روزنامه جمهوري اسلامي 19/04/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
اميد و دلواپسي




  • (كارنامه و خاطرات آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال 1364 )
    كتاب « اميد و دلواپسي » كه حاوي خاطرات و كارنامه آيت الله هاشمي رفسنجاني در سال 1364 مي باشد توسط دفتر نشر معارف انقلاب در 632 صفحه منتشر شده است . آيت الله هاشمي رفسنجاني حوادث و خطوط كلي سال 1364 را در مقدمه كتاب مذكور به اختصار بيان كرده و در قسمتي از آن چنين نوشته است :
    مانند چند سال گذشته در سال 1364 نيز مساله اول كشورمان دفاع مقدس بود و مسايل ديگر حتي انتخابات رياست جمهوري و تشكيل كابينه ـ كه بسيار هم پر ماجرا بودـ تحت الشعاع جنگ قرار داشت .
    در پايان اين سال با عبور نيروهاي ما از اروند و تصرف شهر فاو و نزديك شدن به خاك كويت شرايط كاملا جديد و حساسي در منطقه و جهان به وجود آمد. اما در طول سال اميد و دلواپسي بر كشور حاكم بود اميد به خاطر مطرح بودن عمليات سرنوشت ساز و دلواپسي به خاطر مسلح و مجاز شدن عراق به امكانات انجام شرارت عليه مراكز غير نظامي و كشتي هاي حمل و نقل در خليج فارس كه تقريبا در سراسر سال به طور متناوب ادامه داشت .
    شليك ضد هوايي ها به هنگام تحويل سال در ساعت 19 و 43 دقيقه و 56 ثانيه روز چهارشنبه 29 اسفند 1363 و شكست ديوار صوتي دشمن برفراز تهران هنگام نماز جمعه من در جمعه دوم فروردين برائت استهلال سال جديد بود.
    اما در عراق اميدي وجود نداشت . آنچه بود ترس و دلواپسي از حمله سرنوشت ساز و مقابله به مثل ايران در مقابل شرارت ها بود.
    جنگ
    بعد از عمليات مهم خيبر و سپس بدر كه در منطقه هور هويزه و شرق دجله انجام شد عراق و دولت هاي منطقه و ناظران جهاني دريافتند كه ايران مي تواند از موانع مرزي عراق عبور كند و برنامه اعلان شده تصرف نقطه حساس از خاك عراق با هدف ايجاد اهرم فشار براي گرفتن حقوق خود را عملي سازد. حاميان صدام براي جلوگيري از پيروزي ايران سلاح هاي جديد و اموال زياد و تبليغات و اطلاعات مورد نياز او را دراختيارش گذاشتند و براي شرارت ها و انجام جنايات جنگي ارتش بعث عراق چراغ سبز نشان دادند.
    در سراسر اين كتاب مي بينيد كه صداميان بدون واهمه از بازخواست جهاني مرتكب جناياتي از قبيل بمباران و موشكباران شهرها زدن يا ربودن هواپيماهاي مسافربري زدن كشتي هاي حامل نفت و كالا زدن چاهها و تاسيسات نفتي ايران در خليج فارس استفاده از سلاح شيميايي و... مي شوند.
    در مقابل ايران به خاطر تعهد اسلامي و انساني و ملاحظه حال مردم عراق ـ كه آنها را دوست واقعي خود و در مقابل جنايات بعثي ها غير مسئول مي دانست ـ نمي خواست شبيه اعمال وحشيانه صداميان را مرتكب شود. با اينكه بسياري از شهرهاي عراق در تيررس توپخانه هاي برد بلند ايران بود و توانسته بوديم موشك هاي با برد سيصد كيلومتر به دست آوريم كه مي توانست اكثر مراكز جمعيتي عراق را هدف قرار دهد فقط با اخطار قبلي گاهي مقابله به مثل مي كرديم كه دشمن بداند اگر زياد شرارت كند ممكن است جواب سختي دريافت نمايد.
