سخنراني مدير مسئول روزنامه جمهوري اسلامي در جمع مردم قائمشهر ـ هفتم تير 1386
بسم الله الرحمن الرحيم ـ انا اعطيناك الكوثر فصل لربك و انحر ـ ان شانئك هوالابتر
براي بنده مايه مسرت و خوشحالي است كه بارديگر توفيق پيدا كردم در محضر شريف شما عزيزان و علاقه مندان شهيد مظلوم
آيت الله بهشتي
در اين جلسه كه به مناسبت هفتم تير
بيست و ششمين سالروز شهادت آن عزيز بزرگوار و همرزمان ايشان در واقعه
انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي تشكيل داده ايد
حضور پيدا كنم و مطالبي را در همين زمينه عرض كنم .
مطلبي كه انتخاب كرده ام براي اين محفل معنوي
كه خوشبختانه از نظر كيفيت در حد بالايي قرار دارد
موضوع ارزشمند و والاي
نيروي انساني از نظر قرآن است . باتوجه به اينكه در فاصله زماني بين شهادت حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا سلام الله عليها و تولد
آن حضرت قرار داريم بنده سوره مباركه كوثر را انتخاب كردم و در ابتداي صحبت قرائت كردم كه در شان آن حضرت وارد شده و
بليغ ترين و زيباترين و رساترين آيات قرآني را درباره نيروي انساني و ارزش نيروي انساني در خود دارد. كساني كه دوره دبستان و
دبيرستان را گذرانده اند ميدانند كه در اين سالهاي مدرسه هميشه در ايران در مدارس اين وضعيت وجود داشته است كه يكي از
موضوعات انشا كه به دانش آموزان داده مي شد سوالي بود تحت اين عنوان كه علم بهتر است يا ثروت اگر در اين سئوال منظور اين
باشد كه علم در قالب روح عالم آن هم عالمي داراي خصوصياتي بالاتر از فقط علم در نظر گرفته شود سوال خوبي است والا ناقص است .
موضوع صحيح تر اين است كه عالم با عمل بهتر است يا ثروت عالم با عمل طبق آنچه در قرآن كريم آمده است
از همه چيز بالاتر است
چون وقتي اهل عمل باشد
علم خود را به كار ميگيرد
تقوي دارد
اهل خدمتگزاري به مردم است
با مردم است
از ميان مردم است
در
ميان مردم زندگي مي كند و همه وجودش را وقف خدمت به مردم مي كند. سوره مباركه كوثر كه خداي متعال خطاب به پيامبر(ص )
فرمود : انا اعطيناك الكوثر
فصل لربك و انحر
ان شانئك هوالابترـ براي اينكه پاسخ كساني را بدهد كه به پيغمبر (ص ) مي گفتند ابتر
هستي و اجاقت كور است و فرزند ذكوري نداري
فاطمه زهرا(س ) را به كوثر تشبيه كرده است . كوثر يعني چشمه جوشاني كه آب آن
پايان ندارد. براي هميشه مي جوشد و گوارا است و همه مي توانند از آن استفاده كنند. تشبيه فاطمه زهرا(س ) به كوثر جهات زيادي دارد كه
كمي وقت اجازه نمي دهد همه آن مباحث را مطرح كنم
ولي فقط دو نكته را عرض ميكنم . يك نكته اينكه از نسل فاطمه زهرا(س ) و در
واقع از نسل پيامبر اكرم (ص ) واز مجراي وجود مقدس فاطمه زهرا(س ) سادات بوجود ميآيند. چشمه جوشاني كه پايان ندارد و بهره
زيادي به مردم مي رسانند و تشنگي معارف را در وجود آنان برطرف مي كنند و آنها را از گمراهي نجات مي دهند.
در طول تاريخ بعد از ظهور اسلام ما شاهد وجود فرزندان فاطمه زهرا (س ) با همين خصوصيت بوديم . ائمه اطهار صلوات الله و
سلامه عليهم اجمعين
و سپس بزرگاني از نسل ائمه همواره مشعلهاي هدايت جامعه بوده اند و در عصر ما عزيز دوران ما و فرزند مجاهد
بزرگ پيغمبر اكرم (ص ) حضرت امام خميني رضوان الله تعالي عليه به عنوان فردي از نسل فاطمه زهرا(س ) از همين كوثري كه قرآن
مي گويد آمدند و نه تنها مردم ايران را
بلكه امت اسلامي را از خواب گران بيدار كردند
با واژگون كردن رژيم ستمشاهي در ايران تفكر آزاد
انديشي را به همه مردم دنيا ياد دادند و مردم دنيا را به راهي رهنمون شدند كه بنده فقط يك نمونه از آن را عرض مي كنم . تا قبل از آنكه
انقلاب اسلامي پيروز بشود
همه مبارزين در دنياي اسلام در همه كشورها خيال مي كردند كه اگر بخواهند عليه يك دولت مبارزه كنند آن
دولت اگر وابسته به شرق باشد
بايد به غرب متكي بشوند و به كمك غرب مبارزه كنند تا او را از پا در بياورند و اگر آن دولت وابسته به
غرب باشد بايد به شرق متكي بشوند و از او كمك بگيرند تا اين دولت وابسته به غرب را از پا دربياورند. اين يعني سياست هم شرقي و
هم غربي . امام آمدند و سياست نه شرقي
نه غربي را آوردند و به مردم ايران و به مردم دنيا گفتند : روي پاي خودتان بايستيد
به خودتان
