روزنامه جمهوري اسلامي 09/04/1387 صفحه سرمقاله
*****
حاميان تروريسم پرچمداران مبارزه با تروريسم !


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    با اعلام حذف نام گروهك تروريستي منافقين از فهرست گروههاي تروريستي انگليس دولت لندن هم رسما به جمع حاميان علني از تروريسم پيوسته است . پيش از اين وزارت كشور انگليس در اين خصوص مواضع دوگانه اي داشت و در عين حمايت عملي از تروريسم لجام گسيخته منافقين در حمايت آشكار از تروريسم دچار ترديدهائي بود ولي اكنون سخنگوي وزارت كشور انگليس رسما اعلام كرده اين وزارتخانه نام منافقين را از فهرست گروههاي ممنوع خارج ساخته است .
    گر چه دولت انگليس پليس و دستگاه قضائي اين كشور در طول 3 دهه اخير بيشترين همكاريها و حمايتها را از منافقين بعمل آورده اند ولي اصرار داشت به حمايت خود از تروريسم بصورت رسمي اعتراف نكند. آنچه اكنون رخ داده نقاب از چهره دولت رياكار انگليس برداشته است .
    در اين زمينه سئوالات مهمي وجود دارد كه يافتن پاسخ آن ها درك بهتري نسبت به مسئله ايجاد مي كند.
    نخست آنكه منافقين چه جناياتي را مرتكب شده بودند كه در فهرست سياه تروريسم اروپائي قرار گرفتند در واقع ريشه هاي جنايات منافقين به نخستين سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي برمي گردد كه در سراسر كشور به خيانت و كشتار نيروهاي انقلابي و مسلمان پرداختند . در هفتم تيرماه 1360 منافقين با بمب گذاري در دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي دست به جنايت هولناكي زدند و شهيد مظلوم آيت الله بهشتي و 72 تن از ياران صديق امام راحل را به شهادت رساندند و جمع ديگري نيز بر اثر اين حادثه مجروح و معلول شدند. منافقين با توسل به كثيف ترين شيوه هاي تروريستي به كشتار مردم عادي ولي با سوابق انقلابي پرداختند و طيف وسيعي از نيروهاي مومن و معتقد به انقلاب را در كوچه و خيابان و حتي درون منازلشان به شهادت رساندند. همچنين در انفجار ديگري در مقر نخست وزيري در 8 شهريور 1360 منافقين با توسل به ترفندهاي موذيانه . شهيد رجائي رئيس جمهور وقت و شهيد باهنر نخست وزير وقت را به شهادت رساندند.
    البته با هوشياري امام راحل و همبستگي كامل ملت عليه اين اقدامات تروريستي ريشه هاي ناپاك منافقين در كشور خشكانيده شد و كمترين زمينه اي براي فعاليت تروريستي آنها در ايران باقي نماند و آنها مجبور شدند به دامان اربابان خود در فرانسه انگليس و ساير كشورهاي اروپائي پناهنده شوند. اگر چه حمايت آشكار فرانسه و انگليس در آن مقطع زماني رسوائي بزرگ و چندش آوري محسوب مي شد و اروپا به لانه تروريسم جنايتكار منافقين تبديل شده بود ولي فشار افكار عمومي از يكطرف و نوميدي اروپا و غرب از ناكاميهاي منافقين از طرف ديگر باعث شد آنها براي ظاهر سازي هم كه شده منافقين را در فهرست سياه تروريستها قرار دهند ولي حمايت از آنها همچنان ادامه يابد.
    منافقين در گام بعدي براي ادامه حيات ننگين خود به صدام جنايتكار متوسل شدند و با پناه بردن به بعثي ها به جزئي از سرويس جهنمي بعثي ها براي كشتار و شكنجه و آزار مردم مظلوم عراق مبدل شدند. البته صدام از منافقين در طول سالهاي جنگ تحميلي بعنوان « ستون پنجم دشمن » هم بيشترين استفاده هاي ممكن را برد و منافقين را به جاسوسي عليه رزمندگان اسلام وادار كرد كه با خوي ذلت پذير منافقين هم دقيقا سازگار بود.
    در آخرين روزهاي جنگ تحميلي و باپذيرش قطعنامه 598 توسط ايران صدام و حاميانش بر اين باور بودند كه گويا ايران در موضع ضعف قرار دارد و مي توانند آخرين ضربه ها را به ايران وارد سازند. با همين تصور بود كه منافقين باحمايت دشمن بعثي به ايران حمله كردند تا در اينجا قدرت را در دست بگيرند لكن باانجام عمليات « مرصاد » در همان مناطق مرزي كشور تار و مار شدند و آرزوي فتح تهران را به گور بردند.
