روزنامه جمهوري اسلامي 15/04/1387 صفحه امام
*****
مسئوليت پذيري سياسي عرصه هاي سخت و پايداري ها




  • ديدگاه هاي امام خميني درباره ضرورت مسئوليت پذيري روحانيت متعهد و انقلابي
    و خطر روي كارآمدن روحانيون عافيت طلب و علم فروشان بي عمل
    وقتي فرهنگ پويا و جامع و همه سونگر اسلامي وظايف و مسئوليت هاي مسلمين را در امور عبادي محدود نمي كند و عمل به تعاليم اجتماعي و سياسي اسلام را در كنار ساير جنبه ها و جلوه هاي قوانين اين دين زندگي ساز ضروري مي داند طبيعي است كه اين « اصل » به صورت مسئوليت هاي بزرگ و حياتي پيش از همه و بيش از ديگران بردوش عالمان و فقيهان اسلامي سنگيني مي كند و هم آنان هستند كه بايد در پذيرش وظايف و تعهدات اجتماعي و سياسي و حضور در عرصه هاي گوناگون حيات جمعي براي برنامه ريزي و تدبير و راهبرد جامعه احساس مسئوليت كنند. اين واقعيت از دو زاويه قابل تامل مي باشد. زاويه اول آموزه ها و دستورالعمل هاي اسلامي است كه با صراحت تمام عالمان ديني را به حضور در صحنه هاي اجتماعي و سياسي فرمان مي دهند و به هيچ وجه نمي پذيرند كه علماي اسلام وظيفه مندي و فعاليت خود را در امور عبادي و در بيان احكام و انجام نماز و طاعات محدود نمايند و مسلمين را در شرايط سخت حاكم بر سرزمين هاي اسلامي رها كنند و درحالي كه چنگال هاي خونين قدرت هاي سيطره جوي جهاني همچنان گلوي مظلومان جهان اسلام را مي فشرد و حلقه هاي اسارت ملل مسلمان تنگ تر مي شود اينان مهر سكوت بر لب زنند و در گوشه عزلت بخزند و نه مبارزه اي با استبداد داخلي سرچشمه يافته از حاكمان وابسته و نه تحركي عليه استعمار خارجي در ابعاد مختلف داشته باشند.
    زاويه دوم پذيرش اين واقعيت انكارناپذير است كه ظلم ستيزي و مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي مسلمين با هدايت و رهبري فقيهان و عالمان ديني تحقق مي يابد و هم آنان هستند كه مرزبانان دين و شارحان تعاليم اسلام و تبيين كنندگان قوانين اجتماعي و سياسي قرآن و راهگشاي جهاد و مبارزه و پذيراي وظايف و تعهداتي مي باشند كه نظام سياسي و حكومتي اسلام را از جنبه فكري و نظري به جنبه عيني و عملي مي رساند.
    مجموعه آنچه در متن فرهنگ و معارف اسلامي درباره عالمان ديني ثبت گرديده است به اصل مزبور نظر مي گسترد و از آن جمله است اين سخن پيامبر اكرم (ص ) كه چون بدعت ها ـ در ابعاد اعتقادي و فكري و اجتماعي و سياسي ـ در امت من پديد آيد بر عالم ديني است كه علم خود را ـ در مبارزه با آنها و بينش آفريني براي مردم ـ آشكار نمايد . (1 )
    همچنين اين كلام رسول خدا(ص ) كه علما و فقها امانت داران پيامبرند(2 ) به مجموعه كامل وظايف و مسئوليت هاي فكري و اجتماعي و سياسي در سطح كلان تصريح دارد كه بردوش عالمان بصير و آگاه به زمان سنگيني مي كند.
    و نيز اين سخن حضرت امام حسين (ع ) كه مقابله با پادشاهان ستمگري كه حرام خدا را حلال كرده و دين حق را فروافكنده و سنت پيامبر(ص ) را نقض نموده و بر مردم به ستم حكمراني مي كنند از وظايف علماي ديني مي باشد(3 ) به وضوح به اصل مسئوليت پذيري اجتماعي و سياسي فقيهان و عالمان اسلامي در همه اعصار و زمان ها تصريح دارد.
