روزنامه جمهوري اسلامي 29/03/1387 صفحه عقيدتي

  • يك نامه و آخرين وصيت نامه
  • يادداشتي از آيت الله العظمي فاضل لنكراني درباره شخصيت والاي حضرت امام خميني در فراق مراد
  • *****
    يك نامه و آخرين وصيت نامه




  • اشاره
    آنچه پيش روي داريد متن يك نامه و نيز آخرين وصيت مرجع عاليقدر تشيع مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني مي باشد كه به مناسبت سالگرد ارتحال آن فقيه وارسته تقديم خوانندگان مي كنيم . در متن نامه اطلاعاتي درباره موسسه فقهي ائمه اطهار(ع ) و دفاتر منشعب از دفتر مركزي فعاليت هاي ايشان در ساير شهرها و كشورها ارائه مي شود كه براي خوانندگان مفيد و ضروري است . در متن آخرين وصيت نيز به موضوعات و مسائل مختلفي اشاره مي شود كه بسيار ارزشمند و عبرت آموز مي باشد.

    بسم الله الرحمن الرحيم
    بعد الحمد و الصلوه علي محمد و الاذل محمد. مخفي نماند كه فرزند عزيزم محمدجواد فاضل لنكراني كه بحمدالله والمنه با نظارت مستقيم اينجانب بدرجه رفيعه اجتهاد رسيده و ساليان متمادي است كه به بحثهاي خارج فقه و اصول اشتغال دارد و داراي رسائل و تاليفات متعددي مي باشد در كارهاي مربوط باينجانب مخصوصا پس از مسئوليت مرجعيت كه بسيار مسئوليت خطيري است يار و مددكار اينجانب بوده بطوري كه اگر كمك ايشان و برادرش احمد آقاي موحدي نبود كه تمام وقت خويش را در اختيار كارهاي من قرار داده نبود شايد با كسالتهاي گوناگون و متعددي كه دارم از عهده همه كارها برنمي آمدم . البته حتي در جزئي ترين كار با استجازه و اجازه حقير اقدام مي نمايند. علاوه بر مسئوليت مزبور در امور موسسه فقهي ائمه اطهار عليهم السلام كه براي آن ساختمان معظمي در دست داريم و در آن موسسه عده اي از فضلا محترم اشتغال بدرسهاي خارج مخصوص دارند و علاوه كتابهاي متعددي از آنجا انتشار يافته و پاسخگوئي بمسائل مختلف توسط اينترنت داده مي شود و داراي كتابخانه تخصصي فقه مي باشد كه در آن حدود 20 هزار جلد كتاب موجود است همينطور موسسه اي كه در مشهد مقدس داير كرده ايم و سالهاي چندي است كه گروهي از فضلا و دانشمندان علاوه بر علوم حوزوي متداول تدريس و تدرس آن بكيفيت مخصوص بعلوم ديگر نيز در آنجا اشتغال دارند و نيز موسسه اي كه در كشور سوريه در دست اقدام و تماميت است و از نظر موقعيت محلي داراي امتياز مي باشد و غرض از تاسيس آن تربيت عده اي فاضل و دانشمند در نزديكي قبر مطهر حضرت زينب كبري سلام الله عليها مي باشد علاوه وظيفه مهم شهريه حوزه علميه قم با متجاوز از پنجاه هزار طلبه و شهريه مشهد مقدس و اصفهان و متجاوز از سيصد حوزه علميه شهرستانها كه اداره مجموع بسيار مشكل و خطير است از وظائف اينجانب است كه به تنهائي از عهده اين امر نمي توانم برآيم و اگر كمك و مساعدت اين دو برادر نبود قطعا ناتوان بودم و در كارهاي مزبور دو شعبه دفتر در تهران و يك شعبه در مشهد مقدس و يكي در افغانستان و ديگر در مسكو و برخي در جاهاي ديگر وجود دارد كه مي بايست كمال ارتباط با آنها حفظ شود و مشكلات حوزه ها از يك طرف و اشاعه و ترويج مكتب تشيع بوسيله آنها انجام گيرد و حل شود و نيز كارهاي مختلف ديگر كه جاي ذكر آنها نيست بايد بصورت مطلوب عملي گردد و ضمنا ناگفته نماند كه تمامي اعلاميه ها و پيامهائي كه در مقاطع مختلف در رابطه با امور مذهبي و سياسي داده مي شد مربوط به اينجانب است و مخصوصا آنچه را كه روزنامه جمهوري اسلامي منعكس مي نمود و در رابطه با آنها مخصوصا بدو اعلاميه افتخار مي كنم يكي اعلاميه اي كه بمناسبت شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها ساليان زيادي منتشر نمودم و ديگر اعلاميه اي كه بمناسبت عدم جواز نقض حكم امام (قدس سره ) در مورد ارتداد سلمان رشدي و وجوب قتل او صادر كردم و در مقابل برخي از روشنفكران كه خيال مي كردند مقتضاي مصلحت كنار آمدن با سلمان رشدي است و در اين رابطه مقدماتي را تهيه ديده بودند مقاومت نموده و شديدا با آنان برخورد كردم .
