بخش نخست مصاحبه با دكتر عيسي كلانتري به مشكلات ساختاري كشاورزي ايران به ويژه اقتصاد كشاورزي و علل
توسعه نيافتگي و كمبود سرمايه اشاره شد مشكلاتي كه سبب شد ريل اقتصاد كشاورزي ايران كج باشد و هر قطاري كه در اين
مسير در حركت باشد دچار انحراف مي شود و سرمايه هاي ملي را كه اتفاقا كشاورزان و نيروي انساني فعال در بدنه هم جزوي
از آن محسوب مي شود به هدر مي دهد اما در بخش دوم مصاحبه ضعف هاي برنامه ريزي و حتي اشتباهات افراد و شخص
خود دكتر كلانتري در دوره وزارت كشاورزي مطرح و راهكارهاي اساسي براي رفع اين مشكلات بيان شد. بخش دوم
مصاحبه را با هم مرور مي كنيم :
آقاي دكتر كلانتري ماشاالله شما هنگامي مسئوليت وزارت كشاورزي را قبول كرده بوديد كه دكتراي خود را از امريكا گرفته بوديد.
پس چرا 8 سال اول وزارت خود هنوز نمي دانستيد چه مي كنيد و فقط پنج سال پاياني فهميديد و كاري هم نتوانستيد انجام دهيد
ث من كه تنها تصميم گيرنده نبودم فكر مي كردم مسير درست است و ريل خوب گذاشته شده است در كشور ما چند نهاد و مركز تصميم
مي گيرند و وزارتخانه مجري است . دولت
مجلس
شوراي اقتصاد و... همه نظر دارند و به محض آنكه مي گويم من مازاد اشتغال دارم
اولين موضع را وزير كار بر ضد من مي گيرد كه شما نبايد اشتغال را كم كنيد. تاييد حرف وزير كار يعني اينكه ما بيماري پنهان مازاد
اشتغال را داشته باشيم . اين حركت ها قيمت تمام شده كشاورزي را افزايش مي دهد و گرفتاري روي گرفتاري !
نگفتيد شما چرا قبول كرديد كه در مسند وزارتخانه باشيد و سكوت كنيد و اما اين اشكالات ادامه داشته باشد آيا براي انتخاب شما
هم جريانهاي سياسي نفوذ داشتند !
ث نه نشد
مي خواهي بحث انحرافي را پيش بكشي ! بنده مهندس كشاورزي بودم
فوق ليسانس كشاورزي خواندم
دكتراي كشاورزي
خوانده بودم و در تمام عمرم پس از ورود به ايران در اداره كشاورزي كار كرده بودم و پس از اينكه 7 سال در دوره ها و رده هاي مختلف
كشاورزي مسئوليت داشتم وزير كشاورزي شدم و در سال 67 اين وظيفه را قبول كردم . من چيزهايي از مديريت مي دانستم ولي
سياست هاي كلان كشور به گونه اي بود كه آنچيزي كه شما مي خواستيد نمي توانستيد اجرا كنيد . وقتي تصميم گرفته مي شد كه ايجاد 500
هزار شغل امسال سهم بخش كشاورزي است
من ماتم مي گرفتم .
پس اين درك الان براي شما حاصل شد كه مسيرهاي قديم را اشتباهي رفتيم
ث بله من فهميدم و ديگر دوست ندارم كشورم راههاي اشتباه خود را ادامه دهد. چون در دوران وزارتم رفتم رئيس شوراي جهاني غذا
شدم و كشورهاي مختلف را ديدم و ارگانهاي مختلف را بررسي كردم و متوجه شدم آنچه را كه ما در كشور خود فعاليت كشاورزي
مي خوانيم نه تنها كشاورزي نيست كه مخرب است و سياست هاي ملي ما مسيري را برخلاف علم پيش مي برد. سياست كلي ما مي گويد
خودكفايي به هر قيمت ممكن ; در حاليكه اين درست برخلاف اصل اوليه اقتصاد ملي و اقتصاد بين المللي است .
