مجيد زندي قسمت اول
مقدمه : براساس آخرين اظهارات مسئولان وزارت جهاد كشاورزي امسال مجبور خواهيم بود چهار ميليون تن گندم مورد نياز كشور
را از خارج وارد كنيم در اين شرايط يعني جشن خودكفايي گندم هم برگزار نخواهد شد زيرا عليرغم تبليغات شديد يكي
دو سال اخير
مبني بر پايداري در خودكفايي گندم
خشكسالي اخير نشان داد كه كشاورزي ايران همچنان يك چشم خود را بايد به آسمان بدوزد تا
باران ببارد در غير اينصورت برداشت محصول از اراضي ديم به شدت كاهش مي يابد مشكلي كه به دليل توسعه نيافتگي فعاليت هاي
كشاورزي در كشور خود را آشكار مي سازد. ساختار كشاورزي آسيب پذيري كه در آن كشاورز همچنان فقير باقي مانده است و
سرمايه گذاري در اين بخش هم چه از طرف دولت و چه از سوي بخش خصوصي در حداقل ممكن قرار دارد. در اين شرايط هزينه توليد
زياد و سودآوري آن همچنان اندك است چرا كه كشاورزي ما براساس هدف و برنامه پيش نمي رود و همچنان اساس كار به آب باران
وابسته است .
شرايط نامناسب وضع كشاورزان و كشاورزي در تابستان سال جاري ما را به اين نتيجه رساند كه فارغ از صحبت هاي رسمي وضعيت
40 سال اخير كشاورزي ايران را بررسي كنيم و سئوالات خود را با دكتر عيسي كلانتري وزير اسبق كشاورزي در ميان بگذاريم . كسي كه
علاوه بر تحصيلات تخصصي در حوزه زراعت
پس از انقلاب اسلامي همواره دستي در سياستگذاري و مسئوليت اجرايي داشته است و
اكنون به ارزيابي گذشته خود و ديگر مسئولان بخش كشاورزي و حتي عملكرد مسئولان فعلي جهاد كشاورزي به عنوان دبيركل خانه
كشاورز ايران مشغول است .
دكتر عيسي كلانتري كه دكتراي كشاورزي در زمينه فيزيولوژي زراعي خود را در سال 1360 از آمريكا دريافت كرده بود در سال 1361
رئيس سازمان ترويج كشاورزي ايران شد و پس از آن از سا 62 تا 67 رئيس موسسه تحقيقات اصلاح و تهيه بذر و نهال و رئيس سازمان
تحقيقات كشاورزي
مدير عامل كشت و صنعت و دامپروري مغان از 64 تا 67
وزير كشاروزي از 1367 تا 1379
مشاور رئيس
جمهور از سال 79 تا سال 85 رئيس شوراي جهاني غذا از 69 تا 74 و ... از سال 1381 تاكنون هم دبيركل خانه كشاورز است .
او را به صراحت لهجه و رك گويي مي شناسيم سخناني كه از سر دلسوزي و كارشناسي گفته مي شود اما چون به ريشه ها مي پردازد
حتي معتقد به خودكفايي هم هست اما اگر اصول علمي خودكفايي رعايت شود. او به عنوان منتقد سياست هاي اقتصادي جهاد
كشاورزي فعلي معروف شده و مخالفان او كار را به جايي رساندند كه در مرحله اي هم صلاحيت او را براي نمايندگي هشتمين دوره
مجلس شوراي اسلامي را رد كردند و پس از اينكه برخي از دلسوزان نظام به دفاع از او برخاستند صلاحيتش در آخرين روزهاي قبل از
تبليغات مجلس تاييد شد اما دكتر عيسي كلانتري برادر شهيد موسي كلانتري وزير راه و ترابري دولت شهيد رجايي كه در حادثه تلخ
هفتم تير با بسياري از اعضا دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيد و.. ديگر نمي خواست يا نمي توانست خود را مهياي
نمايندگي مجلس در اين دوره كند و...
