روزنامه جمهوري اسلامي 27/04/1387 صفحه عقيدتي

  • جز علي در كعبه مولودي نيامد در جهان
  • مراقبه و محاسبه جواني و توبه شرايط شفاعت
  • رسانه هاي فرهنگي وظايف و مراقبت ها
  • *****
    جز علي در كعبه مولودي نيامد در جهان




  • لافتي الاعلي لاسيف الاذوالفقار
    عترت و قرآن و دين را چون بود او پاسدار
    جز علي در كعبه مولودي نيامد در جهان
    اين نشان از جايگاه اوست نزد كردگار
    از براي فاطمه همچون علي خلقت نكرد
    همسر و هم كفو و همتايي خدا در روزگار
    كيست تا همچون علي باشد دو فرزندش امام
    يا كه دارد گوهري مانند زينب شاهوار
    بودش اول مرد در آوردن ايمان علي
    هم شهيد اول محراب شد در كوي يار
    كيست تا شب راكند بيتوته جاي مصطفي
    جز علي هنگام هجرت تا كند جان را نثار
    داده عصمت را علي از روي حكمت ها خدا
    تا بود معيار حق در پيش چشم هوشيار
    در غدير خم معين شد علي جاي نبي
    در حضور بيشتر جمعيتي از صد هزار
    بعد پيغمبر نباشد چون علي هرگز كسي
    در درايت در قضاوت در عمل در اقتدار
    هست پيغمبر چو خورشيد و علي مانند ماه
    گرد خورشيد نبي گردد علي در يك مدار
    نقطه پرگار هستي هست در عالم علي
    عالمي گردد به دور شمع او پروانه وار
    گوهري باشد علي كز طلعتش گردد زمين
    همچو ماه چهارده در آسمان ليل و نهار
    شهر دانش هست پيغمبر علي هم باب آن
    داخل اين شهر از در رفت بايد با وقار
    دانش و علم علي چون منشا آن از خداست
    هادي نوع بشر باشد به راهي استوار
    با سخنهايش علي روشن نموده راه دين
    بعد قرآن هست اعجاز كلامش آشكار
    هر كلامش پندو حكمت هست و درس زندگي
    از علي نهج البلاغه مانده بر ما يادگار
    از كرم بخشد علي خاتم به هنگام نماز
    پس به اكرامش نباشم من چرا اميدوار
    مهربانتر از پدر بودش علي با هر يتيم
    از براي مفلس و مسكين كريم و غمگسار
    مظهري از فتح و پيروزي علي در راه حق
    بود هنگام نبردش در ميان كارزار
    هيچ كس را با علي ياراي جنگيدن نبود
    روز ميدان جز هر آن كس داشت قصد انتحار
    نيست پشت جوشن او را حفاظ و پوششي
    چون علي هرگز نكرده پشت بر دشمن فرار
    كند از جايش در خيبر علي با لطف حق
    تا بماند پرچم اسلام دائم برقرار
    ضربتي را زد علي در روز خندق تاكنون
    دين اسلام و محمد مانده از آن پايدار
    مرده را گر مي كند زنده علي ترديد نيست
    برتر از عيسي بود چون در مقام و اعتبار
    آن علي كز هيبتش لرزد به تن شير دژم
    گوشه گيري كرد بهر حفظ دين اندر حصار
    هم علي الگوي اخلاق است و هم سلطان دين
    هم بود درياي جود و متقي پرهيزگار
    از برايش آيه نازل كرده در قرآن خدا
    غير از اين هم از علي ديگر نباشد انتظار
    رفتن هر كس به جنت شرط آن حب علي است
    در قيامت دشمن او تا ابد سوزد به نار
    گر كه مجموع بشر حب علي در سينه داشت
    خلقت دوزخ عبث بود و نمي آمد به كار
    ما محبان علي هستيم در روز حساب
    بارالها از سر جرم و خطامان در گذار
    كن چنان كاري خدايا تا كسي در روز حشر
    پيش چشمان علي هرگز نگردد شرمسار
    ساقي كوثر به جنت شافع روز جزا
    هست چون آنجا علي برما نباشد كار زار
    اي دريغا نيست نزد ما علي ديگر كنون
    ورنه مي شد چون گلستان اين جهان در نوبهار
    مرهمي بودش علي بر درد جانكاه بشر
    درد هجرانش و ليكن برده صبر و اختيار
    گر بيفتد آتش عشق علي در هر دلي
    محرم اسرار قدسي گردد و شب زنده دار
    خرم آن كس در ره عشق علي گردد شهيد
    يا بود در راه اهدافش بحق خدمتگذار
    دوست دارم خادم خاص علي باشم زشوق
    تا زنم گرد از ضريحش با دو چشمانم كنار
    شرح اوصاف علي را نيست ممكن تا نوشت
    گر بود درياي جوهر كاتباني بي شمار
    آب دريا را چو ممكن نيست كردن در سبو
    لاجرم مدح علي گفتم به طور اختصار
    چون بزرگي با زبان و قلب و اعمالش بود
    پيرو راه علي منصور هست و رستگار
    محمد بزرگي

  • *****
    مراقبه و محاسبه جواني و توبه شرايط شفاعت




  • مراقبت و محاسبه نفس در تشخيص راه خودخواهي و خداخواهي از جمله منازل سالكان است . خداوند ما و شما را در آن توفيق دهد. و چه بسا شيطان باطني با ما پيران به گونه اي و با شما جوانان به گونه ديگري خدعه كند.