    به طور طبيعي پذيرش مسئوليت هاي اجتماعي و سياسي از طرف علماي آگاه و مبارز اسلام ـ در هر دو مقطع پيش از مبارزه با ستمگران و پس از پيروزي بر آنها با تشكيل حكومت جديد ـ با رنج و سختي هاي طاقت فرسا و تا مرز زندان و تبعيد و شهادت توسط دشمنان مستقيم و مخالفت و تخريب توسط دوستان ناآگاه و ترور شخصيت و بهره برداري هاي سياسي منافقان زيرك همراه مي باشد و به اين ترتيب « مسئوليت پذيري در طوفان سهمگين حوادث و هجوم سيل هاي بي امان تحقير و تخريب » كار بسيار بزرگي است كه از هر كس برنمي آيد كه در اين راه بايد از قرباني شدن آبرو و حيثيت باك و هراس نداشت و نه تنها از جان و مال مايه گذاشت و شهادت را با آغوش باز پذيرفت بلكه از هيچ دروغ و تهمت و فحش و ناسزا و تخريب و لگدمال شدن همه اندوخته هاي « آبرويي » در سال هاي مديد ترس و خوف نداشت .
    حضرت امام خميني در رهنمودهاي ژرف و راهگشاي خود براي امروز و هر روز جامعه اسلامي ابتدا به اصل ضروري مسئوليت پذيري علماي دين ـ كه با پشتوانه اي بزرگ از تعاليم و آموزه هاي ديني همراه مي باشد ـ اينگونه تصريح مي نمايد :
    « روحانيت كشور ايران فقط به خطابه و وعظ و ذكر مسائل روزمره اكتفا ننموده است و با دخالت در مهم ترين « مسائل سياسي كشور خود و جهان » توانسته است « قدرت مديريت روحانيت اسلام » را به نمايش بگذارد و اتمام حجتي براي همه قائلين به سكوت و سازشكاران بي تعهد و علم فروشان بي عمل باشد . » (4 )
    اين رهنمود نمونه اي است از رهنمودهاي بي شماري كه مسئوليت پذيري اجتماعي و سياسي علماي اسلام را به صورت يك « اصل » مطرح و تثبيت مي نمايد و در عباراتي كوتاه دو گروه از عالمان ديني را از هم جدا مي سازد. گروه حاضران در عرصه هاي سخت سياست و مديريت با پذيرش مسئوليت هاي طاقت فرسا و گروهي كه خود را كنار مي كشند و از تعهدهاي اجتماعي و سياسي مي گريزند و در همان حال علم فروشي مي كنند و با آن كه فاقد عمل هستند و هيچ پشتوانه قابل قبولي از مجاهدات و مبارزات سخت و رنجزا در مسير تقابل با رژيم ستمشاهي و قدرت هاي استعماري ندارند و همواره در عافيت و سلامت زيسته اند بر كار صالحان مبارز و انقلابي خرده مي گيرند و رويكرد تنگ و سطحي به اسلام و خلاصه كردن اين دين جامع و رهايي بخش به احكام عبادي را به صورت نسخه شفابخش تجويز مي نمايند!