اعتماد كنيد. مكتب تان را در نظر بگيريد و با مكتب خودتان برويد به مبارزه آن كسي كه مي خواهيد او را از پا در بياوريد. سياست نه
شرقي
نه غربي را آوردند
در ايران و انقلاب اسلامي پيروز شد و به دنبال نه شرقي
نه غربي
جمهوري اسلامي آمد
دنيا از خواب بيدار
شد و متوجه شد كه مي شود بدون تكيه به شرق و غرب انقلابي را پيروز كرد و رژيمي را هر چند قوي
2500 ساله و متكي به بزرگترين
قدرت نظامي دنيا از پا در آورد. اين فكر از مرزها بيرون رفت و به كشورهاي مختلف رسيد. شما نگاه كنيد فلسطين را. فلسطين تا قبل از
پيروزي انقلاب اسلامي
ياسر عرفاتي را داشت كه ملي گرا بود
گرايشهاي سوسياليستي شرقي داشت . وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد
مردم فلسطين دست رد به سينه ملي گراها و سوسياليستها و غرب گراها زدند. به سراغ اسلام آمدند
خانه فلسطيني ها مزين به عكس امام
شد
جهاد فلسطين و حماس به وجود آمد
انتفاضه در اين انقلاب خودجوش مردمي بوجود آمد و حزب الله لبنان در لبنان به وجود آمد
كه سال گذشته در تابستان ديديد چگونه افسانه شكست ناپذيري اسرائيل را شكست و خط بطلان بر روي آن كشيد و به دنيا ثابت كرد كه
مردم اگر روي پاي خودشان بايستند و به اسلام تكيه كنند و اعتماد به نفس داشته باشند
مي توانند ارتشي مثل ارتش اسرائيل را با آن
همه تجهيزات از پا در بياورند و شكست بدهند.
اين كار بزرگي بود كه امام انجام دادند و اختصاص به ايران ندارد و تمام كشورهاي اسلامي و حتي ملتهاي غير مسلمان هم الگو
برداري كردند و الان مبارزه در دنيا
در هيچ جا متكي به شرق و غرب نيست . شرق و شوروي فروپاشي شد و غرب هم الان در همه جاي
دنيا در انزوا قرار گرفته است . در خود آمريكاي لاتين كشورهايي عليه آمريكا مبارزه مي كنند و به پيروزي رسيده اند و اين به معناي اين
است كه قطره اي از كوثر وجود فاطمه زهرا(س ) قد علم كرد و چنين كار بزرگي كرد كه كارستان است .
در همين رديف افرادي از قبيل شهيد بهشتي قرار گرفته اند كه از سلاله زهرا(س ) هستند و كار بزرگي كه آقاي بهشتي كرد معماري نظام
جمهوري اسلامي بود.
يك معناي ديگر وجود فقها
علما و بزرگاني است كه از اين كوثر سيراب شده اند و از مكتب معارفي اهل بيت بهره مند شده اند و
خدمات بزرگي به جامعه كرده اند. ما اخيرا در هفته گذشته روي دست صدها هزار نفر در قم بدن مطهر مرحوم آيت الله العظمي فاضل
لنكراني را ديديم كه تشييع شد.
بنده در اين تشييع جنازه حضور داشتم . در خيلي از تشييع جنازه ها حضور داشتم
در سالهاي قبل و بعد از انقلاب . من با قاطعيت
عرض ميكنم كه بعد از تشييع امام
تشييعي با اين عظمت نديده بودم . چرا چون فقيهي بزرگ و به تعبير رهبر معظم انقلاب مجاهد
بيدار و پرتحرك بود و در مقابل دشمن هرجا كه لازم بود مي ايستاد و پيرو راه امام بود. اين هم بخش ديگري از كوثر وجود فاطمه
زهرا(س ) است . دشمن هميشه در صدد بود كه اين چشمه را بخشكاند. هميشه در صدد بود كه مسلمانها را از آب گواراي اين كوثر محروم
كند و لذا وقتي انقلاب اسلامي پيروز شد تمام كساني كه اسلام را به معناي كوثر آن
به معناي مكتب اسلامي كه امام مروج آن بود و
مكتب اهل بيت بود
قبول نداشتند اعم از مسلمانهايي كه گرايشهاي غير فقهي داشتند مثل غرب گراها
ليبرالها و منافقين و كمونيستها و
سلطنت طلب ها مجموعا متحد شدند براي مقابله با خط امام و جلوگيري از ادامه انقلاب و جلوگيري از استقرار نظام مقدس جمهوري
اسلامي . امام به دليل نفوذي كه در جامعه داشت نمي شد كه دشمنان مستقيم سراغ امام بروند. البته متوسل به شيوه هايي شدند. چند
كودتا ترتيب دادند. هم كودتاي نرم و هم كودتاي سخت . اما موفق نشدند. بعد سراغ ياران امام رفتند براي اينك آنها را از ميان بردارند. آنها
خاكريزهاي قبل از امام بودند. بعد از آن بتوانند به سراغ امام بروند. در ميان ياران امام افراد برجسته اي وجود داشتند كه هم شاگرد امام
بودند
هم از نظر فكري افراد والايي بودند و هم از نظر اجرايي و مديريتي توانائيهاي بالايي داشتند كه منويات امام را به اجرا در
مي آوردند . لابد به ياد داريد كه در ارديبهشت 1358 يعني دو سه ماه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي آقاي مطهري را در تهران گروه فرقان
شهيد كرد. چرا چون مطهري شاگرد امام بود
بازوي امام بود. فكر مطهري مي توانست به راه امام كمك كند و دشمنان را پس بزند.
