روزنامه جمهوري اسلامي 15/04/1387 صفحه كتاب و كتابخواني

  • اوضاع اجتماعي در آستانه انقلاب اسلامي
  • صفات خدا
  • روان شناسي و تبليغات
  • مباني تعليم و تربيت در قرآن
  • *****
    اوضاع اجتماعي در آستانه انقلاب اسلامي


  • قسمت آخر
    تحول جمعيتي
    جمعيت كشور از 27 1 ميليون نفر در سال 1345 به 33 6 ميليون نفر در سال 1355 رسيد و نرخ رشد جمعيت دو اواخر دهه 1350 سالانه 3 2 درصد بوده است . ولي اين رشد حالتي ناموزون داشت و در ميان مناطق شهري و روستايي يكسان نبود . جمعيت شهري از 39 % در سال 1345 ش به 47 % در سال 1355 ش افزايش يافت . با اين جا به جايي انبوهي از روستاييان دهقان به شهرها مهاجرت كردند و جمعيت بخش كشاورزي به سمت بخشهاي خدماتي و صنعتي سرازير شد. تهران بزرگترين كانون اين انفجار بود كه 5 ميليون نفر جمعيت داشت ; و 14 % كل جمعيت ايران ساكن تهران بودند . برنامه هاي توسعه بر جمعيت شهري اثر زيادي گذاشت . از نظر آبراهاميان برنامه هاي دوم و سوم با اختصاص بيش از 2 5 ميليارد دلار به بخش صنعت دو هدف بلند پروازانه داشت :
    توليد كالاهاي مصرفي چون لباس موادغذايي كنسرو شده نوشابه تلفن راديو تلويزيون و اتومبيل براي بازار داخلي و ترغيب رشد صنايع اساسي و واسطه بويژه نفت گاز ذغال سنگ مس فولاد مواد شيميايي آلومينيوم و ابزار ماشين ; اين اهداف باعث افزايش كارخانجات در شهرها و به دنبال آن افزايش جمعيت شهري گرديد.
    برنامه هاي سوم وچهارم همچنين حدود 1 9 ميليارد دلار صرف منابع انساني كرد . در نتيجه اين هزينه ها شاخصهاي بهداشت و درمان بهبود يافت و از ميزان مرگ و مير كودكان كاسته شد . در اواسط دهه 1350 نيمي از جمعيت كشور زير 16 سال و دو سوم آن زير 30 سال بود . همان گونه كه گفته شد توسعه ناموزون (رشد اقتصادي ) باعث رشد طبقه متوسط شهري ـ طبقه اي كه نقش اساسي در فرآيند مقايسه اجتماعي دارد ـ گرديد.
    وضع طبقات اجتماعي
    از نظر آبراهاميان ساختار طبقاتي جمعيت شهرهاي ايران درنيمه دهه 1350 از چهار طبقه تشكيل مي شد :
    1 ـ طبقه اعيان كه اين طبقه كه تعدادش به بيش از هزار نفر نمي رسيد . شامل شش گروه بود :
    الف ) خاندان پهلوي با 63 شاپور شاهدخت و منسوبين آنها;
    ب ) خانواده هاي اشراف كه مدتها پيش از اصلاحات ارضي به فعاليتهاي شهري رو آورده بودند;
    ج ) اشراف بازرگان ;
    د) حدود دويست سياستمدار سابقه دار كارمندان عاليرتبه و افسران ارشد ارتش ;
    هـ) بازرگانان قديم ;
    و) بازرگانان جديد
    2 ـ طبقه متوسط متمول يا قديم : اين طبقه با تعداد نزديك به يك ميليون خانواده شامل سه گروه نزديك به هم بود :
    الف ) بازاريان با حدود نيم ميليون تاجر مغازه دار كاسب و صنعتگر :
    ب ) بازرگانان مرفه شهري با سرمايه گذاري خارج از بازارها;
    ج ) حدود 90 000 نفر روحاني
    3 ـ طبقه متوسط حقوق بگير يا جديد : اين طبقه را كارمندان معلمان مديران مهندسان و دانشجويان بويژه زنان شاغلي تشكيل مي داد كه در اثر برنامه هاي توسعه وارد عرصه فعاليت اجتماعي شده بودند.
