روزنامه جمهوري اسلامي 16/04/1387 صفحه جبهه و جنگ
*****
بمناسبت بيست و هفتمين سالگرد اسارت چهار ديپلمات دربند رژيم صهيونيستي




  • يادي از چهارديپلمات اسيرايراني
    29 سال پيش از تجاوزنظامي رژيم غاصب اسرائيل به لبنان ومحاصره بيروت توسط سربازان اسرائيلي در15 فروردين ماه سال 1332 يعني 137 روز پيش از كودتاي ننگين 28 مرداد درخانه حاج غلامحسين قناد مردي از اهالي يزد كه مدتي بود درتهران سكونت داشت پسري متولد شد كه درهمين روز به نام احمد در گوش هايش اذان خواندند. خود احمد سال ها بعد در مصاحبه اي براي معرفي خود مي گويد : « دروس ابتدايي را در مدرسه اسلامي مصطفوي و دوره دبيرستان را در مدرسه اخباريون گذراندم و بعداز آن هم به سربازي رفتم در خدمت سربازي درجه دار وظيفه بودم ... »
    احمد ده ساله بود كه واقعه 15 خرداد 1342 حادث شد و او با لطافت كودكانه شاهد كشتاري بود كه رژيم پهلوي درتهران به راه انداخت و19 ساله بود كه به خدمت سربازي رفت و با درجه گروهبان دومي و رسته سازماني فرمانده تانك ايام خدمت سربازي خودرا در شهرمرزي سرپل ذهاب گذراند. پس از پايان خدمت سربازي احمد به عنوان كارگرفني برق عازم شهرستان خرم آباد شده وظاهرا به كار مشغول مي شود. پنج ماه بعد نامه اي از شهرباني استان لرستان به ساواك اين استان نوشته شد كه حاوي گزارشي اجمالي از وضعيت احمد متوسليان بود :
    از : شهرباني استان لرستان (اطلاعات )
    به : رياست سازمان اطلاعات و امنيت لرستان
    در مورد احمد متوسليان فرزند غلامحسين
    ساعت ـ20 روز 57 6 15 اطلاع رسيد كه شخصي در خيابان پهلوي چهارراه بانك مغازه فتوكپي كيومرث مشغول تكثيراعلاميه مضره مي باشد كه بلافاصله به وسيله مامورين مربوط دستگير گرديد عليهذا ضمن ارسال 9 برگ پرونده متشكله نامبرده بالا اعزام و معرفي مي گردد ضمنا تعداد 94 برگ اعلاميه و دو عدد كتاب مضره و تعداد 56 عدد نوار قابل بررسي از منزل وي كشف و ارسال مي گردد.
    رئيس شهرباني استان لرستان سرهنگ فضائل احمدي
    احمد پس از تحمل 3 ماه شكنجه وزندان درقلعه فلك الافلاك ـ كه آثارآن را تا آخر عمر برجسم خود به همراه داشت ـ وچند جلسه محاكمه با اوج گيري انقلاب اسلامي اوايل زمستان 57 به همراه عده اي ديگر از زندانيان سياسي آزاد شد و به مردم انقلابي تهران پيوست و در روزهاي 12 تا 22 بهمن در تمامي صحنه ها به شكل مسلحانه به انقلاب اسلامي پيوست و پس از تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به عضويت اين نهاد انقلابي درآمد. خودوي دراين باره مي گويد : « با به نتيجه رسيدن انقلاب و پاگرفتن سپاه در دوره سوم وارد سپاه شدم . آموزشي را درسعدآباد گذراندم . اولين ماموريتي كه به ما دادند تقريبا يك ماه بعدبود كه وارد كردستان شديم و درجريانات بانه سقز بوكان مهاباد پاوه مريوان و جوانرود و روانسر بوديم آخرين مرحله اي كه طي شد مريوان بود. »
    فقط چندروز پس از پيروزي انقلاب اسلامي بود كه گروهك كمونيستي دموكرات وكومه له دركردستان آواز خودمختاري و تجزيه طلبي سردادند و پاسداران انقلاب براي حفاظت از انقلاب نوپا و تماميت ارضي سرزمين خود عازم مناطق كردنشين كشور شدند. احمد نيز به عنوان يكي ازاعضاي گردان دو پادگان ولي عصر راهي كردستان شد. حضورسه ساله او در كردستان آكنده از خاطرات و نكات شنيدني است . طي اين ايام او فرماندهي سپاه بانه فرماندهي عمليات سپاه پاوه و فرماندهي سپاه مريوان را برعهده داشت . او طي مصاحبه اي كه در آخرين روزهاي حضورش در مريوان انجام داده مي گويد : « احمد متوسليان هستم . دانشجوي سال دوم دانشگاه علم وصنعت و مسئول سپاه مريوان و درحدود دوسال وهشت ماه است كه در منطقه كردستان و يك سال ونيم از اين مدت را درمريوان مي باشم . پيش از بسيج حضرت امام ـ در تاريخ 58 5 28 ـ در مهاباد مستقر بوديم .
