روزنامه جمهوري اسلامي 02/04/1387 صفحه عقيدتي

  • ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي
  • باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت
  • *****
    ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي




  • مباحثي از شهيدمظلوم آيت الله بهشتي
    قسمت دوم
    بند اول
    انسان وقتي بخواهد زندگي كند بعضي نيازهاي اساسي دارد كه بدون آنها زندگي او ممكن نيست . اگر چيزهاي تجملي در خانه نباشد زندگي مي گذرد يعني مي توان زندگي كرد; ولي بعضي از چيزها اگر نباشد زندگي واقعا دشوار مي شود. اگر در خانه گلدان گل باشد خيلي خوب است اما گلدان در خانه از نيازهاي اساسي انسان نيست يا به تعبير بهتر بگوييم از نيازهاي اوليه انسان نيست . منظور ما در اينجا از نيازهاي اساسي نيازهاي اوليه است . اينكه نيازهاي اساسي به نيازهاي اوليه معنا شد علتي دارد. علت اين است كه در بينش ما هنر و ذوق و نيازهاي هنري و ذوقي از نيازهاي اصلي و اساسي انسان است ولي از نيازهاي اوليه انسان نيست . نيازهاي اوليه انسان را برمي شمريم : مسكن خوراك پوشاك بهداشت درمان آموزش وپرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده .
    خوراك : انسان احتياج به خوراك دارد يعني غذا جزو نيازهاي اوليه بشر است . البته وقتي مي گوييم « غذا » منظور غذاي موردنياز است نه آن سفره هاي رنگين پرتنوعي كه خيلي بيش از نياز انسان است و بهداشت غذايي انسان را نيز به خطر مي اندازد و او را دچار بيماريهاي دستگاههاي گوارش و گردش خون مي سازد. خوراك يعني همان خوراك عمومي كه همه به آن نياز دارند.
    پوشاك : هركس احتياج به پوشاك دارد يعني مقداري لباس لازم دارد. در فصل گرما كمتر و در فصل سرما بيشتر. در خانه يك جور لباس و در بيرون از خانه به مقداري بيشتر و نوعي ديگر از لباس احتياج دارد و اين از نيازهاي اوليه انسان است .
    مسكن : هركسي احتياج به جايي دارد كه بتواند استراحت كافي داشته باشد. ممكن است انسان جاي خوابي هم داشته باشد اما استراحت نداشته باشد يا از روي خستگي زياد خوابش ببرد كه اين كافي نيست . مسكن يعني جايي كه انسان سكونت دارد. جايي كه وقتي انسان تلاش روزانه را به پايان مي رساند مي خواهد در آنجا ساكن بشود و آرامش پيدا كند. حداقل مكاني را داشته باشد كه بتواند آرامش پيدا كند و واقعا اين سكونت جسمي و آرامش جسمي بايد با آرامش روحي همراه باشد; بنابراين مسكن كه امكان قرار و آرام را در برابر تلاش و بي قراري روزانه براي او فراهم كند لازم است .
    بهداشت و درمان : انسان بايد جسمش سالم باشد و بيماري براي انسان نامطلوب است . انسان از بيماري رنج مي برد. بنابراين بايد امكانات سالم ماندن و تندرست بودن براي او فراهم باشد.
    آموزش وپرورش : يادگرفتن جزو نيازهاي طبيعي و اجتماعي انسان است . مردم عادي ما به زبان خود خيلي خوب حرف مي زنند مي گويند « آدم بي سواد كور است . » و راست هم مي گويند. مثلا يك فردي به شهر وارد مي شود هر نشاني كه مي خواهد بايد از همه سئوال بكند كه فلان جا كجاست در صورتي كه اگر سواد داشته باشد و بتواند نقشه را بخواند مي توان با يك نقشه او را راهنمايي كرد. گاهي آدمهايي كه بي سواد هستند در مسير مقصدشان مي ايستند و آن نشاني را از ديگران مي پرسند.