    4 ـ طبقه كارگر : اين طبقه در دوره بين سالهاي 1342 و 1356 پنج برابر افزايش داشته است اگر انبوه فزاينده تهيدستان شهرها بر اين تعداد افزوده شود رقمي معادل 2 400 000 نفر بوده اند . مهاجران اين تهيدستان بي طبقه پابرهنه هايي بودند كه بعدها به مستضعفين مشهور شدند.
    اين طبقه عمدتا در اثر اصلاحات ارضي به وجود آمد. در اين اصلاحات مهمترين هدف ايجاد پايگاه جديد اجتماعي براي رژيم حاكم از طريق تبديل اربابها خانها و سردارها به زمين داران بزرگ بود.
    هر چند قدرت دستگاه سياسي بر روستا مسلط شد اما اين طبقه نه تنها پايه هاي رژيم را استوار نساخت و از موجوديت آن دفاع نكرد بلكه در مخالفت با رژيم بپاخاست .
    5 ـ روستاييان : در اوايل دهه 1350 ش سه طبقه مشخص در روستاها وجود داشت :
    الف ) كشاورزان غايب ;
    ب ) كشاورزان مستقل ;
    ج ) مزدوران روستايي (كه غالبا خوش نشين بودند).
    رفيع پور براي اين دوره تصوير قابل استفاده اي از قشربندي ايران ارائه كرده است :
    1 ـ قشر بالا بي رابطه با تحصيلات شامل كليه نخبگان
    2 ـ قشر متوسط در رابطه با تحصيلات شامل موارد ذيل :
    الف ) قشر متوسط قديم داراي مشاغل آزاد;
    ب ) قشر متوسط جديد داراي مشاغل دولتي .
    3 ـ قشر پايين عموما بي سواد متشكل از ارتش كارگران بخش صنعت و تجارت مشاغل رابطه اي مشاغل آزاد بدون كارگر كشاورزان و بي كاران .
    براساس مطالعه بهنام تحولاتي را كه در شرايط جمعيتي و ساختار طبقاتي آستانه انقلاب اسلامي به وجود آمد مي توان در محورهاي زيرخلاصه كرد :
    1 ـ تغيير در ساخت خانواده كه از گسترده به هسته اي سوق پيدا كرد و كاركردهاي آن متحول شد . در روابط زوجين و ملاكهاي همسرگزيني و روابط والدين و فرزندان تغييراتي به وجود آمد; و زن براي كار به بيرون از خانواده راه يافت .
    2 ـ سن ازدواج بالا رفت و تعداد طلاق افزايش پيدا كرد .
    3 ـ به علت بالا رفتن نسبي سطح بهداشت و تغذيه اميد به زندگي و تعداد جمعيت افزايش پيدا كرد .
    4 ـ در زندگي شهري از طريق ورود كالاها راه و رسم غربي و صنايع جديد تحولاتي ايجاد شد و جامعه از حالت محدود و ساده گذشته به يك جامعه مصرفي گرايش پيدا كرد.
    5 ـ جمعيت فعال در بخش سوم فعاليتهاي اقتصادي افزايش پيدا كرد .
    6 ـ در ساخت قشرهاي اجتماعي بويژه در جوامع شهري دگرگوني به وجود آمد و طبقه متوسط جديد توسعه يافت .
    تبعيض و بي عدالتي
    كاتوزيان مي گويد : 38 % جمعيت روستاها (6 6 ميليون نفر) در سالهاي 1351 تا 1356 ش دچار سو تغذيه بودند و 4 % (هفتصد هزار نفر) نيز شديدا سو تغذيه داشتند . به رغم ايجاد مدرسه هاي روستايي توسط سپاه دانش تنها 15 % از روستاييان در سال 1350 ش از تحصيلات ابتدايي برخوردار مي شدند و در سال 1354 ش 60 % مردان و 90 % زنان روستايي بي سواد بودند . در سالهاي دهه 1350 ش 96 % روستاها برق نداشتند .
