روزنامه جمهوري اسلامي 03/04/1387 صفحه عقيدتي

  • ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي
  • باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت
  • *****
    ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي




  • مباحثي از شهيدمظلوم آيت الله بهشتي
    قسمت سوم
    بند دوم
    اگر قرار باشد انسان نيازهايش را در پرتو كار خلاق خود تامين كند مساله اصلي اين است كه بتواند كار كند. در يك نظام اجتماعي بسياري از افراد هستند كه مي خواهند كار بكنند ولي امكانات كار ندارند; و همچنين بايد بازده اين كاري كه مي كنند عايد خود آنان شود. در برخي از نظامهاي اجتماعي افراد زيادي هستند كه كار مي كنند و ارزش افزوده فراواني نيز توليد مي كنند اما نصيب خودشان نمي شود. از صبح تا شب كار مي كنند ولي آن نيازهاي اوليه اي كه برشمرديم براي آنان تامين نمي شود. بنابراين بايد در قانون اساسي پيش بيني مي شد كه نظام اقتصادي ما به گونه اي باشد كه اولا افرادي كه نيرو و توان كار دارند بتوانند كار بكنند و امكان كار كردن داشته باشند و ثانيا بازده كاري كه مي كنند عايد خودشان شود نه نصيب ديگران ; و نه اينكه در راه برنامه هاي غيرمفيد يا كم فايده جاه طلبانه سيستمها مصرف شود. بدين منظور بود كه اين بند دوم پيشنهاد شد. اين بند را موقعي كه بحث اقتصادي مطرح بود خود من پيشنهاد كردم و به نظر مي آمد كه يكي از كليدهاي اساسي حل مشكلات اقتصادي و حفظ شيوه نه شرقي نه غربي در نظام اقتصادي ماست . اوايلي كه اين بند پيشنهاد شد به نظر بعضي از برادراني كه در آن گروه بودند يك پيشنهاد ذهني به نظر مي رسيد اما با توضيحاتي كه داده شد معلوم گرديد كه اين بند از اصول مهم اقتصادي جامعه ما و نظام ما خواهد بود. بدين جهت خوشحال هستم در اين فرصت اين بند پيشنهادي را براي ملت و مردممان توضيح بدهم و بخصوص قابل توجه صاحب نظران اقتصادي است كه اگرچه اين مطلب به عنوان يك بند از اصل 43 آمده است ولي واقعا خود از اصول مهم اقتصادي آينده ما خواهد بود .
    اينك بند دوم را مرور مي كنيم :
    تامين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند در شكل تعاوني از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروههاي خاص منتهي شود و نه دولت را به صورت يك كارفرماي بزرگ مطلق درآورد. اين اقدام بايد با رعايت ضرورتهاي حاكم بر برنامه ريزي عمومي اقتصاد كشور در هر يك از مراحل رشد صورت گيرد.
    در اين بند چند نكته مهم است كه ابتدا اين نكته ها را مي شكافيم :
    1 ـ مبارزه با بيكاري : برنامه اقتصادي بايد در جهتي پيش برود كه همه افراد داراي شغل و كار باشند . زيرا خود بيكاري صرف نظر از جنبه اقتصاديش از نظر اجتماعي يك بيماري است . بسياري از بيماريهاي اخلاقي كارهاي ناروا تبهكاريها و جرمها زاييده بيكاري است . هم اكنون عده اي هستند كه همه چيز از قبيل خانه زندگي خوراك و پوشاك دارند اما چون نازپرورده هاي اجتماعند و همه اين چيزها بدون زحمت برايشان آماده شده است زندگي براي آنان خسته كننده است . كار به زندگي شادابي و نشاط مي دهد. كار و اشتغال سازنده است و انسان ساز. از اين روست كه اصولا اشتغال صرف نظر از اين كه از نظر اقتصادي بسيار پراهميت است در بعد اجتماعي و اخلاقي نيز اهميت بسيار دارد. در اين بند گفته شده است كه بايد نظام اقتصادي ما و برنامه هاي ما طوري باشد كه امكانات كار را به منظور رسيدن به اشتغال كامل براي همگان فراهم كند. هركس بايد كاري داشته باشد و مشغول كاري باشد. در مملكت نه بيكاره بايد وجود داشته باشد و نه بيكار. بيكاره كسي است كه اصولا براي هيچ كاري آمادگي پيدا نكرده است و كاري به او ياد نداده اند و اگر هم بخواهد كار كند از عهده برنمي آيد; و بيكار كسي است كه احيانا كاري را مي داند اما جايي براي كار كردن او نيست . پس نخستين نكته مبارزه با بيكاري در ابعاد اقتصادي اجتماعي فرهنگي و اخلاقي است .
