بسم الله الرحمن الرحيم
جامعه مدرسين حوزه علميه قم
طبق روال مرسوم
هفته گذشته ششمين اجلاس سراسري خود با علماي كشور را در قم برگزار كرد.
در اين اجلاس يك روزه
سه نفر از مسئولان طراز اول نظام سخنراني كردند و در پايان بيانيه اي به امضاي « رئيس شوراي عالي جامعه
مدرسين حوزه علميه قم » منتشر شد كه بيانگر مهمترين نكات مورد نظر اين اجلاس است (روزنامه جمهوري اسلامي شنبه 87
4
1 ) .
به دليل جايگاه ويژه جامعه مدرسين حوزه علميه قم و اهميت رسالتي كه حوزه هاي علميه و علماي ديني در جامعه اسلامي دارند
تامل در نفس اين اجلاس و دستاوردهاي آن
لازم است .
1 ـ بدون ترديد نفس تشكيل اجلاس مشترك جامعه مدرسين حوزه علميه قم با علماي سراسر كشور
يك اقدام مثبت و مفيد است .
اين اقدام
از يكطرف موجب ارتقا تفاهم و تعامل ميان حوزه هاي علميه و علماي ديني مي شود و از طرف ديگر روحانيون صاحبنظر و
صاحب نفوذ كشور مسئولان نظام را در جريان مسائل مهم و مشكلات موجود جامعه و مردم قرار ميدهد و به پيدا كردن راه حل ها كمك
مي كند. در باره فلسفه تشكيل اين اجلاس ها خود جامعه مدرسين در بيانيه پاياني اجلاس ششم اعلام نموده « نشست هاي مشترك جامعه
مدرسين حوزه علميه قم و علما و فضلاي محترم سراسر كشور همه ساله با محور قرار دادن مباحث و مسائل مربوط به مردم
روحانيت
و حوزه هاي علميه و نظام در جهت پيشبرد اهداف متعالي اسلام و تقويت نظام اسلامي و تعميق باورهاي اعتقادي مردم برگزار مي گردد » .
همانطور كه ملاحظه مي شود مسائل مردم
روحانيت و نظام
محورهاي اين اجلاس ها هستند و پيشبرد اهداف متعالي اسلام
تقويت نظام اسلامي و تعميق باورهاي اعتقادي مردم اهداف آن را تشكيل ميدهند. به همين دليل
نفس تشكيل اجلاس
اقدامي مثبت و
مفيد است
البته بشرط آنكه محورهاي مورد نظر مورد توجه دقيق باشند و تلاش لازم براي تامين اهداف اعلام شده بعمل آيد.
2 ـ جامعيت محورها و اهداف اجلاس ايجاب مي كند خود اجلاس نيز از جامعيت بيشتري برخوردار باشد . اقتضاي جايگاه والاي
جامعه مدرسين حوزه علميه قم با توجه به سوابق و عملكرد گذشته و آثار پربركتي كه در سالهاي قبل از انقلاب و دهه اول بعد از پيروزي
انقلاب از خود بر جاي گذاشت نيز اينست كه آغوش خود را بازتر كند و افراد بيشتر و طيف هاي گسترده تري از علماي موثر سراسر كشور
را براي مشاركت در اجلاس دعوت نمايد.
علاوه بر اين
به نظر مي رسد در تعريف « علما و فضلا » نيز تامل بيشتري بايد صورت بگيرد تا اين عنوان شامل آن دسته از علما و
فضلائي كه دست اندركار مشاغل غيرحوزوي مرتبط با مردم و نظام هستند نيز بشود. در ميان اين مجموعه افراد صاحبنظري كه شايد
بيش از ديگران با مسائل جامعه و نظام آشنا باشند فراوانند و وجود آنها در اين اجلاس مي تواند كمك خوبي براي جدي شدن مباحث آن
شود.
3 ـ اين سئوال نيز درباره كاركرد اجلاس مطرح است كه آيا در يك اجلاس يك روزه مجال اظهارنظر توسط افرادي كه از سراسر كشور
مي آيند و قطعا مسائل زيادي براي در ميان گذاشتن دارند وجود دارد قطعا فرصت يك روزه آنهم با توجه به سخنراني مسئولان طراز
اول ـ كه آن نيز خود جاي تامل بيشتري دارد ـ ظرفيت طرح همه مطالب توسط علماي سراسر كشور را ندارد. شايد جامعه مدرسين حوزه
علميه قم و دست اندركاران اجلاس در اين زمينه توضيحاتي داشته باشند كه روشنگر باشد و به اين سئوال پاسخ دهد.
4 ـ تامل مربوط به سخنراني مسئولان طراز اول كشور در اجلاس اينست كه اهداف اين اجلاس ايجاب مي كند آنها در چارچوب
وظايفي كه در نظام برعهده دارند صحبت كنند. رهنمود دادن به علما و حوزه هاي علميه
مطرح نمودن مسائل غيرمرتبط با اهداف
اجلاس و پرداختن به امور حاشيه اي با جايگاه جامعه مدرسين و علما و حوزه هاي علميه تناسبي ندارد و اجلاس را نيز از اهداف مورد
نظر دور مي كند.