يعني شما الان به اين نتيجه رسيديد كه ما محصول استراتژيك نبايد داشته باشيم
ث من هم اعتقاد به محصول استراتژيك دارم و ما مجبوريم كالاي استراتژيك توليد كنيم ! ولي هنگامي كه وارد مسايل فني مي شويم
مجبوريم مسايل فني را هم رعايت كنيم . وقتي ما مسايل فني را رعايت نكنيم مجبوريم يك سري محصولات را كنار بگذاريم در حاليكه
الاذن 80 درصد محصولات ما استراتژيك است همچنانكه شما نمي توانيد همه اراضي زيركشت خود را به خربزه و انار اختصاص دهيد
اجازه هم نداريد كه همه اراضي را براي گندم قرق كنيد. براي اين كار شما مجبوريد به توسعه پايدار هم فكر كنيد. از آب
بهداشت خاك و
اقتصاد كشاورزي خود مراقبت كنيد و در عين حفظ اين اصول كالاهاي استراتژيك توليد كنيد . شما از 6 ميليون هكتار از زراعت خود
اجازه داريد 5 ميليون هكتار را به توليد محصولات استراتژيك اختصاص دهيد ولي وقتي كه خود را مجبور به خودكفايي در يك
محصول مي كنيد به ناچار 200 هزار هكتار از سهم ذرت مي دهيد 300 هزار هكتار از محصول ديگر به اضافه تخريب اقتصاد كشاورزي و
نابودي بهداشت كشاورزي را فدا مي كنيد.
پس برخلاف آنچه كه درباره شما مي گويند چندان هم مخالف خودكفايي گندم نيستيد
شما نيز معتقد به خودكفايي محصولات
استراتژيك در كشور هستيد ولي اعتقاد داريد در اين مسير نبايد همه محصولات را فداي يك محصول كرد
ث بله دقيقا! راه مشخص است منتها اين راه مشخص را خيلي ها قبول ندارند. نه اينكه عناد داشته باشند نمي فهمند
راه درست خودكفايي
محصولات كشاورزي اين است كه توسعه پايدار كشاورزي را در چارچوب علمي پياده كنيد. وقتي برنامه ريزي درستي براي توسعه
پايدار كشاورزي نوشتي
در آن جاي محصول استراتژيك تو مشخص است
غيراستراتژيك ها و چه نوع توليد مشخص است
تعداد
بهره بردار
آلودگي محيط
قيمت تمام شده توليد
ميزان مصرف آب در هكتار و اينكه چه ميزان تحقيقات داشته باشيم و... مشخص
است .
پس مساله اصلي اين است كه مسئولان كشور ما ابتدا بايد توسعه پايدار را بپذيرند و آنگاه براي خودكفايي در گندم برنامه ريزي كنند
در حاليكه در كشور كارها برعكس است يا اين راه مشخص را قبول نمي كنند و يا آنقدر در اين مسير سد و كارشكني به وجود مي آورند كه
از راه اصلي منحرف مي شويم . ما الان براي كشاورزي نمي خواهيم چرخ اختراع كنيم
راه توسعه كشاورزي نه تنها در ايران بلكه در تمام
دنيا مشخص است . در حاليكه مشكل ما اين است كه اين راه را نمي رويم . مشكل ما اين است كه اصل را قبول نداريم و چگونگي رفتن در
آن راه را نمي فهميم و مشكلات ما به دليل ناآگاهي است .