    ارقام مركز آمار ايران نشان مي دهد ضريب جيني (واحد سنجش نابرابري درآمد) ايران در سال 1339 49 % در سال 1354 معادل 51 % و در سال 1356 برابر 53 % بوده است . در سال 1347 ش ميانگين درآمد شهرنشينان 95 979 ريال بوده است . براي پايين ترين قشرها 12 466 ريال و براي 10 % ثروتمندترين شهرنشينان 331 014 ريال بود . به اعتقاد كدي اين نابرابريها طي سالهاي بعد از 1353 ش با جا به جاييهاي ناشي از رونق نفتي قطعا بيشتر شده است . جان فوران به نحو مناسبي شكافهاي جامعه را ترسيم كرده است ; او مي نويسد :
    در سه سال آخر عمر رژيم شاه تنشهاي سياسي نه تنها با تشكيل حزب رستاخيز بلكه با افزايش شايان درآمد نفت تشديد شد. پنج برابر شدن ناگهاني درآمد نفت انتظارات مردم را بالا برد و از اين رهگذر شكاف بين وعده ها ادعاها و دستاوردهاي رژيم از يك سو و خواسته ها و داشته هاي مردم و آنچه را عملي مي دانستند از سوي ديگر عميقتر شد. درست است كه در چهارده سال پس از انقلاب سفيد جهشهاي بزرگي در عرصه هاي بهداشت و آموزش صورت گرفته بود; اما اين نيز حقيقت داشت كه ايران هنوز يكي از بدترين نسبتها را در خصوص پزشك ـ بهيار يكي از بالاترين ميزانهاي مرگ و مير اطفال و يكي از نازلترين ميزانهاي بيمارستان ـ تخت به نسبت جمعيت در كل خاورميانه داشت . علاوه بر آن 68 % بزرگسالان هنوز بي سواد بودند و درصد جمعيت داراي تحصيلات عالي از نازلترين موارد در خاورميانه بود.
    از نظر فوران روشن بود كه سطح زندگي بسياري از خانواده ها با دستيابي آنان به آپارتمانهاي مدرن و طرحها اجتماعي دولتي مانند بيمه درماني بيمه بيكاري و طرحهاي مشاركت در سود كارخانجات و دسترسي به مواد و كالاهاي مصرفي بهبود يافت ; اما اين هم روشن بود كه كيفيت زندگي بسياري از خانواده ها با گسترش حاشيه نشيني حصيرآبادها و حلبي آبادها آلودگي شديد هوا و ترافيك كابوس وار خيابانهاي تهران نقصان گرفت . به نوشته فوران بين سالهاي 1346 و 1356 درصد خانواده هاي شهري كه فقط در يك اتاق زندگي مي كردند از 36 به 43 رسيد . در آستانه انقلاب بالغ بر 42 % تهرانيها مسكن مناسب نداشتند و به رغم درآمد سرشار نفت تهران شهري با بيش از چهار ميليون جمعيت هنوز فاقد شبكه فاضلاب مناسب شبكه مترو و شبكه حمل و نقل مطلوب بود. قشر پايين تر طبقه كارگر ـ بويژه مزدبگيران دست فروشان كارگران كارگاههاي كوچك و كارگران فصلي ـ از برنامه هاي رفاه اجتماعي بي نصيب ماندند. زيرا فاقد شرايط لازم براي طرحهاي بيمه و مشاركت در سود كارخانه ها بودند. شكوفايي درآمد حاصل از نفت به فقر و مسكنت اين توده چند ميليوني كه بيشترشان ناگزير از روستاها به زاغه هاي جديد حاشيه شهرها رانده شده بودند ـ پايان نداد بلكه صرفا آن را مدرنيزه كرد.
    طبق تحقيق فوران معلوم بود كه در دوره بين 1342 و 1356 توليد ناخالص ملي رشد شاياني كرد; اما اين رشد به طور يكسان شامل همه آحاد ملت نگرديد. بر عكس ثروتمندان را بيش از طبقات متوسط و پايين و مناطق مركزي كشور بخصوص تهران را بيش از استانهاي اطراف خود. برخوردار ساخت او مي نويسد :
    بررسي سالهاي 1338 ـ1339 نشان ميدهد كه 10 % ثروتمندتر 35 5 % كل هزينه ها و 20 درصد ثروتمندتر 51 7 % هزينه ها را صرف كرده اند . در سر درگير هرم اجتماعي 10 % فقيرتر متحمل 1 7 % درصد فقيرتر متحمل 4 7 % كل هزينه ها بوده اند . در همين حال 40 % مياني جمعيت 27 5 % كل هزينه ها را صرف كرده اند . اين نابرابري طي دهه چهل باز هم بيشتر شد.
