محافل سياسي و احزاب شاخص لبنان در پرتو آرامش سياسي در اين كشور به رايزني پرداخته اند تا اعضاي كارآمدتري را براي هيئت دولت
جديد برگزينند. اگرچه طي روزهاي گذشته دخالت هاي پنهان و آشكار آمريكا و عربستان
توزيع قدرت در لبنان را كه قرار است براساس
توافقنامه دوحه صورت پذيرد
اندكي دشوار ساخته وليكن بنظر مي رسد با هوشياري جناح هاي سياسي لبنان
مسئله توزيع پست هاي وزارتي
به گونه اي مناسب كه تامين كننده منافع جناح ها باشد
با درايت و در آرامش انجام شود.
فراموش نكنيم كه اين آرامش سياسي را مردم لبنان مديون نيروهاي مقاومت اسلامي هستند كه با هوشياري
شجاعت و اقدام بموقع خود
كودتاي جناح 14 مارس را در نطفه خفه كردند و نگذاشتند آمريكا
اسرائيل و برخي دولتهاي خائن عرب در لبنان حمام خون به راه اندازند .
اگرچه جناح 14 مارس در زير فشار مشترك آمريكا و صهيونيستها مجددا « فواد سينيوره » را به نخست وزيري برگزيده و عملا درصدد برخورد
لجاجت آميز با نيروهاي مقاومت است ولي از يك نكته غافل مانده است كه « فواد سينيوره » در واقع يك « مهره سوخته » است كه سرانجام در برابر
استقامت نيروهاي مقاومت اسلامي تسليم شد و با كارشكني هايش هم راه به جايي نبرد و ناكام شد.
قطعا به مصلحت جناح 14 مارس بود كه فردي نيرومند
تازه نفس و كارآمد را به نخست وزيري برگزيند ولي اكنون سنيوره
فردي خسته
فرسوده و به شدت مرعوب قدرت نيروهاي مقاومت است . ضرب شستي كه مقاومت به جناح 14 مارس نشان داد
باعث شد كه آنها در موضع
انفعالي قرار بگيرند و حتي برخي از رهبران آنها ناچار به پذيرش شكست و فرار از خانه ها و پناهگاههاي خود شوند. چون هرگز انتظار نداشتند كه
در جنگي مغلوبه شوند كه خود به راه انداخته بودند.
اطلاعات منتشره نشان مي دهد نه تنها جناح 14 مارس كه حتي آمريكا و صهيونيستها هم غافلگير شده اند و اكنون يكديگر را به « ضعف
اطلاعاتي » و « ارزيابي اشتباه آميز » متهم مي كنند. مقامات ارشد اطلاعاتي آمريكا اين روزها انگشت اتهام را به سوي ژنرال « عاموس يادلين » رئيس
سرويسهاي اطلاعات نظامي ارتش اسرائيل نشانه گيري كرده اند و نامبرده را عامل شكست اطلاعاتي آمريكا و اسرائيل در لبنان و بويژه در
حوادث اخير بيروت معرفي مي كنند.
خشم سيا
موساد و سرويسهاي اطلاعاتي ارتش اسرائيل از اينست كه عليرغم وجود شمار زيادي جاسوس و خبرچين در سراسر لبنان و
بويژه ايجاد يك شبكه اطلاعاتي متمركز در جهت نظارت بر تحركات نظامي و نقل و انتقالات جاده اي حزب الله و ساير نيروهاي مقاومت
آنها
نتوانسته اند جابجائي نيروهاي مقاومت را زير نظر بگيرند و در بيروت شاهد شكست سنگين جناح مزدور 14 مارس بودند .
نگراني آمريكا در اينست كه سفير آمريكا در لحظات تصميم گيري و صدور دستور تغيير فرمانده اطلاعات فرودگاه بيروت و انحلال شبكه
مخابراتي حزب الله در كنار « فواد سنيوره » بوده و براي شدت عمل عليه نيروهاي مقاومت
وي را تحت فشار گذاشته است ولي همين اقدامات به
شكست كامل سنيوره منجر شد و آنها به سرعت غافلگير شدند و همه چيز را در چند ساعت از دست دادند.
منابع اطلاعاتي آمريكا فاش كرده اند كه تحركات نظامي حزب الله را در مسير هميشگي زير نظر داشته اند ولي حزب الله اين بار از مسيرهاي
خطرناك تر ولي غير منتظره اي
نيروهاي خود را از جنوب لبنان به بيروت رسانده و حساسيتي را هم به وجود نياورده است كه باعث تحريك و
هشياري مزدوران شود.