    حضرت امام خميني سپس به جلوه ديگر مسئوليت پذيري عالمان فكور و مبارز كه سختي ها و رنج و مرارت هاي نهفته در آن مي باشد اينگونه اشاره مي كنند :
    « در هيچ كشور و انقلابي جز انقلاب بعثت و رسالت و زندگي ائمه هدي ـ عليهم السلام ـ و انقلاب اسلامي ايران سراغ نداريم كه رهبران انقلاب آنقدر آماج حملات و كينه ها گردند. و اين به خاطر صداقت و امانتداري است كه در وجود علماي متعهد به اسلام متبلور است . مسئوليت پذيري در كشوري كه با محاصره ها و مشكلات اقتصادي و سياسي و نظامي مواجه است كار مشكلي است . البته روحانيون متعهد كشور ما بايد خودشان را براي فداكاري هاي بيشتر آماده كنند و در موقع لزوم و ضرورت از آبرو و اعتبار خود براي حفظ آبروي اسلام و خدمت به محرومان و پابرهنگان استفاده كنند . » (5 )
    حضرت امام خميني در اين سخنان فضاي مسموم و زهرآگين آميخته با حركت ها و فعاليت هاي افراد و گروه هاي مختلف از دوست و دشمن عليه اصل مسئوليت پذيري سياسي علماي انقلابي و مبارز را مي نمايانند و به اين واقعيت اشاره مي كنند كه اولا حملات و كينه هاي شديد عناصر و جريان ها و احزاب عليه شخصيت هايي كه در كادر رهبري انقلاب و اداره كشور قرار دارند فقط با دوران حيات سياسي پيامبر اكرم (ص ) و حضرت علي (ع ) و ائمه هدي (ع ) قابل تطبيق است كه با تهاجم هاي شديد معاندان همراه بود و آنان نمي خواستند چهره هاي منور و شخصيت هاي جامع و مطهر و تاثيرگذاري همچون نبي اكرم (ص ) و امام علي (ع ) و ساير امامان معصوم (ع ) بر مصدر امور قرار گيرند و زمامداري و مديريت كلان سياسي سرزمين هاي اسلامي را ساماندهي كنند. در دوره خلافت و رهبري پيامبر اكرم (ص ) جريان نفاق با عملكردهاي عبدالله بن ابي و ساير عناصر و نيز تشكيل مسجد ضرار براي توطئه عليه پيامبر(ص ) و حتي نقشه قتل آن حضرت نمونه ها و مصداق هايي از كينه ها و عداوت ها و حملات و تخريب هايي بود كه عليه رسول خدا(ص ) مديريت مي شد. در دوره حكومت علي (ع ) مثلثي متشكل از سه جبهه معاند و كينه توز « قاسطين مارقين ناكثين » شديدترين حملات عليه شخصيت والاي اميرمومنان (ع ) با نشر دروغ و تهمت و به كارگيري مكر و نيرنگ و فتنه را سازماندهي كردند و اصحاب و ياران صديق امام (ع ) نيز در مسير حملات و فتنه ها و جنگ و درگيري هاي اين سه جبهه قرار گرفتند.
    در انقلاب اسلامي كه تداوم انقلاب و نهضت مقدس پيامبر اكرم (ص ) مي باشد و در صدد استقرار احكام و قوانين الهي در ابعاد گوناگون برآمده است همين تحركات و فضاسازي ها و عنادورزي ها در قالب ها و شيوه هاي جديد و مبتني بر آخرين يافته هاي دنياي استعمار در ايجاد فتنه هاي داخلي توسط ستون پنجم خود به ظهور و بروز درآمد و شخصيت هايي كه تحت رهبري هاي پيامبرگونه امام خميني بار اصلي همه مشقت ها و مرارت هاي نهضت را بر دوش مي كشيدند و مي كشند در معرض شديدترين حملات و شايعات و تهمت ها و هتك حرمت ها قرار گرفته و مي گيرند.
    اين از مشخصه هاي « اسلام ناب محمدي (ص ) » است كه ياران و سربازان فداكارش را از ميان علماي سخت كوش و شجاع و بي هراس برمي گزيند و اين از ويژگي هاي فقيهان و عالمان آزادانديش و دلسوخته اسلام است كه در هيچ شرايطي حاضر نيستند از راه خدا و آرمان هاي الهي و ايثار و فداكاري تا مرز اهداي سر و جان و ريختن آبروي خود كناره گيري كنند.