    حمله به اهداف غيرنظامي محدود به زدن شهرها و كشتي ها نبود. به هواپيماهاي مسافربري هم حمله مي كردند كه شهادت وزير خارجه الجزاير شهادت شهيد محلاتي و همراهانش كه هشت نماينده مجلس و تعدادي از قضات و شخصيت هاي مهم كشور بودند و سرانجام شهادت حدود سيصد نفر از مسافران مظلوم هواپيماي ايرباس توسط شليك موشك از ناو آمريكايي در سال 1367 از آن موارد است كه براي مقابل به مثل در اين ميدان وارد شديم .
    از سويي فكر مي كرديم جواب اصلي را در ميدان نبرد زميني خواهيم داد و مدت نسبتا طولاني مردم و مسئولان در انتظار انجام عمليات سرنوشت ساز بودند. عملياتي كه شرارت هاي عراق هم براي جلوگيري از تحقق آن انجام مي شد. متاسفانه كمبود امكانات ضروري عمليات بزرگ و اختلاف سليقه فرماندهان سپاه و ارتش در شيوه عمليات كار را به تاخير مي انداخت و به صورت مكرر طرح هايي ارائه مي شد و مدتي وقت را مي گرفت و سپس عوض مي شد. وضع هم به گونه اي بود كه فشار فرماندهي جنگ جهت وادار كردن به اقدام زودرس هم به صلاح نبود.
    عمليات محدود
    در مرحله اي از جنگ با ياس از امكان توافق موثر و كامل ارتش و سپاه در كوتاه مدت و قبل از رسيدن به تصميم نهايي براي عمليات اصلي به پيشنهاد خود آنها اجازه داده شد كه جداگانه و با سليقه خود عمليات داشته باشند و قرار شد در اين گونه عمليات ها ارتش با امكاناتي مثل هواپيما توپخانه بالگرد و... به سپاه كمك كند و سپاه هم با نيروهاي صف شكن كه از داوطلبان بسيجي در اختيار داشت به آفند و خط شكني ارتش كمك كند.
    در اين قرار فرماندهان ارتش بيشتر به بخش مركزي و شمالي جبهه توجه داشتند و سپاه عمليات محدود خود را در جنوب و جبهه ميانه و بيشتر در همان محدوده عمليات خيبر و بدر انجام مي داد.
    نفت خليج فارس و كشتي ها
    دشمنان ايران خوب مي دانستند كه نقطه ضعف ما در بعد اقتصاد و تامين نيازهاي مالي و تداركاتي جبهه است و نيز مي دانستند عمده امكانات مالي ما از نفت بدست مي آيد و به همين جهت عراق را براي حمله به مراكز نفتي و به خصوص مراكز نفتي دريايي و سامانه هاي بارگيري و به ويژه جزيره خارك و گوره و كشتي هاي حامل نفت و كالا مجهز كردند و عراق بي رحمانه و بدون توجه به موازين و مقررات جهاني نبرد حملات هوايي و موشكي وحشيانه اي را با استفاده از ستون پنجم براي فلج كردن صنعت نفت و منهدم كردن تاسيسات دريايي و ساحلي و ناامن كردن راه آبي خليج فارس متمركز كرد.
    هواپيماهاي دوربرد موشك هاي ليزري اطلاعات عكس هاي ماهواره اي آواكس ها. سواحل و فرودگاههاي كشورهاي جنوب خليج فارس در اختيار عراق قرار گرفت . ما هم با امكانات محدود ولي ابتكارات كارا براي خنثي كردن اين شرارت و توطئه به مقابله پرداختيم و اعلان كرديم اگر خليج فارس براي ايران ناامن شود خداوند آن را براي همه ناامن خواهد كرد و هيچ شرارتي را بي جواب نمي گذارد.