ما وقتي مي آييم حكم مي كنيم كه به هر قيمتي بايد توليد گندم اضافه شود
چه اتفاقي مي افتد چاههاي غيرمجاز آب فراوان
مي شود. برداشت غيرمجاز از سفره هاي زيرزميني به اوج مي رسد
بيلان سفره هاي زيرزميني را منفي مي كنيم
آب هايمان را شور مي كنيم
و بعد از مدتي اراضي كشاورزي خود را هم خشك كرده و نابود مي ساريم . و همان راهي را مي رويم كه چين 30 سال پيش و آمريكا 40
سال پيش و هند رفته بودند كه سرشان به سنگ خورد . همان راهي را كه عربستان رفته بود و خود را بدبخت كرد مي رويم . در سال 1376
هنگامي كه به عنوان وزير كشاورزي با آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور سابق به عربستان رفته بوديم از او خواهش كردم با توجه
به اينكه براي انتخاب محل بازديد اختيار تام دارد
يك مزرعه كشاورزي عربستان را هم ببينيم . و رفتيم مزرعه شخصي وزير خارجه اش
را در 20 كيلومتري رياض ديديم . او با سرمايه گذاري هنگفتي كه كرده بود از عمق 1300 متري زمين آب درمي آورد! در حاليكه 20 سال
جلوتر از او همانجا با چاه آرتزين آب داشتند ولي با اشتباهات خود سبب افت سفره هاي زيرزميني شدند. او كاري كرده بود كه در مسير
انتقال آب به بالا درجه حرارت آب به 74 درجه سانتيگراد رسيده بود . براي آب سكو زده بودند و مي بردند بالا و با خنك كننده ها
خنك
مي كردند و از طريق لوله ها به مزارع مي رساندند در حاليكه اين كار اصلا به صرفه نبود اين كشاورزي هم نبود اين كار فقط هدر دادن پول
نفت بود و كار به جايي رسيد كه آب ها را تمام كردند و مزارع كشاورزي آنها از 2 ميليون و 700 هزار هكتار ناگهان به 900 هزار هكتار
كاهش يافته است در عين حاليكه الاذن آب هاي زيرزميني را هم نابود كردند و توليد گندم آنها هم از 4
2 ميليون تن به 900 هزار تن رسيده
است . پس به هر قيمتي نمي توان و نبايد كشاورزي كرد.
پس توسعه پايه بايد ركن اصلي هر نوع حركت مي باشد اول بايد توسعه پايدار براي مسئولان ما تعريف شود و آن را درك كنند
آنوقت دنبال راهكارهاي درست مي روند. توسعه پايدار با چهار اصل شناخته شده است به شما مي گويد كه : اول حق نداريد غيراقتصادي
توليد كنيد. دوم شما حق نداريد منابع توليد و محيط زيست را براي توليد هدر دهيد آب يكي از منابع توليد است خاك هم يكي ديگر از
منابع است . سوم اينكه شما حق نداريد با سياستگذاريهاي توليدي و توسعه اي بي نظمي هاي اجتماعي ايجاد كنيد و چهارمي چه
مي گويد مي گويد : شما حق نداريد بر مبناي توسعه و توليد حق و حقوق نسل هاي بعد را از بين ببريد. اگر اين چهار اصل را درنظر
بگيريد كه تشكيل دهنده توسعه پايدار است مسير را اشتباهي نخواهيد رفت . وقتي كه مي گويد نبايد نظم اجتماعي را با توليد خود برهم
بزنيد يعني اجازه نداريد به صرف توليد ملي گراني بيش از حد را به مردم تحميل كنيد فقر را توسعه بدهيد
سوتغذيه را رواج دهيد.
