روزنامه جمهوري اسلامي 23/04/1387 صفحه عقيدتي

  • فقرزدايي در سيره عملي
  • اهميت مراكز تعليم و تربيت و تلاش هاي مرموز استعمار خارجي
  • علي (ع ) و قضاوت
  • *****
    فقرزدايي در سيره عملي




  • درسي از امام سجاد(ع ) براي دولتمردان و كارگزاران حكومتي
    ائمه دين (ع ) هم شارحان قوانين و تعاليم جامع و ناظر بر همه شئون حيات و زندگي مادي و معنوي مردم بودند و هم عاملان به همه احكام و ضوابط و ارزش هاي گوناگون اسلامي در همه صحنه ها و عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي و سياسي .
    تحقق وظيفه اول امامان (ع ) به صورت مواريث گرانبهايي از انديشه هاي ژرف و تابناك و رهنمودهاي رهايي بخش در قالب روايات و سخنان در همه موضوعات براي جوامع باقي مانده است و ظهور و بروز وظيفه دوم آن مطهران ارمغان و پشتوانه اي است عملي براي جوامع و سرزمين هاي اسلامي در همه اعصار از جمله عصر و زمان ما.
    اين دو وظيفه و مسئوليت « علمي » و « عملي » در تمام موضوعات و قوانين و تعاليم همه سونگر اسلامي تجلي دارد و هرگز محدود به موضوع و قانوني خاص از اين دين مبين و زندگي ساز نمي شود. يعني تبيين علمي و سيره عملي ائمه اطهار(ع ) درباره تعاليم و قوانين اسلام در همه موضوعات اعتقادي عبادي اخلاقي تربيتي فرهنگي اجتماعي اقتصادي سياسي حكومتي نظامي و حقوقي سريان دارد و به همين دليل و از همين طريق آنچه امروز به صورت جامعيت اسلام در نظام سياسي اين دين مطرح است و بر ضرورت تحقق آن در سطح وسيع و به طور كامل تاكيد مي شود زيرساخت و خط مشي اصلي حكومت اسلامي در همه اعصار و زمان ها را تشكيل مي دهد.
    در ميان موضوعات مزبور « اقتصاد » را بر مي گزينيم و يكي از مسائل مهم و مطرح در آن يعني « فقرزدايي » را به تامل كوتاه مي گذاريم .
    ائمه دين (ع ) هم در انديشه و علم و فكر و هم در عمل و سلوك و رفتار اصل فقرزدايي در جامعه اسلامي را مورد توجه و نظر قرار مي دادند و آنچه در نظام اقتصادي اسلام به صورت منظم و مدون طبقه بندي شده است بخش مهم آن را همين ديدگاه هاي نظري و فكري و سيره و روش هاي عيني و عملي امامان (ع ) تشكيل مي دهد.
    حضرت امام سجاد(ع ) كه همچون ساير امامان (ع ) در مسئوليت بزرگ و الهي « امامت و ولايت و رهبري » قرار داشت در كنار انديشه ها و رهنمودهاي نظري و فكري درباره فقر و محروميت و ضرورت توجه به اقشار ضعيف و درمانده در عمل به اصل فقرزدايي نيز بسيار دقيق و مراقب بود.
    از ميان رفتار و سيره عملي اين پيشواي معصوم (ع ) در تلاش و فعاليت به منظور فقرزدايي از جامعه دو نمونه ذيل را از ميان نقل هاي تاريخي انتخاب مي كنيم و از آن پيام گيري مي نمائيم .
    1 ـ امام سجاد(ع ) در تاريكي شب از خانه بيرون مي رفت و انباني بر دوش خود حمل مي كرد كه در آن كيسه هاي درهم و دينار بود و بسيار مي شد كه بر پشت خود خوراك يا هيزم حمل مي كرد و به در يكايك خانه هاي مورد نظر مي رفت و آن را مي كوبيد تا كسي بيرون آيد و آنچه را كه سهم او بود بگيرد.


