روزنامه جمهوري اسلامي 01/04/1387 صفحه عقيدتي

  • ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي
  • باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت
  • *****
    ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي




  • مباحثي از شهيدمظلوم آيت الله بهشتي
    قسمت اول
    اشاره
    « ابعاد اساسي در بخش اقتصاد قانون اساسي » مجموعه سه برنامه تلويزيوني است كه در آذرماه سال 1359 از شهيدمظلوم آيت الله بهشتي در سيماي جمهوري اسلامي ضبط گرديده و پخش نگرديده است .
    اين مجموعه مباحث را كه ناظر به مسائل و مشكلات اقتصادي جامعه مي باشد و اصول و روش هاي رفع موانع و رسيدن به رشد و شكوفايي و پيشرفت را ارائه مي دهند تقديم خوانندگان گرامي مي كنيم .

    هفت بعد اساسي
    مساله توضيح و تشريح قانون اساسي و هدفهايي كه بايد از اين راه به آنها برسيم براي ملت قهرمان ما مساله مهمي است و خوشحالم كه تلويزيون آموزشي مدتي است اين مهم را مورد توجه بيشتري قرار داده است و برنامه هايي در جهت آموختن قانون اساسي و شرح آن براي استفاده عموم دنبال مي كند.
    بخش اقتصادي قانون اساسي از بخشهاي حساس و مهم آن است . در اين بخش به طور كلي هدفهايي تعقيب شده است كه ابتدا اين هدفها را برمي شمرم و سپس در مورد اصل 43 قانون اساسي كه براي تحقق همين هدفها تهيه و تنظيم شده است توضيح خواهم داد .
    بر روي هم هفت بعد اصلي در بخش اقتصاد و امور مالي قانون اساسي دنبال شده است .
    1 ـ مبارزه با فقر و تامين نيازهاي اساسي هر فرد در پرتو كار خلاق خود او و ارزش افزوده اي كه او در جامعه توليد مي كند .
    2 ـ آزاد نگهداشتن بخشي از وقت هر انسان براي اينكه فرصتي مناسب براي خودسازي و رشد انساني و تعالي معنوي داشته باشد . به تعبير ديگر در نظام اقتصادي جمهوري اسلامي تلاش براي تامين نيازمنديهاي اقتصادي نبايد همه وقت ملت قهرمان ما را بگيرد بلكه مقداري از وقت آنان بايد براي خودسازي انساني الهي و رشد معنوي آزاد باشد.
    3 ـ اعتدال در مصرف مبارزه با اسراف و نفي هر نوع اقتصاد تخريبي نسبت به امكاناتي كه خداوند در اين طبيعت براي زندگي انسانها در اختيار همه ما قرار داده است .
    4 ـ حفظ آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد در برابر كساني كه انسان را يك حيوان اقتصادي معرفي مي كنند و بدين ترتيب او خود به خود برده اقتصاد سرمايه داري و خصوصي و يا برده اقتصاد دولتي يا به تعبير صحيح تر برده سرمايه داري خصوصي و سرمايه داري دولتي مي شود بايد آزادي انسان در رابطه با عامل اقتصاد حفظ شود.
    5 ـ تاكيد بر استقلال اقتصادي كشور و اين كه جامعه ما براستي از نظر اقتصادي به روي پاي خود بايستد; خود توليد كند و متناسب با نيازهاي خود مصرف كند. به ديگران وابسته نباشد كه وابستگي اقتصادي امروز زيربنا و ريشه وابستگيهاي ديگر شده است و خود به خود با استقلال جامعه سازگار نيست .
    6 ـ تاكيد بر تكامل فني و صنعتي زيرا پيشرفتهاي صنعتي از جلوه هاي رشد انسان است و هيچگاه نبايد مورد غفلت قرار گيرد . بنابراين در برنامه ريزي اقتصادي جامعه بايد بر آن تاكيد شود.