    خداوند هم به داد مظلوم اين ميدان نبرد نابرابر رسيد و با تيرهاي غيب به همه شرارت هاي صدام و يارانش جواب داده شد و براي مرحله نهايي بحث بستن تنگه هرمز را در صورت لزوم آغاز و امكانات لازم تهيه كرديم و در جزاير نزديك به تنگه و سوا حل نزديك مستقر نموديم و براي كم كردن خطر از گوبه هاي شناور براي بارگيري نفت دور از سواحل بهره گرفتيم و مراكز بارگيري را در جزاير سيري و پايانه احداث كرديم كه ريسك شناورهاي بزرگ خارجي را به حداقل رسانديم و پروازهاي اف 14 ها را بر فراز خليج فارس در حمايت از كاروان هاي دريايي و شناورها تنظيم نموديم و هدف هاي كاذب كه بسياري از تيرهاي دشمن را منحرف مي كرد به كار گرفتيم و صنعت مين هاي دريايي را فعال كرديم و اعلان كرديم آنهايي كه به نيابت از عراق كه از دريا محروم شده نفت مي فروشند در حكم هدف هاي عراقي در مقابله به مثل مي باشند و پيشرفت هايي در خاموش كردن چاه هاي نفتي منفجر شده و آتش گرفته بدست آمد كه مايه تعجب جهانيان بود و سازماني براي حفظ و فعال نگه داشتن كشتي هاي حامل كالا و نفت نيز به وجود آورديم .
    دخالت رسمي آمريكا
    كار به جايي رسيد كه آمريكا با احساس شكست عراق در اين نبرد جنايتكارانه مجبور شد عملا به ميدان بيايد و امنيت كاروان هاي حامل نفت ديگران را با ناوهاي جنگي و تحت پرچم آمريكا بر روي شناورهاي ديگران به عهده بگيرد. اميدوار بودند كه اين اقدام ايران را سرجاي خود بنشاند كه اين سياست هم نگرفت .
    چند تير غيب آمريكا را آسيب پذير نشان داد و ابهت ببر كاغذي را شكست . البته بخشي از اين موارد مربوط به سال هاي بعد است و چون در ادامه همين توطئه بوده در اينجا مورد اشاره قرارگرفت . منتظر باشيد كه در خاطرات سال هاي 65 66 و 67 آنها را بخوانيد.
    كمبودهاي مالي
    يكي از مشكلات دوران دفاع مضيقه هاي ما لي است كه تحت تاثير كم شدن صدور نفت و بالا بودن هزينه هاي جنگ و نيز كم شدن توليدات استان هاي جنگ زده و صنايع آسيب ديده پي آمد و معمولا در بودجه ها كسري علني يا مخفي زيادي داشتيم و از منابع تورم زاي بانك مركزي استفاده مي شد . يكي از موارد آن كسب اجازه ولايي از امام توسط دولت در تاريخ 18 دي ماه براي گرفتن ده ميليارد دلار خارج از بودجه از بانك مركزي بود. سرانجام هم يكي از عوامل پذيرش قطعنامه تنگناهاي اقتصادي بود.
    تدارك سلاح
    تهيه نيازهاي دفاع مقدس و مخصوصا سلاح و مهمات يكي از دغدغه هاي دائمي كشور در طول دوران هشت ساله جنگ بود. سلاح هاي ايران عمدتا از منابع غربي بود و غربي ها ما را تحريم كرده بودند. سلاح ها و قطعات و ساير نيازهاي لجستيك را كه از قراردادهاي فروش متعهد به تامين آن بودند به ما نمي دادند و گاهي به خاطر نداشتن يك يا چند قطعه سلاح هاي مهم مثل هواپيما تانك رادار و موشك ها از رده خارج مي شدند.
    ما مجبور بوديم از منابع دست دوم و يا بازار سياه تهيه كنيم كه معمولا گران و بي كيفيت تر بودند. البته بخشي از نيازها را خودمان مي ساختيم و صنايع دفاعي و نظامي روز به روز فعال تر مي شد كه در اواخر جنگ تبديل به زرادخانه قابل توجهي گرديد و در بسياري از موارد خودكفا شده بوديم . بخشي را هم از كشورهايي مثل چين كره شمالي ليبي و... مي گرفتيم . در خاطرات به موارد زيادي برمي خوريد كه دلال ها يا افراد دلسوز براي تهيه نيازهاي جنگي مراجعه مي كردند; بعضي صادقانه و بعضي سودجويانه و بعضي هم با اهداف ديگر.
    آمريكا مك فارلين و قرباني فر
    از اوايل سال زمزمه هايي به گوش مي رسيد كه در آمريكا جرياني به وجود آمده كه سياست تامين سلاح براي ايران را دنبال مي كند. با اين استدلال كه نگذارند ايران از اتكا به سلاح آنها بي نياز شود و يا اينكه تداوم حمايت از عراق را بي آينده و طرفداري از طرف در حال شكست ارزيابي مي كردند.