    امام (ع ) صورت خود را در هنگام بخشيدن چيزي به فقير مي پوشاند تا او را نشناسد. هنگامي كه از دنيا رفت و بينوايان از آنچه مي گرفتند محروم ماندند دانستند كه او امام سجاد(ع ) بوده است . و چون او را پس از مرگ بر محل غسل دادن نهادند بر پشت ايشان لكه هايي همچون لكه هاي زانوي شتر بود كه اثر حمل بار به خانه هاي فقيران و نيازمندان را نشان مي داد.
    2 ـ امام سجاد(ع ) صدخانه از خانه هاي فقيران مدينه را معاش مي داد و دلشاد مي گشت كه يتيمان و بيماران و زمين گيران و مسكينان كه هيچ راهي براي به دست آوردن طعام نداشتند ـ بر سر سفره او بنشينند و از طعام او بخورند و او خود خوراك را به دست خود به ايشان مي داد و هركس كه عيالي داشت سهم آنان را نيز به او مي داد تا براي عيال خود ببرد.
    با تفكر در اين دو نقل تاريخي درباره سيره عملي فقرزدايي حضرت امام سجاد(ع ) به نتايج ذيل نائل مي آئيم :
    الف ـ اگرچه سيره و روش حضرت امام سجاد(ع ) الگويي عملي براي همه كساني است كه مي توانند به ياري محرومان بشتابند و در مسير فقرزدايي از جامعه اسلامي حركت و فعاليت نمايند لكن پيش از همه و بيش از همه اين وظيفه و مسئوليت متوجه دولتمردان و كارگزاران حكومتي مي باشد و هم آنان هستند كه به دليل تجمع امكانات اقتصادي در تشكيلات دولت و تصدي بيت المال مسلمين و اختيارات مبتني بر طرح و برنامه ريزي و تخصيص بودجه قدرت و توان گسترده براي مبارزه با محروميت و فقرزدايي در جامعه دارند.
    ب ـ سيره عملي امام سجاد(ع ) به مسئولان و كارگزاران مي آموزد كه در نظام حكومتي اسلام گستردن سفره هاي رنگين و اشرافي و دعوت و پذيرايي از كساني كه از توانگران و ثروتمندان جامعه و بي نياز از ضيافت و تناول خوراك هاي الوان مي باشند هيچ جايگاه و اعتباري ندارد و بايد از اين دعوت ها اجتناب گردد و اين سفره ها و هزينه هاي تحميل شده آن بر بيت المال برچيده شود.
    ج ـ اين محرومان و اقشار ضعيف از كارگر و كشاورز و كارمند و نيز از مساكين و درماندگان و از كار افتادگان جامعه هستند كه بايد توسط دولتمردان و كارگزاران حكومت دعوت گردند و با شيوه هاي بسيار متواضعانه و منطبق با مشي و روش حضرت امام سجاد(ع ) در مواجهه با نيازمندان پذيرايي شوند. آيا در ميان مسئولان و دولتمردان از اين دعوت ها و محروم نوازي ها و با مسكينان و درماندگان حشر و نشر و مراوده و رفاقت داشتن اثر و نمونه و مصداقي مي توان يافت !
    د ـ رسيدگي به محرومان و تلاش براي تحقق اصل فقرزدايي در جامعه با « حرف » و « شعار » و « سخنراني » بدون اثر و فاقد ثمر مي باشد و تا در عمل و كنش نيايد قابل اعتماد نخواهد بود. به ديگر سخن نبايد فقرزدايي فقط به صورت يك فكر و انديشه پي در پي مطرح و تبليغ گردد كه بايد در سيره و روش درآيد و مردم محروم و گرفتار در مشكلات طاقت فرساي اقتصادي با ديدگان خود و به طور مشهود و ملموس دولتمردان و مسئولان را بنگرند كه به رفع حاجات و نيازمندي هاي آنان اهتمام ورزيده اند و تا غبار فقر را از سيماي فقيران در غربت نشسته نزدايند و از فشارهاي كمرشكن اقتصادي و معيشتي آنها نكاهند و در كانون خانواده هاي تهي دست آرامش و نشاط به ارمغان نياورند آرام و قرار نمي يابند.
    هـ ـ آثار به جاي مانده بر پشت حضرت امام سجاد(ع ) از باركشي ارزاق و نيازمندي هاي مردم محروم كه به صورت لكه ها و پينه ها پس از شهادت آن پيشواي معصوم مشاهده گرديد نشان از طولاني و متداوم بودن ياري رساني به فقيران و تهي دستان جامعه داشت و در واقع حكايتي از صرف لحظات عمر پربركت حضرت را در اين مسير پاك و الهي در اوراق تاريخ ثبت كرد و در مقابل ديدگان فكر و عقل تمام حاكمان و دولتمردان اسلامي در همه اعصار و زمان ها قرار داد. بنابر اين مباد كه مسئولان و كارگزاران حكومتي ما حركت و تلاش هاي خود را در ياري رساني به توده هاي مردم و فقرزدايي از جامعه اسلامي مقطعي و فصلي و موقت و ناپايدار قرار دهند و همانند برخي از عناصر سياسي راه يافته به مراكز قدرت و رياست عمل نمايند كه در « انتخابات » آب و نان و آذوقه اي به اقشار محروم رساندند تا راي هاي آنان را جذب كنند و پس از دست يابي به هدف نه نامي از فقيران دردمند بردند و نه اقدام و تلاشي كردند و همه شعارها و فريادهاي مبتني بر فقرزدايي از جامعه را به زير پا نهادند و بر نفاق سياسي خود مهر تاييد كوبيدند!
    اگرچه سيره و روش حضرت امام سجاد(ع ) الگويي عملي براي همه كساني است كه مي توانند به ياري محرومان بشتابند و در مسير فقرزدايي از جامعه اسلامي حركت و فعاليت نمايند لكن پيش از همه و بيش از همه اين وظيفه و مسئوليت متوجه دولتمردان و كارگزاران حكومتي مي باشد و هم آنان هستند كه به دليل تجمع امكانات اقتصادي در تشكيلات دولت و تصدي بيت المال مسلمين و اختيارات مبتني بر طرح و برنامه ريزي و تخصيص بودجه قدرت و توان گسترده اي براي مبارزه با فقر و محروميت در جامعه دارند
    سيره عملي امام سجاد(ع ) به مسئولان و كارگزاران مي آموزد كه در نظام حكومتي اسلام گستردن سفره هاي رنگين و اشرافي و دعوت و پذيرايي از كساني كه از توانگران و ثروتمندان جامعه و بي نياز از ضيافت و تناول خوراك هاي الوان مي باشند هيچ جايگاه و اعتباري ندارد و بايد از اين دعوت ها اجتناب گردد و اين سفره ها و هزينه هاي تحميل شده آن بر بيت المال برچيده شود
    چنين مباد كه مسئولان و كارگزاران حكومتي ما حركت و تلاش هاي خود را در ياري رساني به توده هاي مردم و فقرزدايي از جامعه اسلامي مقطعي و فصلي و موقت و ناپايدار قرار دهند و همانند برخي از عناصر سياسي راه يافته به مراكز قدرت و رياست عمل نمايند كه در « انتخابات » آب و نان و آذوقه اي به اقشار محروم رساندند تا راي هاي آنان را جذب كنند و پس از دست يابي به هدف نه نامي از فقيران دردمند بردند و نه اقدام و تلاشي كردند و همه شعارها و فريادهاي مبتني بر فقرزدايي از جامعه را به زير پا نهادند و بر نفاق سياسي خود مهر تاييد زدند!