متن زير حاصل گفت وگوي دو ساعته خبرنگار ما با دكتر كلانتري است .
اولين سئوال را مي خواهم از زبان كشاورزان بپرسم كه چرا آنها در 40 سال اخير همچنان رعيت ماندند و كشاورزي ديگر به عنوان شغل
ثابت كه بتوان با درآمد آن يك زندگي را اداره كرد نيست
ث سوال مهمي در عرصه كشاورزي ما است پاسخ به آن خود سه ساعت بحث لازم دارد. اينكه مي خواهيد بدانيد چرا كشاورزي ما به
چنين روزي رسيده كه 1 ـ پايداري توليد نيست 2 ـ توليد به اندازه كافي نيست 3 ـ قيمت تمام شده توليد گران است 4 ـ وضع كشاورزي
خوب نيست 5 ـ مصرف كننده از قيمت ها راضي نيست و درآمد خوبي براي مصرف ندارد 6 ـ چرا تا اين حد سوتغذيه داريم و ... تماما به
دليل اين است كه ما در عرصه كشاورزي خود اصول علمي در توليد و مديريت را رعايت نمي كنيم . شما وقتي كه در كشوري خشك و
نيمه خشك هستيد نمي توانيد بذر را پاشيد و در انتظار محصول بمانيد. در اين كشور بايد براي توليد سرمايه گذاري كنيد ما در دنيا در
مجموع 300 ميليون هكتار زراعت آبي داريم و مابقي 1
2 ميليارد هكتار زير كشت ديم قرار دارد يعني فقط يك پنجم اراضي زراعي
آبياري مي شود و در بسياري از كشورهاي دنيا كشت ديم آنها هم برخلاف ديم ما آب دارد. يعني در جنوب شرق آسيا نيازي به آبياري
ندارند
در امريكاي جنوبي و اروپا به جز جنوب اسپانيا
ايتاليا
پرتغال و يونان كشاورزان در مزارع ديم نيازي به آبياري ندارند. در
آفريقاي مركزي ـ استوايي ـ نيازي به آبياري ندارند . پس هنگامي كه صحبت از زراعت بدون آب آنها را مطرح مي سازيم در 90 درصد
مزارع ديم دنيا نياز آب دردسترس گياه بيشتر از حدي است كه ما در ايران به آن گياه آب مي دهيم .
ما در ايران 8
4 ميليون هكتار زمين هايي داريم كه آبياري مي كنيم . بيش از 80 درصد توليدات را هم از همين اراضي مي گيريم حدود
7 ميليون هكتار هم زراعت ديم داريم كه كمتر از 20 درصد توليدات زراعي ما را دارند . پس به اين نتيجه قطعي مي رسيم كه ما نبايد روي
كشاورزي ديمي خود تكيه كنيم . ديم را داشته باشيم
شد
شد
نشد نبايد نگران باشيم چون كشوري خشك هستيم و انتظار بي جا نبايد
داشته باشيم .
از اين 7 ميليون هكتار زراعت ديمي كه در كشور داريم شايد 500 هزار هكتار از آن در مناطقي قرار دارد كه مي توانيم از آن انتظار
محصول دائمي داشته باشيم . در بقيه موارد ريسك است اگر باران ببارد
محصول داريم اما اگر چند سال باران نبارد محصول هم نخواهيم
داشت چند سال اخير اين اشتباه رخ داد و گفتند ما در زراعت گندم خودكفا شديم . آن خودكفايي به علت بارش ها بود و 500 هزار هكتار از
اراضي زير كشت ساير محصولات زراعي آبي را نيز زير كشت گندم بردند. پس اينكه چرا ما در كشاورزي نتوانستيم رشد كنيم علت اصلي
اين است كه نتوانسيتم سرمايه را وارد بخش كشاورزي كنيم در جاهاي خشك اگر سرمايه گذاري در توليد نباشد
شما نمي توانيد مطمئن
باشيد كه توليد خوبي خواهيد داشت .
