رفتارهاي سياسي و تعاملات اجتماعي دچار مشكل نخواهد بود.
    عفت عمومي كه با حجاب رابطه تنگاتنگ دارد از پايه هاي اساسي اخلاق اجتماعي است . جامعه اي كه به حجاب اهميت ندهد از لحاظ عفت عمومي دچار مشكل مي شود و امنيت اخلاقي خود را از دست ميدهد. متاسفانه مسئولان ما با اينكه اين واقعيت را ميدانند و از ابعاد فاجعه آميز آن اطلاع دارند حاضر نيستند دست از روزمرگي بردارند و به اين مساله مهم زيربنائي بهاي لازم را بدهند.
    اصرار دولت هاي استعماري بر رواج دادن بي حجابي زنها در كشورهاي اسلامي و عادت دادن مردم به بي بندوباري در معاشرت ها داراي هدف مشخصي بود و با برنامه ريزي حساب شده صورت گرفت . اينكه رضاخان براي اجراي اين دستورات آنهمه تلاش كرد و حتي از ناموس خود مايه گذاشت و در برخورد با موانع از زور سرنيزه استفاده كرد براي اين بود كه شرط ماندن او بر اريكه قدرت اجراي اين برنامه ها بود كما اينكه شرط به قدرت رسيدن او هم اجراي اين قبيل برنامه ها بود.
    در طرف مقابل علما و عناصر مذهبي جامعه در برابر رضاخان و اربابان خارجي او مقاومت كردند و حاضر نشدند صحنه را براي يكه تازي كساني كه قصد داشتند اخلاق و عفت عمومي را از جامعه ايراني بگيرند تا راه براي پياده شدن برنامه هاي استعمار جديد در كشور هموار شود خالي كنند.
    اين مقاومت كارساز بود و توانست به حفظ فرهنگ اسلامي در جامعه منجر شود و حتي حساسيت مردم را نسبت مسائل اخلاقي افزايش دهد. هرچند رضا خان و پسر او محمدرضا هرگز نتوانستند اهميت قدرت و قوت بنيان هاي اخلاقي و مذهبي در جامعه را درك كنند و سرسختانه با آن ستيز كردند ولي آنچه توانست همچون سدي در برابر طوفان شديد الحاد ماركسيسم و سيلاب سياسي كمونيسم كه درصدد ريشه كن ساختن ساختار حكومتي ايران آن روز بود بايستد همين بنيان هاي اخلاقي و مذهبي بود. البته لجاجت پهلوي ها با دين و روحانيت و بنيان هاي مذهبي موجب شد مقاومت ها تشديد گردد و سرانجام خاندان پهلوي به همراه رژيم سلطنتي ريشه كن شود و با همديگر رهسپار زباله دان تاريخ شوند.
    با استقرار نظام جمهوري اسلامي هر چند پايه هاي اخلاقي جامعه مستحكم شد ولي دشمنان اين نظام و دشمنان آزادي و استقلال ملت ايران نيز بي كار ننشستند و هرچه توانستند براي بازگشت بي بندوباري به جامعه انجام دادند. آنچه در دهه هاي هفتاد و هشتاد تحت عنوان تهاجم فرهنگي و شبيخون فرهنگي از زبان رهبري شنيديم و هشدارهائي كه ايشان در اين زمينه دادند به تلاش پيگير دشمنان براي باز گرداندن ناامني هاي اخلاقي به جامعه مربوط مي شد.
    متاسفانه در دوران اصلاحات به اين هشدارها توجهي نشد و در سه سالي كه از دوران حاكميت مطلق اصولگراها مي گذرد نيز عليرغم شعارهائي كه در اين جهت داده شده از اقدام عملي براي مبارزه با روند تهديد كننده بدحجابي كه اكنون درحال تبديل شدن به بي حجابي است خبري نيست . وضعيت ادارات فرودگاه ها و خطوط هوائي قطارها و ساير وسايل نقليه اماكن عمومي و خيابان ها و فروشگاه ها از نظر بدحجابي و بي بندوباري بشدت غيرقابل تحمل است . پارك ها و حاشيه جاده ها و سواحل دريا در تسخير افراد بي بندوبار است و خانواده هاي مذهبي در اين اماكن براي خود جائي نمي بينند. در شمال شهر تهران زنها به ويژه درحال رانندگي حجاب را كنار گذاشته و آزادانه درحال رفت و آمد هستند. فيلم هاي سينمائي از خط ابتذال عبور كرده اند هرچند عده اي سعي مي كنند اين پديده را به روي مبارك خود نياورند چون احساس مي كنند كه يك تف سربالاست ! در سيماي جمهوري اسلامي مقررات اينست كه حتي يك تار موي زنها ديده نشود اما مجموعه هاي تلويزيوني پر است از قيافه هاي آرايش كرده روابط عاشقانه گفتگوهاي بدآموز و البته همه آنها نيز به چند ازدواج ختم به خير مي شوند! استفاده از زن براي تبليغ كالاهاي تجاري نيز مثل قبل از انقلاب مرسوم شده البته باضافه روسري .
    در برابر اين تهاجم ها مسئولان فرهنگي كشور ساكتند و لابد تصورشان اينست كه تهاجم فرهنگي مرحوم شده و مردم نيز همين وضعيت را قبول دارند و خود را مديون و ممنون آنها نيز ميدانند! اينكه چه كسي چه فكري مي كند مهم نيست مهم اينست كه بي بندوباري درحال نهادينه شدن در جامعه ايست كه صاحب يك انقلاب است انقلابي كه بر ارزش ها و فرهنگ اسلامي پايه گذاري شده و مردم براي آنكه شاهد حاكميت اخلاق در اين جامعه باشند جان و مال و خون و فرزند دادند. آيا زمان آن فرا نرسيده است كه لااقل با خود صادق باشيم و بپذيريم كه بسياري از مشكلات اجتماعي ما ريشه در غفلتي دارند كه مسئولان نسبت به مسائل اخلاقي دچار آن هستند