خودكفايي گوشت در كشور يعني توسعه سوتغذيه
چون توليد گوشت در كشور گران تمام مي شود مردم نمي توانند گوشت بخورند ما
حق نداريم چنين جرمي را مرتكب شويم . چرا الان 40 درصد از مردم ما سوتغذيه دارند اين آب زيرزميني و سطحي براي نسل هاي
آينده هم هست . چرا هنگامي كه مي گفتيم نفت را نبايد بفروشند براي نسل هاي آينده هم نگه دارند. ولي الاذن درباره آب كه حياتي تر هم
هست نمي گوييد. تازه نفت را مي توانيم بفروشيم و آن را در كشور يا خارج از آن سرمايه گذاري كنيم . همان كاري كه عرب هاي موفق انجام
داده اند و درآمد كشوري همانند كويت از سرمايه گذاريها و خريد سهامي كه در خارج انجام داد
سه چهارم درآمدهاي ملي اش است و فقط
يك چهارم درآمدش نفتي است . پس اگر چارچوب را فهميديد همه صحبت ها و برنامه ها در داخل اين چارچوب است . آب هم بايد به
طور صحيح استفاده شود ضمن آنكه 90 درصد آب مصرفي كشور هم در بخش كشاورزي استفاده مي شود و 10 درصد بقيه براي شرب و
صنعت و بهداشت است . آن 90 درصد رقم كمي نيست بايد به درستي مصرف شود و حق و حقوق نسل هاي آينده را از زيرزمين هدر
ندهيم . نسل هاي بعد هم بايد از اين آب استفاده كنند ما نبايد بگوئيم چون الان دستگاههاي حفار هست پول هم هست هر جا كه باشد آب
را بيرون بكشيم . ما حق نداريم چنين جرمي را مرتكب شويم
ما حق نداريم حداكثر بيش از 40 ميليارد مترمكعب از سفره هاي زيرزميني
برداشت كنيم در حاليكه الان 47 ميليارد برداشت مي كنيم براي اينكه هرچه برداشت مي كنيم آن سفره ها را محدودتر مي سازيم . هي
نمك ها غليظ تر مي شوند و هي آب كم مي شود و آن آبي را هم كه به روي زمين مي آوريم حاصلخيزي كمتري نسبت به گذشته خواهد
داشت زيرا آب هاي سطحي را هم شور مي كند. پس شما اول بايد اين اركان را بدانيد و به آن عمل كنيد.
كشورهاي موفق را در اين زمينه مي توانيد نام ببريد
ث الان همه كشورهاي توسعه يافته از سال 1970 به بعد سياست هاي خود را فقط در اين چارچوب پيش مي برند و هيچ دولتي اجازه
تخطي ندارد كشورهاي اروپايي و عضو اتحاديه اروپا يكي از تعهداتش هم همين است .
آمريكاي شمالي و حتي آمريكاي جنوبي
آسياي جنوب شرقي و استراليا هم اين اصول را رعايت مي كنند و پس از رعايت آن اصول
است كه در گندم خودكفاي پايدار مي شوند نه مثل كشور ما كه فقط ادعاي خودكفايي مي كنيم . اين سئوال بايد پاسخ داده شود كه چرا
بيشترين توليد ناخالص داخلي و سرانه مردم ايران طبق آمار موجود به سال 1976 بازمي گردد براي اينكه توسعه پايدار را رعايت
مي كرديم كه با سياست هاي احساسي و چپي اول انقلاب و جنگ تحميلي به هم خورد ولي بعد از آن مهمترين اشتباه را برنامه ريزان
ناآگاه مرتكب شدند كه من هم شامل آنها بودم . جرمي هم نداشتيم بلد نبوديم الان هم آنهايي كه بلد هستند كنارند و آنهايي كه بلد نيستند
باز در مسند كار قرار دارند و اين چرخه معيوب همانند همه كشورهاي جهان سوم و آفريقايي ادامه دارد و ما هم متاسفانه گرفتار آن
هستيم . بدبختي ما همين است كه اگر پول نفت نبود ما از بنگلادش و افغانستان هم بدتر زندگي مي كرديم . يعني اگر همين آدمها بودند
بدتر زندگي مي كرديم ولي اگر برنامه ريزي درست انجام مي داديم حتي اگر نفت هم نداشتيم همانند بسياري از كشورهاي فاقد نفت زندگي
و كشاورزي بهتري داشتيم .