وقتي سرمايه نباشد به دنبال آن درخواهيد يافت عمليات زيربنايي نيست
دانش و تكنولوژي كشاورزي نيست
حالا اين تكنولوژي
ممكن است تكنولوژي مكانيكي باشد
كمباين
تراكتور
تيلر
ماشين آلات و يا ممكن است بيولوژيكي باشد
بذر
اسپرم
نهال
دانش هاي فني
كميكال ها و...
ما هم منكر اهميت دانش براي پيشبرد فعاليت هاي كشاورزي نيستيم
ولي انتظار داريم عدم موفقيت ها را فقط با علمي ندانستن
فعاليت هاي گذشتگان و فعالان امروز بخش كشاورزي گره نزنيم . اتفاقا يكي از مشكلات ما هم همين گره زدن هاي كور كارشناسان
كشاورزي است . زيرا هنوز نتيجه قطعي تحقيقات كشاورزي در كشور ما به يك استراتژي و ريل حركت مشخص منتهي نشده است و هر
مسئولي كه مي آيد اگرچه خود را متخصص معرفي مي كند اما راهي را مي رود كه افراد پيش از او راه ديگري را رفته بودند و اين مشكل
همچنان پابرجاست . يعني خودشان خودشان را قبول ندارند و كشاورزان را گرفتار ساخته اند . اما اگر بخواهيم از شما بپرسيم پس از 25
سال حضور در عرصه مديريت كشاورزي در ا يران به چه نتيجه اي رسيديد كه با رعايت آن اولويت
گره كور كشاورزي ايران باز مي شود.
چه خواهيد گفت
ث در پاسخ به اين سئوال شما خواهم گفت فراهم كردن زمينه هاي پايداري توسعه كه اين پايداري سبب افزايش توليد
افزايش درآمد
كشاورز خواهد شد و قيمت تمام شده محصول را كاهش خواهد داد. و كاري كنيم كه سرمايه براي حضور در اين بخش علاقمند باشد در
اين راه مهم نيست پول نفت يا سرمايه دولت بيايد يا سرمايه هاي بخش خصوصي و تعاوني
مهم اين است كه اين سرمايه به درستي
وارد شود و به درستي هزينه گردد.
دولت ما الان به طور متوسط سالانه 2500 ميليارد تومان بدون در نظر گرفتن بخش آب
براي بخش كشاورزي سرمايه گذاري
مي كند . ما مي گوئيم اين سرمايه با روش فعلي هدر مي رود و هيچگونه بازدهي ندارد . اين 2500 ميليارد تومان بايد خرج شود اما از
مسيري كه بازدهي داشته باشد.
به نظر جنابعالي بازسازي كامل كشاورزي ايران چه ميزان هزينه دارد آيا مي توان هر سال اين 2500 ميليارد تومان را هزينه كرد اما به
موازات آن 1000 تا 2000 ميليارد تومان را با از دست دادن آب و خاك و نفوذ سموم آفات نباتي و ... زيان جديد وارد كرد و از دست داد
صحبت ما اين است تا راه حلي دقيق نداشته باشيم هر نوع سرمايه گذاري هم مي تواند به ضد خود تبديل شود.
ث درستي مساله هم همين است كه ما بدانيم در كجا مصرف كنيم . ولي اينكه مي گوييد با چه ميزان قابل بررسي است ما مي گوئيم
مي توان با 100 تا 1100 هزار ميليارد تومان سرمايه گذاري براي اين كار نياز داريم كه مي تواند در طول 10 تا 12 سال آينده اتفاق بيفتد .
البته سرمايه اي كه در بخش زيربنايي منجر به افزايش توليد و كاهش هزينه توليد شود تا مردم بتوانند استفاده كنند و واسطه ها رابه
حداقل برسانيم .