    در اول شهريور اين سال آقاي محسن كنگر لو مشاور نخست وزير كه براي تامين نيازها با واسطه هايي از جمله آقاي منوچهر قرباني فر كار مي كرد خبر از نامه اي داد كه او فرستاده بود.
    قرباني فر يك ايراني فراري بود و بر اثر آشنايي اش در زمان شاه با منابع دارنده سلاح در كار تهيه و فروش سلاح به ايران بود. او به كنگرلو تغيير سياست آمريكا را خبر داده بود. سپس در يك نا مه از جلسه اي گزارش داد كه با سران آمريكا آقايان دول رئيس اسبق سناي آمريكا و جورج بوش معاون رئيس جمهور داشته و بحث تغيير سياست آمريكا و دادن سلاح به ايران مطرح بوده است . نامه در جلسه سران مطرح شد و ابعاد آن مورد بررسي قرار گرفت .
    در سال هاي 63 و 64 افرادي از اتباع آمريكا و بعضي از كشورهاي غربي در لبنان به گروگان گرفته شده بودند و گروگان گيرها هم درست شناخته شده نبودند و نيز ربودن هواپيماي تي . دبليو. اي در اواخر خرداد هم فشار مضاعفي بر غربي ها وارد كرده بود.


    بعضي از خواسته هاي ربايندگان ناشناس نشان از اسلامي بودن جريان رباينده ها داشت . واسطه هايي براي حل مشكل به ايران متوسل مي شدند و در يكي دو مورد از طريق افرادي سرنخي از گروگان گيري پيدا شد.
    رفته رفته دريافت نيازهاي دفاعي در مقابل تلاش براي نجات گروگان ها مطرح گرديد. به خصوص دريافت لامپ هاي حساس رادارها و موشك هاي تاو هاك و فونيكس و هارپون و قطعات حساس سلاح ها و هواپيماها كه نياز بسيار ضروري دفاعمان بود ما را به انجام معامله وارد كرد. چند محموله كوچك سلاح در مقابل كمك به آزادي چند گروگان دريافت شد و كم كم صحبت از تحويل محموله هاي بزرگ با كشتي و هواپيما پيش آمد.
    در چهارم خرداد 65 خبر رسيد كه هياتي براي گفت و گو درباره تحويل سلاح و حل مشكل لبنان همراه با محموله اي كه در هواپيماي حامل آنها وجود دارد به ايران مي آيند. اشتباهشان اين بود كه هويت اعضاي هيات را درست نگفته بودند.
    در فرودگاه مهرآباد آقاي مك فارلين خود را با گذرنامه جعلي ايرلندي عضو و سرپرست هيات معرفي كرده بود و هداياي رئيس جمهور آمريكا را كه به عنوان علامت حسن نيت همراه داشت ـ كيك و كلت ـ به ماموران داده بود. ماموران كه با وضع غير قابل پيش بيني مواجه شده بودند براي گزارش وضع و گرفتن نظر مسئولان مدتي آنها را معطل و سرانجام در هتل استقلال مستقر كرده بودند.
    سران قوا فردا پس از مشورت با امام آقايان دكتر (محمد علي ) هادي و (فريدون ) وردي نژاد را براي مذاكره با آنها تعيين كردند. مذاكرات آنها پنج روز طول كشيد و آقاي مك فارلين تقاضاي ملاقات با سران قوا را داشت . با نظر امام با اين تقاضا موافقت نشد و آنها از طريق فرستنده كه در هواپيماي خود داشتند گزارش كارشان را به آمريكا مي دادند و نظر مي خواستند و دكتر هادي و وردي نژاد هم با گزارش مذاكرات نظر سران قوا را مي گرفتند و سران هم در موارد مهم از امام نظر مي خواستند. مذاكرات نتيجه مطلوب را نداشت . آنها برگشتند و قرار شد مساله محرمانه بماند و تا مدتي مخفي ماند.