    تحقيق آبراهاميان نشان مي دهد در سالهاي 1352 ـ1353 20 درصد بالاي هرم بالغ بر 55 5 % كل هزينه ها 20 درصد پايين هرم فقط 3 7 % و 40 % مياني جامعه بيش از 26 % كل هزينه ها را صرف كرده است .
    از نظر آبراهياميان برنامه هاي اقتصادي و اجتماعي رژيم نابرابري منطقه اي را افزايش داد. براي مثال بسياري از تاسيسات جديد مونتاژ و بالغ بر 60 % وامهاي اعطايي توسط بانك توسعه صنعت و معدن مختص تهران بود . در نتيجه در سال 1354 تهران تا نصف كالاهاي ساخته شده كشور را توليد مي كرد و 22 % نيروي كار صنعتي كشور را دربرمي گرفت . در تهران در برابر هر كارگر شاغل در بخش توليد 0 7 دربخش كشاورزي كار مي كرد; اما در آذربايجان شرقي اين ميزان يك به 2 6 در آذربايجان غربي يك به 13 و در كردستان يك به 20 بود . همين طور ميزان با سوادي 62 % در تهران اما فقط 27 % در آذربايجان شرقي 26 % در سيستان و بلوچستان و حتي 25 % در كردستان بود . درصد كودكان دبستاني 74 % در تهران اما 44 % در آذربايجان غربي 40 % در سيستان و بلوچستان و 36 % در كردستان بود . تهران يك پزشك براي هر 974 نفر يك دندانپزشكي براي هر 5 626 نفر و يك پرستار براي هر 1 820 نفر داشت . از طرف ديگر آذربايجان شرقي يك پزشك براي هر 5 589 نفر يك دندانپزشك براي هر 66 156 نفر و يك پرستار براي هر 12 712 نفر داشت . كردستان داراي يك پزشك براي هر 6 177 نفر يك دندانپزشك براي هر 57 291 نفر و يك پرستار براي هر 46 552 نفر بود . بالاخره سيستان و بلوچستان يك پزشك براي هر 5 311 نفر يك دندانپزشك براي 51 663 نفر و يك پرستار براي هر 27 001 نفر داشت . رنجشهاي اين تبعيض در نهايت دولت را در كام خود فرو برد.
    شرايط فرهنگي
    تضاد دين و دولت
    رژيم شاه تشكيلات مذهبي را مورد حمله قرار مي داد. حزب رستاخيز اعلام داشت كه شاه هم رهبر سياسي و هم رهبر معنوي جامعه است . شاه علما را « مرتجعين سياه قرون وسطايي » ناميد. او با اعلام اينكه ايران به سوي تمدن بزرگ در حركت است تقويم شاهنشاهي را كه 2500 سال براي كل نظام سلطنتي و 35 سال براي شخص شاه اختصاص مي داد جايگزين تقويم هجري ساخت . گذشته از اين وزارت دادگستري به قضات سفارش كرد در اجراي اين قانون كه محاكم مدني در اختلافات خانوادگي قدرت مردان را بر همسرانشان محدود مي سازد پيگير باشند . طبق اين قانون (مصوب 1346 ) مردان بدون دلايل موجه نمي توانستند زنان خود را طلاق دهند و بي رضايت كتبي آنان همسر ديگري اختيار كنند. همچنين طبق اين قانون زنان حق درخواست طلاق داشتند و بي اجازه شوهر خود مي توانستند در خارج از منزل مشغول به كار شوند. علاوه بر آن طبق تحقيق آبراهاميان :
    مجلس بدون توجه به قوانين شرع اسلام سن ازدواج را براي دختران از 15 سال به 18 سال و براي پسران از 18 سال به 20 سال افزايش داد ... حزب رستاخيز زنان را از پوشيدن چادر در محيطهاي دانشگاهي منع كرد بازرسان ويژه اي براي حسابرسي موقوفه هاي مذهبي گسيل داشت و اعلام نمود كه فقط سازمانهاي موقوفه زير نظارت دولت مي توانند كتب حوزه اي را چاپ كنند و دانشكده الهيات دانشگاه تهران را واداشت كه « سپاه دين » جديدالتاسيس را كه طبق الگوي « سپاه دانش » ايجاد شده بود گسترش دهد و هياتهاي بيشتري را براي تعليم « اسلام واقعي » به روستاها اعزام دارد.