    7 ـ برقراري عدل اقتصادي نسبت به بي عدالتيهايي كه در گذشته صورت گرفته است . در گذشته خيلي ها اموال عمومي را چپاول و غارت كرده اند ـ چه از بيت المال و چه از منابع طبيعي كه خداوند براي همه ما در اين طبيعت آفريده است . بايد اين اموال مغصوب پس گرفته شود.
    اينها هفت بعد اساسي در بخش اقتصاد است و اصل 43 در حقيقت نسبت به بسياري از اين ابعاد توجه تام دارد . اينك اين اصل را با هم مرور مي كنيم :
    اصل چهل و سوم
    « براي تامين استقلال اقتصادي جامعه و ريشه كن كردن فقر و محروميت و برآوردن نيازهاي انسان در جريان رشد با حفظ آزادگي او اقتصاد جمهوري اسلامي ايران براساس ضوابط زير استوار مي شود :
    1 ـ تامين نيازهاي اساسي مسكن خوراك پوشاك بهداشت درمان آموزش وپرورش و امكانات لازم براي تشكيل خانواده براي همه .
    2 ـ تامين شرايط و امكانات كار براي همه به منظور رسيدن به اشتغال كامل و قراردادن وسايل كار در اختيار همه كساني كه قادر به كارند ولي وسايل كار ندارند در شكل تعاوني از راه وام بدون بهره يا هر راه مشروع ديگر كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروههاي خاص منتهي شود و نه دولت را به صورت يك كارفرماي بزرگ مطلق درآورد.
    اين اقدام بايد با رعايت ضرورتهاي حاكم بر برنامه ريزي عمومي اقتصاد كشور در هر يك از مراحل رشد صورت گيرد.
    3 ـ تنظيم برنامه اقتصادي كشور به صورتي كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلي فرصت و توان كافي براي خودسازي معنوي سياسي و اجتماعي و شركت فعال در رهبري كشور و افزايش مهارت و ابتكار داشته باشد.
    4 ـ رعايت آزادي انتخاب شغل و عدم اجبار افراد به كار معين و جلوگيري از بهره كشي از كار ديگري .
    5 ـ منع اضرار به غير و انحصار و احتكار و ربا و ديگر معاملات باطل و حرام .
    6 ـ منع اسراف و تبذير در همه شوون مربوط به اقتصاد اعم از مصرف سرمايه گذاري توليد توزيع و خدمات .
    7 ـ استفاده از علوم و فنون و تربيت افراد ماهر به نسبت احتياج براي توسعه و پيشرفت اقتصاد كشور .
    8 ـ جلوگيري از سلطه اقتصادي بيگانه بر اقتصاد كشور .
    9 ـ تاكيد بر افزايش توليدات كشاورزي دامي و صنعتي كه نيازهاي عمومي را تامين كند و كشور را به مرحله خودكفائي برساند و از وابستگي برهاند.
    ملاحظه مي شود كه اين 9 بند اصل 43 قانون اساسي كه اولين اصل از 13 اصلي است كه در قانون اساسي پيرامون اقتصاد و امور مالي در فصل چهارم آمده است هفت بعد اصلي را كه برشمرده شد بيان مي كند . تنها اين بعد هفتم يعني بعد آخر است كه در اصل 49 مطرح شده است و به موقع خود توضيح داده خواهد شد.
    اين توضيح كلي پيرامون هدفها و بعدهاي اين اصل از قانون اساسي بود و اكنون به شرح تك تك آنها مي پردازم :
    در آغاز اصل چهل و سوم سه بعد به عنوان ابعاد اساسي مطرح شده است : استقلال اقتصادي مبارزه با فقر و محروميت و تامين نيازها و حفظ آزادگي انسان در رابطه با اقتصاد; ولي از آنجا كه چهار بعد ديگر نيز كه در بندها مي آيد خيلي اهميت دارد در آغاز آنها را نيز در كنار اين ابعاد تنظيم كرده و برشمردم تا هر هفت بعد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
    اقتصاد جمهوري اسلامي ايران براساس اين 9 ضابطه بايد برنامه ريزي شود .