انتقال سريع و غافلگير كننده انبوه نيروهاي حزب الله از مسير مناطق مسيحي نشين
دروزي نشين
منطقه جزين و كوههاي « الباروك » و عبور
از شهر « زحله » و بزرگراه بين المللي بيروت ـ دمشق تا بخش شرقي بيروت اگر چه مسيري خطرناكتر و غيرعادي بنظر مي آيد اما حزب الله در اين
جابجائي نيرو به قدري استادانه و زيركانه عمل كرده است كه نه تنها قضيه « لو » نرفته بلكه امروز هم آمريكا و صهيونيستها « حدس مي زنند » كه
مسير عبور حزب الله
را كشف كرده اند! و از مقاومت « رودست » خورده اند.
مردم لبنان اعم از شيعه و سني و مسيحي و دروزي
اين روزها آرامش خود و سرزمين خود را مديون هشياري و شجاعت حزب الله لبنان
هستند . حزب الله با اين پاتك سنگين حتي به گردن گروه 14 مارس هم « حق حيات » دارد . چون حزب الله به راحتي مي توانست آنها را « درو » كند
ولي با بزرگ منشي و رفتاري از موضع كريمانه
درعين آنكه توطئه ها را خنثي كرد و طرحهاي شوم جناح 14 مارس را به كلي عقيم و ناكام ساخت
ولي هرگز از توطئه گران انتقام نگرفت و آنها را به نيروهاي ارتش تحويل نمود. حزب الله اگرچه بر بيروت و نقاط كليدي
حساس و استراتژيك
كشور مسلط شد و سران گروه حاكم 14 مارس از خانه ها و پناهگاههاي خود گريختند ولي با سعه صدر كم نظيري
زمينه ها را براي تفاهم
گروههاي سياسي فراهم ساخت و طلبكاري هم نكرد كه سهمي بيشتر را از قدرت به دست آورد.
بايد پرسيد كه اگر توطئه هاي جناح 14 مارس به نتيجه رسيده بود و مزدوران آمريكا و اسرائيل و برخي دولتهاي عرب توانسته بودند
ماموريت خود را به اجرا در آورند
آيا باز هم اجلاس « دوحه » با شتاب و تعجيل برپا مي شد و به سرعت
به تفاهم كنوني دست مي يافتند جناح
حاكم براي « دفع الوقت » و خسته كردن مردم و بي اعتبار ساختن نيروهاي مقاومت
6 ماه فرصت را به هدر داد و مانع انتخاب رئيس جمهور شد و
نگذاشت كه دولت وحدت ملي تشكيل شود. حتي امروز هم با تحميل مجدد « فواد سنيوره » درصدد است كه « استخوان در لاي زخم » را باقي
بگذارد ولي فراموش نكنيم كه جناح 14 مارس مي داند كه شكست خورده و ديگر جائي براي كارشكني باقي نمانده است .
اظهارات اخير « محمد حسنين هيكل » نويسنده مشهور مصري درباره مسائل پشت پرده حوادث اخير لبنان
شايد بسياري از ناگفته ها را از زبان
يك تحليل گر خوشنام بازگو مي كند . او به نقش سرويسهاي جاسوسي و اطلاعاتي 3 كشور عربي در قتل شهيد عماد مغنيه اشاره مي كند و آنها را
عامل اين جنايت مي شناسد.

*****
ناكامي سازشكاران
|
شايد ما از درك مذاكره كننده فلسطيني در مورد حكومت در حال سقوط اولمرت ناتوان باشيم اما با توجه به كنفرانس مطبوعاتي
« ايهود باراك » وزير جنگ اسرائيل اين نكته كه گفته اولمرت نمي تواند اكنون كشور را اداره كند
چندان مخفي و ديرياب نيست . باراك از
اولمرت خواسته است كه به كار خود ادامه ندهد و يا عذرخواهي كند و يا استعفا دهد و منافع دولت را بر منافع شخصي ترجيح دهد.
باراك همچنين از حزب كاديما خواسته است كه به جاي اولمرت شخص ديگري را انتخاب كند و وي مي داند در صورت برگزاري
انتخابات زود هنگام
دشمن سرسخت حزب كار و كاديما يعني نتانياهو به قدرت خواهد رسيد و ما قبلا در جاي ديگري به اين نكته
اشاره كرديم كه درصورتي كه انتخابات زودرس برگزار شود نتانياهو به طور حتم نخست وزير خواهد شد. بنا براين باراك به ناچار بايد با
هر شخصيتي كه حزب كاديما تعيين كند همكاري نمايد تا انتخابات زود رس برگزار نشود و نتانياهو زمين و زمان را بر سر حزب كاديما و
كار در آن واحد خراب نكند.