    اميدوارم كه همه اين كارها و تحمل مشكلات بيش از حد مرضي آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار گيرد و افتخار سربازي واقعي آنجناب از ما سلب نشود كه بالاترين افتخار همين است . به اميد روزي كه با فرج مقدسش تمام مشكلات حل شود و غالب اينها سامان پذيرد اللهم عجل لوليك الفرج و متعنا بذلك فوق ما نترقب و نامل .
    محمد فاضل لنكراني
    1384 4 1
    متن آخرين وصيت مرحوم آيت الله العظمي فاضل لنكراني
    بسم الله الرحمن الرحيم
    آخرين وصيت اول ماه رمضان المبارك 1427 (مطابق سوم مهر ماه 1385 )
    كتابهاي اينجانب در شرح تحريرالوسيله حضرت امام خميني (قدس سره ) بنام تفصيل الشريعه قسمت مهم آنرا كه چاپ شده و شايد تا بحال در حدود سي جلد باشد طبق مصلحت عمل شود البته به راحتي در دسترس فضلائي كه بالفعل از آنها استفاده مي كنند قرار داده شود و قسمت ديگر را چاپ نموده و بهمين كيفيت عمل نماييد.
    كتابهاي چاپي اينجانب كه قسمتي در منزل مسكوني باجك وجود دارد و قسمتي در اطاق بزرگ حسينيه مرحوم والد و قسمتي در جائي كه اينجانب معمولا روزها در آنجا مي نشينم در درجه اول ميل دارم كه همه آنها را در يكجا جمع نموده و مورد مراجعه مراجعين قرار گيرد البته برخي از آنها را كه بنده زاده محمد جواد براي كتابخانه شخصي خود نياز دارد مي تواند براي آنجا بردارد و در درجه دوم هر جا كه صلاح باشد.
    حسينيه كه بعنوان دفتر اينجانب معروف است وقف شرعي براي مرحوم آيت الله والد (قدس سره ) مي باشد ميل دارم روضه جمعه و دهه اول محرم و ايام فاطميه در آنجا برگزار شود و چنانچه بعلتي مانند سيل و زلزله و واقع شدن در مسير خيابان و امثال اينها امكان نداشته باشد در محل ديگري برگزار نمايند.
    اموالي را كه از اين حقير باقي مي ماند يا در شهريه طلاب حوزه علميه قم صرف شود و يا در اداره موسسه مركز فقهي ائمه اطهار عليهم السلام و تشخيص آن بعهده وصي اينجانب مي باشد البته در شهريه لازم نيست تمام و بنحو كمال داده شود بلكه مقدار مصلحت ...
    لازم است تذكر دهم كه محمد جواد و احمد آقا كه ساليان درازي است دفتر اينجانب را بصورت آبرومند اداره مي كنند و اجرتي دريافت نمي نمايند مورد تشكر اينجانب هستند چون كار آنها بالمال مربوط به آقا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف مي باشد.