چند روز بعد از آن در خردادماه 1358 به سراغ آيت الله هاشمي رفسنجاني رفتند
ايشان را ترور كردند
اما خوشبختانه خدا بر ما
منت گذاشت و وجود ايشان ماند و خدمات بسيار ارزشمندي به جامعه اسلامي ما كردند. بعد از مدتي سراغ مجموعه رفتند با ترور
شخصيت
يعني تبليغات سو
يعني دروغ
يعني شايعه
تهمت
افترا. بنده يادم مي آيد با آن عظمتي كه آقاي بهشتي داشت
يعني
مجتهد بود
متفكر بود
فقيه بود
اصولي بود
فيلسوف بود
اقتصاددان بود
روان شناس بود
جامعه شناس بود
مردم شناس بود
سياستمدار بود
مدير بود
به 3 زبان زنده خارجي تسلط داشت
خطيب توانايي بود . يك چنين انساني با اين عظمت در ميان مردم
حضور داشت و با مردم سروكار داشت و به مردم عشق مي ورزيد. و خدمت به مردم را هدايت مي دانست
به او تهمت مي زدند كه او
ديكتاتور است و حتي وارد زندگي شخصي او مي شدند و مي گفتند كه آقاي بهشتي همسرش آلماني است و بي حجاب است و دخترانش
در آلمان و كجا و كجا بي حجاب مشغول كار و زندگي هستند . ما با آقاي بهشتي معاشرت داشتيم . 10
12 سال از محضر ايشان استفاده
كرديم . بعد از انقلاب هم در شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي در خدمت ايشان بوديم
رفت و آمد خانوادگي داشتيم . در تمام اين
10
12 سال كه ما رفت و آمد خانوادگي داشتيم
خانم آقاي بهشتي را با بهترين حجاب ديديم و دختر ايشان را هم همين طور . اين
تهمت ها را مي زدند براي اينكه مردم را نسبت به آقاي بهشتي بدبين كنند
نفوذ آقاي بهشتي را از بين ببرند و با اين كار بتوانند يك خاكريز
را پشت سربگذارند و بروند سراغ خود امام . از اين كار طرفي نبستند
هر چند كه آقاي بهشتي به دليل جهل برخي از مردم مظلوم واقع
شد. اميرالمومنين (ع ) هم بر اثر جهل مردم و بر اثر اينكه مردم هر چه شنيدند قبول كردند
مظلوم واقع شد. اين جمله از اميرالمومنين در
خطبه 17 نهج البلاغه است كه مي فرمايد : الي الله اشكوامن معشريعيشون جهالا و يموتون ضلالا . خيلي سوزناك است اين جمله : به
خدا شكايت مي برم از مردمي كه تا زنده هستند در گمراهي و جهل غوطه ورند و در حالتي كه گمراه هستند از دنيا مي روند. يعني هيچ
وقت واقعيت ها را نمي فهمند و امثال همين مردم پذيرفتند آنچه را كه عليه آقاي بهشتي گفته شد. آقاي بهشتي به اوج مظلوميت رسيد. ما
اگر در تهران يا شهرستانها جرات مي كرديم در تعريف آقاي بهشتي صحبت كنيم
بعدا بعضي از افرادي كه مي دانستند چه خبر است
با
تعجب به ما مي گفتند : عجب شجاعتي شما داريد كه از آقاي بهشتي حرف مي زنيد و اسمش را مي بريد. اسم آقاي بهشتي بعد از پيروزي
انقلاب و در زمان رهبري امام در آن شرايط كه اسلام حاكم بود
قاچاق شده بود. نمي توانستيم اسمش را ببريم . تبليغات دشمن زياد بود.
اينهايي كه بنده عرض مي كنم را تطبيق بدهيد با مسايل روز. ببينيد كه دشمن نسبت به بعضي از بزرگان انقلاب همين مسايل را در پيش
گرفته است و چنان عليه شان تبليغات مي كند كه واقعا براي بعضي ها آمريكا ديگر شيطان بزرگ نيست . شيطان بزرگ آنها فلان شخص
است ! خيلي عجيب است كه از اين همه تجربه
تجربه اميرالمومنين (ع )
تجربه امام حسن (ع )
تجربه امام حسين (ع )
تجربه بقيه ائمه
تجربه شيخ فضل الله نوري
تجربه آيت الله كاشاني
از تجربه آقاي بهشتي درس نگرفتيم و هنوز هم همان راهها را پيش گرفته ايم
آن هم
نسبت به بعضي شخصيت هاي خدوم
مبارزه كرده
و كساني كه اين همه امام به آنها علاقه داشت و از آنها تعريف كرده است . اين همه
جملات از امام درباره آنها داريم . اين همان شكوه اميرالمومنين است : الي الله اشكومن معشريعيشون جهالا و يموتون ضلالا. خيلي
حرف بزرگ و عميقي است . درد دل بزرگي است و ما شاهد آن در عصر خودمان بوده ايم .