همه اين ارقام هم مي تواند به صورت وام باشد منتها وام بدون بهره اي كه اين 2500 ميليارد تومان بودجه يارانه سالانه دولت بابت
بهره آن وام ها شود و به كشاورز و بانك ها هم فشار وارد شود. بحث اين است كه دولت مسير هزينه پول خود را تغيير بدهد. الاذن سالانه
دولت حدود 1000 ميليارد تومان يارانه به بخش توليد در قالب كود
بذر و شايد ماشين آلات ارزان مي دهد ولي اين كارها اكنون هيچ
اثري روي افزايش توليد ندارد
هيچ اثري روي كاهش قيمت مواد توليد شده هم ندارد . ولي اين پول را هدر مي دهد . دولت 500 تا 600
ميليارد تومان بودجه عمراني در بخش كشاورزي مصرف مي كند كه كمترين اثر را روي افزايش توليد دارد . دولت سالانه 700 تا800
ميليارد تومان هزينه جاري دستگاههاي دولتي خود را مي دهد كه حداقل اثر را روي افزايش توليد دارد.
پس مي پذيريد كه گروه كار بيش ز افراد
ساختاري است چون ساختار نداريم و حتي اگر به كشاورز پول هم بدهيم آنقدر مشكلات
اجتماعي و فرهنگي دارد كه آن را براي ساخت خانه خود استفاده مي كند و يخچال و تلويزيون و لباس مي خرد و باز به بخش كشاورزي
چيزي نمي رسد اين معضل را چگونه بايد برطرف كرد
ث پول را همين جوري كه نبايد به كشاورز داد . اينكه يك وام 100 ميليون توماني هم به كشاورز بدهيم و از او بخواهيم هر كاري كه
مي خواهد بكند اشتباه است . من ورود سرمايه را اينگونه نمي خواهم اين كار هدر دادن سرمايه است دولت وظيفه اصلي خود را فراموش
كرد
حتي اگر پولي كه به بخش وارد مي كند مشكلات ديگري را ايجاد مي سازد چون نمي داند چه مي كند.
آقاي دكتر به گونه اي از دولت براي حمايت از بخش كشاورزي مطالبه مي كنيد كه گويي جنابعالي هيچگاه دستي در آتش نداشتيد و يا
12 سال در عاليترين مسند كشاورزي كشور نبوديد آيا اين كارها را در دوره حاكميت خود در وزارت كشاورزي انجام داده بوديد كه
اميدوار باشيم شما ريل اقتصادي را درست پايه گذاري كرده ايد و هر وزيري كه پس از شما بر اين مسند تكيه زده است ناچار از همان ريل
درست و كارشناسي شده اقتصادي در مسير پرسنگلاخ كشاورزي ايران حركت كند و به نتيجه برسد
ث اشتباه نكنيد من در دوراني در اين مسئوليت قرار گرفتم كه تازه جنگ تحميلي به پايان رسيده بود و همه هزينه هاي كشور در بخش
بازسازي ويراني هاي جنگ صرف مي شد اما پس از آن سرمايه به اين بخش آمد ولي به غلط مصرف شد اينكه من مي گويم دولت نه
فقط دولت آقاي احمدي نژاد بلكه منظورم هم دولت ها هستند حتي دولت مهندس موسوي را هم مي گويم زيرا دولت بعد از انقلاب جاي
بخش خصوصي نشست شركتهاي توليد كننده كود و سم و بذر و ماشين آلات و.. را دولتي كردند و آمدند مالكان اصلي را از كارخانه و
اراضي بيرون كردند و همه اينها به گردن دولت افتاد.دولت هم توليد كننده سبوس شد
توليد كننده شير شد
توليد كننده تخم مرغ
مرغ
گوشت
كود و سم و تراكتور و... شد كه حالا به ترتيب دارد كم مي شود ولي از آن طرف كسي كه بتواند وظايف را انجام دهد و كمك كند
آنها را به وجود بياورد هم به وجود نمي آورد.