5 ـ مطرح شدن مشكلات معيشتي مردم در بيانيه پاياني اجلاس و تاكيد جامعه مدرسين حوزه علميه قم بر ضرورت اهتمام
همه جانبه مسئولان به همدلي و رفع مشكلات اقتصادي مردم
از نقاط قوت اين بيانيه است
با اينحال اين سئوال نيز مطرح است كه در
اين اجلاس چه گام هاي عملي براي حل اين مشكلات برداشته شده است جامعه مدرسين حوزه علميه قم و علماي بلاد مي توانند
بگويند مسئوليت رسمي و قانوني در برابر مشكلات اقتصادي مردم ندارند
ولي قطعا به اين نكته نيز توجه دارند كه حتي در دوران قبل
از انقلاب و تاسيس نظام جمهوري اسلامي
روحانيت پناهگاه مردم بود و البته در نظام جمهوري اسلامي توقعات و انتظارات نيز بر آن
افزوده شده و روحانيت نمي تواند خود را مسئول معيشت مردم نداند. لابد هدف دعوت از رئيس قوه مجريه كشور براي سخنراني در
اجلاس نيز همين است . با توجه به اين واقعيت است كه نمي توان به صرف توصيه اي كه در بيانيه پاياني براي اهتمام به حل مشكلات
معيشتي مردم شده اكتفا كرد.
6 ـ علاوه بر مشكلات معيشتي مردم
توجه بيانيه پاياني اجلاس به مسائل فرهنگي و اعتقادي جوانان نيز از نقاط قوت آنست . در
قسمتي از بند اول بيانيه آمده است : « در اين برهه از زمان كه جوانان به دنبال شناخت هويت حقيقي خود مي باشند و شياطين
هزاران دام
در مسير رشد و تكامل آنان گسترانيده اند از اوجب واجبات است كه متوليان ديني و فرهنگي جامعه ضمن توجه به خطرهاي موجود
بر
ارتباط صحيح با اين نسل نوپا همت گماشته و همواره در اين جهاد اكبر آنان را ياري نمايند و پاسخگوي پرسش هاي آنان باشند كه
برخاسته از اذهان جستجوگر آنان است » .
اصل توجه اجلاس به خطرهاي موجود در مسير اعتقادي مردم و جوانان يك نقطه قوت است لكن اينكه در اين بخش نيز به توصيه
به « متوليان ديني و فرهنگي » اكتفا شده جاي تامل دارد. هرچند توجه بيانيه اجلاس به انرژي هسته اي و مسائل فلسطين و افغانستان و
طرح توافق امنيتني عراق و آمريكا و... نشانه جامع نگري علماي ماست ولي نبايد از اين نكته غافل شويم كه قبل از همه اين مسائل
حفاظت از پايگاه جهاني نهضت اسلامي كه ايران است برعهده علماست . توصيه به متوليان فرهنگي براي مقابله با راهزنان فرهنگي و
اعتقادي خوب است
اما اين مقابله در درجه اول وظيفه خود حوزه ها و علماي ديني است . از جامعه مدرسين حوزه علميه قم اين انتظار
وجود دارد كه در اين مبارزه پيشگام باشد و با نهايت تلاش و فعاليت
پاسخگوي شبهات باشد. اكنون متاسفانه انحرافات فكري بويژه در
قالب هاي تحجر حتي در خود حوزه هاي علميه درحال اوجگيري است و در لايه هاي مختلف كارگزاران نظام نيز رسوخ كرده و جامعه را
به شكل هاي مختلف تهديد مي كند. از حوزه هاي علميه بويژه جامعه مدرسين حوزه علميه قم بيشترين انتظار براي مقابله با اين
انحرافات وجود دارد. اگر حوزه هاي علميه و علما كارنامه خود را در اين زمينه عرضه كنند و مشخص شود كه كاركرد آنها در اين زمينه
قابل قبول و به ميزان انتظار است
آنوقت است كه توصيه هاي آنها به ديگران نيز موجه جلوه خواهد كرد.
واقعيت اينست كه توجه به مشكلات معيشتي مردم و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي دو وظيفه مهم امروز علما و حوزه هاي
علميه هستند كه غفلت از آنها بهيچوجه جايز نيست . اين درست است كه در زمينه معيشت مردم كار عملي و اجرائي از علما و حوزه هاي
علميه ساخته نيست ولي پيگيري اين موضوع و بي تفاوت نبودن در برابر آن تاثير زيادي در حل اين مشكل خواهد داشت . اما مقابله با
انحرافات فكري و عقيدتي وظيفه ذاتي علما و حوزه هاي علميه است كه بر همه وظايف ديگر تقدم دارد. رابطه با مردم
جانب محرومان
را گرفتن و پاسداري از مرزهاي اعتقادي
فلسفه وجودي روحانيت را تشكيل ميدهند. غفلت از اين وظايف موجب مي شود روحانيت
فلسفه وجودي خود را از دست بدهد. اين
همان راهي است كه امام خميني رفت و به حوزه هاي علميه نيز توصيه كرد هميشه در اين راه
باقي بمانند و هيچ چيزي آنها را از پيمودن اين راه روشن باز ندارد.

|