آقاي دكتر اجازه مي خواهم مسير صحبت را عوض كرده و به سمت اعضا كميسيون كشاورزي مجلس هشتم ببريم اين اعضا را
چگونه يافته ايد آيا با آنها جلساتي به عنوان دبيركل خانه كشاورز داشته ايد
ث ما تا به حال جلساتي با هم نداشتيم اما بايد بگويم كميسيون كشاورزي مجلس هفتم بي خاصيت ترين و بدترين كميسيون كشاورزي
مجلس پس از انقلاب بوده است . ما اميدواريم كه اعضا كميسيون كشاورزي مجلس هشتم مثل گذشته نباشند
عمده اعضا جديد
آدمهايي هستند كه جديدا به مجلس راه يافتند و به اصطلاح هندوانه نبريده هستند ولي رئيس كميسيون به نظر من خوب انتخاب شد.
آقاي رجايي اگرچه يك ـ دو دوره هم بوده ولي الان انتخاب معقولي شد. كميسيون كشاورزي اگر خودش را سرگرم مسايل جاري كند باز
هم باخته است اين كميسيون به نظر من بايد يك سرمشقي براي خود بگذارد كه سند چشم انداز سند خوبي براي اين كار است زيرا در
راستاي توسعه پايدار تدوين شده است اين را به يقين مي گويم بيش از 95 درصد اين سند در راستاي توسعه پايدار است و آدمهاي
باسوادي آن را نوشتند . در راستاي برنامه چشم انداز 1 ـ روش هاي اجرايي كه در راستاي چشم انداز نيست را متوقف كنند 2 ـ قانون هاي
جاري كه در راستاي برنامه چشم انداز نيست را اصلاح كنند 3 ـ نظارت خود را بر دستگاههاي اجرايي ذيربط در راستاي سند چشم انداز
انجام مي دهند و 4 ـ سياست هاي توسعه پايدار را همواره پيش روي خود قرار دهند آنوقت ديگر بقيه مسايل قابل حل است ولي اگر
خودشان را گرفتار مسايل جاري كنند قطعا در كار خود موفق نخواهند بود.
به نظر من كميسيون هاي كشاورزي مجلس از شروع مجلس تا مجلس هفتم هميشه رو به نزول بوده
كه اميدوارم كميسيون كشاورزي
مجلس هشتم نقطه عطفي باشد كه بتوانند وظايف خود را به رسالت حقيقي نمايندگي مجلس بازگردانند.
به نظر مي رسد يكي از مشكلات جامعه ما همين مشكلات روزمره و به ويژه نياز مصرف كنندگان است كه همه برنامه ريزيها را به هم
مي زند. در اين شرايط نحوه پاسخگويي به تقاضاي روزافزون مصرف را چگونه بايد پاسخ گفت آيا با فرهنگ سازي و مهار اسراف بايد
جلوي اين تقاضا را گرفت يا با واردات به هر حال دولت در اين هماورد نامتناسب بودن ميزان توليد و مصرف بايد چه نقشي را ايفا
كند شير مثال خوبي است از اينكه گران كنيم يا يارانه به مصرف كننده بدهيم و آن را ارازن نگه داريم
ث دولت بايد مديريت كند و دخالت نكند . مثال شير مثال خوبي است الان بين 6 تا 6
5 ميليون تن شير در كشور توليد مي شود دولت
مدعي است 8
5 ميليون تن توليد مي كند كه به نظر من بي ربط است و برنامه او هم اين است كه اين توليد را به 10 ميليون تن برساند اگر
ما توليد شير را به درستي مديريت كنيم يعني از 6
5 ميليون تن به 5
5 ميليون تن برسانيم مديريت اقتصادي انجام داده ايم و در شرايط