از اين كوثر كه خدا از وجود فاطمه زهرا(س ) به وديعت گذاشته براي ما استفاده نمي كنيم
به خاطر جهلي كه گريبانگير ما شده
سعي
نمي كنيم واقعيت ها را بفهميم . خدا ما را نمي بخشد به خاطر اين كوتاهي ها و غفلتها كه ما مي كنيم . گرچه همه كساني كه با همين هدف
دنبال اين بودند كه به قدرت برسند و در عين حال كه با هم همفكر نبودند
يكي سلطنت طلب بود
يكي منافق بود
يكي كمونيست بود
يكي غرب گرا بود
يكي شرق گرا بود
يكي ملي گرا بود
در عين حال با هم جمع شدند يك اتحاديه اي تشكيل دادند براي كوبيدن اين
بزرگان . آن زمان بزرگاني كه مطرح بودند 3 نفر بودند و اين 3 نفر آماج حملات بودند . حضرات آيات بهشتي و خامنه اي و هاشمي
رفسنجاني . تا توانستند عليه اينها تبليغ كردند . همين ديروز روز 6 تيرماه بيست و ششمين سالگرد انفجاري بود كه در آن انفجار رهبر
معظم انقلاب در آن جا در يكي از مساجد جنوب شهر تهران مجروح شدند
به خاطر چي به خاطر اينكه ايشان براي خنثي كردن همين
تبليغات مي رفتند در مجالس صحبت مي كردند
سخنراني مي كردند
شبهات را برطرف مي كردند و به سئوالات جواب مي دادند. منافقين
ضبط صوتي را پر از مواد منفجره كردند
جلوي ايشان گذاشتند
آن ضبط صوت منفجر شد
ايشان مجروح شدند. البته خداوند متعال
منت گذاشت برما و ايشان باقي ماندند و اكنون سكان كشتي انقلاب در دست ايشان است و اين راه پرافتخار انقلاب اسلامي ادامه پيدا
كرده تا امروز.
همه اينها آماج حمله بودند. آن روزي هم كه مي خواستند در هفتم تير آقاي بهشتي را از بين ببرند
فقط آقاي بهشتي نبودند. آقاي
بهشتي مورد هدف بودند
آقاي هاشمي رفسنجاني بودند
آقاي باهنر بودند و رهبر معظم هم بودند. منتهي چون روز قبل در آن حادثه
مجروح شده بودند در اين جلسه نتوانستند شركت كنند. آقاي هاشمي هم اندكي قبل از نماز مغرب و عشا عذرخواهي كردند
به دليل
جلسه اي كه به دعوت حاج احمد آقاي خميني داشتند به جماران رفتند و در آن جلسه شركت كردند و آقاي باهنر هم نتوانستند در جلسه
حضور پيدا كنند
البته ايشان را هم در هشتم شهريور همان سال منافقين به شهادت رساندند. پس همه ياران امام در معرض بودند. چرا
براي اينكه اينها مي خواستند خط امام پياده شود
انقلاب اسلامي اسلاميتش حفظ شود
جمهوري اسلامي با اين هر دو تعبير و محتوا
يعني هم جمهوريت و هم اسلاميت باقي بماند ولي آنها اين را نمي خواستند. آنها مي خواستند انقلاب را سوار بشوند
موج سواري كنند
و هر طرف خودشان مايل بودند ببرند و نظام هم نظام جمهوري اسلامي نباشد
جمهوري خالي باشد يا دموكراسي باشد يا هر چيز
ديگر . به همين دليل خيلي حساب شده
خيلي دقيق انفجار دفتر مركزي حزب جمهوري اسلامي را ترتيب دادند و 72 تن را به شهادت
رساندند كه در راس آنها شهيد مظلوم آيت الله بهشتي بود. از همين قائم شهر شما كه آن زمان منافقين در اينجا خيلي كيا و بيا داشتند افراد
برجسته اي از منافقين در همين قائم شهر بودند و به سازمان تروريستي منافقين كمكهاي زيادي مي كردند
فعاليتهاي زيادي داشتند
خيلي
عليه آقاي بهشتي و عليه امام و خط امام فعاليت مي كردند . بنده در روز هفتم تير در سال 1360 در جلسه شوراي مركزي حزب جمهوري
اسلامي يعني جلسه قبل از جلسه انفجار
عصر روز هفتم بنده خدمت آقاي بهشتي گزارش دادم از قائم شهر. چون از قائم شهر به ما خبر
رسيده بود كه منافقين رفتند دم در يك دبيرستان دخترانه و اسيد پاشيدند به صورت دختران محجبه اي كه حاضر به همكاري با منافقين
نشدند. آن زمانها منافقين از دخترهاي دبيرستاني و دانشجو استفاده ابزاري مي كردند. يعني نشريات خودشان را دست آنها مي دادند تا
سركوچه ها و خيابانها بفروشند
به وسيله آنها مطالب خودشان را تبليغ مي كردند و اقداماتي مي كردند براي مخالفت با نظام جمهوري
اسلامي و رهبران نظام جمهوري اسلامي . بچه هاي مذهبي قبول نمي كردند
زيربار نمي رفتند. در قائم شهر آقاي بهشتي علاقه مندان
زيادي داشت . امام پيروان زيادي داشت . همين مجلسي كه هر ساله در قائم شهر برگزار مي شود
نتيجه شناخت نسبت به آقاي بهشتي
است كه البته امثال اين مجلس در خيلي از جاهاي ديگر هم برگزار مي شود. اين دختران حاضر نشده بودند كه بپذيرند ابزار منافقين بشوند