    2 ـ اشتغال كامل : هم اكنون در جامعه ما به مقدار زيادي بيكاري پنهان و بيكاري نسبي وجود دارد . بسياري از كساني كه امروز در سازمانهاي اداري ما كار مي كنند ظاهرا صبح تا عصر كار روزانه دارند (سابقا 35 تا 37 ساعت در هفته و حالا كه گفته شده است 44 ساعت كار كنند) اما اگر 7 ساعت در محل كار خود هستند اين 7 ساعت را كار نمي كنند بلكه يك يا دو ساعت كار مي كنند و بقيه وقت را بيكار هستند . بسيار هستند كساني كه كار نيز مي كنند يعني واقعا تمام اين 7 ساعت را مشغول كار هستند اما كار به دردبخوري را انجام نمي دهند . ما به اين گونه موارد بيكاري پنهان مي گوييم . بنابراين هدف در برنامه اقتصادي بايد اشتغال كامل باشد . (1 ) پس دومين نكته مساله رسيدن به مرحله اشتغال كامل است كه همه بايد كار كنند و تمام وقت و سودمند هم كار كنند.
    3 ـ كساني هستند كه كار مي كنند اما بازده كارشان عايد خودشان نمي شود . وقتي از كارهايي كه جهادسازندگي قم انجام داده است به همراه برادران جهادگر بازديد مي كردم در راه اين برادران مي گفتند كه در همين منطقه نقاطي وجود دارد كه عده اي در گذشته كشاورزي مي كردند و اكنون كار را رها كرده و رفته اند. زيرا صاحب اين مزرعه مي گفته است كه آنچه محصول به دست مي آيد بايد پنج قسمت شود يك قسمت سهم كشاورز و چهار قسمت سهم من باشد. اين مساله مربوط به زمان قديم نبوده بلكه مربوط به قبل از انقلاب و اوايل انقلاب است . علاوه بر اين مالك اينجا شخصي است كه در تهران نيز مستغلات دارد و سال تا سال هم اينجا را نمي بيند و فقط مباشري به اينجا مي فرستد تا آخر هر سال چهار سهم خود را بگيرد و ببرد. كشاورزان گفته اند كه ما نمي توانيم اينجا بمانيم زيرا زندگيمان اداره نمي شود. برادران جهاد با اين برنامه مبارزه كرده اند. به اين صورت كه با اعتبارات و امكانات جهادسازندگي سطح وسيعي از زمين را چاه زده اند و به كشاورزان گفته اند شما كه نمي خواهيد در آنجا به خاطر اين كه بخش مهمي از نتيجه و دسترنج كار شما را آن فرد مي برد ـ كار كنيد چهار پنج نفر جمع بشويد ما به شما زمين چاه آب موتور و امكانات به صورت وام درازمدت مي دهيم و با شما قرارداد مي بنديم . اين افراد خودشان نيز كمك كرده و زمين و چاه و موتور را آماده كرده و مشغول زراعت شده بودند. ما چندين كيلومتر در مسير اين كشتزارهايي كه تازه به وجود آمده بود حركت مي كرديم . هفتاد مزرعه از اين نوع در آنجا به وجود آورده بودند و هر مزرعه اي پنج يا شش نفر كشاورز و خانواده آنها را نجات داده است . اثر ديگر آن اين بوده است كه وقتي به آن كشاورزان گفته شده است كه در اينجا به آنان امكانات داده مي شود آن فرد با مشاهده اينكه ديگر كسي پيدا نمي شود كه چهار سهم خودش بردارد و يك سهم را به او بدهد به آنان گفته است از اين جا نرويد. من حاضر هستم كمتر از شما دريافت كنم . ابتدا نصف و نصف و حالا كمتر و گمان مي كنم كار به جايي برسد كه او فقط به اندازه كرايه تراكتور و پمپ آبش بگيرد و بگويد خدا بركت بدهد. بنابراين مساله مهم اين است كه بايد امكانات كار به وسيله نظام و دولت در اختيار صاحبان كار چنان قرار بگيرد كه مجبور نباشند مزدور چنين اشخاصي بشوند . در حقيقت اين بند 2 از اصل 43 شيوه جديدي است براي مبارزه با حاكميت سرمايه و صاحبان سرمايه بر نيروي كار و صاحبان نيروي كار. حاكميت سرمايه و صاحبان سرمايه بر دارندگان نيروي كار بايد از بين برود و اين بند 2 پايه يك چنين طرح سودمندي را گذاشته است . به ملت عزيزمان مژده مي دهم كه در همين يك سال گذشته در اين باره مقداري كار صورت گرفته است كه من تاكنون توفيق بازديد از دو نونه آنها را داشته ام (يكي در بروجن در استان چهارمحال بختياري و يكي هم در استان مركزي در قم ) و نيز بنابر آماري كه تا چندي پيش داده شده تاكنون بيش از 2700 شركت تعاوني كوچك برهمين اساس و برپايه همين برنامه به وجود آمده است كه نوع انجام دادن كار در آنها معين شده است و در اينجا فرصت بحث آن نيست اما اجمالا مي توان گفت كه امتياز شكل تعاوني اين است كه همواره وسايل كار و امكانات كار را در اختيار صاحبان كار نگه مي دارد. همواره ابزار كار ماشين آلات زمين چاه و امثال آن در اختيار كساني باقي خواهد ماند كه خود كار كنند. اين عمل به صورت وام بدون بهره يا به صورتهاي مشروع ديگر انجام مي گيرد و ممكن است گاهي ايجاب كند كه به شكل واگذاري به افراد باشد.
    پاورقي :
    .1 بسيار مناسب بود كه در اينجا اشتغال كامل و « سودمند » گفته مي شد ولي چون سودمند بودن به طور طبيعي فهميده مي شود اين كلمه به كار نرفته است اگرچه در آن صورت روشنتر مي بود.