فعلي كل مشكل خود را هم حل خواهيم كرد . ولي اگر روي 7
5 ميليون تن برسانيم
بروز مصيبت براي كشور اجتناب ناپذير خواهد شد
و بقيه تقاضا را بايد از بازارهاي جهاني تامين كنيم براي اينكه ما براي توليد علوفه خشبي در كشور محدوديت داريم . ما بايد در حدي
پيش برويم كه به هيچ بخشي اجحاف نشود مديريت صحيح يعني همين
اگر اجبارا اجحافي هم هست همه بايد بپذيرند. اگر دولت توان
ندارد يارانه اي را در جايي به توليدكننده و در جاي ديگر به مصرف كننده بدهد
مهمترين اولويت او اين است كه مديريت اين مساله را
شير توليد كنيم
افتخار نيست . اين كار يعني خودكشي بيايند پول TDN قبول كند و تنها ادعاي اينكه ما مي توانيم معادل 12 ميليون تن
بدهند و وام بدهند و هي گاوداري زياد كنند
گاو وارد كنند ولي علوفه نداشته باشند اين كار هيچ ارزشي ندارد. شما در كل كشور
نمي توانيد بيش از 12 ميليون تن علوفه توليد كنيد علوفه خشبي را هم نمي توان از خارج وارد كرد
ما كه نمي توانيم يونجه
كاه و كلش
وارد كنيم و گاو هم نمي تواند هميشه كنسانتره وارداتي بخورد . گاو هر روز حداقل 10 ـ 15 كيلو علوفه خشبي مي خواهد اگر فرضا
بخواهيم از آن 30 كيلو شير بگيريم . در كنار آن 7 تا 8 كيلو كنسانتره مي خواهد . اينجا توليد شير با محدوديت علوفه خشبي همراه است
شما وقتي ظرفيت دامداريهايتان را بيش از ظرفيت توليد علوفه خشبي توسعه مي دهيد اين ناهماهنگي براي توليد مشكل ايجاد خواهد
كرد. علوفه خشبي آنقدر گران خواهد شد كه خود نوعي محدوديت توليد عليرغم داشتن گاو گاوداري خواهد شد. يعني وقتي مصرف
برق از ظرفيت فيوض يا كنتور بالاتر بزند قطع خواهد شد. اين حركت عده اي از دامداران را ورشكست مي كند و دوباره ظرفيت توليد
كاهش مي يابد آنگاه توليد دوباره اقتصادي خواهد شد اين حركت چرخه اي تكرار خواهد شد اين وسط فقط منابع ملي كشور كه عمدتا از
نفت به وجود مي آيد نابود مي شود. اين وسط گراني تحميل مي شود. يك جايي سوتغذيه شديد پيش مي آيد يك جاي ديگر
توليدكننده نابود مي شود و فرهنگ مصرف هم با اسراف خراب مي شود اينكه مي گويم دولت بايد مديريت كند يعني همين در همه جاي
دنيا هم چنين رويه اي قانون اجرايي است . دولت در كشور ما اين مديريت را رها كرده است و شعارهايي داده كه نمي تواند عمل كند. آمده
شعار خودكفايي گندم
شير
گوشت
شكر
برنج
جو
دانه روغني و... داده و حالا مي بينيد كه منابع لازم را در اختيار ندارد و
سرمايه گذاري هم انجام نمي شود چون همانند آقاي وزير عمل كردند و فكر مي كردند هر كاري كه مي خواهند مي توانند با شعار انجام
دهند. حالا متوجه شدند كه نمي شود مي گويند سرمايه مي خواهيم
سرمايه هم به آنها بدهيد اگر برنامه مدون توسعه اي نداشته باشند
همانند عربستان فقط سرمايه را هدر خواهند داد.
