
حكمت 17
ضرورت رنگ كردن موها (بهداشتي
تجمل و زيبايي )
وسئل (عليه السلام )
عن قول الرسول ص غيرواالشيب ولاتشبهوا باليهود فقا ع انما قال ص ذلك والدين قل ماما الان وقد اتسمع نظاقه وضرب بجرانه
فامرو و ما اختار.
ودرود خدا بر او
فرمود : از امام پرسيدند كه رسول خدا(ص ) امام فرمود : موها را رنگ كنيد و خود را شبيه يهود نسازيد يعني چه فرمود
پيامبر(ص ) اين سخن را در روزگاري فرمود كه پيروان اسلام اندك بودند
اما امروز كه اسلام گسترش يافته
و نظام اسلامي استوار شده
هركس آن چه را
دوست دارد انجام دهد.

*****
حكمت و عرفان
در سخن اميرمومنان
ث علي اكبر مظاهري
خطبه 90 نهج البلاغه
اشاره
تبيين معارف دقيق فلسفي و عرفاني و آميختن آنها با آموزه هاي لطيف ديني و اخلاقي
كاري است سترگ كه از خطيبي چونان امير
|

سخنسرايان و مولاي دانايان
امام علي (ع ) بر مي آيد.
امام حكيمان و عارفان (ع ) در اين خطبه بليغ و دلاويز
آموزه هايي وحياني و قدوسي را با آهنگي جانپرور و انديشه گستر
بيان
مي فرمايد.
آفريدگار و آفريدگان
ستايش و سپاس
آن خداوند را سزاست كه :
.1 بدون ديدن
شناخته است و آشنا .
.2 و بي انديشيدن
آفريننده است (و توانا) .
.3 آن ذات بي منتها كه همواره استوار و قائم بوده و جهان را اداره مي نموده
در آن هنگام كه نشانگاني از پديدگان نبوده ; پديدگاني چونان :
آسمان و ستارگان
با سراپردگاني با دروازه و دروازه بان
و تاريكاي شبان
و دريايي آرام و كوهي با دره هاي فراخ و پيچان
و زمين گسترده
و آرام و آفريده اي صاحب اراده و توان (چون انسان ).
هان ! اين همان خداوند است كه :
الف ) پديدآرنده آفريدگان است و وارث آنان
و باقي ماننده است پس از آنان .
ب ) و معبود آفريدگان است و رازق آنان .
ج ) آفتاب و ماهتاب
به رضاي او
روان اند; هر تازه اي را كهنه مي گردانند و هر دوري را به نزديك مي رسانند (و هر ناپخته را مي پزانند و
هر نارسيده را مي رسانند و پديده ها را به سوي كمالشان
مي رانند).
خدا و مردم
(خداوند سبحان
چنين است با مردمان : ) تقسيم فرموده است روزيهاشان را و شمارش نموده و محاسبه فرموده است اثرهاشان را و
كردارهاشان را و تعداد نفسهاشان را و خيانتهاي چشمهاشان را و رازهاي پنهاني سينه هاشان را و جايگاهان ايشان در بچه دانهاي مادران و
كمرهاي پدرهاشان را و پايان و فرجامها و رسيدن اجلهاشان را.
رحمت و عقوبت
او خدايي است كه :
.1 كيفرش بر دشمنانش سخت است
با آنكه رحمتش گسترده است .
.2 و رحمتش بر دوستانش گسترده است
با آنكه عقوبتش سخت است .
.3 فرو كوبنده است گردن افرازان و هماوردانش را .
.4 هلاك كننده است ستيزه گرانش را .
.5 خوار كننده است ناسازگارانش را .
.6 و شكست دهنده است دشمنانش را .
.7 هر كس بر او توكل كند
كفايتش مي كند .
.9 و هر كس به او وام دهد
بازش مي دهد .
.10 و هر كس سپاسش گزارد
پاداشش مي دهد .
حكمت و موعظه
بندگان خدا!
.1 خويشتن را بسنجيد
پيش از آنكه بسنجند جانهاتان را .
.2 و حساب خويش را وارسيد
پيش از آنكه وارسند حسابهاتان را .
.3 و دم برآريد (و فرصت را غنيمت شماريد) پيش از آنكه بگيرند گلوهاتان را .