    خانه مسكوني فعلي در محله باجك كوچه 8 متري رضوي ملك خانواده محترم حاجيه خانم لاجوردي مي باشد . خانه و لوازم و امكاناتي كه در آنجا وجود دارد از قبيل فرش و ظرف و كولر و امثال آن به ايشان داده شود.
    وصي حقير در جميع موارد فوق بنده زاده محمدجواد مي باشد و ناظر احمد آقا.
    چنانچه فرزندان من بخواهند رضايت مرا در آن عالم از دست ندهند از هرگونه اختلاف بپرهيزند بالخصوص در امور مالي دنيوي بي ارزش كه موجب از بين رفتن آبروي اينجانب و آبروي خودشان در ميان مردم و جامعه مي باشد و ضمنا معلوم باشد تمام اموالي كه باينجانب ارتباط دارد هيچكدام مال شخصي اينجانب نيست بلكه مربوط به سهمين مي باشد و هيچكدام از ورثه در اين اموال حقي ندارند.
    محمدفاضل لنكراني

  • *****
    يادداشتي از آيت الله العظمي فاضل لنكراني درباره شخصيت والاي حضرت امام خميني در فراق مراد




  • اشاره
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني از رهروان صديق و راستين راه امام خميني بود. او سال هاي طولاني در محضر اين استاد عاليقدر و مراد و مربي خويش دانش آموخت و در حالي كه شيفته اخلاق و منش و سيره و روش اين عارف كامل و واصل بود در عرصه هاي مجاهدت هاي سياسي نيز همواره يار و همراه امام بود و در نهضت اسلامي رنج و مرارت فراوان تحمل نمود.
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني در حالي كه به تاليف و تدريس مباحث حج از مجموعه مباحث فقهي اشتغال داشتند ضايعه بزرگ و اسف انگيز ارتحال حضرت امام خميني به وقوع پيوست . ايشان در صفحات 235 تا 237 جلد اول از مجموعه پنج جلدي كتاب « الحج » اينگونه از غم دردناك رحلت استاد و مراد خويش ياد مي كند.

    اين زمان مصادف شد با فاجعه اي بزرگ و حادثه اي دردناك كه سزاوار است بخاطر آن به جاي اشك سيل خون از ديدگان جاري نمود و آن همان مصيبت بزرگي است كه مسلمانان جهان بلكه همه مستضعفان بدان مبتلا شدند و آن ارتحال استاد عاليقدر ما امام خميني (قدس سره الشريف ) است كه پس از يك دوره كوتاه از كسالت و بيماري منجر به عمل جراحي اتفاق افتاد . اين حادثه شب يكشنبه آخر ماه شوال 1409 اتفاق افتاد .
    مردم پس از آنكه صبح يكشنبه از طريق راديو از اين فاجعه باخبر شدند حيران و سرگردان شدند به گونه اي كه انگار عزيزترين كسشان را از آنها گرفته اند و يا اينكه كسي را از دست داده اند كه برگردنشان حق حيات و حق هدايت دارد كه واقعا همينطور است . چرا كه تحقيقا امام غل و زنجيرهايي كه به دست و پاي ملت بسته شده بود را از رويشان برداشت و آنها را از گمراهي نجات داد و اسلام و نظام اسلامي را به آنها بازگرداند و حكومت اسلامي حقيقي را بر پايه مكتب تشيع ـ كه حقيقت اسلام است ـ بنيانگذاري نمود و مردم بدين وسيله از گمراهي اي كه آنها را از هر سو فرا گرفته بود خارج شدند.
    امام به مردم آزادي و استقلال را عطا كرد و دست قدرت هاي استكباري و كفار را از كشور (ايران ) كه از هر جهت آن را مستعمره خود كرده بودند قطع كرد. آن قدرت ها كه در راسشان شيطان بزرگ آمريكا بود با كشور ايران به گونه اي رفتار مي كردند كه انگار ملك شخصي آنها است و با مردم ايران به مانند بردگان و كنيزان رفتار مي كردند و سعي و تلاش آنها مخالفت با اسلام و ويران كردن اساس اسلام بود. آنها مي كوشيدند مظاهر اسلامي را از اين كشور بزدايند تا آنجا كه تاريخ اسلامي كه مبدا آن هجرت نبي مكرم اسلام (ص ) است را به تاريخ شاهنشاهي و قومي تغيير دادند تا بوئي از اسلام و اثري از آن نماند.