    امكانات لازم براي تشكيل خانواده : براي پسرها زن گرفتن و براي دخترها شوهر كردن جزو نيازهاست . شما اگر براي يك دختر يا يك پسر همه چيز از جمله مسكن خوراك پوشاك سواد بهداشت و درمان تامين كنيد ولي شوهر يا زن به او ندهيد احساس كمبود مي كند. نياز به همسر و نياز به داشتن يك كانون خانوادگي فقط از نظر غريزه جنسي نيست زيرا ديده مي شود كه زن و شوهرهايي كه بعد از ازدواج صاحب بچه نمي شوند احساس يك كمبود بزرگ مي كنند. مساله ازدواج صرفا به خاطر اشباع غريزه جنسي نيست . انسان به يك كانون عاطفي احتياج دارد كه در آن كانون رابطه اش با انسانهاي ديگر موجود در آن رابطه عاطفي گرم صميمي و آرامش بخش باشد چه خوب هستند پدرهايي كه پس از فراغت از كار روزانه ساعتي در كنار زن و فرزندانشان باشند و در آنجا ساعتي آرامش و آسايش و گرمي زندگي خانوادگي را احساس كنند و لذت ببرند.
    مساله نياز به تشكيل خانواده مطرح است . به همين جهت در اينجا صرفا تهيه و تامين امكانات لازم براي زن گرفتن و يا شوهر كردن گفته نشده است زيرا به اين صورت ناقص بود و در قانون اساسي امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه نوشته شد كه در حقيقت هدف از ازدواج برپايه معارف اسلامي نيز در اينجا پيش بيني شده است .
    بند اول مي گويد : اقتصاد ما و نظام اقتصادي و قوانين اقتصادي ما و تصميمات اقتصادي دولت مصوبات اقتصادي مجلس برنامه ريزيهايي كه دستگاههاي گوناگون اقتصادي مي كنند همه بايد در جهت تامين اين نيازهاي اصلي قرار بگيرد; يعني به گونه اي تامين و تنظيم شود كه نيازهاي اصلي را براي همه فراهم كند.
    وقتي اين اصل را بعضي از جاها مطرح مي كرديم شايد چنين تصور مي شد كه بحمدالله در جمهوري اسلامي كار خيلي آسان است . دستگاههاي دولتي به كار مي افتد و براي هر كس يك مسكن مي سازد و خوراك در رستورانها تهيه مي كند. در هر سالي چند دست لباس هم براي بزرگ و كوچك تهيه و در خانه ها تقسيم مي كند. امكانات بهداشتي و درماني براي همه فراهم مي آورد. امكانات تحصيلي نيز براي همه فراهم مي كند و در مورد تشكيل خانواده هم تلاش مي كند براي هر پسري زني و براي هر دختري شوهري با همه هزينه هاي لازم براي برگزاري ساده ترين مراسم فراهم كند. آيا منظور اين است كه دولت خود مستقيما اين كارها را انجام دهد اگر روزي اقتصاد ما بخواهد به سمتي برود كه دولت براي ما همه اين امكانات را آماده كند و تحويل بدهد اين بدترين نوع اقتصاد است و چنين چيزي هم در مورد قانون اساسي درنظر نبوده است . آنچه در قانون اساسي مورد توجه بوده است اين است كه شكل اقتصادي توزيع درآمدها ايجاد امكانات شغلي و برنامه ريزيهاي اقتصادي به سمتي برود كه با كار خلاق و فعال خود انسانها اين نيازها تامين بشود. چنين نباشد كه عده اي صبح تا شب جان بكنند و بعد از سي سال يك اتاق از خود نداشته باشند زيرا اين نشانه بيماري نظام اقتصادي است . ما هم اكنون مشاهده مي كنيم كه عده زيادي در خانه هايشان اتاقهاي خالي دارند كه گاهي چندين ماه هم مورد استفاده آنها قرار نمي گيرد و عده زيادي هم هستند كه براي يك خانواده هشت نفري يا ده نفري يك اتاق سه درچهار هم ندارند. اتاقي كوچك در اختيار دارند كه بايد مقدار زيادي هم اجاره بدهند. سخن ما اين است كه اين مساله بايد از بين برود. در حالي كه كساني چندين اتاق پذيرايي دارند بعضيها حتي يك اتاق هم ندارند و از اين نوع بي شمارند. پس تامين مسكن به اين معني است كه بايد سياست توليد مسكن و توزيع مسكن در جمهوري اسلامي چنان باشد كه همه در حد نيازشان بتوانند مسكن تهيه كنند نه اينكه دولت براي همه خانه مي سازد و به صورت كوپني و سهميه بندي به مردم مي دهد.