و براي آنها تبليغات بكنند. منافقين از آنها ناراحت بودند. رفتند دم در دبيرستان ايستادند
وقتي آنها از دبيرستان بيرون آمدند حمله كردند
و به صورت آنها اسيد پاشيدند و خيلي از آنها را مجروح كردند و صورتشان را دگرگون كردند. بنده گزارش اين واقعه را همان روز هفتم تير
حدود يكي دو ساعت قبل از شهادت آقاي بهشتي به ايشان دادم . تعلق خاطر آقاي بهشتي را به مردم و به شما قائم شهري مي خواهم
عرض كنم كه آقاي بهشتي وقتي اين جمله را شنيدند
صورتشان برافروخته شد . من هيچ وقت در طول 10
12 سال معاشرت و كار با
آقاي بهشتي به هيچ وجه ايشان را اينگونه برافروخته و اين گونه ناراحت نديده بودم . به شدت ناراحت شدند. من گفتم : آقا
مردم
خواستار اين هستند كه دستور بدهيد دستگاه قضايي برخورد كنند با اينها. ايشان آن وقت رئيس قوه قضائيه هم بودند. سري تكان دادند و
گفتند : بسيار خوب . اين انسان با هيبت
اين انسان عالم
آگاه
مدير
مدبر و مردم دوست كه يكي از توصيه هايش به روحانيت اين است
كه مي فرمايد : روحانيت مثل ماهي است و مردم مثل آب . بايد روحانيت در ميان مردم باشند و از مردم جدا نباشند. و خودشان هم اين
طور بودند و در ميان مردم بودند. اين انسان را تا حدي از مظلوميت بالا بردند كه امام بعد از شهادت آقاي بهشتي فرمودند كه مردم وقتي
بيدار شدند و فهميدند آقاي بهشتي كه بود و آقاي بهشتي مظلوم بود كه ديگر دير شده بود. در مورد همه مظلومين دنيا همين طور است .
مردم وقتي متوجه مي شوند كه ديگر دير است
بنده مي خواهم عرض كنم و اين جمله را به عنوان نتيجه گيري خدمت شما بگويم كه بس
است اين همه تجربه تلخ كه تا حالا داشته ايم . سعي كنيم پند بگيريم . اميرالمومنين (ع ) مي فرمايد :
ما اكثر العبر واقل الاعتبار. وسيله پندآموزي بسيار زياد است
اما متاسفانه مردمي كه پند بگيرند بسيار كم هستند.
پند بگيريم
عبرت بيآموزيم و بزرگان را حفظ كنيم . هر چه درباره آنها گفتند نپذيريم . در ميان خودمان بزرگاني داريم كه بايد قدر آنها
را بدانيم . اينجا
مازندران است . مازندران افتخارات زيادي در طول تاريخ داشته است . شيخ فضل الله نوري با آن عظمت را داشته است .
امروز كساني در ميان علماي مازندران وجود دارند كه در قم حضور دارند
براي اينكه وقت خودشان را صرف خدمات بيشتري بكنند
حاضر نيستند خودشان را در معرض مرجعيت قرار بدهند
اما مرجع مسلم هستند. فيلسوف
عارف
فقيه
اصولي
مفسر بزرگ در ميان
علما داريم . آقاي فاضل از دنيا رفتند
جاي ايشان خالي است . يك كسي با خصوصيات ايشان لازم داريم
كه همراهي كند با رهبري . از قم
رهبري را همراهي كند و حمايت كند. مرجع تقليدي مي خواهيم با آن كيفيت . شما حضرت آيت الله جوادي آملي را داريد. چرا سراغ
ايشان نمي رويد چرا قدر اين بزرگان را نمي دانيد ايشان كتابهاي فقهي زيادي نوشته اند
شاگرد فقهي امام خميني (ره ) بوده اند
شاگرد
فقهي مرحوم آيت الله داماد بوده اند. شاگرد فلسفه و عرفان آيت الله طباطبايي بودند. شاگرد فلسفه و عرفان بزرگان ديگري از فلاسفه عصر
ما بودند. شاگرد تفسير قرآن علامه طباطبايي بودند. آثار بسيار زيادي دارند. اين انسان بزرگ را در ميان خودمان داريم . اما سراغ
نمي گيريم . افرادي در ميان ما هستند كه خدمات بزرگي به اين نظام و انقلاب كردند
اما دشمن نمي خواهد عظمت روحانيت
خدماتي
كه روحانيت به اين ملت كرده و ملت را از چنگ و يوغ ستم شاهي نجات داده و استقلال را به اين ملت برگردانده و آزادي را به اين ملت
برگردانده و كارهاي بزرگي در كشور كرده
مورد توجه مردم باشد. همين مسئله انرژي اتمي از درخشان ترين خدمات هست . دشمن
مي خواهد اينها جلوه نكند
مشخص نباشد و اين خدمات به نام بزرگان دين ثبت نشود
تلاش مي كنند اينها را زير سئوال ببرند و همان
مظلوميتي كه براي آقاي بهشتي بود
براي اينها هم پيش بياورند.
نيروي انساني كارآمد و متعهد
بزرگترين سرمايه براي كشور است و همه مردم بايد قدر اين سرمايه بزرگ
كه در راس همه
سرمايه هاي مادي و معنوي قرار دارد
را بدانند. اين درس بزرگي است كه سوره مباركه كوثر به ما ميدهد و مسئوليت ما در برابر آن زياد
است .