  • *****
    باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت




  • زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد عباس جهانبخشي
    معاونت آموزشي سازمان بهزيستي
    در سال 1323 در تهران متولد شد .
    پس از شهريور خونين انجمن اسلامي مددكاران را بوجود آورد و رسيدگي به امور خانواده هاي شهدا محرومين و معلولين را دنبال كرد. در افشاگري رژيم پهلوي توان و عزم راسخي داشت .


    پس از پيروزي انقلاب به رياست دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران منصوب شد و به دعوت سازمان بهزيستي كشور معاونت آموزش آنجا را به عهده گرفت .
    او سرپرستي ستاد تداوم امداد جبهه ها را نيز به عهده داشت . و سرانجام در صف شهداي هفتم تيرماه شصت به لبخند ربوبي لبيك گفت و كربلائي شد.
    شهيد حجه الاسلام حاج سيدنورالله طباطبائي نژاد
    نماينده مردم اردستان
    در سال 1319 در ظفرقند اردستان متولد شد .


    پدرش از علماي حوزه بود و او معارف و علوم اوليه را نزد ايشان آموخت سپس به قم رفت و در آنجا بيش از 20 سال به تحصيل و تدريس پرداخت حاصل اين ايام هشت جلد تفسير نمونه بود كه به اتفاق جمعي از طلاب فاضل به چاپ رساند.
    در سال 49 ممنوع المنبر شد و يكسال قبل از انقلاب دستگير و به زندان افتاد . آزادي او همزمان با اوج تظاهرات و قيام مردم بود .
    در زمان انقلاب به شهرهاي مختلفي سفر كرد و سخنرانيهاي پرشوري داشت با پيروزي انقلاب و آغاز دوره اول مجلس شوراي اسلامي از سوي مردم اردستان به نمايندگي برگزيده شد.
    وي عاقبت در هفتم تيرماه شصت در ركوعي عاشقانه به ديدار يار رفت .
    شهيد مهندس حاجيان مقدم