    در اين دوره چند اسطوره ايراني مورد تاكيد قرار داشت : يكي اسطوره 2500 ساله شاهنشاهي ديگري اسطوره زبان فارسي و تاكيد بر اصالت آن ; در حالي كه اثر زبان عربي روي آن فراموش شده و در مقابل زبان عربي قرار گرفته بود. سوم اسطوره آريايي حال اينكه با ازدواجهاي متعدد شاهان قاجار ملقمه اي از نژاد آريايي وجود داشته است و چهارم اسطوره فرهنگ و تمدن پيش از اسلام كه بر قوم مداري فرهنگي تاكيد دارد. اين اسطوره ها باعث نوعي برداشت در مخالفت با مذهب و اسلام گرديد.
    از نظر فرهنگي ترغيب تشويق و شيوع آرمانها و عقايد غربي منجر به گسترش نابساماني جاكني فرهنگ از خود بيگانگي و خدشه دار شدن هويت ملي و مذهبي گرديد. تمايل به بازيابي شخصيت و هويت ملي و مذهبي به مبارزه دامنه داري عليه رژيمي كه متضمن ارزشها علايق و نفوذ خارجي بود تبديل شد.
    در سال 1355 ش هنري كيسينجر در راس هياتي به ايران آمد و بزرگترين قرارداد را با رژيم پهلوي منعقد كرد
    بين سال 1351 تا 1356 هـ . ش 38 درصد جمعيت روستايي ايران دچار سو تغذيه بودند و تنها 15 درصد آن ها تحصيلات ابتدايي داشتند . در سال 1354 هـ ش 60 درصد از مردان و 90 درصد از زنان روستايي كاملا بي سواد بودند
    در تهران يك پزشك براي هر 974 نفر يك دندانپزشكي براي هر 5626 نفر و يك پرستار براي هر 1820 نفر وجود داشت . در همين حال در اذربايجان شرقي يك پزشك براي 5589 نفر يك دندانپزشك براي 66156 نفر و يك پرستار براي 12712 نفر وجود داشت . در كردستان يك پزشك براي هر 6177 نفر يك دندانپزشك براي هر 57291 نفر و يك پرستار براي هر 46552 نفر وجود داشت

  • *****
    صفات خدا




  • كتاب « صفات خدا » را پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در 176 صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور را كه رضا بخشايش ترجمه نموده است داراي عناوين زير مي باشد : وجود علم مطلق علم پيشين و اختيار انسان قدرت مطلق تغييرناپذيري و انفعال ناپذيري سرمديت خوبي خلقت و قيوميت الهي و...

  • *****
    روان شناسي و تبليغات




  • كتاب « روان شناسي و تبليغات » را محمد كاوياني نوشته و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه آن را در 444 صفحه منتشر كرده است . در فهرست مطالب كتاب مذكور عناوين زير ديده مي شود : ابزارهاي تبليغات ويژگي هاي روان شناختي مبلغ تكنيك هاي روان شناختي كاربردي قانون مندي هاي روان شناختي پيام گيرنده زمينه هاي ارسال و دريافت پيام جنگ رواني مدل اسلامي تبليغات و عناوين متعدد ديگر.

  • *****
    مباني تعليم و تربيت در قرآن




  • كتاب « آراي دانشمندان مسلمان در تعليم و تربيت و مباني آن » را محمد بهشتي مهدي ابوجعفري و علي نقي فقيهي نوشته اند و پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و انتشارات سمت كتاب مذكور را در 262 صفحه منتشر كرده اند . در فهرست كتاب هاي مذكور عناوين زير ديده مي شود : زندگي و آثار ابن مسكويه انسان و اخلاق و تعليم تربيت در انديشه ابن مسكويه زندگي و شخصيت شيخ اشراق مكتب فلسفي شيخ اشراق و انسان شناسي و اخلاق و تعليم و تربيت از ديدگاه او زندگي و شخصيت خواجه نصيرالدين طوسي انسان و معرفت و اخلاق و تعليم و تربيت از ديدگاه خواجه نصيرالدين طوسي زندگي و شخصيت مولوي مباني تعليم و تربيت و اهداف تعليم و تربيت و اصول تعليم و تربيت از ديدگاه مولوي