    اين عالمان دردآشنا و زجر كشيده مي توانستند همچون برخي ديگر از روحانيون سازشكار و عافيت طلب به گوشه اي بخزند و با نام ! و القاب ! و افتخارات ! لحظات زندگي خويش را طي نمايند لكن عشق به خدا و خدمت به خلق خدا و هدف مقدس استقرار نظام سياسي و حكومتي اسلام آرام و قرار را از آنان ربود و چنان آتش تعهد و مسئوليتي بر خرمن وجودشان افكند كه رنج و آزار دروغ و تهمت ها و فريب و فتنه انگيزي هاي دشمنان آگاه ! و دوستان نادان ! را پذيرفتند تا « جامعيت اسلام » در قالب « حكومت » و در سطح كلان و گسترده جايگزين رژيم ستمشاهي و آمريكايي پهلوي گردد و امروز توده هاي مردم در فضاي « آزادي » تنفس كنند و مفهوم و مصداق راستين و واقعي « استقلال » را دريابند. همچنين پذيرفتند در مسلخ و قربانگاهي قرار گيرند كه پس از پيروزي انقلاب توسط افراد و گروه هاي وابسته به غرب و آمريكا ايجاد شد و حتي در معرض تهاجم كساني واقع شوند كه در شكل و شمايل موجهين و مقدسين فعاليت كردند و مي كنند و مشتاقانه و به قصد قربت آبروي مومنين و صالحين و شخصيت هاي فكور و خدوم را به نفع دشمنان خارجي و عوامل و وابستگان داخلي آنان هتك نموده و مي نمايند و آب ها را براي صيد ماهي هاي مراد آنها تيره مي سازند! و اين گونه بود كه اين دلسوختگان و دردآشنايان هر چه داشتند و دارند براي خدا و دين خدا و اعتلاي جامعه و كشور اسلامي و استقرار قوانين اسلام قرباني كردند و مي كنند.
    در سخنان شهيد مظلوم آيت الله بهشتي تامل كنيم كه چگونه پذيرش رنج و سختي هاي ناشي از فضاسازي هاي آميخته به دروغ و تهمت و نيرنگ عليه خود و يارانش را در مسئوليت پذيري هاي اجتماعي و سياسي به منظور پاسداشت اسلام و انقلاب و نظام بر زندگي راحت و آسوده تهي از آسيب و زيان هاي شخصيتي و آبرويي ترجيح مي دهد :
    « اگر روحاني مي خواست جنت مكان زندگي كند بهتر نبود كه بعد از پيروزي انقلاب بگويد : « خيلي خوب افتخار پيروزي انقلاب را كه همه براي ما هم سهمي قائل هستند و به ما هم از اين افتخارات سهم بالايي مي دهند پس برويم كنار كه همچنان جنت مكان و خوش نام بمانيم خيال مي كنيد كه روحانيون اين كار سرشان نمي شد ! » (6 )
    و نيز در سخنان آيت الله هاشمي رفسنجاني كه همچون شهيد بهشتي و در جبهه واحد عليه اسلام التقاطي اسلام شاهنشاهي و اسلام غربي و آمريكايي مبارزه مي كرد و هم اينك تداوم دهنده راه آن شهيد والامقام است و در معرض تهاجم اين سه اسلام ! تامل روا داريم و ضايعات مسئوليت پذيري سياسي در طوفان حوادث و ترجيح شرائط سخت بر شرايط آسان و عافيت جويانه را به نظاره بنشينيم :
    « ما جايز نمي دانيم كه ميدان را براي حريف خالي بگذاريم و مثل بعضي از همراهان سابق قيافه بي طرف بگيريم و به اصطلاح جنت مكان و بي آزار و زاهد جلوه كنيم . به خاطر حفاظت از خط اسلامي انقلاب در صحنه مي مانيم و از مشكلات مخالفت ها و تهمت ها نمي هراسيم . » (7 )
    حضرت امام خميني در رهنمودهايي كه از نظر گذشت ضمن تاكيد فراوان بر مسئوليت پذيري سياسي روحانيت و نيز ضرورت آماده بودن علماي متعهد و مدير و كارآمد نظام براي فداكاري بيشتر و استفاده از آبرو و اعتبار خود براي حفظ آبروي اسلام و خدمت به جامعه به كارنامه موفق و درخشان مديريت سياسي شخصيت هاي روحاني اينگونه اشاره مي كنند :