    در مورد خوراك و پوشاك هم همين گونه است . سياست توزيع درآمد و سياست توزيع كالاهايي كه به درد پوشاك و خوراك مي خورد بايد به گونه اي باشد كه همه بتوانند آنها را تهيه كنند نه اينكه قشر محدود و عده معدودي بتوانند از دهها نوع خوراك استفاده كنند . و عده زيادي از تهيه يك نوع خوراك نيز عاجز باشند . عده اي بيش از 30 نوع لباس رنگارنگ داشته باشند كه با دو بار استفاده كردن معمولا از آن سير مي شوند و عده بسيار زيادي براي جلوگيري از سرما خوردن خود و بچه هايشان امكان تهيه پوشاك لازم را نداشته باشند. بايد شيوه توزيع درآمد و شيوه توزيع كالاهاي پوشاكي اصلاح شود.
    اما بهداشت و درمان مي تواند دولتي باشد. ما فكر مي كنيم بايد بيمه ها اجباري و عمومي بشود و دولت در گسترش بيمه ها براي همه اقدام كند. و از طرف ديگر بايد تمام دستگاههاي درماني با بيمه ارتباط داشته باشد. به نظر ما اين يك راه حل معقولي است ولي اين امر ارتباطي با قانون اساسي ندارد. قانون اساسي مي گويد : « تامين بهداشت و درمان براي همه » . اما چگونگي اين مساله را بايد مجلس و دولت يعني ملت و پيشرفتهاي مطالعاتي گروههاي مطالعاتي تعيين كنند. به عنوان يك نمونه بهتر پيشنهاد مي شود اگر بيمه اجباري شود و توسعه پيدا كند و دولت در اين مورد كار كند و كل دستگاه درماني بيمه اي بشود مي توان بسياري از مشكلات درماني را حل كرد. در مورد بهداشت و درمان نقش دولت نقش اصلي است . نقش دولت در آموزش وپرورش نيز بسيار اساسي است . يعني دولت بايد امكان آموزش رايگان را براي همه فراهم كند.
    امكانات لازم براي تشكيل خانواده به اين صورت است كه دولت بايد با تشريفات و تجملات و مشكلات گوناگوني كه بر سر راه ازدواج قرار گرفته است مبارزه كند. دولت و روحانيت و نويسندگان و گويندگان و سرايندگان شعر و تهيه كنندگان نمايشنامه ها و همه صاحبان هنر و ذوق بايد در راه ساده كردن ازدواج در جامعه ما تلاش كنند. دولت نيز از نظر مقررات و از نظر تشويق بايد اين كار را بكند و اين دستگاه پرعظمت راديوتلويزيون در اين زمينه از همه مسئول تر است . بايد ازدواج آسان شود; ولي ازدواج هر قدر كه ساده باشد نياز به مقدماتي دارد. دولت بايد اين مقدمات ازدواج را فراهم كند. مثلا گاهي جوانها با گرفتن وامي به مقدار ده هزار تومان حاضر به ازدواج هستند. بايد دولت امكانات پرداخت وام بي بهره ازدواج را كه در درازمدت آن را بازپرداخت كنند فراهم كند و اگر لازم بود واقعا كمك كند.
    در بند اول از اصل چهل و سوم يكي از خطوط اصلي اقتصاد جمهوري اسلامي مشخص شده است . آيا ما پس از تصويب قانون اساسي چقدر توانسته ايم در اين زمينه كار بكنيم مطمئنا مي توان گفت در زمينه بند اول مقداري كار صورت گرفته است اما خيلي كم . بر دولت جمهوري اسلامي و بر مجلس شوراي اسلامي است كه در اجراي اين بند قوانين و طرحها و برنامه هاي اجرايي فراواني را هرچه سريعتر آماده كنند و همچنين عوامل اجرايي را نيز فراهم سازند; اما مي توان گفت كه در اين چند ماه جنگ ما وضعمان خيلي بهتر از كشورهايي است كه در مثل چند ماه با اين جنگ پرخسارت گذرانده باشند. اين نشانه كارهايي است كه صورت مي گيرد. من فكر مي كنم همين سهميه بندي مواد بسيار ضروري كه شروع شد جزو كارهايي است كه در اجراي همين بند از اصل 43 قانون اساسي انجام گرفته است .