    در تاريخ 11 آبان 65 مجله لبناني الشراع شرح گزارشي از سفر ناموفق مك فارلين به ايران با مطالبي مخلوط صحيح و ناصحيح داد و خبر مثل بمب در دنيا منفجر شد. امام دستور دادند كه ما مشروح جريان را همان گونه كه اتفاق افتاده با مردم در ميان بگذاريم و من در روز 13 آبان در يك سخنراني براي جمعيت انبوهي كه مقابل مجلس جمع شده بودند شرح ماجرا را گفتم . در تاريخ 17 فروردين 66 هم در مصاحبه اي جواب سوالات فراوان خبرنگاران را دادم .
    بعضي ها از اين افشاگري ها انتقاد كردند و گفتند چرا پيشامدي را كه مي توانست مشكل جنگ را رفع كند از دست داده اند. حتي آيت الله منتظري هم به قطع مذاكرات و معاملات اعتراض كردند.
    در جاي جاي خاطرات ايستگاه هاي اين جريان را مي بينيد و در پاورقي ها شرح بيشتري خواهد آمد و كتاب مستقلي هم تهيه شده كه به زودي منتشر مي شود. پس از قطع آن فاز از مذاكرات فاز ديگري شروع شد و پيشرفت هايي داشت و بعدها به دلايلي قطع شد. بخشي از مطالب مورد اشاره مربوط به خاطرات سال 65 است كه در سال آينده منتشر مي شود .
    منابع ديگر نيازهاي تسليحاتي دفاع مقدس
    براي تامين نيازها بيشتر به بقاياي به جامانده از رژيم پهلوي و توليدات داخلي و بازار سياه و دلالان سلاح متكي بوديم و تعمير و نگهداري و صرفه جويي هم كارساز بود. در اين ميان سفرهاي من به ليبي سوريه و چين هم كارساز شد و بعضي نيازهاي مهم موشكي و مهماتي و توپخانه و قطعات را برطرف كرد. موشك هايي كه ليبي سخاوتمندانه و با استقبال از خطر خشم شوروي به ما داد در مقابله به مثل جنگ شهرها تاثيرات فيزيكي و رواني زيادي داشت و به صنعت نوپاي موشكي ما هم كمك كرد; كاري كه سوريه با همه اصرار ما نكرد. البته نفس مواضع سوريه و شخص حافظ اسد به نفع ايران در جنگ با عراق ارزشي بيشتر از سلاح داشت . چون تلاش زيادي مي شد كه جنگ را بين عرب و عجم يا سني و شيعه معرفي كنند.
    وجود سوريه و حافظ اسد ـ شخصيت انقلابي و سياسي جهان عرب و اسلام ـ و نيز كشور انقلابي ليبي در كنار ما اين توطئه را خنثي مي كرد و به علاوه قطع رابطه بين سوريه و عراق مشكلات زيادي براي صدام به وجود آورد; قطع لوله نفت عراق به مديترانه از مسير سوريه آن هم در زماني كه عراق نمي توانست از مسير خليج فارس استفاده كند و صدور نفت عراق محدود به خط لوله اي شده بود كه از طريق تركيه و آن هم با آسيب زيادي كه در منطقه كردها داشت محدود شده بود و كمي هم با تانكرهاي نفتكش از طريق اردن صادر مي كرد و به هر دو جا باج مي داد.
    البته بعضي از كشورهاي عربي جنوب (خليج فارس ) به نيابت از عراق نفت خود را مي فروختند و پول آن را به عراق مي دادند و گويا هنوز هم منتظر دريافت طلب خود هستند. خط لوله اي هم براي انتقال نفت عراق از خاك عربستان سعودي به درياي احمر در دست ساخت داشتند. سلاح ها و فن آوري هايي كه چين و كره شمالي به صورت محدود و بعد از سفر من دادند نسبتا كارگشا شد و نقش قابل توجهي در صنايع نظامي داشته و دارد گر چه آنها به عراق هم مي دادند; چون عراق اصالتا به اردوگاه شرق نزديك تر بود.
    احداث مترو در تهران
    رژيم سابق قرارداد مطالعه طراحي و نظارت بر ساخت متروي تهران را با يك شركت فرانسوي منعقد كرده بود و كار اجرايي آن با حفر تونل خط يك از زمين هاي عباس آباد آغاز شده بود. با پيروزي انقلاب و تبليغات نيروهاي چپ و به خصوص حزب توده با عنوان لوكس بودن مترو و وابستگي آور بودن آن كم كم فعاليت آن كند شد و رو به ركود گذاشت و بالاخره در اواخر سال 1360 به طور كامل متوقف شد.