    با ما پيران با سلاح ياس از حضور و ياد حاضر (سخن ) براند كه : هان ! از شماها گذشته و شماها اصلاح شدني نيستيد و ايام جواني كه وقت كشت و درو بود رفت و در ايام ضعف پيري و كهولت كه قدرت اصلاح ازدست رفته و ريشه هواها و معاصي در تمام اركان وجود نفوذ كرده و شاخه دوانده و تو را از لياقت محضر او ـ جل وعلا ـ انداخته و كار از كار گذشته چه بهتر كه اين چند روز آخر عمر از دنيا استفاده هرچه بيشتر كني ! و گاه با ما پيران مانند شما جوانان عمل مي كند. به شما مي گويد : شما جوانيد و در اين فصل جواني وقت تمتع و لذات است . اكنون مطابق شهوات خود رفتار كن ! ان شاالله در اواخر عمر راه توبه و باب رحمت خداوند باز است و خداوند ارحم الراحمين است و هرچه گناهان بزرگ تر و بيشتر باشد پشيماني و رجوع به حق در آخر عمر زيادتر و توجه به خداي تعالي بيشتر و اتصال به او ـ جل وعلا ـ افزون تر خواهد بود. چه بسيار مردم بوده اند كه در جواني بهره هاي جواني را برده و در ايام پيري تتمه عمر را با عبادت و ذكر و دعا و زيارت ائمه ـ عليهم السلام ـ و توسل به شفاعت آنان گذرانده و سعادتمند از دنيا رفته اند.
    به ما پيران نيز از اين وسوسه ها مي شود كه : معلوم نيست به اين زودي بميري فرصت باقي است چند روز آخر عمر توبه كن ! علاوه باب شفاعت پيامبر ـ صلي الله عليه وآله ـ باز است و مولا اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ نخواهد گذاشت دوستانش را عذاب كنند و در وقت مردن او را خواهي ديد و از تو دستگيري خواهد كرد. و از اين مقوله هاي فراوان كه به گوش انسان مي خواند.
    پسرم اكنون با تو كه جواني صحبت مي كنم . بايد توجه كني كه براي جوانان توبه آسان تر و اصلاح نفس و تربيت باطن سريع تر مي تواند باشد. در پيران هواهاي نفساني و جاه طلبي و مال دوستي و خود بزرگ بيني بسيار افزون تر از جوانان است . روح جوانان لطيف است و انعطاف پذير و آن قدر كه در پيران حب نفس و حب دنياست در جوانان نيست . جوان مي تواند با آساني نسبي خود را از شر نفس اماره رها سازد و به معنويات گرايش پيدا كند. در جلسات موعظه و اخلاق آن قدر كه جوانان تحت تاثير واقع مي شوند پيران نمي شوند.
    جوانان متوجه باشند و گول وسوسه هاي نفساني و شيطاني را نخورند. مرگ به جوانان و پيران به يك گونه نزديك است . كدام جوان مي توان اطمينان حاصل كند كه به پيري مي رسد و كدام انسان از حوادث دهر مصون است حوادث روزانه به جوانان نزديك تر است .