  • *****
    باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت




  • زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد ميربهزاد شهرياري
    نماينده مردم رودباران
    در سال 1333 در بهشهر متولد شد .
    در خانواده اي روحاني پرورش يافت تحصيلات عالي خود را در دانشگاه مشهد و در رشته الهيات و معارف اسلامي پي گرفت . همزمان در حوزه محضر اساتيدي چون حضرت آيت الله خامنه اي را درك كرد و به خدمت سربازي رفت او نقش ويژه اي در ارشاد افسران و سربازان داشت و همراه عده اي از پادگان فرار كرد و به قم رفت . در بازگشت به زادگاهش راهپيمائي عظيمي را ترتيب داد و همچنان در خدمت مردم ماند.
    پس از پيروزي به آموزش و پرورش رفت و اندكي بعد به عنوان نماينده مردم رودباران به مجلس راه يافت .


    او در هفتم تيرماه شصت در حاليكه هنوز بيست و هفت سال داشت آسماني شد و از دروازه هاي شهادت گذشت .
    شهيد حجه الاسلام حسن سعادتي
    در سال 1335 در نيشابور متولد شد .
    در يك خانواده روحاني جسم و روحش را جلا داد و براي كسب علوم حوزوي ابتدا به مشهد و سپس به قم عزيمت كرد هنوز در مشهد بود كه با روحانيون جوان و مبارز همراز شد و در اعتراض به تعطيل كردن حوزه درسي حضرت آيت الله خامنه اي دستگير شد.
    در روزهاي پيروزي با رژيم نبرد جانانه اي كرد و از اعضا كميته استقبال حضرت امام بود . در تابستان 58 به حزب جمهوري پيوست و براي مدتي به مازندران رفت و در بهمن 59 به همراه هيئتي از ايران به كشورهاي فيليپين و مالزي سفر كرد و در بازگشت اندوخته اي از تجارب اين سفر را به همراه آورد.
    كمي بعد در هفتم تيرماه شصت او نيز همسفر راهيان كربلاي ايران شد و به خدا رسيد.


    شهيد جواد سرحدي
    مديرعامل سازمان تعاون مصرف شهر و روستا
    درسال 1317 در سنقر كليائي متولدشد .
    پدري كاسب وخانواده اي مذهبي داشت . او كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و پس از اخذ ديپلم مبارزاتش را عليه رژيم آغاز كرد. وقتي تحت تعقيب قرار گرفت به خارج از كشور رفت و در آنجا تهديد به مرگ شد ساواك تمام اموال و دارائي اش را در داخل ضبط كرد. به سختي و در حاليكه به شدت محدود شده بود ليسانس اقتصاد را از دانشگاه هوستون آمريكا گرفت و پس از پيروزي امين دولت جمهوري اسلامي در كنسولگري آنجا شد.
    در مراجعت به ايران طي حكمي از سوي نخست وزير شهيد رجائي به سمت مديرعامل سازمان تعاون شهر و روستا منصوب گرديد و سرانجام در هفتم تيرماه شصت سوار بر اسب شهادت از خاكدان خاك گريخت .
    شهيد حجه الاسلام سيدكاظم موسوي