    نقش احمد در پاك سازي مناطق وسيعي ازكردستان از لوث وجود ضدانقلاب وآزادسازي و برقراري امنيت در شهرستان استراتژيك مريوان غيرقابل انكار و بنابرشهادت سردار « محمد بروجردي » فرمانده وقت سپاه غرب كشور منحصربه فرد است . در همين ايام بود كه بني صدر از فرماندهي كل قوا و رياست جمهوري بركنار شد و سپاه و فرماندهي مردمي فرصتي يافتند تا فارغ از كارشكني ها و اخلال بني صدر در امورجنگ به مقابله با متجاوزين بعثي كه بيش از يك سال ونيم در خاك ميهن اسلامي اردو زده بودند بپردازند. با رسيدن آوازه فتوحات و پيروزي هاي پي درپي نيروهاي كل سپاه كه درپي تشكيل يگان هاي رزمي كارآمد براي حضور درجبهه هاي جنوب بود پيشنهادتشكيل يك تيپ مستقل متشكل از پاسداران وبسيجيان تحت فرمان سپاه مريوان را به او داد. اين تيپ كه به ميمنت همزماني تشكيلش با مبعث حضرت رسول اكرم تيپ 27 محمدرسول الله (ص ) نام گذاري شد اولين عمليات خودرا در غرب كشور باعنوان « محمدرسول الله (ص ) » و با رمزمقدس « لااله الاالله محمدرسول الله (ص ) » به انجام رساند وطي آن مقرفرماندهي تيپ 116 عراق منهدم شد و شهرهاي « بياره » و « طويله » درمعرض سقوط قرار گرفت . پس از انجام عمليات احمد به همراه كادر اصلي تيپ تازه تاسيس خود عازم جنوب كشور شد و پس از تحويل گرفتن پادگان موسوم به دوكوهه در شهر انديمشك سازمان دهي تيپ محمدرسول الله (ص ) را دراين پادگان آغازكرد. اين پادگان درتمام سال هاي جنگ آمادگاه اصلي لشكرمحمدرسول الله بود و دراواسط دهه 60 به نام پادگان سردار حاج احمد متوسليان نام گذاري شد .
    حاج احمد در دومين عمليات يگان رزمي خود با طراحي يك عمليات نفوذ در خاك عراق و به غنيمت گرفتن 165 قبضه توپ 182 130 و 152 ميلي متري از ارتش بعثي آن هم درست درشب شروع عمليات يك بار ديگر نام خود و تيپ محمدرسول الله را پرآوازه كرد. قابل ذكراست كه به دليل موفقيت طرح او دراين عمليات در تمام طول نبرد ارتش عراق كاملا از آتش توپخانه محروم بود وهمين قبضه هاي به دست آمده دراين عمليات بود كه آتش توپخانه سپاه را در عمليات الي بيت المقدس تامين كرد و درحقيقت نطفه تشكيل يگان توپخانه نيروي زميني سپاه دراين عمليات و باتوپ هاي به غنيمت گرفته شده توسط گردان حبيب بن مظاهر از تيپ 27 محمدرسول الله بسته شد .