  • *****
    اهميت مراكز تعليم و تربيت و تلاش هاي مرموز استعمار خارجي




  • از امور بسيار با اهميت و سرنوشت ساز مسئله مراكز تعليم و تربيت از كودكستانها تا دانشگاههاست ; كه به واسطه اهميت فوق العاده اش تكرار نموده و با اشاره مي گذرم . بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربه مهلك زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است . اگر دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيت ديگر با برنامه هاي اسلامي و ملي در راه منافع كشور به تعليم و تهذيب و تربيت كودكان و نوجوانان و جوانان جريان داشتند هرگز ميهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريكا و شوروي فرو نمي رفت ; و هرگز قراردادهاي خانه خراب كن بر ملت محروم غارتزده تحميل نمي شد; و هرگز پاي مستشاران خارجي به ايران باز نمي شد; و هرگز ذخاير ايران و طلاي سياه اين ملت رنجديده در جيب قدرتهاي شيطاني ريخته نمي شد; و هرگز دودمان پهلوي و وابسته هاي به آن اموال ملت را نمي توانستند به غارت ببرند و در خارج و داخل پاركها و ويلاها بر روي اجساد مظلومان بنا كنند و بانكهاي خارج را از دسترنج اين مظلومان پر كنند و صرف عياشي و هرزگي خود و بستگان خود نمايند. اگر مجلس و دولت و قوه قضائيه و ساير ارگانها از دانشگاههاي اسلامي و ملي سرچشمه مي گرفت ملت ما امروز گرفتار مشكلات خانه برانداز نبود. و اگر شخصيتهاي پاكدامن با گرايش اسلامي و ملي به معناي صحيحش نه آنچه امروز در مقابل اسلام عرض اندام مي كند از دانشگاهها به مراكز قواي سه گانه راه مي يافت امروز ما غير امروز و ميهن ما غير اين ميهن و محرومان ما از قيد محروميت رها و بساط ظلم و ستمشاهي و مراكز فحشا و اعتياد و عشرتكده ها كه هر يك براي تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده كافي بود در هم پيچيده و اين ارث كشور بر باد ده و انسان برانداز به ملت نرسيده بود. و دانشگاهها اگر اسلامي انساني ملي بود مي توانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحويل دهد; لكن چه غم انگيز و اسفبار است كه دانشگاهها و دبيرستانها به دست كساني اداره مي شد و عزيزان ما به دست كساني تعليم و تربيت مي ديدند كه جز اقليت مظلوم محرومي همه از غربزدگان و شرقزدگان با برنامه و نقشه ديكته شده در دانشگاهها كرسي داشتند; و ناچار جوانان عزيز و مظلوم ما در دامن اين گرگان وابسته به ابرقدرتها بزرگ شده و به كرسيهاي قانونگذاري و حكومت و قضاوت تكيه مي كردند و بر وفق دستور آنان يعني رژيم ستمگر پهلوي عمل مي كردند.
    اكنون بحمدالله تعالي دانشگاه از چنگال جنايتكاران خارج شده و بر ملت و دولت جمهوري اسلامي است در همه اعصار كه نگذارند عناصر فاسد داراي مكتبهاي انحرافي يا گرايش به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاهها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند; و از قدم اول جلوگيري نمايند تا مشكلي پيش نيايد و اختيار از دست نرود.
    و وصيت اينجانب به جوانان عزيز دانشسراها و دبيرستانها و دانشگاهها آن است كه خودشان شجاعانه در مقابل انحرافات قيام نمايند تا استقلال و آزادي خود و كشور و ملت خودشان مصون باشد.
    (منبع وصيت نامه حضرت امام خميني )