    « من امروز بر اين عقيده ام كه مقتدرترين افراد در مصاف با آن همه توطئه ها و خصومت ها و جنگ افروزي هايي كه در جهان عليه انقلاب اسلامي است معلوم نبود موفقيت بيشتري از افراد موجود به دست مي آوردند . » (8 )
    حضرت امام خميني سپس مجموعه روحانيت را مخاطب قرار مي دهد و از علماي متعهد و دردآشنا و فعال در مسير صيانت از اسلام و انقلاب و نظام مي خواهد كه هرگونه اختلاف و تنازع و تفرقه را رها سازند و وحدت و اقتدار خود را كه عامل اساسي و اوليه پيروزي نهضت و مديريت توانمند سياسي روحانيت مي باشد پاسداري و محافظت نمايند. همچنين حضرت امام خميني هشدار مي دهند كه اگر تشتت و اختلاف در حوزه ها و بين علماي اسلام ريشه كن نشود حاصل تلخ آن روي كار آمدن روحانيت غيرمتعهد و مخالف با انقلاب خواهد بود. امام خميني خطاب به علماي اسلام به صورت پرسش و استفهام درباره روي كار آمدن روحانيون عافيت طلب در اثر تنازع بين روحانيون دلسوز و متعهد و انقلابي چنين مي فرمايد :
    « آنها كه در طوفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث كمرشكن بعد از انقلاب نه غصه مبارزه و نه غم جنگ و اداره كشور را خورده اند و نه از شهادت عزيزان متاثر شده اند و با خيالي راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده اند مي توانند در آينده پشتوانه انقلاب اسلامي باشند ! » (9 )
    اگرچه در متن اين نوشتار و با توجه به ديدگاه هاي حضرت امام خميني نتايج به دست آمده مشخص است لكن لازم است اين نتايج را براي تامل مجدد به طريق ذيل مرور كنيم :
    مسئوليت پذيري سياسي توسط علماي انديشمند مدير كاردان و متعهد و انقلابي يك ضرورت حياتي و متناسب با ماهيت انقلاب و نظام اسلامي و اهداف و آرمان هاي متعالي آن مي باشد.
    روحانيت انقلابي قدرت مديريت خود را نمايانده است و با پرداختن به امور و مسائل سياسي داخلي و خارجي و كسب توفيق در متجلي كردن نظام سياسي و حكومتي اسلام حجت را براي روحانيون قائل به سكوت و سازشكاران بي تعهد و علم فروشان بي عمل تمام كرده است .
    مسئوليت پذيري سياسي روحانيت انقلابي با حملات فضاسازي هاي مسموم تخريب ها و هتك حرمت ها همراه بوده و هست كه دشمنان خارجي و عوامل و ايادي داخلي آنان « بيدار » هستند و دوستان و مدعيان ديانت در « خواب » به سر مي برند!
    علماي متعهد و شخصيت هاي موثر نظام بايد آبروي خويش را در مسلخ تهاجم هاي سنگين عليه شخصيت فكري و معنوي و اجتماعي و سياسي خويش به نفع اسلام و انقلاب و نظام قرباني كنند چنان كه تاكنون كرده اند و از هيچ چيز و هيچ كس نهراسند چنان كه تاكنون نهراسيده اند.
    تجربه مديريت سياسي شخصيت هاي روحاني در طول دوران سخت و نفس گير پس از پيروزي انقلاب و در گردنه هاي صعب العبور و فراز و نشيب هاي حوادث و توطئه هاي سنگين و مهيب موفق بوده است .
    پرهيز از اختلاف و تنازع در ميان مراكز حوزوي و مديريتي و هر عرصه و صحنه از فعاليت و نقش آفريني علماي متعهد يك ضرورت حياتي و يك نياز بنيادي مي باشد و موجب تداوم نقش كارآمد انديشمندان اسلامي و علماي مدير و سائس مي گردد.