    آخرين عمليات احمد درطول دفاع مقدس « الي بيت المقدس » بود. اين عمليات كه براي آزادسازي خرمشهر طراحي شده بود به جهت همزمان شدن با كشتار فلسطينيان توسط رژيم صهيونيستي در مسجدالاقصي و به جهت اعلام حمايت وپشتيباني از آن مردم مظلوم چنين نامي را به خود گرفت . او در اين عمليات فرماندهي تيپ محمدرسول الله را برعهده گرفت و به جرات مي توان گفت اگر عملكرد يگان تحت امر او در مرحله اول عمليات الي بيت المقدس بخصوص مقاومت جانانه گردان سلمان به فرماندهي شهيد « حسين قجه اي » دربرابر پاتك تيپ 10 زرهي عراق نبود نه تنها عمليات با شكستي سخت مواجه مي شد بلكه دشمن فرصت آن را مي يافت كه به دليل شرايط خاص حاكم برصحنه نبرد تا دروازه اهواز پيشروي كند. از همين روست كه از حاج احمد متوسليان به عنوان فاتح راستين خرمشهر ياد مي شود.
    درست 12 روزپس از فراغت احمد از آزادسازي خرمشهر تهاجم وحشيانه ارتش اسرائيل به جنوب لبنان آغاز شد . كماندوهاي اسرائيلي درعرض يك هفته خود را به بيروت رسانده و اين شهر را به محاصره خود درآوردند. جمهوري اسلامي ايران كه اشغال لبنان را پاسخي به عمليات الي بيت المقدس و آزادي خرمشهر مي ديد كه طي آن تمامي معادلات منطقه اي درهم ريخته بود تصميم به پشتيباني از دولت لبنان دراين نبرد نابرابر گرفت و با تاييد حضرت امام (ره ) در دومين روز حمله اسرائيل كه آن را عمليات « صلح براي الجليل » نام گذاري كرده بودند هيئت عالي رتبه نظامي ايران وارد سوريه شد كه احمد متوسليان به عنوان يكي از مجرب ترين فرماندهان و كارشناسان نظامي در آن هيئت حضور داشت . با هماهنگي هاي انجام شده احمد به تهران بازگشت و طي چند روز با فراخوان همرزمان خود در پادگان امام حسين (ع ) حركت به سوي لبنان را اعلام كرد و در ابتداي امر به همراه پانصد نفر از داوطلبين لشكر27 محمدرسول الله (ص ) عازم سوريه شد و آنان را تحت عنوان قواي محمدرسول الله در پادگان « زبداني » واقع در نزديكي مرز لبنان مستقر كرد. باتصميم جمهوري اسلامي مبني بر ورود به خاك عراق قسمت اعظم قواي ايراني مستقر درسوريه كه به دليل برخي مسائل جاري ميان مسئولان سوري هنوز موفق به رويارويي مستقيم با رژيم اشغالگرقدس نشده بودند بايد به ايران بازمي گشتند تا در عمليات بزرگ آتي كه « رمضان » نام داشت شركت كنند. با اخذ اين تصميم مقررشد كه حاج محمد ابراهيم همت فرماندهي گروه باقي مانده درسوريه را برعهده بگيرد و حاج احمد به همراه ديگر اعضاي لشكر تحت امر خود به ايران و جبهه هاي جنوب عزيمت كند. اين امر همزمان باورود ارتش اسرائيل به بيروت و كشتار مسلمانان بي دفاع آن باهمراهي حزب فالانژيست كتائب بود. احمد كه قصدداشت پيش از بازگشت براي مشاهده خطوط اسرائيل در بيروت وتهيه گزارشي از وضع موجود آن سفري به اين شهر داشته باشد تصميم خود را با سفير ايران در سوريه حجت الاسلام محتشمي پور درميان مي گذارد و عليرغم مخالفت او با اين عمل با اصرار فراوان آماده حركت به سمت بيروت مي شود. اين درست در زماني بود كه توپ هاي اسرائيلي كاخ « الياس سركيس » رئيس جمهوري لبنان راهدف قرارداده بودند و سفارت كشورهاي ديگر از جمله ايران