    پسرم فرصت را از دست مده و در جواني خود را اصلاح كن . پيران نيز بايد بدانند كه تا در اين عالم هستند مي توانند جبران تبهكاريها و معصيتها را بكنند و اگر از اينجا منتقل شدند كار از دست آنان خارج است .
    دل بستن به شفاعت اوليا ـ عليهم السلام ـ و تجري در معاصي از خدعه هاي بزرگ شيطاني است . شما به حالات آنان كه دل به شفاعتشان بسته و از خدا بي خبر شده و به معاصي جرئت مي كنند بنگريد! ناله ها و گريه ها و دعاها و سوزوگدازهاي آنان را ببينيد و عبرت بگيريد! در حديث است كه حضرت صادق ـ عليه سلام الله ـ در اواخر عمر بستگان و فرزندان خود را احضار نمود و قريب به اين مضمون به آنان فرمود كه : « فردا با عمل بايد در محضر خدا برويد و گمان نكنيد بستگي شما به من فايده دارد » .
    علاوه بر آن احتمال دارد كه شفاعت نصيب آنان شود كه با شفيع ارتباط معنويشان حاصل باشد و رابطه الهي با آنان طوري باشد كه استعداد براي نائل شدن به شفاعت داشته باشند و اگر اين امر در اين عالم حاصل نشود شايد بعد از تصفيه ها و تزكيه ها در عذابهاي برزخ بلكه جهنم لايق شفات شوند...
    علاوه بر آن آياتي در قرآن كريم درباره شفاعت وارد شده است كه با توجه به آنها نمي توان براي انسان آرامش پيدا شود. خداوند مي فرمايد : « من ذا الذي يشفع عنده الا باذنه » 1 و مي فرمايد : « ولايشفعون الا لمن ارتضي » 2 و امثال آن كه در عين حال كه شفاعت ثابت است لكن نصيب چه اشخاصي و چه گروهي و با چه شرايطي و در چه وقت شامل حال مي شود امري است كه نمي توان انسان را مغرور و جري كند. اميد به شفاعت داريم لكن اين اميد بايد ما را به سوي اطاعت حق تعالي كشاند نه معصيت .
    پسرم سعي كن كه با حق الناس از اين جهان رخت نبندي كه كار بسيار مشكل مي شود. سر وكار انسان با خداي تعالي كه ارحم الراحمين است بسيار سهل تر است تا سروكار با انسانها. به خداوند تعالي پناه مي برم از گرفتاري خود و تو و مومنين در حقوق مردم و سر وكار با انسانهاي گرفتار.
    و اين نه به آن معني است كه در حقوق الله و معاصي سهل انگاري كني . اگر آنچه از ظاهر بعض آيات كريمه استفاده مي شود درنظر گرفته شود مصيبت بسيار افزون مي شود و نجات اهل معصيت به وسيله شفاعت به گذشت مرحله هاي طولاني انجام مي گيرد.
    تجسم اخلاق و اعمال و لوازم آنها و ملازمه آنها با انسان از ما بعد موت تا قيامت كبري و از آن به بعد تا تنزيه و قطع رابطه به وسيله شدتها و عذابها در برازخ و جهنم و عدم امكان ربط با شفيع و شمول شفاعت امري است كه احتمال آن كمتر انسان را مي شكند و مومنان را به فكر اصلاح به طور جدي مي اندازد.
    هيچ كس نمي تواند ادعا كند كه قطع به خلاف اين احتمال دارد مگر آنكه شيطان نفسش چنان بر او مسلط باشد و با او بازي كند و راه حق را بر او ببندد كه او را منكر روشن و تاريك كند و چنين كوردلان بسيار هستند. خداوند منان ما را از شر خودمان حفظ فرمايد!(برگرفته از نامه عرفاني امام خميني به فرزندش حاج سيداحمدآقا خميني )
    پاورقي :
    .1 سوره بقره : 2 آيه 225 : « چه كسي جز به فرمان او مي تواند در پيشگاهش به شفاعت برخيزد »
    .2 سوره انبيا : 21 آيه 28 : « وهرگز شفاعت نمي كنند مگر آنان را كه مورد رضايت خدا هستند » .