    شخصا در سفرهاي خارجي خود قبل از انقلاب در اروپا و ژاپن با اهميت تاثيرات مثبت مترو آشنا شده بودم و در دولت موقت نتوانستم از تعطيلي آن جلوگيري كنم . بعد از پيروزي انقلاب در مجلس اول تلاش هايي براي احياي طرح آغاز كردم اما در مجلس و دولت هم كارش پيش نرفت زيرا به خاطر جنگ تحميلي اختصاص بودجه به طرح هاي مهم مشكل بود. به علاوه نمايندگان مجلس كه نيازها و مشكلات حوزه هاي انتخابيه خودشان را در اولويت مي ديدند با دادن بودجه به طرح پرهزينه و ديربازده مترو در تهران مخالفت مي كردند و اصولا گرفتن بودجه براي تهران كه امكانات زيادي در آن متراكم شده بود در همه زمينه ها مشكل بود و دولت هم در اين تفكر دست كمي از مجلس نداشت .
    به هر حال تلاشم را ادامه دادم و در مجلس دوم نمايندگان تهران هم با من هم صدا شدند و تصميم گرفتيم بدون دريافت از منابع دولتي با اتكا به امكانات خود شهر تهران كار را آغاز كنيم و مصوباتي براي تامين منابع از عوارض شهرداري تهران به خصوص تعيين عوارض بر سوخت مصرفي در تهران و مشاركت بانك ها تصويب شد. از شهرداري تهران چيزي به دست نيامد اما مشاركت بانك ها تا حدودي كارگشا بود.
    گذشته از فقدان بودجه و اعتبار و كمبود مصالح و ماشين آلات مخالفت هاي فكري و سياسي هم كار را دشوار مي كرد . در تاريخ 10 فروردين شخصا به جلسه هيات دولت رفتم و با بحث هاي طولاني و مساعدت مهندس (ميرحسين ) موسوي توانستم راي اكثريت دولت رابگيرم . چهره هاي موثر اقتصادي دولت و چپ گراها مخالف بودند و با اين راي دولت مشكل قانوني حل شد اما مشكل سياسي و فكري باقي بود به خصوص مخالفت هاي آيت الله منتظري كه با موقعيت مهمي كه داشتند كار سخت شده بود.
    ناچار شدم براي توجيه افكار عمومي كه مسموم شده بود در نماز جمعه خطبه اي در مزايا و آثار مهم اقتصادي اجتماعي امنيتي رواني بهداشتي و صرفه جويي مترو بخوانم . آن خطبه خيلي از مخالفان را وادار به عقب نشيني يا سكوت كرد و به نام خطبه مترو معروف شد.
    بالاخره با حركت لاك پشتي موفق شديم كار اجرايي را آغاز كنيم و با وجود همه مشكلات و ناملايمات به مرحله بهره برداري برسانيم . در اين كتاب موارد زيادي از مذاكرات جلسات و اقدامات انجام شده را در اين مورد مي خوانيد.
    بخش خصوصي و دولت
    يكي از موارد مهم اختلاف بين دو جناح فكري نيروهاي انقلاب قلمرو عمل دولت و غير دولت بود. جناح راست طرفدار ميدان دادن بيشتر به بخش خصوصي بود و جناح چپ امور را متمركز در دولت مي خواست و خارج از دولت توجه بيشتري به بخش تعاوني داشت .
    بر سر معادن بازرگاني خارجي مدارس و دانشگاه هاي غير دولتي توليد توزيع و امثال اينها آنجا كه طرح يا لايحه اي پيش مي آمد موضع گيري هاي متفاوت بحث ها را داغ مي كرد. نمونه هايي از اين نوع بحث ها را در سراسر كتاب مي بينيد و براي اطلاع بيشتر مي توانيد به مذاكرات مجلس نيز رجوع نمائيد.