.4 و راهي شويد و به حق گردن نهيد
پيش از آنكه به درشتي رانده شويد (و به سختي فرو كشانند گردنهاتان را) .
.5 و بدانيد آن كس كه در جهاد با خويشتن
ياري دهنده اي نداشته باشد تا پندش دهد و از بديها بازش بدارد
هيچ باز دارنده و موعظه
كننده اي سودش نمي رساند.

*****
بيت المال در نهج البلاغه
|

ماهيت و جايگاه بيت المال در كلام اميرالمومنين علي (ع )
قسمت سوم
اشاره : بخش اول و دوم مقاله « بيت المال در نهج البلاغه » كه به ماهيت و جايگاه بيت المال در كلام مولا علي (ع ) مي پردازد را
در تاريخ 87
4
2 و 87
4
9 در همين صفحه (آفتاب هدايت ) مطالعه نموديد . آنچه پيش روي شماست
بخش سوم اين
مقاله است كه از نظر شما مي گذرد.
2 ـ احتياط امام علي عليه السلام در بيت المال
عثمان بن حنيف
از دودمان اوس
با برادرش
سهل بن حنيف
در محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله اسلام را پذيرفتند و هميشه از
ياران علي عليه السلام به شمار مي آمد. علي عليه السلام او را به جاي عبدالله بن عامر
پسرخاله عثمان بن عفان
به استانداري بصره
منصوب كرد. روزي
او
دعوت فرد پولداري را پذيرفت و سر سفره رنگين وي نشست . اين كار عثمان بن حنيف
به امام علي عليه السلام
گزارش شد . آن حضرت
ناراحت شد و ضمن نامه اعتراض آميزي (52 )
مطالب بسيار مهمي را گوشزد كرد . در آغاز يادآوري مي كند :
پسر حنيف ! به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره
تو را به ميهماني خويش فراخوانده و تو
به سرعت
به سوي آن
شتافته اي
خوردنيهاي رنگارنگ
براي تو آورده اند و كاسه هاي پر از غذا
پي در پي
جلوي تو مي نهادند! گمان نمي كردم ميهماني
مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان : با ستم
محروم شده و ثروتمندان آنان
بر سر سفره
دعوت شده اند. بنگر در كجايي و بر سر كدام سفره
مي خوري ! پس آن غذايي كه حلال و حرام بودنش را نمي داني
دور بيفكن و آن چه را به پاكيزگي و حلال بودنش
يقين داري
مصرف
كن !
الا و ان لكل ماموم اماما يقتدي به و يستضي بنور علمه ! الا و ان امامكم قد اكتفي من دنيا بطمريه و من طعمه بقرضيه ... فوالله ! ما
كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا و لا اعددت لبالي ثوبي طمرا و لا خرت من ارضها شبرا و لا اخذت منه الا كقوت اتان
دبره و لهي في عيني اوهي و اهون من عفصه مقره ...
آگاه باش ! هر پيروي را
امامي است كه از او پيروي مي كند و از نور دانشش
روشني مي گيرد.
آگاه باش ! اما شما
از دنياي خود
به دو جامه فرسوده ودو قرص نان
رضايت داده است ...
پس سوگند به خدا! من از دنياي شما
طلا و نقره اي
نياندوخته و از غنيمتهاي آن
چيزي
ذخيره نكرده ام ! بر دو جامه كهنه ام
جامه اي
نيفزودم و از زمين دنيا
حتي يك وجب
در اختيار نگرفتم !... دنياي شما
در چشم من
از دانه تلخ درخت بلوط
ناچيزتر است ...
و لو شئت لاهتديت الطريق الي مصفي هذا العسل و لباب هذا القمح و نسائج هذا القز و لكن هيهات ان يغلبني هواي و يقودني جشعي
الي تخير الاطعمه لعل بالحجاز او اليمامه من لا طمع له في القرص و لا عهد له بالشبع ـ او ابيت مبطاناو حولي بطون غرثي و اكباد
حري ;
من
اگر مي خواستم
مي توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته هاي ابريشم
براي خود
غذا و لباس فراهم آورم
اما هيهات كه هواي
نفس
بر من چيره گردد و حرص و طمع
مرا وا دارد كه طعامهاي لذيذ برگزينم در حالي كه در حجاز يا يمامه
كسي باشد كه به قرص ناني
نرسد و يا هرگز
شكمي
سير نخورد
يا من سير بخوابم و پيرامونم
شكمهايي كه از گرسنگي به پشت چسبيده و جگرهاي سوخته
وجود داشته باشد!