  • *****
    رسانه هاي فرهنگي وظايف و مراقبت ها


  • راديو تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها از ابزارهاي موثر تباهي و تخدير ملتها خصوصا نسل جوان بوده است . در اين صد سال اخير بويژه نيمه دوم آن چه نقشه هاي بزرگي از اين ابزار چه در تبليغ ضد اسلام و ضدروحانيت خدمتگزار و چه در تبليغ استعمارگران غرب و شرق كشيده شد و از آنها براي درست كردن بازار كالاها خصوصا تجملي و تزييني از هر قماش ازتقليد در ساختمانها و تزيينات و تجملات آنها و تقليد در اجناس نوشيدني و پوشيدني و در فرم آنها استفاده كردند به طوري كه افتخار بزرگ فرنگي مآب بودن در تمام شئون زندگي از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن بويژه در خانمهاي مرفه يا نيمه مرفه بود; و در آداب معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربي در گفتار و نوشتار به صورتي بود كه فهم آن براي بيشتر مردم غيرممكن و براي همرديفان نيز مشكل مي نمود! فيلمهاي تلويزيون از فرآورده هاي غرب يا شرق بود كه طبقه جوان زن و مرد را از مسير عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف و به سوي بيخبري از خويش و شخصيت خود و يا بدبيني و بدگماني به همه چيز خود و كشور خود حتي فرهنگ و ادب و مآثر پرارزشي كه بسياري از آن با دست خيانتكار سودجويان به كتابخانه ها و موزه هاي غرب و شرق منتقل گرديده است . مجله ها با مقاله ها و عكسهاي افتضاح بار و اسف انگيز و روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضدفرهنگي خويش و ضداسلامي با افتخار مردم بويژه طبقه جوان موثر را به سوي غرب يا شرق هدايت مي كردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنه دار در ترويج مراكز فساد و عشرتكده ها و مراكز قمار و لاتار و مغازه هاي فروش كالاهاي تجملاتي و اسباب آرايش و بازيها و مشروبات الكلي بويژه آنچه از غرب وارد مي شد و در مقابل صدور نفت و گاز و مخازن ديگر عروسكها و اسباب بازيها و كالاهاي تجملي وارد مي شد; و صدها چيزهايي كه امثال من از آنها بي اطلاع هستيم . و اگر خداي نخواسته عمر رژيم سرسپرده و خانمان برانداز پهلوي ادامه پيدا مي كرد چيزي نمي گذشت كه جوانان برومند ما اين فرزندان اسلام و ميهن كه چشم اميد ملت به آنهاست با انواع دسيسه ها و نقشه هاي شيطاني به دست رژيم فاسد و رسانه هاي گروهي و روشنفكران غرب و شرق گرا از دست ملت و دامن اسلام رخت برمي بستند; يا جواني خود را در مراكز فساد تباه مي كردند; و يا به خدمت قدرتهاي جهانخوار درآمده و كشور را به تباهي مي كشاندند. خداوند متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدين و غارتگران نجات داد.
    اكنون وصيت من به مجلس شوراي اسلامي در حال و آينده و رئيس جمهور و روساي جمهور مابعد و به شوراي نگهبان و شوراي قضايي و دولت در هر زمان آن است كه نگذارند اين دستگاههاي خبري و مطبوعات و مجله ها از اسلام و مصالح كشور منحرف شوند. و بايد همه بدانيم كه آزادي به شكل غربي آن كه موجب تباهي جوانان و دختران و پسران مي شود از نظر اسلام و عقل محكوم است . و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات برخلاف اسلام و عفت عمومي و مصالح كشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيري از آنها واجب است . و از آزاديهاي مخرب بايد جلوگيري شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنچه برخلاف مسير ملت و كشور اسلامي و مخالف با حيثيت جمهوري اسلامي است به طور قاطع اگر جلوگيري نشود همه مسئول مي باشند. و مردم و جوانان حزب اللهي اگر برخورد به يكي از امور مذكور نمودند به دستگاههاي مربوطه رجوع كنند. و اگر آنان كوتاهي نمودند خودشان مكلف به جلوگيري هستند. خداوند تعالي مددكار همه باشد.
    (منبع : وصيت نامه حضرت امام خميني )