آقاي كلانتري خودكفايي ملي در توليد محصولات كشاورزي از خواسته هاي ملت از همان آغاز قيام براي انقلاب اسلامي بود و امام
خميني (ره ) هم همواره بر اين مساله تاكيد داشتند آنهايي هم كه مي گويند خودكفايي
نمي گويند همه چيز را نابود كنيم و فقط گندم توليد
كنيم . آنها هم مي گويند راه حل توسعه اي را انتخاب و هدفمان آن افق باشد حالا اگر در مسير دچار انحراف مي شويم
هدف نهايي
خودكفايي را نبايد بي ارزش تلقي كنيم . امروزه كشورهاي دنيا هم متوجه سلاح وابستگي غذايي شده اند و در راستاي خودكفايي حركت
مي كنند. خودكفايي الزاما با نابودي منابع همراه نخواهد شد اگر ما مقدمات را به درستي فراهم آوريم مثلا محصولات زراعي مقاوم به
بي آبي
رونق آبرساني و آبياري تحت فشار و بسياري از كارهاي زيربنايي كه مي تواند منجر به خودكفايي شود را انجام دهيم چون كه صد
آمد
نود هم پيش ماست خواهد شد
ث اين حرف درست است ولي ما در كشور خود برعكس عمل كرده ايم كه به چنين روزي افتاده ايم امام خميني (ره ) خودشان مستقيما به
من فرمودند كه : « آقاي وزير يك كاري بكن كه وضع زندگي كشاورزان خوب بشود » بله امام هم دنبال خودكفايي بودند ولي او هم
نمي گفت بدون هدف توسعه اي جلو برو
عده اي فقط ظاهر حرف امام را گرفتند و با اشتباهات خود نابودي منابع آب و خاك را فراهم
كردند . اگر شما هم سرمايه گذاري لازم را در راستاي توسعه پايدار انجام دهيد شما هم مي توانيد صادركننده باشيد يعني همين 80 ميليارد
مترمكعب آبي كه شما مصرف مي كنيد از همين مقدار آب اگر درست استفاده كنيد مي توانيد تا 150 ميليون تن محصولات كشاورزي
توليد كنيد
اگر بهره وري آب به 65 تا 70 درصد برسد مي توانيم ولي با بهره وري 37 درصد هيچگاه قادر نخواهيم شد .
در اين شرايط كه مي دانند زيرساخت ها جواب نمي دهد دولتي كه بگويد مي خواهم 12 ميليون تن شير توليد كنم احمق است براي
اينكه هم توليدكننده شير را نابود مي كند هم منابع مملكت را به نابودي مي كشاند و هم مصرف كننده را با گراني قيمت ها نابود مي سازد.
نظم توليد با اين كار به هم مي ريزد
شما با 10 درصد افزايش سطح زير كشت گندم معاش مردم را به هم ريختند . به يكباره قيمت
حبوبات سه برابر شد و واردكننده شديم . قيمت علوفه وحشتناك بالا رفت قيمت تمام شده شير افزايش يافت و آنگاه هر توليدي در اين
زمينه زيانده شده است اما باز مي گوئيد افزايش توليد به هر قيمت ممكن !
پس شما هم اعتقاد داريد ما مي توانيم خودكفا شويم
ث بله من نمي گويم ما نمي توانيم خودكفا شويم اين را از قول من هم ننويس ! من مي گويم اگر در راستاي توسعه پاسدار حركت كنيم .
خلاصه كلام من همين است اگر ما در راستاي توسعه پايدار حركت كنيم و سرمايه گذاري كنيم ما در خيلي از محصولات به خودكفايي
خواهيم رسيد در بسياري از محصولات صادركننده خواهيم شد و اشكالي هم نخواهد داشت . اگر در تعدادي از محصولات واردكننده
شويم و آن بخش را با اصلاح مصرف و جلوگيري از اسراف مهار نمائيم . ولي قطعا آن زمان توازن غذايي و تجاري ما بسيار مثبت خواهد
شد . شما نمي توانيد بدون سياست هاي اجرايي زيرساختي در كشاورزي موفق شويد . اگر زيرساخت ها را درست كنيد قطعا با همين 2
ميليون هكتار اراضي هم گندم بكاريم 12 ميليون تن گندم برداشت خواهيم كرد اگر راندمان توليد را با سرمايه گذاري درست افزايش دهيم
نه فقط با افزايش سطح كشت و مصرف آب فراوان . زيرا حداقل متوسط 3 تا 4 تن در هكتار است و به اضافه و منهاي يك تا دو ميليون
تن هم خودكفايي است نبايد خيال كنيم هميشه بايد پر باشد. من اين را مي گويم اگر دو ميليون تن هم كسري داشتيد از اين نترسيد از آن
بترسيد كه منابع آب و خاك را به هر قيمتي نابود كرديد
بايد ناراحت باشيد . 12 ميليون تن هم براي ما خودكفايي است و لازم نبود براي
2 ميليون تن توليد
اضافي توليدات را به هم بزنيم و اقتصاد كشاورزي
بهداشت توليد را به هم بزنيم
گراني را به مردم تحميل كنيم
سوتغذيه را رواج دهيم و... اينها گرفتاري امروز ماست .