    در سال 1333 در تهران متولد شد .
    در خاني آباد تهران و همنفس با خانواده اي متدين و مبارز بزرگ شد پدرش از همرزمان نواب صفوي بود. ليسانس مديريت اقتصاد را از ايران و كارشناسي مديريت مهندسي را از آمريكا گرفت .
    همراه دانشجويان مسلمان در ايران وآمريكا بر عليه رژيم پهلوي فعاليت داشت بطوري كه در آمريكا دستگير و در زندان اعتصاب غذا كرد . در سال 1359 در حالي كه تحت تعقيب بود به كمك سازمانهاي آزاديبخش به ميهن برگشت و خدمات خود را در ستاد كمك به مناطق جنگ زده آغاز كرد. بسيج اقتصادي كشور و دفتر طرحها و بررسي هاي نخست وزيري را از ديگر مراكز فعاليت اوبودند.
    مسوول آموزش واحد مهندسين حزب جمهوري بود كه همراه شهيد بهشتي در هفتم تيرماه شصت به جام شهادت دست يافت .
    شهيد علي اصغر آقازماني


    در سال 1331 در قصبه نراق محلات متولد شد .
    فوق ليسانس حسابداري را از دانشگاه صنعت نفت اخذ كرد و با مطالعات مذهبي كه داشت مبارزاتش را شروع كرد.
    كلاسهاي درس شناخت شهيد بهشتي در منزل ايشان داير شد و در پيروزي انقلاب نقش فراواني داشت و در همان روزهاي اول به سازماندهي كميته ها پرداخت و سپس جهادسازندگي و نهضت سوادآموزي را نيز همراهي كرد.
    اندكي بعد مسوول دفتر آيت الله هاشمي رفسنجاني شد و هماهنگي هاي ايشان را با مسوولين نظام و مجلس شوراي اسلامي به انجام رسانيد.
    نام اين عزيز در هفتم تيرماه شصت همراه ياران ديگرش در دفتر شهادت ثبت است .


    شهيد حجه الاسلام سيدمحمد تقي حسيني طباطبائي
    نماينده مردم زابل
    در سال 1307 در زابل زاده شد .
    پس از تحصيلات ابتدائي به قم و نجف مشرف شد و از محضر علماي بزرگ بهره گرفت . آنگاه به زابل بازگشت و اداره مدرسه علميه امامت جماعت مسجد آنجا را پذيرفت .
    ايشان تلاشهاي فراواني براي وحدت شيعه و سني كرد و نقش مهمي در فرار مبارزان متعهد داشت . بارها ساواك به ضرب و شتم و اهانت نسبت به ايشان پرداخت و به تهران احضارشان كرد.


    در پيروزي انقلاب و هدايت مردم زابل نقش ويژه اي داشت و پس از پيروزي به نمايندگي از مردم به مجلس شوراي اسلامي رفت و در آنجا يكي از ائمه جماعت مجلس بود.
    اين سيد بزرگوار عاقبت در هفتم تيرماه شصت به جدش اباعبدالله پيوست .
    شهيد حبيب الله مهمانچي
    معاون پارلماني و هماهنگي وزارت كار
    در مردادماه 1329 در تهران متولدشد .


    در خانواده اي مذهبي و متعهد پرورش يافت و با جديت تحصيلات عالي را دنبال كرد و فوق ليسانس مديريت بازرگاني خود را از آمريكا دريافت كرد.
    در آنجا با دانشجويان مذهبي ارتباط نزديك داشت و در مبارزاتشان عليه رژيم شركت مي كرد.
    در بازگشت به وطن و با پيروزي انقلاب در بنياد مستضعفان شروع به كار كرد و سپس به نهادهاي ديگر در امور فرهنگي كمك رساند. اندكي بعد به عنوان معاون پارلماني و هماهنگي وزارت كار برگزيده شد.
    و سرانجام در هفتم تيرماه شصت همراه شهيدان گرانقدر حزب جمهوري به ملاقات پروردگار شتافت .
    شهيد حجه الاسلام علي هاشمي سنجابي


    نماينده مردم اراك
    در سال 1290 در سنجان متولد شد .
    پدرش كشاورز بود. او از كودكي به حوزه علميه رو آورد و به عالمي متفكر دانشمندي متعهد عارفي كامل و شاعري توانا تبديل شد.
    از آيات عظام حجت ابوالحسن اصفهاني بروجردي حكيم شيرازي گلپايگاني و امام خميني اجازه اجتهاد گرفت و به تدريس در حوزه هاي علميه پرداخت .
    مبارزاتش با رژيم سبب شد تحت تعقيب ساواك قرار گيرد و چند سال از منبر رفتن منع شود. با پيروزي انقلاب از طرف مردم اراك به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.