    و اين امام خميني (ره ) بود كه با كفر مقابله نمود و با آن به مبارزه پرداخت تا اينكه حكومت شاه ـ آن نوكر و مزدور خبيث ـ را برانداخت و به جاي آن حكومت اسلامي مبتني بر قوانين اسلام تاسيس كرد. امام در اين مبارزات سختي ها و ناگواري هاي زيادي اعم از زندان و تبعيد و انواع تهمت و افترا را تحمل كرد بويژه از ناحيه كساني كه اهل علم و دين مي نمودند و از راه علم و دين ارتزاق مي كردند اما در حقيقت بوئي از علم و دين بويژه از دين نبرده بودند!
    به هرحال مردم پس از اينكه از ارتحال امام باخبر شدند مغازه ها را بستند و دست از كسب و كار كشيدند و در سه روزي كه مراسم وداع و تشييع و تدفين انجام شد بيش از ده ميليون نفر در پايتخت ـ تهران ـ جمع شدند و همچنين در ديگر شهرهاي ايران و خارج از ايران . و هر روز از اين روزها و روزهاي پس از آن تا اكنون ـ موقع نوشتن اين مطالب ـ كه روز پنجم پس از رحلت امام است انگار روز عاشورائي است كه شهادت جدش امام حسين و فرزندان و ياران او (عليه و عليهم السلام ) واقع شده است محافل زيادي با حضور مردم براي برپايي عزا تشكيل شده است و تجمعات و تظاهرات خياباني كه مردم بر سر و سينه زنان گريه و شيون مي كنند و عجائبي از آنها بروز مي كند كه در تاريخ بي نظير است .
    بخاطر شدت ازدحام مردم و فزوني آنها تدفين پيكر امام پس از ساعت ها تلاش و با تدابيري مخصوص و بكارگيري نيروي انتظامي امكان پذير شد. و اكنون پس از گذشت پنج روز از دفن پيكر امام قبرش در حلقه مردم احاطه شده است و بيش از يكصد هزار نفر از مردم دائما آنجا جمعند. انگار مردم (عزادار و عاشق امام ) اهل و عيال (و خانه و زندگي ) خود را از ياد برده اند و حتي انگار خودشان را هم فراموش كرده اند و جز به از دست دادن امام نمي انديشند و جز رفتن همه آنچه به آنها تعلق داشت از دين و دنيا را نمي بينند!
    و من اين مصيبت را به صاحب مصيبت بقيه الله الاعظم (روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدا) تسليت مي گويم و از الطاف كريمانه و فضل و عنايت فراگيرش اميد دارم به اين قلوب مجروح و چشمان اشكبار نگاهي از سرتوجه و مهرباني داشته باشند و به اين نظام (جمهوري اسلامي ) و انقلاب (اسلامي ) نگاه حمايتي داشته باشند. و سلام به امام زمان و پدران پاكش .
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني :
    در فاجعه بزرگ و حادثه دردناك رحلت امام خميني سزاوار است كه به جاي اشك سيل خون از ديدگان جاري نمود
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني :
    امام خميني غل و زنجيرهايي كه به دست و پاي ملت بسته شده بود را برداشت و آنها را از گمراهي نجات داد و اسلام و نظام اسلامي را به آنها بازگرداند و حكومت اسلامي حقيقي را بر پايه مكتب تشيع ـ كه حقيقت اسلام است ـ بنيان گذاري نمود
    آيت الله العظمي فاضل لنكراني :
    امام خميني به مردم آزادي و استقلال عطا كرد و دست قدرت هاي استكباري و كفار را از كشور ايران كه از هر جهت آن را مستعمره خود كرده بودند قطع كرد