آيت الله حسن زاده
در باره عثمان بن حنيف
مي نويسد :
وي
تربيت شده دست مبارك رسول خدا صلي الله عليه و آله بود و به درجات عاليه از كمال
رسيده بود. و عمر نيز به او عقيده داشت و
جمع آوري خراج منطقه وسيعي از حكومت را
به او واگذار كرده بود. پس از او
امام علي عليه السلام وي را
به عنوان والي بصره
منصوب كرد.
... و اينكه امام علي عليه السلام به مجرد خطاي كوچكي (حضور بر سر سفره اشرافي ) او را توبيخ كرده
دليل بر مقام و منزلت اوست .
سپس
آيت الله حسن زاده
در باره هدف از تشكيل چنان مجلسي
احتمالاتي را مطرح مي كند. احتمال سوم
عبارت است از اينكه :
دعوت كنندگان
از مخالفان امام علي بوده اند و خواسته اند با غذاهاي آنچناني
دل عثمان را بربايند و او را به طرف معاويه جذب كنند
از
اين رو
امام علي عليه السلام او را توبيخ كرده است .
امام علي عليه السلام پس از توبيخ عثمان
شيعيان خويش را به الگو قرار دادن سيره و رفتار خويش
دعوت كرده و در دو كلمه
سيره
عملي خويش را به جهانيان معرفي كرده است :
الف ) او
از لباس و زينت دنيا
به طمرين (دو جامه ازار و ردا)
بسنده كرده است .
ب ) و از خوراكيها و لذائذ دنيا به دو قرص نان جو
بسنده كرده است . (53 )
امام علي عليه السلام در حالي
اين گونه زندگي مي كرد كه خلفا و رهبران حكومتهاي ديگر آن عصر
زندگيهاي افسانه اي ـ كه قابل
پذيرش كمتر كسي مي تواند باشد داشته اند.
ابن ابي الحديد
مي نويسد :
سبب اينكه امام علي عليه السلام دو لباس داشته
اين است كه يكي ازار
براي پوشاندن بدن
و يكي ردا
براي پوشاندن سر بوده است .
سپس مي گويد : روايت شده كه علي به جز روزهاي قربان (اعياد) غير از نان
خورشت ديگري نداشت . (54 )
3 ـ سو استفاده نكردن از مقام
اشعث بن قيس كه از سردمداران منافقان و از دشمنان سرسخت حضرت علي عليه السلام بودـ (55 ) به خيال اينكه با دادن چشم
روشني
تحت عنوان هديه
مي تواند به علي عليه السلام نزديك شود
حلوايي را
شب هنگام
به درب منزل علي عليه السلام مي رساند.
حضرت از او مي پرسد : « آيا بخشش است يا زكات و يا صدقه زكات و صدقه
بر ما اهل بيت
حرام است . » او
در پاسخ مي گويد : « هديه
است . » علي عليه السلام در پاسخ مي گويد : « زنان بچه مرده
بر تو بگريند! آيا از راه دين
وارد شدي كه مرا بفريبي يا عقلت آشفته شده و يا
جن زده شدي آيا هذيان مي گويي . »
و الله لو اعطيت الاقاليم السبعه بما تحت افلاكها علي ان اعصي الله في نمله اسلبها جلب شعيره ما فعلته ! و ان دنياكم عندي لاهون من
ورقه في فم جراده تقضمها! ما لعلي و لنعيم يفني و لذه لا تبقي ... (56 )
سوگند به خدا! اگر هفت اقليم را
با آنچه در زير آسمانهاست
به من دهند
تا خدا را نافرماني كنم كه پوست جوي را از مورچه اي
ناروا
بگيرم
چنين نخواهم كرد! و همانا دنياي آلوده شما
نزد من
از برگ جويده شده دهان ملخ
پست تر است ! علي را با نعمتهاي فناپذير و
لذتهاي ناپايدار چه كار
4 ـ نگراني امام علي نسبت به بيت المال به هنگام مرگ
علي (ع ) به اهالي مصر
در باره اهتمام و نگراني نسبت به بيت المال
مي نويسد :
و اني الي لقا الله لمشتاق و حسن ثوابه لمنتظر راج
و لكنني آسي ان يلي امر هذه الامه سفهاوها و فجارها
فيتخذوا مال الله
دولا(57 );
همانا
من
براي ملاقات پروردگار
مشتاق و به پاداش او
اميدوارم
لكن از اين اندوهناكم كه بي خردان و تبهكاران اين امت
حكومت را
به دست آورند
آنگاه
مال خدا را دست به دست بگردانند.