در اين ميان مذاكره كننده بيچاره فلسطيني هيچگونه چشم انداز سياسي روشني را فراروي خود ندارد; زيرا آينده سياسيش طبق
معمول با سرنوشت و گفتار و كردار اولمرت گره خورده است . اكنون درك احساس آقاي احمد قريع رئيس تيم مذاكره كننده فلسطيني و
همكارانش بسيار ناراحت كننده است ; زيرا وي آرزو داشت به زودي به صلح دست يابد تا درس عبرتي براي « حماس كودتاگر » باشد
نامي كه خوشايند آنان است و جنبشي كه به اصطلاح عليه طرح ملي آزادي بخش كودتا كرده است و اين عباراتي كه ورد زبان آنان شده
است و بيشتر بر روي آن مانور مي دهند. بكارگيري اين گونه جملات و عبارات سياسي و ديپلماتيك اين موضوع را در ذهن كساني كه به
مذاكره ايمان دارند جاي مي دهد كه مشكل از سوي طرف مقابل است و حال آن كه حماس بارها در اين زمينه هشدار داده است كه در واقع
مشكل از سوي طرف مقابل مذاكره كننده است و صهيونيست ها به بهانه هاي مختلف هرگز چيزي را به طرف فلسطيني نخواهند داد و بعد
از سقوط اولمرت طرف مذاكره كننده فلسطيني به درستي در خواهد يافت كه مشكل اساسي از سوي طرف ديگر يعني اشغالگران است
و آن موقع است كه ما خواهيم گفت كه چه ناكامي گريبان گير مذاكره كننده فلسطيني شده است ; مذاكره كننده اي كه ترجيح داده است
اختلافات داخلي در راه اعاده مسير مذاكرات بيهوده و بي نتيجه به قوت خود باقي بماند مذاكراتي كه يكي از شروط آن عدم بازگشت به
وحدت ملي است يعني عدم سازش وبازگشت به حماس .
رييس تشكيلات خودگردان فلسطين آن چه را كه در اسراييل مي گذرد مسايل داخلي اين رژيم مي داند و حقيقت نيز همين است كه
وي گفته است و اين گونه اظهارات بهترين شيوه براي توجيه شرايط كنوني و گريز از واقعيات دردناك و تلخ است و وي مي داند كه در
چنين مواقعي از دست كسي كاري بر نمي آيد و در چنين مواقعي هيچ موجودي در جهان نمي تواند اسراييل را وادار كند كه بر طبق
توافقنامه ها رفتار كند. نه رييس عباس مي تواند اولمرت را در مقامش باقي نگه دارد و نه اولمرت قادر خواهد بود كه شريك مناسبي در
حد و اندازه عباس پيدا كند. اينجاست كه دوباره مي گوييم : چه ناكامي تلخي گريبان گير مذاكره كنندگان فلسطيني شده است و اكنون هيچ
كاري نمي توانند بكنند مگر اين كه منتظر باشند تا « عمو شلومو » چه كاري برايشان انجام خواهد داد. آمريكا نيز كه به دقت اوضاع سياسي
نزديك ترين همپيمان خود در منطقه (اسرائيل ) را دنبال مي كند به خوبي مي داند كه سياستش در منطقه در باتلاق عميقي فرو رفته است .
آمريكا از زماني كه جنگ صليبي را عليه كشورهاي عربي و اسلامي به راه انداخت
مصداقيت خود را در نزد جهانيان از دست داد و هم
اكنون با ترفند وعده بوش در زمنيه تشكيل يك كشور فلسطيني پيش از پايان دوران حكومتش در سال جاري ميلادي
بي وقفه براي
بهبود وجهه خود و احياي قدرت و هيبت از دست رفته اش تلاش مي كند.