آقاي دكتر اگر روزي آرزو كنيم كه اي كاش وزارت كشاورزي يا جهاد كشاورزي و يا هر نام ديگري كه بخواهيم بناميم
منحل شود و
كشاورزان به خودشان واگذار شوند آيا اين آرزوي خوبي است فكر نمي كنيد بروكراسي اداري وزارت كشاورزي خود به معضلي براي
بخش تبديل شده است .
ث با شرايط موجود بله آرزوي خوبي است
وزارت جهاد كشاورزي بايد سياست گذار باشد نه مجري طرح
همين الان كشاورزاني داريم
كه مستقل از دولت كار مي كنند و موفق هم هستند آنها كساني هستند كه پول دارند و مي توانند با پول خود برنامه ريزي كنند و حتي اگر
دانش كشاورزي نداشته باشند دانش را بااستخدام يك كارشناس به خدمت خود مي گيرند. بهترين كارشناس دامپروري را در موسسه
دامداري يا مرغداري خود يا مزرعه و باغ خود به خدمت مي گيرد. او با حضور خود توليد را ارزان و با كيفيت مي سازد و هزينه هاي توليد
را كاهش مي دهد ولي چه كنيم كه تعداد چنين افرادي در كشور ما خيلي كم است و كمتر از يك در صد كشاورزان راتشكيل مي دهند به
همان دليل است كه مي گوييم يكي از مشكلات اساسي كشاورزي ما نبود اقتصاد كشاورزي در بخش است و اگر وزارت كشاورزي بتواند
اين نقش را ايفا كند و از دولت پول نفت هم بگيرد و به بخش بياورد و دخالتي در كارهاي ديگر نكند خوب است آنوقت آرزو نمي كنم
وزارت جهادكشاورزي نباشد اما چون اكنون پول در اختيار اوست دخالت مي كند و همين دخالت هم كارها را خراب مي كند و افرادي
آرزوي مي كنند كه اي كاش چنين وزارتخانه اي اصلا وجود خارجي نداشته باشد. اما من مخالف چنين وضعيتي هستم نمي گويم دولت
بايد بخش كشاورزي را رها كند و يا وزارت كشاورزي نباشد
دولت بايد سياستگذاري و حمايت كند تا در عين حاليكه وظايف
تصديگري خود را كم مي كند آن طرف هم شرايطي فراهم شود كه بخش غيردولتي اين وظايف را بپذيرد. دولت موظف است از آن بخش
حمايت كند آن بخشي را قوي كند كه جاي دولت را بگيرد در حاليكه الاذن كارها مشخص نيست در كدام مسير قرار دارد.
جواب قبلي خود را به طور كامل نگرفتم و گفتم همانند بسياري از مردم شما هم در بروز اين مشكلات سهيم هستيد شما چه كارهايي
مي توانستيد انجام دهيد كه آن كار را نكرديد
ث بخشي از مسايل را گفتم كه مربوط به سالهاي اول انقلاب و دوران جنگ بوده است اما بايد اقرار كنيم كه ما هم در اوايل نمي فهميديم
چه مي كنيم ! يعني اين 12 سال كه من در مسند وزارت بودم يك بخشي از سياست ها تكليف مي شد و بايد اجرا مي كرديم . كار كشاورزي
را بلد بوديم ولي كار سياستگذاري كشاورزي را نمي دانستيم . اين مساله را من بارها گفتم . شايد چهارـ پنج سال اول وزارت نمي فهميديم
اما به مرور وقتي كه فهميديم طرف مقابل خود كه حكومت يا شوراي اقتصاد بود را نتوانستيم همراه خود به پيش ببريم به عنوان مثال ما
در سال 1372 كود و سم را آزاد كرديم گفتيم كود و سم آزاد
يادم هست در هفته اول و دوم فروردين ماه كمتر از 10 تن كود در كل كشور
كود توزيع شد! در حاليكه طبق سالهاي قبل از آن مي بايست 100 هزار تن كود توزيع مي شد . يعني در انبار دولت مانده بود چون
قيمت ها يك مرتبه 30 تا 40 برابر شده بود كشاورزان نخريدند . ولي هفته سوم
چهارم ديدند كه نه ! چاره اي ندارند و شروع كردند به
خريدن ولي به مافشار آوردند و مقام معظم رهبري به ما گفتند برگرديم به گذشته كه ما هم بازگشتيم . يعني هنگامي كه يواش يواش
فهميديم كه گير كار كجا هست و مي خواستيم به عنوان سياستگذار خوب پيش برويم نه مجري خوب
به ناگاه مانع شدند و دوباره مسير
را به سمت تصديگري بيشتر باز گرداندند.