    معاون وزارت آموزش و پرورش
    در سال 1314 در حسين آباد ميامي از توابع شاهرود به دنيا آمد .
    نخستين دروس حوزه را نزد جدش آموخت و در 13 سالگي براي ادامه تحصيل به مشهد رفت و در محضر آيت الله ميلاني حضور يافت .
    در 24 سالگي به تصحيح و تحشيه بهارالانوار و ارشاد شيخ مفيد و مقنيات الدور و ادب الغس و شواهد و مجمع البيان پرداخت .
    از سال 42 مجلات « عربي آسان » براي طلاب و دانشجويان منتشر كرد و در سال 50 فوق ليسانس زبان و ادبيات عربي را گرفت و همانزمان مدرسه راهنمائي و دبيرستان دخترانه روشنگر را تاسيس كرد.
    با پيروزي انقلاب نماينده امام در وزارت آموزش و پرورش و مشاور عالي اين وزارت خانه و عضو دادگاه تجديدنظر اداري شد و سرانجام به معاونت پژوهش وزارت آموزش و پرورش انتخاب گرديد.


    او سرانجام در شامگاه هفتم تيرماه شصت به همراه شهيد مظلوم بهشتي به شهادت رسيد و جاودانه شد.
    شهيد دكتر حسن عضدي
    معاون وزارت فرهنگ و آموزش عالي
    در سال 1325 در رشت متولد شد .
    عاليترين مدارج علمي را در دانشگاه هاي معتبر دنيا كسب كرد به گونه اي كه ليسانس روزنامه نگاري روابط عمومي و تبليغات فوق ليسانس دانشكده علوم سياسي ليسانس مديريت بازرگاني با تخصص مديريت بين المللي از دانشگاه داگلاس آمريكا و دكتراي اقتصاد سياسي همان دانشگاه را با سربلندي و افتخار به دست آورد و عضو افتخاري انجمن مديران شد.
    پس از پيروزي در دانشگاه گيلان به تدريس مشغول شد و به عنوان نماينده استان گيلان در مجلس خبرگان انتخاب گرديد در آنجا به عضويت هيئت رئيسه انتخاب شد. حزب جمهوري اسلامي شاخه گيلان را پايه گذاري كرد و سرپرستي مدرسه عالي ترجمه را به عهده گرفت و سپس سرپرست مجتمع دانشگاهي ادبيات و علوم انساني شد.


    او همچنين مسووليت هاي فرهنگي و آموزش فراواني را به طور همزمان عهده دار شد و شوراي وحدت حوزه دانشگاه را فعال كرد.
    معاونت وزارت فرهنگ و آموزش عالي يكي ديگر از مسووليت هاي او بود.
    اين استاد ارجمند عاقبت در هفتم تيرماه شصت با انتخاب راه پرنور شهادت به عالي ترين كمالات دست يافت .
    شهيد حجه الاسلام محمدحسن طيبي
    نماينده مردم اسفراين
    در سال 1310 در روستاي روئين اسفراين زاده شد .


    پدرش روحاني بود و زماني كه او تنها ده سال داشت فوت كرد. همانزمان به مشهد آمد پس از طي مراحل سطح به اسفراين برگشت . مبارزاتش از سال 56 گسترش يافت و ساواك بشدت برنامه هايش را تحت كنترل گرفت و يك بار هم بطور مسلحانه به او حمله كرد. با پيروزي انقلاب و آغاز به كار مجلس اول از طرف مردم به نمايندگي انتخاب شد.
    سرانجام در هفتم تيرماه شصت قافله شهداي سرچشمه را همراهي كرد.
    شهيد حجه الاسلام سيدفخرالدين رحيمي
    نماينده مردم ملاوي لرستان
    در سال 1323 در شهر خرم آباد به دنيا آمد .
    جدش از علماي بزرگ شهر و او در معيت برادرش براي كسب علوم حوزوي به قم مشرف شد . در سال 41 و در ماجراي فيضيه در حاليكه مشغول چسباندن اعلاميه بود دستگير وبه زندان رفت .