  • *****
    باز هفتاد و دو تن رفتند در شهر شهادت




  • زندگي و مبارزات شهداي هفتم تير
    شهيد حجه الاسلام عمادالدين كريمي
    نماينده مردم نوشهر
    در سال 1311 در حوالي نوشهر به دنيا آمد .
    پدرش روحاني بود و او پس از اخذ ديپلم به حوزه هاي مشهد و قم رفت و مدارج علوم اسلامي را به سرعت گذراند.
    ارشاد و افشاگري هاي او مردم نوشهر را به اعتراض و شورش عليه رژيم ومفاسد آنها واداشت لذا ساواك او را تعقيب دستگير و بازجوئي كرد. و او ناگزير شبانه از منطقه هجرت كرد.


    در اوج انقلاب همراه مردم شهرش به ياري امام عزيز برخاست و در سرنگوني حكومت همت كرد.
    بعد از پيروزي نهضت مردم او را به نمايندگي از خود به مجلس شوراي اسلامي فرستادند و عاقبت نام نيك او در صحيفه نوراني شهادت ثبت شد و همراه مردان هفتم تير ماه شصت به ملكوت رفت .
    شهيد محمدحسين محمدعيني
    در سال 1330 در قم متولد شد .
    در خانواده اي كم معونه پرورش يافت و كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد تا اينكه ديپلم گرفت . تناقض سياست هاي جابرانه رژيم با روح متعالي او راه مبارزه را پيش رويش گذاشت و از خدمت در ادارات آن زمان پرهيزش داد.
    دركميته استقبال از حضرت امام عضويت داشت و انتظامات بهشت زهرا را به عهده گرفت سپس حفاظت و نگهداري از انبارهاي اسلحه زمان انقلاب را به خوبي انجام داد.


    با پيروزي انقلاب به استخدام سازمان گسترش صنايع و معادن درآمد و از آنجا به بخش اداري مجلس شوراي اسلامي مامور شد.
    او عاقبت در شامگاه هفتم تير ماه شصت به خيل ملائك پيوست و در كاروان عاشورا ثبت نام كرد.
    شهيد سيدمحمد جواد شرافت
    نماينده مردم شوشتر
    در سال 1306 در شوشتر زاده شد و در خانواده اي متدين پرورش يافت .
    پس از تحصيل به معلمي و تدريس همت گماشت و به دنبال درگيري و مبارزه با رژيم به اهواز تبعيد شد.


    در 15 خرداد 42 و در پي يك سخنراني دستگير و به تهران فرستاده شد .
    او بعد از فراغت وارد دانشگاه شد و با شهيد رجائي اعتصاب معلمين ايران را برنامه ريزي كرد و مجددا به تبعيد رفت .
    يك بار ساواك نقشه قتل او را طرح ريزي كرد كه با بيماري او عقيم ماند.
    پس از پيروزي انقلاب ابتدا مشاور وزير آموزش و پرورش و عضو هيئت رئيسه بنياد فرهنگي البرز و سپس از سوي مردم شوشتر به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد.
    دو كتاب « فاطمه (ع ) » و « مردگان با ما سخن مي گويند » از او به يادگار مانده است .
    در حالي كه اينك اين عزيز همراه شهدا هفتم تير ماه شصت صدرنشين محضر حق تعالي شده است .


    شهيد مهندس عباس شاهوي
    معاون وزارت بازرگاني
    در سال 1332 در محله قنات آباد تهران متولد شد .
    با علاقه و استعداد فراواني تحصيل را پي گرفت . پس از ديپلم ابتدا مي خواست به حوزه هاي علميه برود اما بعد به دانشگاه رفت و سرانجام فوق ليسانس مديريت بازرگاني را از آمريكا اخذ كرد.
    پس از پيروزي نهضت ابتدا در كميته هاي انقلاب و بعد مديريت گروه صنعتي فولاد ايران و نيز به عنوان مديرعامل مركز تهيه و توزيع فلزات خدماتش را آغاز كرد.
    كنترل شديد ارز و كمك به تحقق اصل 44 قانون اساسي از جمله خدمات ارزنده او بود .


    اين عزيز در حالي همراه كاروانيان هفتم تيرماه شصت شد كه به عنوان معاون وزارت بازرگاني در خدمت مردم ايران بود.
    شهيد ايرج شهسواري
    معاون وزارت آموزش و پرورش
    درسال 1325 در بيجار متولد شد .
    معلم روزمزد روستاها بود و همزمان تحصيل را پي مي گرفت تا اينكه فوق ليسانس زبان ادبيات فارسي را از دانشگاه تهران اخذ كرد. معارف ديني را در زمان تحصيلاتش دردانشگاه آموخت و سپس كلاسهاي قرآن و اصول عقايد خود را داير كرد.
    پس از پيروزي انقلاب و در شهريور 58 ابتدا معاون آموزش و پرورش منطقه 12 و سپس رئيس ناحيه 13 شد . اندكي بعد او به معاونت اداري مالي وزارت آموزش و پرورش منصوب شد.


    و در تيرماه شصت با توفيق در كلاس شهادت به محضر باري تعالي شتافت .
    شهيد مهندس توحيد رزمجومين
    درسال 1330 در تهران متولد شد .
    در حالي كه خانواده اش از نظر اقتصادي در تنگنا بود كار و تحصيل را از پي هم دنبال كرد و در سال 56 به اخذ درجه ليسانس در رشته صنايع نائل شد.
    به علت عقايد و مبارزاتي كه داشت به عنوان سرباز صفر به چهل دختر تبعيد شد و در دوران انقلاب از پادگان فرار كرد.
    بعد از پيروزي انقلاب مدير داخلي شركت ساراول شد و به سمت عضويت در هيئت مديره گروه صنعتي ملي به آنجا رفت . بر اثر يك طرح از پيش تعيين شده توسط گروهكها به گروگان گرفته شد اما با دخالت كميته و سپاه آزاد گرديد.