    منافقين پس از اين سال در خدمت ماشين جنگي صدام به سركوب كردهاي عراق و شيعيان اين كشور پرداختند و آنچنان حمام خوني عليه مردم مظلوم عراق به راه انداختند كه روي بعثي هاي شرور و جنايتكار راهم سفيد كردند.
    اكنون سئوال ديگري مطرح است و آن اينكه دولت لندن باآگاهي از سوابق جنايتكارانه منافقين چگونه ممكن است نام آنها را از فهرست سياه تروريستي حذف كند و چه اهدافي را با اين تصميم خود دنبال مي كند
    براي يافتن پاسخ اين سئوال بايستي به تحولات عراق در سالهاي اخير بپردازيم و به اين نكته توجه خاص داشته باشيم كه منافقين بعنوان جزئي از ماشين جنگي صدام جنايات فراواني را مرتكب شده اند و بايستي محاكمه و مجازات شوند. با سقوط رژيم صدام و اعدام وي مردم و دولت عراق بارها خواستار اخراج منافقين شده اند ولي مسئله اينست كه منافقين جنايتكار تحت الحمايه امريكا و انگليس هستند و از مواهب اشغال عراق توسط اربابان خود بهره مي برند.
    اگر چه جمهوري اسلامي ايران خواستار بازگشت منافقين به كشور و استرداد سران جنايتكار آنها براي محاكمه و مجازات شده است لكن امريكا و انگليس نگران اين نكته هستند كه با محاكمه سران منافقين اسرار پشت پرده در مورد نقش مستقيم آمريكا و انگليس و ساير كشورهاي اروپائي در حمايت از اين تروريستهاي جنايتكار فاش گردد. دقيقا به همين دليل است كه اصرار ايران در اين مورد تاكنون بدون پاسخ مانده است ولي با فشار آمريكا بركشورهاي اروپائي زمينه هاي حقوقي براي انتقال اين عناصر خائن و تروريست كه هنري جز جنايت و جاسوسي و اقدامات تروريستي ندارند فراهم مي گردد.
    در واقع منافقين جنايتكار از يكطرف روي دست اشغالگران مانده اند چون نه درعراق امكان ادامه زندگي نكبت بار گذشته را دارند و نه كشوري به آنها پناه مي دهد و از طرف ديگر مايلند هنوز هم از استعداد منافقين براي جاسوسي و جنايت و اقدامات تروريستي به سود برنامه هاي ضدانساني غرب عليه ايران و ساير كشورهاي منطقه سواستفاده كنند.
    اقدامات جنون آميز آمريكا و انگليس در روزهاي اخير در اين زمينه بسيار گويا است . يك هيئت نظامي آمريكا در شمال عراق نشستي با سران 4 گروه تروريست مخالف جمهوري اسلامي برگزار كرده تا بتواند آنها را براي انجام عمليات تروريستي عليه ايران و ساير كشورهاي منطقه هماهنگ كند. اقدامات مشابهي نيز در افغانستان صورت گرفته و لندن و واشنگتن با برنامه ريزي و اختصاص امكانات و حمايت لجستيكي از تروريستهاي جنايتكار تلاش كرده اند شهروندان ايراني را در جنوب غرب و شرق كشور بربايند به شهادت برسانند و با انجام اقدامات جنون آميز منطقه را ناامن كنند. بدين ترتيب آمريكا و انگليس از يكطرف سعي دارند با دروغ پردازي خود را پرچمدار مبارزه با تروريسم معرفي كنند ولي در ميدان عمل عراق و افغانستان رااشغال كرده اند و اين دو كشور را به پايگاه تروريسم عليه همسايگان تبديل نموده اند تا با ايجاد فضاي ناامن و بي ثبات اهداف شوم خود را دنبال كنند. افشاي ماهيت واقعي آمريكا و انگليس در پشت نقاب مبارزه با تروريسم باقيمانده اعتبار و آبروي اين دو مركز فساد و جنايت و كشتار در جهان را نيز برباد داده و باعث شده است آنها با وقاحت كامل حمايت از منافقين تروريست را رسميت مي بخشند و از افشاي جنايات مشترك خود نيز شرم نمي كنند. اين چهره بدون نقاب رژيم هاي شرور آمريكا و انگليس است .