البته اين را هم بگويم كه پرسنل دولت ذاتا دوست دارند متصدي باشند به چند دليل يكي اينكه وقتي متصدي هستند پول در
دستشان هست وخرج مي كنند. دوم اينكه چون پول خرج مي كنند قدرت مي گيرند دستور مي دهند كه كاري انجام شود و مي گويند اين
پول را به تو مي دهم آن را به تو نمي دهم و... انتخاب مي كنند و سومي آن هم اين است كه براي سياستگذاري دانش لازم را ندارد چرا
آنهايي كه در بخش كشاورزي بودند يا هستند شايد كمتر از يك در صد آنها تشخيص مي دادند كه سياست هاي اقتصادي دولت در پيكره
كدام است . متاسفانه ما مسايل كلان حكومت داري را از آموزش ها در دانشگاهها حذف كرديم . اقتصاد
جامعه شناسي
برنامه ريزي را از
دروس كشاورزي و دانشكده هاي كشاورزي حذف كرديم و صرفا و صرفا يك كارشناس فني بار آورديم بدون آنكه از سياستگذاريهاي
كلان چيزي بدانند و برنامه ريز باشند. اين كارشناسان فني هم آمدند در وزارتخانه و به عنوان برنامه ريز و سياستگذار مشغول شدند كه
كارها را خراب كردند و كم آوردند. به همين دليل است كه مي گويم وزارت كشاورزي از مسير اصلي خود منحرف شد و تا بخواهد بخش
خصوصي را در بخش زنده كند كه خيلي دير هم به اين فكر افتاد
دوباره گرفتار تصديگري شد.
وزارت كشاورزي در پنج سال قبل از انقلاب مسير درستي را آغاز كرده بود كه انقلاب شد و اين كارشناسان سياستگذار مجبور شدند
به روستاها بروند و كود توزيع كنند
بذر بدهند و حتي تيرآهن و سيمان مصرف كنند و...! چون فكر مي كرديم همه كارهاي طاغوت بد
بود و همه آن ها را يكجا منكر شدند و اصل مساله را پاك كرديم نتوانستيم يا فرصت نكرديم كه بررسي كنيم كداميك خوب و يا كداميك
از تصميمات بد بود تا خوب ها را حفظ و بدها را پاك كنيم چون يك سري از كارشناسان فني را وارد كار مديريت كرديم . در آن دوران هم
گروههاي چپ نفوذ بسيار زيادي داشتند و آمدند در قانون آوردند اراضي دايري كه در دست اشخاص هست نبايد بيش از سه برابر عرف
منطقه باشد و اين اراضي از مالكان آنها گرفته شد و اين كار سه بار در قانون پس از انقلاب تكرار شد اين حركت اشتباه سبب خروج همه
سرمايه ها از بخش كشاورزي شد و با يك چوب همه را رانديم . اراضي تكه پاره شد.