    او كه شكنجه هاي فراواني را در زندانهاي پهلوي تحمل كرده بود عاقبت در هفتم تيرماه شصت در حاليكه هنوز انتظارات زيادي از انقلاب اسلامي داشت به جهاني باقي پر گشود.
    شهيد عباسعلي ناطق نوري
    نماينده مردم نور
    در سال 1314 متولد شد .
    اگر چه مدتي از آموختن علم به دور بود اما عاقبت به علوم حوزوي و تحصيل در امور ديني رو آورد و مدرس قرآن شد.
    با گروه هاي موتلفه و همراه شهيد بهشتي و استاد مطهري فعاليت سياسي اش را شروع كرد و با برادرش در راه اندازي شبكه هاي ده نفره نقش موثر داشت . بارها با اسم مستعار سخنراني كرد و عاقبت توسط ساواك دستگير و زنداني شد.


    در سال 57 به يكي از مخفيگاههاي گروهي كه او با آنها كار مي كرد حمله كردند و عده اي از جمله فرزندش را به زندان بردند . اما او از زندان گريخته و رژيم حكم تيرش را صادر كرد.
    با پيروزي انقلاب از سوي مردم نور به نمايندگي مجلس شوراي اسلامي انتخاب شد و در هفتم تيرماه شصت مزد خدماتش را گرفت و به شهادت رسيد.
    شهيد علي اكبر سليمي جهرمي
    دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور
    در سال 1317 در جهرم زاده شد .
    پس از اخذ ديپلم معلمي را آغاز كرد و كمي بعد ليسانس زبان انگليسي دانشگاه تهران را گرفت . در حين تحصيل به دزفول تبعيد شد در حاليكه ناگزير بود هفته اي سه بار براي حضور در كلاسها به تهران بيايد. در ادامه مبارزاتش با گروه شهيد رجائي و همفكرانش آشنا شد و در سال 57 براي زيارت حضرت امام به پاريس رفت .


    بعد از پيروزي به عنوان مديركل آموزش و پرورش تهران و رياست سازمان پژوهش و برنامه ريزي شروع به خدمت كرد و بعد به عنوان دبيركل سازمان امور اداري و استخدامي كشور برگزيده شد.
    او عاقبت در هفتم تيرماه شصت بال پرواز گشود و به باغهاي ملكوت راه يافت .
    شهيدمهدي نصيري لاري
    نماينده مردم لارستان
    در سال 1312 در سيرجان متولد شد .
    با از دست دادن پدر تحصيلات را به سختي دنبال كرد و از دانشسراي عالي تربيت معلم فارغ التحصيل شد.
    با پايان تحصيلات به تعليم و تدريس در مساجد و مدارس پرداخت و مبارزاتش را از همان زمان آغاز كرد. رژيم او را به اصفهان تبعيد و از تدريس منع و عاقبت بازنشسته اش كرد.
    پس از پيروزي انقلاب فرماندار سيرجان شد و اندكي بعد در انتخابات دوره اول مجلس شوراي اسلامي به نمايندگي برگزيده شد.
    نام اين عزيز اينك در صف شهداي هفتم تيرماه شصت ثبت است و در كاروانيان شهادت با اوليا محشور خواهد شد.
    شهيد حجه الاسلام محمدحسين صادقي
    نماينده مردم درود و ازنا
    در سال 1302 در لرستان متولد شد .
    در 18 سالگي به حوزه قم رفت و در قيام 15 خرداد فعالانه شركت داشت . فريادهاي « ما پيرو قرآنيم ـ رفراندوم نمي خواهيم » او و نطق پرشوري كه بر شانه هاي شهر ايراد كرد سبب شد همانروز دستگير و راهي زندان شود.
    در پي آزادي از زندان پيامهاي امام را به روستاهاي اطراف برد و مجددا دستگير شد. با پيروزي انقلاب اسلامي مسووليت كميته هاي ازنا را بر عهده گرفت و به رياست دادگاه انقلاب انتخاب شد.
    پس از مدتي به نمايندگي مردم ازنا به مجلس شوراي اسلامي راه يافت .
    و تا روز شهادت يعني هفتم تيرماه شصت دست از خط سرخ آل محمد(ص ) و علي (ع ) برنداشت .