روزنامه جمهوري اسلامي 20/04/1387 صفحه عقيدتي

  • تعارف هاي دروغين نفاق و دورويي ها مكر و نيرنگ ها
  • مناجات
  • نگاه خاص اسلام به مشكلات اقتصادي
  • *****
    تعارف هاي دروغين نفاق و دورويي ها مكر و نيرنگ ها




  • متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري
    (اگر كودك ) چشمش به يك خوردني يا اسباب بازي در دست ديگري بيفتد بي محابا علاقه مندي خود را ظاهر ميكند و اگر از چيزي ناراحت بشود فورا جلو گريه را رها مي كند در صورتي كه بزرگسالان تحت تاثير عرف و عادات و به خيال حفظ شئون و شخصيت خود ممكن نيست در چنين مواردي احساسات خود را ظاهر سازند و حتي صاحبخانه هر اندازه اصرار و تعارف كند ميهمان بيشتر اظهار بي ميلي مي كند.
    در تواريخ آمده است در شب زفاف عايشه كه به سادگي برگزار مي شد كاسه شيري به دست رسول خدا داده شد. آن حضرت بعد از آنكه مقداري از آن شير تناول فرمود كاسه را به ام سلمه داد و فرمود : ميل كن . ام سلمه . گفت : ميل ندارم . رسول خدا فرمود : هم گرسنگي كشيدن و هم دروغ ! يعني مي دانم ميل داري و به دروغ تعارف مي كني . عرض كرد : آيا اين هم دروغ محسوب مي شود فرمود : بلي .
    تعارف تا آنجا كه پاي عواطف واقعي در كار باشد و مقصود شخص ابراز عاطفه و علاقه و محبت بوده باشد خوب و پسنديده است . زندگي اگر عاري از عواطف باشد خشك و بي روح است و از ادب عاطفه و محبت اين است كه مكتوم نماند و به طرف اظهار شود تا محبت او نيز جلب گردد. رسول خدا فرمود : علاقه اي كه ميان تو و دوستت هست آن را زود ظاهر ساز كه رشته دوستي را محكمتر مي كند. تعارف تا آنجا كه به صورت تبادل عواطف واقعي و اظهار محبت صميمي باشد خوب و مستحسن است . اما ملتهايي كه رشد اخلاقي و اجتماعي ندارند گرفتار انواع تعارفهاي دروغين مي باشند. دو نفر از آنها كه همراه يكديگر هستند و مي خواهند به اتاقي وارد شوند يا از اتاقي خارج گردند مدتي با يكديگر تعارف مي كنند در صورتي كه هر كدام از آنها در دل خود از جلو افتادن ديگري ناراضي است . همچنين است تعارفهايي كه بعضي ميزبانها نسبت به مهمانان مي كنند همه اظهارات بي روح و خشك است تصنع و ظاهرسازي است . اين گونه تعارفات داخل در نفاق و دورويي است .
    گفتيم كه نفاق و دورويي از مختصات بشر است و اگر در بعضي حيوانات ديگر بوده باشد يك درجه خفيفي است . برخي حيوانات مانند روباه به مكر و خدعه معروف شده اند. بديهي است كه مكر و خدعه آن حيوانات قابل مقايسه با مكرها و خدعه ها و ظاهرسازي و تصنعهاي فرزند آدم نيست . ولي نبايد چنين تصور كرد كه چون مكر و خدعه و دورويي از مختصات بشر است پس كمالي است براي بشر و بايد از آن استفاده كرد زيرا دورويي يك نوع سواستفاده اي است از يك استعداد كمالي بشري . آنچه كمال است قدرت بر استتار و رازداري و مكتوم نگه داشتن عقيده و فكر و احساسات دروني است ; اين در ذات خود كمال است و عيبي ندارد. در همه ظروف و احوال مقتضي نيست كه آدمي عقيده خود را ظاهر كند زيرا ممكن است ديگران استعداد پذيرفتن آن را نداشته باشند يا آنها سونيت داشته باشند و موجب مزاحمت صاحب عقيده را فراهم كنند و همچنين مقتضي نيست كه آدمي در همه جا احساسات خود را آشكار كند. از آداب معاشرت اين است كه اگر انسان غم و غصه اي دارد آن را از چهره خود ظاهر نسازد و موجب ملال خاطر ديگران نگردد. آن چيزي كه نقص است و نام نفاق و دورويي دارد اين است كه آدمي از همين قدرت و استعداد خود براي فريب دادن و گمراه ساختن و گول زدن ديگران استفاده كند. پس نفاق و دورويي در عين اينكه از مختصات انسان است كمال انساني نيست بلكه يك نوع سواستفاده از يك استعداد انساني است .
    متاسفانه بسياري از مردم دچار اين اشتباه هستند نفاق و دورويي و مكر و خدعه را يك امتياز براي خود مي شمارند و به آن نام « زرنگي » مي دهند صداقت و صراحت و يك رويي را از كم شعوري مي شمارند گمان مي كنند كه با مكر و خدعه و نفاق بهتر مي توان با عوامل حيات هماهنگي كرد و پيش رفت غافل از اينكه طبع عالم بر درستي و صداقت است آن كس كه با خدا مكر كند خداوند فوق همه مكركنندگان است . قرآن كريم همواره از راستي و صداقت و صراحت دم مي زند و با نداي بلند مي فرمايد كه مكر و نيرنگ و نفاق ـ با همه پيشرفتهاي موقت ـ محكوم به شكست خوردن است روزگار بساط نيرنگ و دورويي را درهم مي پيچد و شيشه نفاق را مي شكند اساس عالم بر حقيقت است نه بر مجاز و نمي توان نظام راستين جهان را به بازي گرفت و با فلك حقه باز بنياد مكر نهاد.
    فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد


    شرمنده رهروي كه عمل بر مجاز كرد
    بازي چرخ بشكندش بيضه در كلاه
    زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
    صنعت مكن كه هر كه محبت نه راست يافت
    عشقش به روي دل در معني فراز كرد
    (منبع : مجموعه آثار متفكر شهيد استاد مرتضي مطهري ج 22 )
    متاسفانه بسياري از مردم دچار اين اشتباه هستند كه نفاق و دورويي و مكر و خدعه را يك امتياز براي خود مي شمارند و به آن نام « زرنگي » مي دهند صداقت و صراحت و يك رويي را از كم شعوري مي شمارند گمان مي كنند كه با مكر و خدعه و نفاق بهتر مي توان با عوامل حيات هماهنگي كرد و پيش رفت غافل از اين كه طبع عالم به درستي و صداقت است
    قرآن كريم همواره از راستي و صداقت و صراحت دم مي زند و با نداي بلند مي فرمايد كه مكر و نيرنگ و نفاق ـ با همه پيشرفت هاي موقت ـ محكوم به شكست خوردن است
    روزگار بساط نيرنگ و دورويي را درهم مي پيچد و شيشه نفاق را مي شكند اساس عالم بر حقيقت است نه مجاز و نمي توان نظام راستين جهان را به بازي گرفت

  • *****
    مناجات




  • الهي دلي ده كه جاي تو باشد
    لساني كه در وي ثناي تو باشد
    الهي بده همتي آن چنانم
    كه سعيم وصول لقاي تو باشد
    الهي چنانم كن از عشق خود مست
    كه خواب و خورم از براي تو باشد
    الهي عطا كن بفكرم تو نوري
    كه محصول فكرم دعاي تو باشد
    الهي عطا كن مرا گوش و قلبي
    كه آن گوش پر از صداي تو باشد
    الهي چنان كن كه اين عبد مسكين
    براي تو خواهد براي تو باشد
    الهي عطا كن بر اين بنده چشمي
    كه بينائيش از ضياي تو باشد
    الهي چنانم كن از فضل و رحمت
    كه دايم سرم را هواي تو باشد
    الهي چنانم كن از عيب خالي
    كه هستيم محو و فناي تو باشد
    الهي مرا حفظ كن از مهالك
    كه هر كار كردم رضاي تو باشد
    الهي ندانم چه بخشي كسي را
    كه هم عاشق و هم گداي تو باشد
    الهي بر اين بنده خود دلي ده
    كه مستغني از ماسواي تو باشد
    الهي بطوطي عطا كن بياني
    كه نطقش كليد عطاي تو باشد
    طوطي همداني