    پس از آزادي مبارزاتش را پي گرفت و براي بار دوم به جرم كندن تابلوي خيابان ششم بهمن به زندان رفت او يك بار ديگر نيز به جرم اهانت به اشرف پهلوي زنداني شد و مجموعا 18 ماه در حبس به سر برد .
    او هر بار پس از آزادي كار مبارزه را جدي تر آغاز مي كرد و عاقبت ممنوع المنبر و ابتدا به ايرانشهر و از آنجا نيز به اقليد فارس تبعيد شد.
    در بازگشت از تبعيد فعاليت هاي مذهبي ومبارزاتي اش را در مسجد علوي ادامه داد كه بعدها آنجا مقر كميته هاي انقلاب شد.
    در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي از مردم ملاوي به مجلس رفت .
    و در هفتم تيرماه شصت همدوش شهيد بهشتي به كنگره هاي آسمان هفتم دست رساند.
    شهيد جواد سرافراز


    در سال 1332 در تهران متولد شد .
    پدرش موسس دبستان اسلامي ولي عصر ودبيرستان جهان آرا و از روحانيون مبارزي بود كه سالها در زندان رژيم شكنجه و مورد اهانت واقع شده بود.
    شهيد سرافراز در دانشگاههاي انگليس و هند در رشته جامعه شناسي ادامه تحصيل داد و انجمن هاي اسلامي را در آنجا پايه گذاري كرد و به عنوان نماينده انجمن هاي اسلامي مقيم بنگلور هند به خدمت امام در پاريس رسيد.
    درسال 57 همدوش با ملت ايران در نبردهاي خياباني شركت كرد و در تسخير كلانتري ها نقش برجسته اي داشت .
    بعد از پيروزي عضو حزب جمهوري اسلامي شد و همچون بازوئي براي شهيد بهشتي بود . او سرپرستي منطقه 11 رياست دفتر و مسووليت آموزش و عضويت شوراي مركزي حزب جمهوري را بر عهده داشت . بعلاوه ايشان به عنوان مدير مسوول شركت رايانه و مسوول روابط عمومي شركت « ايزايران » وابسته به وزارت دفاع خدمت كرد.
    نام اين عزيز اينك در دفتر شهداي هفتم تيرماه شصت ثبت و جاودانه است .
    شهيد حجه الاسلام حاج شيخ عبدالحسين اكبري
    در سال 1315 در ساري متولد شد .
    در حوزه هاي علميه ساري مشهد و سپس نجف اشرف به تحصيل علوم ديني پرداخت .
    در هدايت راهپيمائي هاي مردم مازندران نقش محوري داشت و با خطابه هاي آتشين و تحليل هاي روشن خود راه را براي پيروزي انقلاب هموار مي كرد . پس از پيروزي انقلاب به عضويت هيئت هاي 5 نفره كشاورزي درآمد و براي رشد اقتصاد داخلي و بومي فعاليت هاي فراواني كرد.
    خطوط انحرافي و التقاطي را تحمل نمي كرد و همواره در راه و مسير حضرت امام بود.
    ايشان در هفتم تيرماه شصت و در فاجعه سرچشمه به شهدا پيوست .
    شهيد دكتر سيدشمس الدين حسيني نائيني
    نماينده مردم نائين
    در سال 1312 در سلطان نصير نائين متولد شد .
    تحصيلاتش را در حالي كه از نعمت پدر محروم بود ادامه داد و فوق ليسانس خود را از دانشكده الهيات و معارف اسلامي گرفت . براي نگارش رساله خود به هندوستان رفت و « فلسفه دعا و مقايسه ادعيه اسلام با ساير اديان » را نوشت .
    با شهيد رجائي و ديگر مبارزين در دبيرستان قدس آشنا شد و فعاليت هاي فرهنگي خود را با موسسه رفاه آغاز كرد. سپس با دكتر باهنر و شهيد بهشتي در سازمان تحقيقات و برنامه ريزي آموزش و پرورش همكاري داشت و موسسه خيريه ولي عصر صندوق جاويد و جلسات تفسير قرآن را راه اندازي كرد.
    پس از پيروزي به عنوان كارشناس امور ديني در وزارت آموزش و پرورش آغاز به كار كرد و سپس با راي قاطع مردم نائين به مجلس شوراي اسلامي رفت . او نيز اينك در جوار رحمت حق و همراز شهداي هفتم تيرماه شصت شده است .