    و همراه شهيد بهشتي در هفتم تيرماه شصت به فيض عظيم شهادت نائل آمد.
    شهيد محسن مولائي
    در سال 1339 در تهران متولد شد .
    در خانواده اي مذهبي و ساكن جنوب شهر پرورش يافت . تحصيل و كار را از پي هم دنبال كرد و از همان آغاز به ضرورت مبارزه با رژيم وقوف يافت . فعاليت هاي فرهنگي اش را با ايجاد نمازخانه در دبيرستان و راه اندازي گروه تاتر و نمايشگاه عكس آغاز كرد.
    بعد از پيروزي در كميته هاي انقلاب فعالانه شركت كرد و با عضويت در حزب جمهوري دفتر منطقه هشت را تاسيس نمود. او تمام همت خود را در حفظ دستاوردهاي نظام بكار گرفت .
    و سرانجام همدوش شهداي سرچشمه درهفتم تيرماه شصت به مولايش حسين (ع ) اقتدا كرد.
    شهيد حجه الاسلام غلامحسين حقاني
    نماينده مردم بندرعباس
    درسال 1320 در شهر قم متولد شد .
    همراه علوم ديني تحصيلات متوسطه را به پايان برد و به قصد افشاي رژيم و بيداري مردم عازم شهرها و روستاي كشور شد. بعد از رسيدن به اجتهاد موسسه فرهنگي « راه حق » و « اصول دين » را بنيان گذارد و كتاب « اسلام پيشرو و نهضت ها » را نوشت سپس به سازماندهي هسته هاي مبارزه در شهرهاي مختلف كشور پرداخت وساواك را از اين كار به وحشت انداخت . مخفيانه به عراق و به ديدار امام عزيز شتافت و در بازگشت توسط ساواك دستگير و ابتدا به اعدام و سپس به 12 سال زندان محكوم شد . اودر طول زندان هرگز تقاضاي ملاقات با خانواده اش را نكرد و عاقبت با اوج گيري انقلاب از زندان آزاد شد.
    از جمله روحانيوني بود كه در دانشگاه تهران تحصن كرد و كميته استقبال از حضرت امام را همراهي نمود.
    با ورود امام دفتر « تبليغات اسلامي » قم را تاسيس كرد و در اسفند 57 به عنوان نماينده امام و رياست دادگاه و حاكم شرع استانهاي هرمزگان و سيستان و بلوچستان عازم جنوب شد و به درخواست مردم از سوي امام (ره ) امامت جمعه بندرعباس را پذيرفت .
    چندي بعد طي حكمي از سوي امام عضو شوراي عالي تبليغات اسلامي شد و اولين سرپرست و بنيانگذار سازمان تبليغات اسلامي گرديد. او از سوي مردم بندرعباس به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي برگزيده شد و عاقبت همراه شهيد مظلوم بهشتي در هفتم تيرماه شصت به معبودش دست يافت .
    شهيد دكتر جواد اسدالله زاده
    معاون بازرگاني خارجي وزارت بازرگاني
    در سال 1329 در مشهد به دنيا آمد .
    فوق ليسانس و دكتراي مديريت را در آمريكا دنبال كرد. با اعلان عزيمت امام به ايران و رساله دكتراي خود را نيمه تمام رها كرد و به فرانسه رفت . تا در معيت رهبر و مقتدايش باشد.
    در دوران اقامتش در آمريكا در پنج شهر يانكي ها انجمن اسلامي دانشجويان را پايه گذاري كرد. پس از بازگشت امام به ايران او اقامت كوتاهي در سوريه داشت و به همراهي چند دانشجو و يك روحاني سفارت ايران در سوريه را پاكسازي كرد.
    پس از ورود به ايران به تدريس اقتصاد اسلامي در دبيرستانهاي مشهد پرداخت و اندكي بعد به مديريت عالي صندوق ضمانت صادرات برگزيده شد و به تهران آمد و همزمان در مدرسه عالي بازرگاني تدريس را شروع كرد.
    در پي فعاليت هاي ارزنده اش به معاونت بازرگاني خارجي در دولت شهيد رجايي منصوب شد و عاقبت در عاشوراي هفتم تير جاودانه گشت .