هم با آتشبار توپخانه اسرائيل صدمات بسياري ديده وبيروت ميان نيروهاي فالانژيست كتائب و اسرائيلي تقسيم شده بود. سيدمحسن موسوي كاردار سفارت ايران درلبنان زماني كه از تصميم احمد براي عزيمت به بيروت مطلع مي شود با او همراه مي شود تا خود را به سفارت ايران برساند و فكري براي كنترل آن درميانه خون وآتش بيروت بنمايد. كاظم اخوان خبرنگار و عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي كه مدتي در اوايل جنگ فرماندهي عمليات ستادجنگ هاي نامنظم دكترچمران را نيز داشت وبراي تهيه خبر وعكس چندروزي بود كه وارد سوريه شده بود نيز با اصرار براي ورود به بيروت به اين جمع پيوست و با اضافه شدن پاسدار تقي رستگارمقدم به عنوان راننده كه از اعضاي موتوري لشكر محمدرسول الله و مورد اطمينان احمد متوسليان بود اين گروه چهارنفره آماده حركت به سمت بيروت گرديد. قرارشد اين هيئت ديپلماتيك با اسكورت پليس لبنان ـ الدرك ـ خود را به بيروت غربي و سفارت ايران برسانند. به دليل مسدود بودن راه اصلي بعلبك به بيروت هيئت بايد از جاده طرابلس و از سمت شمال لبنان و منطقه جونيه وارد شهرمي شد. اين مناطق در اشغال فالانژيست هاي ماروني حزب كتائب بود . عليرغم همه مشكلات هيئت چهارنفره ايراني ظهرروز چهاردهم تيرماه سال 61 پس از تعويض لباس درخانه حجت الاسلام سيدعباس موسوي واقع دربعلبك سفر بي بازگشت خود را آغازمي كنند . با گذشت 24 ساعت از حركت آنان از سفارت ايران دربيروت خبرمي رسد كه هنوز هيئت به سفارت نرسيده است وسرانجام پليس لبناني همراه هيئت بازگشت وخبرداد كه درپست بازرسي فالانژيست ها واقع در منطقه برباره هيئت را متوقف نموده و بازداشت كرده اند. سه روزبعد سفارت جمهوري اسلامي دربيروت با صدوربيانيه اي اعلام كرد كه مشاوراول سفارت ايران دربيروت و سه تن از كارمندان سفارت توسط نيروهاي حزب كتائب ربوده شده اند. فرداي آن روز اتومبيل پلاك سياسي حامل هيئت ايراني دريكي از محله هاي طرابلس كه تحت نفوذ حزب بعث عراق به رهبري « عبدالمجيد رافعي » بود پيدا و لكه هاي خون روي صندلي هاي ماشين ديده مي شد وپس ازآن تا به امروز كوچك ترين خبرموثقي كه حاوي اطلاعاتي از سرنوشت اين افرادباشد به دست نيامده است . خبر اين آدم ربايي طي روزهاي 17 16 و19 تيرماه از طريق جرايد كثيرالانتشار به صورتي مبهم منتشر شد . در تاريخ 27 تيرماه همان سال دكترولايتي طي نامه اي به شفيق وزان نخست وزير لبنان تاكيد كرد كه دولت لبنان در زمينه ربوده شدن ديپلمات هاي ايراني مسئوليت دارد و بايد اقدامات جدي را براي آزادكردن آنها به عمل آورد. همچنين افرادي چون نبيه بري و هاشم حسن رهبران جنبش امل نيز اعلام كردند كه براي آزادي گروگان هاي ايراني تلاش خواهند كرد و آخرين خبري كه درسال 61 پيرامون ديپلمات هاي ايراني به چاپ رسيد انتشار اطلاعيه مشترك نمايندگان مطبوعات و آژانس خبري خارجي در تهران با عنوان « عكاس ايراني را آزادكنيد » بود . اين اطلاعيه كه 14 آژانس خبري ازكشورهاي كانادا ژاپن آمريكا فرانسه ايتاليا انگلستان وليبي آن را امضاكرده بودند خواستار آزادي خبرنگار و عكاس خبرگزاري جمهوري اسلامي كاظم اخوان شده بود.