پس از پيروزي انقلاب
دشمنان به دليل نفوذي كه امام خميني داشت نمي توانستند به طور مستقيم او را هدف قرار بدهند
به همين
دليل سراغ ياران و بازوان امام رفتند. آنان خاكريزهاي قبل از امام بودند. در ميان ياران امام
افراد برجسته اي وجود داشتند كه هم شاگرد
امام بودند
هم از نظر فكري افراد والايي بودند
و هم از نظر اجرايي و مديريتي توانايي هاي بالايي داشتند كه شهيد بهشتي يكي از آنان
بود
اميرالمومنين (ع ) مي فرمايد : « به خدا شكايت مي برم از مردمي كه تا زنده هستند در گمراهي و جهل غوطه ورند و در حالتي كه گمراه
هستند از دنيا مي روند. » يعني هيچ وقت واقعيت ها را نمي فهمند
و امثال اين مردم آنچه عليه شهيد بهشتي گفته مي شد را پذيرفتند و
اينگونه بود كه او مظلوم شد
شرايط آن روز و مظلوميت شهيد بهشتي را اگر به امروز تطبيق بدهيد
مي بينيد كه دشمن نسبت به بعضي از بزرگان انقلاب همين
مسايل را در پيش گرفته است و چنان عليه آنها تبليغات مي كند كه واقعا براي بعضي ها آمريكا ديگر شيطان بزرگ نيست
شيطان بزرگ
آنها فلان شخصيت انقلابي است !
خيلي عجيب است كه از اين همه تجربه
تجربه اميرالمومنين (ع )
تجربه امام حسن (ع )
تجربه امام حسين (ع )
تجربه بقيه ائمه
تجربه
شيخ فضل الله نوري
تجربه آيت الله كاشاني
و از تجربه آقاي بهشتي « درس » نگرفته ايم و هنوز هم همان راه ها را پيش گرفته ايم
آن هم
نسبت به بعضي شخصيت هاي خدوم
مبارزه كرده
و كساني كه اين همه امام به آنها علاقه داشت و از آنها تعريف كرده است
دشمن نمي خواهد عظمت روحانيت
خدماتي كه روحانيت به اين ملت كرده و ملت را از چنگ و يوغ رژيم ستم شاهي نجات داده و
استقلال را به اين ملت برگردانده و آزادي را به اين ملت برگردانده و كارهاي بزرگي در كشور كرده
مورد توجه مردم باشد
نيروي انساني كارآمد و متعهد
بزرگ ترين سرمايه براي اين كشور است و همه مردم بايد قدر اين سرمايه بزرگ
كه در راس همه
سرمايه هاي مادي و معنوي قرار دارد را بدانند

*****
حجاب اسلامي براي حفاظت از نظام اجتماعي
|

به مناسبت سالگرد رحلت آيت الله مدني كاشاني
يكي از روش هاي بسيار موثر براي تعديل و حفظ نظام اجتماعي ; رعايت حجاب اسلامي و پوشش مناسب براي
زنان مي باشد كه آثار مثبت آن تحكيم حيثيت و حفظ جايگاه رفيع زن و احترام و جلوگيري از هتك حرمت او مي باشد.
در راستاي مراتب فوق لازم است آثار و پي آمدهاي بدحجابي به طور شايسته و بي طرفانه تبيين شود و آسيب هايي
كه از طريق بدحجابي و عدم رعايت پوشش مناسب به سلامت و بهداشت رواني جامعه وارد مي شود
بررسي شود و
آنچه بي حجابي و اختلاط زنان و مردان در جوامع امروز به ارمغان آورده از قبيل از هم پاشيدگي خانواده
انحرافات
جنسي
خودفروشي
قتل و جنايت و شيوع بيماري هاي صعب العلاج رواني
ايدز و.... بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
انسان اعم از زن و مرد داراي استعدادها و غرائز طبيعي مختلف از جمله غريزه جنسي مي باشد كه بايد به طور جدي
مورد توجه قرار گرفته و پرورش يابد. در اين رابطه اسلام بهترين روش هاي ارشادي و اخلاقي را براي رشد طبيعي
استعدادها و غرائض ارائه داده كه عدم رعايت آن موجب بي نظمي و سركوب اين استعدادها مي شود.
توجه به مساله حجاب و تبيين حدود آن آيت الله مدني كاشاني را بر آن داشت تا همان گونه كه همواره در طول
حيات پر بركت خود به بيان و طرح مسائل و مشكلات اجتماعي و سياسي و ارائه راهكارها به طور مستدل پرداخته اند
از اين معضل اجتماعي نيز غافل نبوده و در رساله اي به نام رساله حجابيه ـ هر چند كوتاه و مختصر كه احتمالا در جواب
سوالي آن را نوشته اند ـ به اين مطلب بپردازند.
رساله حجابيه اولين اثر چاپ شده ايشان است كه در سال 1348 قمري (1308 شمسي ) در مطبعه فاطميه قم به
چاپ رسيده است كه با استناد به آيات و روايات بر ضرورت حفظ عفاف زن و مرد تاكيد نموده است .
معظم له در اين رساله با توجه به شرايط خفقان آن روز كه رضاخان پس از كودتاي 1299 به وجود آورده بود و
مبارزه با حجاب و سنت هاي اسلامي را تحت عنوان فرهنگ تجددخواهي و ارائه آزادي به زنان
پيگيري مي كرد
به
تبيين موضوع پرداخته است
كه مي توان توجه به اين مساله اجتماعي را از مواضع آن فقيه بزرگوار در مبارزه با برنامه
فرهنگ ستيزي رژيم جديدالتاسيس پهلوي دانست .