    دانشگاه آزاد اسلامي
    اختلاف جناح راست و چپ در مورد دانشگاه آزاد اسلامي هم صدق مي كرد ولي اين بحث در مجلس مطرح نبود و بيشتر در شوراي عالي انقلاب فرهنگي بحث مي شد. با اين تفاوت كه در اين مورد تاييد امام راحل و حضور موسسان آن ـ كه سران قوا بودند ـ در شوراي انقلاب فرهنگي مانع مخالفت هاي اساسي بود. ولي بالاخره تفاوت نظرها در جاهايي مثل اساسنامه دانشگاه بي جلوه نبود. البته اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامي به آساني و با محدوديت هايي در شوراي عالي انقلاب فرهنگي تصويب شد. اعضاي ديگر هيات موسس سران ديگر قوا كه فرصت پرداختن به مسايل فراوان آن را نداشتند اينجانب را وكيل تام الاختيار كردند كه به وظايف و اختيارات هيات موسس عمل كنم و باري جديد بر دوش من شد كه هنوز هم هست .
    حرف آخر
    اين جلد از خاطرات هشتمين كتاب خاطرات من است . كتاب دوران مبارزه مربوط به قبل از انقلاب و بقيه مربوط به بعد از پيروزي انقلاب مي باشد . خاطرات قبل از انقلاب با شيوه مصاحبه تهيه و تنظيم شده و سال هاي 57 58 و 59 هم با مصاحبه و از روي اسناد تنظيم گرديده است . در آن سال ها يادداشت روزانه نداشتم ولي سخنراني ها پيام ها نامه ها و مصاحبه هاي فراواني داشتم كه به اندازه كافي سند معتبر براي نوشتن خاطرات در اختيار مي گذارند.
    اما از اول فروردين سال 60 هر روز در يك صفحه از سررسيد همان سال يادداشت هايي درباره كارهاي خودم و حوادث مهم داخلي و خارجي مي نويسم و اين كار تاكنون ادامه دارد و عملا براي هر سال يك كتاب آماده در يك تقويم (سررسيد) بزرگ موجود است و بنا داريم هر سال يك جلد از آن توسط دفتر نشر معارف انقلاب منتشر شود.
    معمولا در تنظيم نهايي سعي مي شود كه در متن نوشته دست برده نشود. جز در مواردي كه اشتباهي باشد و يا نشر آن ضرري داشته باشد و يا به كسي توهين شود. سعي مي شود مطالب مربوط به ديگران در صورتي كه احتمال عدم رضايت طرف داده شود با خود او در ميان گذاشته شود و در صورت عدم موافقت نوشته نمي شود.
    معمولا قبل از چاپ نسخه اي به آيت الله خامنه اي مي دهم و نظر ايشان را مي خواهم . در موارد كمي اظهار نظر مي كنند و گويا بعضي از سال ها غفلت شده است .
    دفتر نشر معارف انقلاب در كنار انتشار كتاب خاطرات چند كتاب ديگر شامل مجموعه سخنراني ها و پيام ها مجموعه خطبه هاي جمعه مجموعه مصاحبه ها و مجموعه نطق هاي پيش از دستور مجلس شوراي اسلامي مربوط به همان سال را ضميمه كتاب اصلي منتشر مي كند كه اين كتاب ها مي توانند مستندات مطالب خاطرات يا توضيحات بيشتر و يا مستقل از آن باشند.
    در پاورقي كتاب خاطرات نيز ويراستار توضيحاتي راجع به مطالب مبهم مي نويسند كه معمولا با كسب نظر خود من است . به هر حال سعي و وقت زيادي مي شود كه اصالت و صحت مندرجات تضمين شود و تغييرات بسيار جزيي و معمولا لفظي است و اگر در ويراستاري كلمه اي اضافه شود در داخل كروشه مي آيد.
    خوشبختانه دفتر نشر معارف انقلاب متن تمامي خاطرات نگاشته شده را به لوح فشرده هم منتقل كرده است كه در صورت آسيب ديدن يادداشت ها نسخه هاي ديگري وجود داشته باشد.
    از خداوند متعال شاكرم كه توفيق ثبت تاريخ مشعشع انقلاب را تا آنجا كه به خود من مربوط است و نيز توفيق نشر بخشي از آن را عطا فرموده است . از تمام كساني كه در اين راه مساعدت دادند. متشكرم