    5 سال بعد حجت الاسلام محتشمي پور سفيرسابق ايران در سوريه طي مصاحبه اي مفصل با كيهان سال براي اولين بار رسما نام احمد متوسليان را به عنوان يكي از گروگان ها فاش كرد و تمامي قضاياي ورود نيروهاي ايراني به سوريه وحركت هيئت ديپلماتيك به بيروت را به تفصيل شرح داد. اخبارگوناگون اما غيرموثقي درطول يك دهه پس از اين آدم ربايي مبني بر زنده بودن ايرانيان ربوده شده منتشرشد كه هيچ كدام به تاييد نرسيد . اخباري نيز حاكي از تحويل آنان به رژيم اشغالگرقدس شنيده شد اما اسرائيل تا سال 99 كه رسما اعلام كرد ايرانيان ربوده شده در زندان هاي اين رژيم نيستند ـ تلويحا اطلاع ازسرنوشت آنان را موكول به كسب خبري درباره ران آرادمي نمود . در28 ژوئن سال 96 براند اشميت باور رئيس اداره اطلاعات آلمان در مصاحبه اي با راديو فرانسه مدعي شد كه نقشه هايي از محل دفن گروگان هاي ايراني دارد و مي تواند آنها را در اختيار دولت ايران قراردهد . همچنين در13 بهمن ماه سال 76 منابع امنيتي تشكيلات خودگردان فلسطيني اعلام كردند كه ديپلمات هاي ايراني در سال 92 پس ازگذراندن سه سال حبس در زندان صرفند به زندان نفحه منتقل شده اند. درهمين سال احمد حبيب الله كه خودرا رئيس انجمن دفاع از زندانيان خارجي در فلسطين اشغالي معرفي مي نمود در مصاحبه اي گفت : « من از جانب اسرائيلي ها تاكيد مي كنم كه ديپلمات هاي ايراني ربوده شده درسال 82 زنده هستند . » وي همچنين اعلام كرد كه اين افراد احتمالا در زندان عتليت به سرمي برند. درهمين ايام خبررسيد كه يكي از فرماندهان نيروهاي فالانژيست لبنان كه دراروپا اقامت دارد خاطرات خودرا منتشر ساخته و مدعي شده است كه ديپلمات هاي ايراني به همراه جمعي از چريك هاي فلسطيني به دست نيروهاي تحت امراو درلبنان اعدام شده اند. بااين حال ايلي حبيقه فرمانده شبه نظاميان حزب كتائب وسمير جعجع فرمانده نظاميان فالانژيست مستقر در شمال بيروت كه ديپلمات ها توسط نيروهاي تحت امر او ربوده شده بودند اين موضوع را تكذيب كرده و مدعي شده اند كه آنان را درسال 82 تحويل اسرائيل داده اند .
    در سال 78 حجت الاسلام اختري سفيرسابق ايران در سوريه طي مصاحبه اي با ماهنامه فكه اعلام كرد كه گروگان هاي ايراني يقينا به شهادت رسيده اند. همچنين برخي از فرماندهان سابق سپاه مانند سردارمحسن رضايي ومحسن رفيقدوست درگفت وگو بر شهادت آنان تاكيد داشتند . خانواده اين چهار عزيز هم طي سال هاي 69 73 و 79 با سفر به لبنان و ديدار با مسئولان لبناني خواستار پي گيري وضعيت فرزندان خود شدند كه تاكنون نتيجه اي به دست نياوردند . وزارت امورخارجه كشورمان هم طي اين 18 سال تنها به صدور بيانيه در سالگرداسارت ديپلمات هاي ايراني اكتفا كرده است . امسال وارد بيست و هفتمين سالگرد اسارت سيدمحسن موسوي احمد متوسليان تقي رستگارمقدم و كاظم اخوان مي شويم . هرچند قرائن نشان دهنده شهادت اين عزيزان است اما شوق ديدار دوباره فرمانده سرافراز تيپ محمد رسول الله (ص ) يعني حاج احمد متوسليان اجازه نمي دهد كه دلايل آشكار و قطعي اين امر را باور كرد. به اميد روزي كه دوباره بوي طراوت حضور حاج احمد آن فاتح بزرگ خرمشهر و ياران همراهش به مشام همه آزادگان برسد.
    نقش احمد در پاكسازي مناطق وسيعي از كردستان از لوث وجود ضدانقلاب و آزادسازي و برقراري امنيت در شهرستان استراتژيك مريوان غيرقابل انكار و بنا بر شهادت سردار « محمد بروجردي » فرمانده وقت سپاه غرب كشور منحصر به فرد است
    در دومين روز حمله اسرائيل كه آن را عمليات « صلح براي الجليل » نام گذاري كرده بودند هيئت عالي رتبه نظامي ايران وارد سوريه شد كه احمد متوسليان به عنوان يكي از مجرب ترين فرماندهان و كارشناسان نظامي در آن هيئت حضور داشت