معظم له با بيان و طرح عواقب ناشي از بي حجابي
استفاده از تمتعات و لذات جنسي را مختص محيط خانواده و در
قالب ازدواج هاي قانوني و شرعي دانسته و محيط اجتماع و بيرون از خانه را منحصرا براي كار و فعاليت مي دانند و
عقيده دارند كه سرايت تمتعات جنسي از محيط خانه به اجتماع
علاوه بر ضعيف كردن نيروي كار و فعاليت اجتماعي
منشا نابساماني هاي اخلاقي و شيوع بيماري هاي مختلف فردي و اجتماعي نيز مي گردد.
مهدي مدني

*****
ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي
|

مباحثي از شهيدمظلوم آيت الله بهشتي
آخرين قسمت
شركت افراد در مسائل اجتماعي
يكي از راههاي جداسازي و منزوي كردن توده مردم
در عرصه سياست و تصميم گيري و سرنوشت سازي
اين است كه كاري بكنيم
تا مردم آنقدر از صبح تا شب به فكر مسائل اقتصادي باشند كه اصلا به ياد مسائل سياسي نيفتند. اين سياست خريد و فروش قسطي كه
رژيم گذشته كارمندان
كاركنان
و كارگران را دچار آن ساخته بود
همين بود
و هم اكنون نيز مكرر بعضي از كاركنان دولت به خصوص
آنهايي كه از قشرهاي ضعيفند
فيش حقوق ماهيانه خود را نشان ميدهند و مي بينيم كه در فيش حقوقي آنان مثلا مبلغ چهار هزار و
هفتصد تومان نوشته شده است
ولي دريافتي آخر ماه آنان سيصد و پنجاه تومان است
يعني چهار هزار و سيصد و پنجاه تومان آن پيش
خور شده است . طبيعي است كه او با اين مبلغ كاري نمي تواند بكند و بايد بقيه مخارج آن ماه را به گونه اي تامين بكند. يعني دوندگي دائم
براي پول در آوردن . آيا اين چهار هزار و سيصد و پنجاه تومان براي ضروريات زندگي او خرج شده است البته نه ! او تلويزيون رنگي
خريده است
يا يخچالش را عوض كرده
و يا جاروي برقي بهتري خريده است
يا فرش و مبل خانه اش را عوض كرده است
و يا بهترين
حالت آن اين است كه يك خانه خريده و خود را از شر اجاره خانه خلاص كرده
و يا اتومبيل خريده است . بايد اين سياستهاي شوم
اقتصادي را كه انسان را برده اقتصاد مي كند از بين ببريم
و جاي آن برنامه ريزي و سياستي اعمال كنيم كه اقتصاد به خدمت انسان درآيد.
انسان اگر با آرامش خاطر سوار دوچرخه شود
بسيار بهتر از آن است كه يك ماشين پيكان داشته باشد ولي آنقدر نگران پرداخت قسط آن
باشد كه اصلا رغبت نكند سوار آن شود. واقعا بايد كاري كرد كه دغدغه قسط آخر ماه
لذت بهره مندي انسان را از اين وسايل از بين نبرد و
آدمي مجبور نشود براي تهيه هزينه هاي روزانه اش تن به هر كار ديگري بدهد. بسياري از مشاغل كثيف و پست را افراد با ميل و رغبت
نمي پذيرند
بلكه در همين تنگناهاي اقتصادي به سراغ آن مي روند و انسانيت خود را فدا مي كنند و ميفروشند
در اقتصاد جمهوري
اسلامي بايد جلوي اين امور گرفته شود و بايد فرصتي داده شود تا اينگونه افرا ددر سرنوشتشان شركت كنند.
انساني كه صبح تا شب دنبال مبلغي ناچيز براي تامين زندگي خود مي دود
كي وقت فكر كردن به مسائل سياسي را دارد كي فرصت
دارد روزنامه بخواند و يا اخبار گوش كند كي وقت دارد در جلسات تجزيه و تحليل سياسي شركت كند بايد افراد اين كشور حداقل
هفته اي يك جلسه در جلسات بحث و تحليل سياسي شركت كنند. شنيدن اخبار راديو و تلويزيون و يا حتي شنيدن و گوش دادن يا ديدن
جلسات مناظره تلويزيوني كافي نيست . بايد خودشان در جلسات بحث شركت كنند تا قدرت تحليل پيدا كنند
و اين وقتي است كه براي
آنان وقت آزاد بگذاريم تا بتوانند در اداره كشور شركت كنند
يعني سهمي را كه هر انساني در هدايت امور سياسي كشور دارد
درست ايفا
كنند. اگر مي خواهند كساني را انتخاب كنند
اين انتخاب از روي شناسايي و آگاهي باشد
و فرصت تحقيق كردن پيرامون انتخاب
شوندگان وجود داشته باشد. اينها همه نياز به وقت و فراغت دارد. پس برنامه اقتصادي بايد اين وقت
و حتي اين فراغت خاطر را به اين
افراد بدهد.