اينجايا شما نمي خواهيد عدالت را ببينيد يا اينكه در كوران حوادث انقلاب نبوديد در حاليكه يكي از اهداف عدالتخواهانه انقلاب
اين بود كه افرادي كه با زور و حمايت حكومت زمين هاي چند ده هكتاري گرفته بودند و مردم روستايي را از ده خارج كرده بودند بازگردند
اين معضل سياسي و اجتماعي را ناديده مي گيريد و صرفا با توجيهات علمي مي خواهيد آن اراضي همچنان در دست خانزاده ها باشد كه
مثلا شيوه كشاورزي صد هكتاري امريكا پياده شود
ث من كه مخالف بازپس گيري مال نامشروع و عمال طاغوت نيستم . ولي در آن دوران همه را زدند و بالاتر از سه برابر عرف روستاها را
مصادره كردند. اين حركت ها اشتباه بود از من مي خواهيد بگويم چرا سرمايه وارد نمي شود يا چرا سرمايه فرار كرد من دلايل اصلي آن را
مي گويم و شما قبول نمي كنيد ضعف كشاورزي ما هم نبود سرمايه است و اعتقاد دارم وقتي بستر ناامن شد حتي اگر فرض كنيم از 100
نفر مالك 95 نفر آنها نامشروع هستند و به تعبير شما خان بودند و با زور حكومت
زمين را از كشاورز گرفتند شما نبايد از آن 5 نفر
مشروع زمين را در قالب مصوبه قانون بگيريد اين سبب فرار همه مي شود چون مي گويند اين بستر جاي سرمايه گذاري جديد نيست زيرا
از طريق تصويب قانون به شما اجازه نمي دهد بيش از سه برابر عرف محل سرمايه گذاري كنيد كه اين اتفاق افتاد كه الان متوسط زمين هاي
قابل بهره برداري زراعت آبي ما در كل كشور زير سه هكتار است و در شمال كشور متوسط زمين هاي كشاورزي زير نيم هكتار است زيرا
بدنه طوري شد كه ورود سرمايه جديد را سخت كرده است . زيرا پيكره بخش اجازه جذب سرمايه هاي جديد را نمي داد معيني اصلا افراد
مي ترسيدند سرمايه بياورندد و كشاورزي مدرن را پياده سازند.
ما الان 4
5 ميليون بهره بردار در بخش كشاورزي داريد كه در 8
5 ميليون هكتار اراضي كشاورزي كار مي كنند .
من متوجه شدم شما شرايط اجتماعي كشور ما را براي ارزيابي هاي خود لحاظ نكرديد پس جمعيت بيكار را چگونه مي توان به كار
گرفت لااقل يك راه حل مرضي الطرفين ارائه كنيد
ث اين كار به من ربطي ندارد. من مي خواهم كشاورزي را زنده كنم اين جمعيت بهره بردار اصناف همان سرمايه هاي موجود را هم مي بلعد
زيرا بسياري از اين بهره برداران فقط منابع آب و خاك را هدر مي دهند و حتي سرمايه و وقت خود را نيز نابود مي سازند. ادامه اين نگاه كه
شما داريد فقط به دعوا ختم مي شود يا مي خواهيد مسايل را براساس علمي حل كنيد و يا احساسي و اجتماعي ! اشكال كار اين است
شما از من به عنوان يك پزشك تشخيص درد را مي خواهيد ولي اجازه نمي دهيد درمان كنم . بيماري كشاورزي ما اين است كه سرمايه كم
داريم . دواي اين كشاورزي طوري هست كه اگر اصلاح نشود سرمايه را هم نمي توانيم جذب كنيم .