من هم اعتقاد دارم كه ما محصولات استراتژيك كشاورزي داريم
اما نبايد سهم آيندگان را از اين آب و خاك ببلعيم
آنها هم در اين
اراضي سهم دارند
همچنانكه در نفت داشتند و در قبل از انقلاب از دولت وقت مطالبه مي كرديم
ده سال پيش در عربستان از عمق 1300 متري آب استخراج مي كردند تا كشاورزي كنند
با اين كار علاوه بر هدر دادن سرمايه ها
زمين هاي كشاورزي خود را نيز خراب كردند
زيرا اراضي زير كشت آنها از 2 ميليون و 700 هزار هكتار به دليل نابودي آب هاي زير
زميني
ناگهان به 900 هزار هكتار كاهش يافت
مسئولان كشاورزي ايران اول بايد درس توسعه پايدار را بفهمند و آنگاه براي كشاورزي و كشاورزان تصميم بگيرند
قرار نيست الان كه دستگاههاي حفاري و پول داريم
از هر كجا كه شده آب را استخراج و در معرض آفتاب نابود كنيم
با كاهش آب سفره هاي زيرزميني در ايران غلظت نمك در اراضي زير كشت محصول افزايش يافته و اراضي كشاورزي به شوره زار
تبديل خواهد شد
گرفتاري امروز كشاورزان ايراني را برنامه ريزان ناآگاه دولتي مرتكب شدند كه من هم شامل آنها بوده ام
كميسيون كشاورزي مجلس هفتم بي خاصيت ترين و بدترين كميسيون كشاورزي مجلس پس از انقلاب بوده كه اميدوارم مجلس
هشتم مثل گذشته نباشد
اعضا كميسيون كشاورزي مجلس اگر خودشان را گرفتار مسايل روزمره كنند
قافيه را خواهند باخت
در كشوري كه نمي توان علوفه خشبي دامداران خود را تامين كند
افزايش توليد شير و گوشت احمقانه است
شايد بتوان به گاو كنسانتره وارداتي داد
اما كاه و كلش و يونجه را كه نمي توان وارد كرد
اين كارها هزينه توليد را افزايش و قيمت ها را
گران مي كند و مردم دچار سو تغذيه مي شوند همچنانكه اكنون 40 درصد مردم گرفتار سو تغذيه هستند
وزير جهاد كشاورزي فعلي در ابتدا شعارهايي داده كه اكنون متوجه شده نمي تواند آن وعده ها را عملي كند
امام خميني (ره ) به من گفتند : آقاي وزير كاري بكن كه وضع كشاورزان خوب شود
امام هم به دنبال خودكفايي ايران بودند
اما نه قبل
از كارهاي توسعه اي . زيرا توليد بدون برنامه ريزي توسعه اي
باعث تخريب زير ساخت ها مي شود
من نمي گويم ما نمي توانيم خودكفا شويم . اين را از قول من ننويس اما مي گويم با اين آدمها و اين برنامه ريزي نمي توانيم
گرفتاري
امروز ما اين است
عده اي فقط ظاهر حرف امام خميني (ره ) را گرفتند

|