افزايش مهارت و ابتكار
در اينجا دو مطلب وجود دارد : يكي افزايش مهارت و ديگري ابتكار. افزايش مهارت يعني اينكه اگر كسي در جايي كار مي كند و
استعداد دارد كه كار بيشتري ياد بگيرد
بايد اين فرصت را داشته باشد تا دوره آموزش ضمن خدمت ببيند و بعد بتواند در سطح بالاتري با
مهارت و كارداني بيشتري در همان رشته خود كار بكند. اگر ما برنامه اقتصادي را طوري تنظيم كنيم كه صاحبان نيروي كار فقط گرفتار كار
روزانه باشند
و يا اگر بخواهيم به آنان دو ماه مرخصي بدهيم تا در كلاس كار آموزي شركت كنند اما تنگناهاي اقتصادي آنان مانع اين كار
بشود
اين نوع افراد كه استعداد رشد مهارت و كارداني دارند دچار ركود مي شوند كه در نتيجه هم خود آنان دچار يك نوع كسالت و
افسردگي ميشوند و هم جامعه از مهارت بيشتر آنان محروم مي ماند
و اين خطا است . ما بايد در فعاليتهاي كشاورزي
صنعتي
فني
و
آموزشي امكان رشد مهارت را به اشخاص بدهيم . مساله ديگر ابتكار است . خلاقيت و ابتكار نياز به صرف مقداري سرمايه دارد.كساني
كه وسايل نو مي سازند
گاهي شش ماه يا بيشتر با يك ابزار ساده در خانه و يا كارگاه خود مشغول كار هستند تا پس از چندين بار تجربه
يك با ر نتيجه خوبي حاصل شود . مكرر افرادي مراجعه مي كنند و مي گويند قصد داريم خلاقيت ابتكار را بالا ببريم . ولي در حدود 30
هزار تومان مواد از بين مي رود. بايد وسايل به ما بدهند
چندين بار تجربه كنيم تا نتيجه بگيريم . البته مشابه اين كار را كشورهاي ديگر
مي كنند و نوآوريها و اختراعات را با قيمت گزاف به ما مي فروشند. يعني چندين برابر پولي را كه در اين جا در اختيار مخترع و مبتكرمان
نمي گذاريم
براي خريد اختراعات ديگران مي پردازيم . اين گناه است و با استقلال اقتصادي ما جور در نمي آيد. برنامه ريزي اقتصادي ما
بايد طوري باشد كه جاي مناسب و امكانات مناسب براي اين نوع كارها و تجارب مبتكران و مخترعان
در اختيارشان قرار گيرد. بنابراين
هيچگاه نبايد دولت يا واحدهاي خصوصي و شركتها بگويند كه چرا براي كاري كه نتيجه آن معلوم نيست و حاصل آن معلوم نيست كه
چيز به درد بخوري از آب در بيايد
فلان مبلغ را از بين ببريم . تا وقتي اين طرز تفكر بر اقتصاد ما حاكم باشد
در اين كشور و جامعه
مبتكران
مخترعان
صاحبان مغزها و ذهنهاي تيز
ميدان و مجال مناسبي براي رشد پيدا نمي كنند.
به طور خلاصه در بند 3 بر اين مسائل تكيه شده است : شكل كار
محتواي كار
ساعات كار
افزايش مهارت
ابتكار .
1 ) شكل كار : اين كه كار را با ابزار انجام دهيم يا بي ابزار
گروهي كار كنيم يا تنها
خط توليد داشته باشيم يا نداشته باشيم
همه مربوط به
شكل كار است .
2 ) محتواي كار : گاهي محتواي كار آنقدر خسته كننده و فرساينده است كه اگر انسان چهار ساعت كار بكند
20 ساعت فرسوده ميشود
بايد اين مسائل نيز رعايت شود.
چندي قبل جهت بازديد از روزنامه رسمي رفته بودم
و كار سخت كساني را كه حروف مي چيدند از نزديك ديدم . آن كار ظريف و
دقيق با حروف سربي و آن صداي زيادي كه ماشينهاي چاپ توليد مي كردند به گونه اي بود كه اينها اگر 7 ساعت كار كنند حتما اعصابشان
آنقدر فشار مي بيند
و تاثير زائده هاي مسموم در اعصابشان و سلامت آنها آن چنان است كه بعيد به نظر مي رسيد مي توانند بعد از كار
بانشاط و شادابي به سراغ خودسازيها و برنامه هاي سياسي بروند. بنابراين چگونگي محتواي كار بايد دقيقا رعايت شود.
3 ) ساعات كار : ساعات كار بايد آن چنان باشد كه كسي مجبور نشود 12 يا 16 ساعت كار كند .
شكل
محتوا
و ساعات كار بايد طوري باشد كه هر فردي علاوه بر تلاش شغلي فرصت و توان كافي
يعني نشاط و نيرو
براي
خودسازي معنوي داشته باشد تا قدري به خود و اين جهان فكر كند
و تفسير قرآن و حديث و نهج البلاغه و كتابهاي سودمند مطالعه
كند
و عبادت كند. مستحبات
دعا
نيايش
زيارت
انفاق و خدمت به مردم را بجا آورد. در جلسات شركت كند و با شركت فعال در
شوراها به اندازه خود در رهبري كشور تاثير بگذارد و يا غيرمستقيم فرصت كافي براي انتخاب ديگران داشته باشد.
4 ) افزايش مهارت : بتواند ميزان كارداني خود را بالا ببرد .
5 ) ابتكار و خلاقيت .
اينها تعيين كننده جهت برنامه ريزي اقتصادي ماست .

| |