    تفرقه و تشتت خطرات و آفات بزرگي مي آفريند كه تلخ ترين و وحشتناك ترين آنها روي كار آمدن روحانيت غيرمتعهد و عافيت طلبان و سازشكاران است هم آنان كه حاصل و ثمره سال هاي سخت و طولاني و رنجزاي مبارزات امام خميني و روحانيت انقلابي را به تاراج مي دهند و اسلام آمريكايي و حكومت اسلامي آمريكايي را جايگزين اسلام ناب محمدي (ص ) و حكومت مبتني بر تعاليم و قوانين جامع آن مي كنند.
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاورقي :
    1 ـ اصول كافي ج 1 ص 54
    2 ـ همان مدرك ص 42
    3 ـ الحياه ج 2 ص 485
    4 ـ صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني ج 20 ص 336
    5 ـ همان مدرك ج 21 ص 97
    6 ـ ولايت رهبري روحانيت ص 320 نقل از جفاي دوستان اكبر مظفري نشر شاكر ص 28
    7 ـ عبور از بحران كارنامه و خاطرات سال 1360 آيت الله هاشمي رفسنجاني ص 15 نقل از جفاي دوستان ص 28
    8 ـ پيام امام به روحانيت 1367 12 3 صحيفه امام ج 21 ص 283
    9 ـ همان مدرك ص 287
    « مسئوليت پذيري » در طوفان سهمگين حوادث و هجوم سيل هاي بي امان تحقير و تخريب كار بسيار بزرگي است كه از هر كس برنمي آيد كه در اين راه بايد از قرباني شدن آبرو و حيثيت باك و هراس نداشت و نه تنها از جان و مال مايه گذاشت و شهادت را با آغوش باز پذيرفت بلكه از هيچ دروغ و تهمت و ناسزا و لگدمال شدن همه اندوخته هاي « آبرويي » در سال هاي مديد ترس و خوف نداشت
    اين از مشخصه هاي « اسلام ناب محمدي (ص ) » است كه ياران و سربازان فداكارش را از ميان علماي سخت كوش و شجاع و بي هراس برمي گزيند و اين از ويژگي هاي فقيهان و عالمان آزادانديش و دلسوخته اسلام است كه در هيچ شرايطي حاضر نيستند از راه خدا و آرمان هاي الهي و ايثار و فداكاري تا مرز اهداي سر و جان و ريختن آبروي خود كناره گيري كنند
    حضرت امام خميني از علماي متعهد و دردآشنا و فعال در مسير صيانت از اسلام و انقلاب و نظام مي خواهد كه هرگونه اختلاف و تنازع را رها سازند و وحدت و اقتدار خود را كه عامل اساسي و اوليه پيروزي نهضت و مديريت توانمند سياسي روحانيت مي باشد پاسداري و محافظت نمايند. همچنين هشدار مي دهد كه اگر تشتت و اختلاف در حوزه ها و بين علماي اسلام در هر جايگاه و عرصه ريشه كن نشود حاصل تلخ آن روي كار آمدن روحانيت غيرمتعهد و عافيت طلب و مخالف انقلاب خواهد بود
    وقتي فرهنگ پويا و جامع اسلامي وظايف مسلمين را در امور عبادي محدود نمي كند و عمل به تعاليم اجتماعي و سياسي اسلام را در كنار ساير جنبه ها و جلوه ها ضروري مي داند طبيعي است كه اين « اصل » به صورت مسئوليت هاي بزرگ و حياتي پيش از همه و بيش از ديگران بردوش عالمان و فقيهان اسلامي سنگيني مي كند و هم آنان هستند كه بايد در پذيرش وظايف اجتماعي و سياسي براي برنامه ريزي و تدبير و راهبرد جامعه احساس مسئوليت كنند و اين واقعيتي است كه آموزه ها و دستورالعمل هاي ديني بر آن تاكيد فراوان دارند