حرف شما درست
اما آن زماني كه شما وزير كشاورزي بوديد آقاي آل اسحاق كه وزير بازرگاني بودند اعلام كردند روزي بر ما گذشت
كه فقط براي پنج روز مصرف مردم گندم در سيلوها داشتيم . آن زمان شما چگونه كار مي كرديد كه نتوانستيد به هدف برسيد با اين
وضعيت چگونه توانستيد تقاضاي بازار را جواب دهيد
ثدوباره مي گويم همه مسئوليت ها در اختيار من نبود الاذن هم بايد بگويم اين مشكلات را من حالا فهميدم همان چيزي كه آقاي
اسكندري هنوز خيلي كم مي فهمد و آقاي حجتي فقط 30 تا 40 درصد را فهميده بود . در حاليكه هنگامي كه من بررسي كردم فقط در پنج
شش سال آخر وزارت 12 ساله من زماني درد را تشخيص دادم كه مجبور بودم ديگران را هم قانع كنم كه درمان اين در شكم شكافتن
است نه در ساق پا
درد ما خودكفايي گندم به هر قيمت نيست
درد ما توليد به هر قيمت نيست
درد ما اين است كه توليدات كشاورزي
بايد اقتصادي شود
درد ما اين است كه ما بايد منابع آبي و خاكي خود را براي نسل هاي آينده حفظ كنيم . درد ما اين است كه نبايد
آب هاي زيرزميني ما با بيلاني منفي مواجه شود. بلكه با بيلان مثبت آب بايد ميزان توليد كشاورزي را افزايش دهيم . درد ما اين است كه
بدون فرسايش خاك توليد را افزايش دهيم .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي كارشناسان سياستگذار را از وزارت كشاورزي اخراج كردند و كارشناسان فني را جايگزين كردند در
حاليكه كار كارشناس فني در مزرعه است نه در وزارتخانه و اين مشكل همچنان پا برجاست
بزرگترين تصميم اشتباه دو بخش كشاورزي پس از انقلاب اين بود كه قانوني را تصويب كردند كه افراد نمي توانستند بيش از سه برابر
عرف كشاورزان منطقه زمين داشته باشند و اين كار سبب خرد شدن اراضي كشاورزي شده است
هم اكنون 4
5 ميليون بهره بردار در 8
5 ميليون هكتار از اراضي كشاورزي كشور به كار مشغول هستند اين جمعيت همان سرمايه هاي
موجود را مي بلعد زيرا علاوه بر هدر دادن آب و خاك
وقت و سرمايه را نيز نابود مي كند
چيزهايي از كشاورزي ايران را كه اكنون من فهميده ام آقاي اسكندري خيلي كم مي فهمد و آقاي حجتي هم تنها 30 تا40 درصد را
فهميده بود!
وقتي به من مي گفتند بايد در يك سال 500 هزار شغل در بخش كشاورزي ايجاد كنم ماتم مي گرفتم !
درد ما توليد محصولات كشاورزي به هر قيمت نيست
درد ما بايد اين باشد كه توليدات كشاورزي اقتصادي و به صرفه باشد
آن فعاليت كشاورزي كه قدر آب و خاك را نداند و بيلان آب هاي زير زمين را منفي كند
ارزش ندارد
انتقاد من از دولت ها فقط مربوط به دولت آقاي احمدي نژاد نيست من به مجموع دولت ها پس از انقلاب ايراد دارم كه در بخش
كشاورزي جاي بخش خصوصي را تنگ كرده و خودشان توليد كننده شدند
دولت فقط بايد پول را به بخش كشاورزي وارد كند و ديگر دخالت و امر و نهي نكند
زيرا همين دخالتها كارهاي را خراب كرده است
بايد اقرار كنم كه از دوازده سال وزارت خود در بخش كشاورزي چهار سال نمي فهميدم چه كار مي كنم (!) اما هنگامي كه فهميدم
نتوانستم مسئولان ما فوق را با خود هماهنگ سازم زيرا بسياري از فعاليت هاي وزارتخانه تكليفي بوده است
پرسنل دولت ذاتا دوست دارند متصدي باشند
چون پول دارند قدرت را در دست مي گيرند و حتي به يك بخش مي گويند اين پول را
به تو مي دهم و به بخشي ديگر مي گويند به تو پول نخواهم داد!

|