  • *****
    نگاه خاص اسلام به مشكلات اقتصادي




  • در هر جنبش اصلاحي ـ تا چه رسد به انقلابي ـ بايد اقدام گران و مصلحان در نخستين گام ها ـ به صورتي بسيار جدي ـ به اقدام عملي قاطع و فراگير درباره اقتصاد و معيشت بپردازند و تامين معاش و تصحيح روابط اقتصادي و سالم سازي ارتباط هاي معاملاتي را در ميان مردم به منظور رسيدن به يك معيشت سالم و تعديل يافته در راس اقدام هاي فوري خويش قرار دهند و در اين باره كوچك ترين سهل گيري را برنتابند; مانند پيامبران الهي كه پس از دعوت به توحيد و يكتاپرستي (ان اعبدواالله ) به سالم سازي روابط اقتصادي (اوفوا الكيل والميزان ) مي پرداختند . (1 )
    در زندگي و سيره پيشوايان معصوم به رفتارها و عمل كردهايي برمي خوريم كه بيان گر مبارزه با بلاي فقر و ياري رساندن به بينوايان و زاد و توشه رساني به تنگ دستان از سوي ايشان است .
    شايد يكي از علل آن اين باشد كه بدين وسيله تهيدستان بر اثر شدت فقر و گرسنگي دين و دين داري و كرامت انساني را از ياد نبرند و رنج و تعب فراوان آنان را به كفر و الحاد سوق ندهد. پيشوايان ما به خوبي مي دانستند كه اگر مبارزه اي بنيادين با فقر نشود سخن گفتن از بندگي خدا راه را به جايي نخواهد برد . لازمه دعوت به خدا و دين الهي زدودن فقر است . (2 )
    آشكار است كه اسلام به مسائل اقتصادي نظري نظام يافته (مرتبط با ديگر بخش هاي ديني ) دارد و آن را از بخش هاي ديگر دين جدا نمي كند; بلكه جزئي از آنها قرار مي دهد. به همين جهت دعوت خشك و خالي به « اصلاح اخلاقي » را بيهوده مي داند; چرا زيرا كمتر فقيري تيره بخت تهيدست با وجود رنج هاي سنگين تهيدستي و نيازمندي و خاك نشيني ـ كه نزديك است او را به كفر و الحاد بكشاند و به ترك تكليف ديني برانگيزد يا او را به ارتكاب گناهان يا عدم رعايت آن چه رعايت آن واجب است وادارد ـ مي تواند مسلماني باشد داراي اخلاق اسلامي عملي . بنابراين واجب است كه در جامعه اسلامي يك برنامه نظام مالي به شكل صحيح و عادلانه تنظيم شود تا مال نتواند چيزي جز سبب قوام مردم و دوام دين و ياري بينوايان و پناه بخش مستضعفان باشد; نه اين كه سبب تضييع دين و تباهي قشرهاي نامبرده گردد; نيز سازنده انسان و شخصيت او باشد; نه ويران كننده آن هر دو و تقويت كننده اجتماع و حيثيت آن باشد; نه ويران گر آن هر دو.
    از اين جا به سر بزرگي توجه پيدا مي كنيم كه در سيره عملي امامان ما تجلي مي كند و آن اين كه نمي گذاشتند بينوايان از سختي هاي فقر و تهيدستي ـ كه سبب دورشدن ايشان از دين و عمل به آن و سقوط شخصيت و كرامت انساني آنان مي شد ـ بيش از اندازه رنج ببرند و تا آن جا كه مي توانستند بر ضدبلاي بزرگ فقر مبارزه مي كردند و به ياري محرومان و زادوتوشه رساندن به بينوايان برمي خاستند. در تاريكي هاي شب هاي سرد و باراني به كوخ هاي بينوايان مي رفتند و خوراك و ضروريات زندگي به آنان مي رساندند و يتيمان را فراموش نمي كردند(3 )
    پاورقي :
    1 ـ الحياه ج 3 ص 292
    2 ـ عوامل و ريشه هاي دين گريزي ص 95
    3 ـ الحياه ج 3 ص 300