  • *****
    علي (ع ) و قضاوت




  • اين هم يك قضاوت است
    دو كودك خطي را نوشته بودند. خدمت حسن بن علي (ع ) آوردند و او را حكم قرار دادند تا قضاوت كند كه كدام خط نيكوتر است . در آن هنگام علي (ع ) چشم به او دوخت و فرمود : « اي پسرم دقت كن چگونه قضاوت مي كني اين هم يك قضاوت است . خداوند روز قيامت درباره آن تو را مورد سئوال قرار خواهد داد. »
    سه ضربه بر قنبر
    در كافي از امام باقر(ع ) نقل شده كه فرمود : « اميرالمومنين (ع ) دستور داد تا قنبر حدي را بر مردي جاري كند. قنبر در حين اجراي حد سه ضربه شلاق بيشتر از حكم خدا زد. اميرالمومنين (ع ) بلافاصله سه ضربه شلاق به عنوان قصاص بر قنبر جاري كرد. »
    روغن و عسل و انگشتان قطع شده
    مرحوم كليني در كافي از « حارث بن حضيره » نقل مي كند كه گفت : در مدينه عبور مي كردم به مرد حبشي كه در حال كشيدن آب بود و دستش قطع شده بود برخورد كردم . از او پرسيدم : « چه كسي انگشتان دستت را بريده است » حبشي گفت : دستم را بهترين مردم قطع كرده است . با جمعي كه مشغول سرقت بوديم دستگير شديم و ما را نزد علي ابن ابيطالب بردند پس اقرار به سرقت كرديم . امام به ما فرمود : « مي دانيد كه سرقت حرام است » گفتم : « بلي مي دانيم . »
    آن وقت حضرت دستور داد حد خدا را بر ما جاري كنند و انگشتانمان را قطع كردند و كف دست را باقي گذاشتند. بعد دستور داد ما را در خانه اي بازداشت نمودند. با روغن وعسل ما را پذيرايي كردند تا جراحتهاي دستمان بهبودي يافت . بعد دستور داد ما را از حبس بيرون آوردند و بهترين لباس را به ما پوشانيدند و به فرمود : « اگر توبه كنيد و اصلاح شويد براي شما بهتر است و خداوند دستهاي شما را در بهشت به شما ملحق مي كند و اگر توبه نكرديد و اصلاح نشويد در آتش جهنم به شما ملحق خواهد بود. »
    قاضي حق ندارد با صداي بلند با كسي سخن بگويد
    اميرالمومنين علي بن ابيطالب (ع ) به يكي از ياران نزديك خود به نام « ابوالاسود دوئلي » حكم قضاوت داد. اما مدت كوتاهي نگذشت كه او را از كار قضاوت بركنار ساخت . وقتي كه ابوالاسود دوئلي از عزل خود آگاه شد به محضر امام رفت و عرض كرد : « اي اميرمومنان ! چرا من را عزل كرديد به خدا سوگند من هيچ خيانتي مرتكب نشدم . »
    امام فرمود : « اين را مي پذيرم . » اما به من خبر دادند كه دو نفر پس از نزاع با يكديگر به نزد تو آمدند و تو با صدايي بلند بر سر آنها فرياد كشيدي . آنچنان كه صداي تو بلندتر از صداي هر دوي آنها بود. قاضي حق ندارد با صداي بلند با كسي سخن بگويد. »
    (منبع : قضاوت هاي شنيدني از علي عليه اسلام )