سيره و روش امام علي عليه السلام حساسيت و نگراني نسبت به بيت المال است . اين حساسيت و اهتمام
در حدي است كه آن حضرت
را رنج مي دهد و هيچ گاه
حتي دم مرگ
وي را رها نمي كند.
در باره دقت و احتياط امام علي عليه السلام در هزينه كردن بيت المال
مطالب و رويدادهاي فراواني
در كتابهاي تاريخ و حديث
رسيده
است كه سبب تعجب و شگفتي خواننده را فراهم مي كند و جز از مولا علي عليه السلام چنين گفتار و كرداري قابل قبول نيست . جهت
رعايت اختصار
از گزارش آنها
خودداري مي شود . (58 )
پي نوشتها :
52 ـ نهج البلاغه
نامه .45
53 ـ منهاج البراعه
ج 20
ص .91
54 ـ شرح ابن ابي الحديد
ج 15 ـ 16
ص .207
55 ـ در باره چهره ناپاك اشعث
به شرح ابن ابي الحديد
ج 2
ص 279
ذيل خطبه 19 مراجعه شود .
56 ـ نهج البلاغه
خطبه .224
57 ـ همان
خطبه .62
58 ـ در اينجا
به دو مورد از دقت و احتياط امام علي عليه السلام در بيت المال كه در بحارالانوار گزارش شده اشاره مي شود :
الف ) احتياط در قلم و كاغذ بيت المال
ـ علامه مجلسي
در بحارالانوار
ج 41
ص 105
گزارش كرده است : ادقوا اقلامكم و قاربوا بين سطوركم و احذفوا من فضولكم و
اقصدوا قصد المعاني ! و اياكم و الاكثار! فان اموال المسلمين لا تحتمل الاضرار;
نوك قلمهاي خود را تيز كنيد و بين سطرهاي نوشته
زياد فاصله نيندازيد
حرفهاي زيادي را حذف كنيد و روي كاغذ نياوريد و به بيان
اصل معني بپردازيد و لفاظي نكنيد و از زياده روي در مصرف بپرهيزيد! زيرا
بيت المال مسلمانان
تحمل اين گونه ضررها را ندارد.
ب ) جارو كردن بيت المال
عاصم بن كليب
به نقل از پدرش
مي گويد : در محضر علي عليه السلام بودم كه مقداري پول و اشيا ديگر از ناحيه ايران
به عنوان
بيت المال
آورده شد. مردم
براي گرفتن سهميه
هجوم آوردند. علي عليه السلام
طنابي دور بيت المال كشيد و فرمان داد تا روساي هفت
قبيله كه در آن زمان
در كوفه بودند آمدند و بيت المال را نسبت به افراد هر قبيله
به نمايندگان آنان داد در آخر
يك قرص نان اضافه آمد
علي عليه السلام آن را نيز هفت قسمت كرد و نسبت به افراد هر قبيله
تقسيم كرد. سپس فرمود :
هذا جناي و خياره فيه اذ كل جان يده الي فيه
اين
دست چين من است و بهترينش
در ميان ـ زيرا
هر چيننده
دستش
به دهان خودش باز مي گردد.
طبق برخي از روايات
مولا علي عليه السلام پس از تقسيم بيت المال
محل را آب و جارو مي زد و خطاب به پولهاي زرد و سفيد
مي گفت : يا صفرا! غري غيري يا بيضا! غري غيري ;اي دينارهاي زرد و درهمهاي سفيد! جز مرا فريب دهيد . » « بحارالانوار
ج 41
ص 136 » .

| | |