آن چه هم اكنون در اسراييل اتفاق مي افتد براي سياستگذاران آمريكا در منطقه بسيار نگران كننده و غير قابل تحمل است . سران
آمريكا به خوبي مي دانند هر گزينه اي غير از اولمرت
درستي ديدگاه هاي جنبش هاي مقاومت در منطقه نظير حماس و حزب الله را نزد
افكار عمومي
اثبات خواهد كرد و در مقابل باعث مي شود تا جهانيان به دروغ بودن سياست ها و وعده هاي آمريكا در منطقه پي ببرند. به
ديگر سخن
كناره گيري اولمرت از قدرت به معناي روي آمدن كسي است كه سياست هايي را در منطقه قبول دارد كه مطابق خواست و
ميل آمريكا نيست . بنابراين براي مطابقت مجدد سياست هاي مشترك دو طرف (آمريكا و اسرائيل ) در منطقه با وجود نخست وزير
جديد رژيم صهيونيستي
به زمان و تلاش زيادي نياز خواهد بود. حال اگر در نظر بگيريم كه كنست (پارلمان رژيم صهيونيستي ) به
برگزاري انتخابات پارلماني زودهنگام راي مثبت دهد و تحقق اين مساله حداقل سه ماه وقت مي برد و پس از آن نيز بايد هفته ها براي
تشكيل كابينه جديد صرف شود
مساله پيچيده تر مي شود. به عبارت ديگر
تشكيل كابينه در يك چنين شرايطي چهار الي پنج ماه طول
خواهد كشيد. با اندكي تامل در اين مدت
مي توانيم دريابيم كه وعده هاي بوش درباره تشكيل كشور فلسطين پيش از پايان دوران رياست
جمهوري اش دروغي بيش نيست و اين كشور نه تنها در سال جاري كه تا پايان قرن بيست و يكم نيز تشكيل نخواهد شد.
تشديد محاصره و اختلافات داخلي
سركوب مقاومت و پيگرد مبارزان در كرانه باختري
بازداشت بيش از دو هزار نفر به كمك
جاسوسان اسراييل و همكاري هاي گسترده امنيتي كه خود داستاني ديگر دارد
تنها سودي است كه ملت فلسطين از ماه ها مذاكره رياست
تشكيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي برده اند.
هموطنان فلسطيني ام ! به خود بياييد و از مذاكراتي كه براي ضربه زدن به حماس صورت مي گيرد دست برداريد. مذاكرات شما بايد
بر تكيه گاهي محكم استوار باشد. بايد آحاد فلسطينيان حامي تان باشند تا با اين تكيه گاه بتوانيد شروط و خواسته هاي خود را بر رژيم
صهيونيستي تحميل كنيد و لااقل حرفي براي گفتن داشته باشيد. در صورت تحقق اين مهم دو راه ظفرمندانه پيش روي شماست ; يا
شاهد تشكيل يك كشور فلسطيني مستقل براساس اصول و آرمان هاي خود خواهيد بود و يا اين كه مقاومت حرف خود را مي زند و در
اين صورت است كه با اقتدار و صلابت به رهبري رژيم صهيونيستي خواهيم گفت كه تصميم خود را بگير و به مردم « اسرائيل » نيز
مي گوييم كه انتخاب كن .
حسن القطراوي
منبع : مركز اطلاع رساني فلسطين
آنچه هم اكنون در اسرائيل اتفاق مي افتد براي واشنگتن بسيار نگران كننده و غيرقابل تحمل است . سران آمريكا بخوبي مي دانند هر
گزينه اي ديگر به غير از اولمرت
درستي ديدگاه هاي جنبش هاي مقاومت در منطقه را نزد افكار عمومي اثبات مي كند
تشديد محاصره ـ اختلافات داخلي ـ سركوب مقاومت و پيگرد مبارزان فلسطيني ـ بازداشت دو هزار نفر در كرانه باختري و نوار غزه كه
همگي با همكاري تشكيلات خودگردان صورت گرفته
تنها سودي است كه ملت فلسطين از ماه ها مذاكره تيم سازشكار با اسرائيل
بدست آورده اند
با تضعيف موقعيت سياسي « ايهود اولمرت » نخست وزير رژيم صهيونيستي
هيات مذاكره كننده فلسطيني
هيچگونه چشم انداز
سياسي روشني را فراروي خود نمي بينند
زيرا آينده اين هيات با سرنوشت اولمرت گره خورده است
بعد از سقوط اولمرت
طرف مذاكره كننده فلسطيني به صداقت و درستي ديدگاه هاي حماس كه همواره اشغالگري اسرائيل را مشكل
اصلي مي داند
پي خواهد برد و آن موقع است كه خواهيم گفت كه چه ناكامي عجيبي گريبان گير تيم مذاكره كننده فلسطيني شده است

| |