
وصيت اينجانب به وزارت ارشاد در همه اعصار
خصوصا عصر حاضر كه ويژگي خاصي دارد
آن است كه براي
تبليغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقيقي جمهوري اسلامي كوشش كنند. ما اكنون
در اين زمان
كه دست ابرقدرتها را
از كشور خود كوتاه كرديم
مورد تهاجم تبليغاتي تمام رسانه هاي گروهي وابسته به قدرتهاي بزرگ هستيم . چه دروغها و
تهمتها كه گويندگان و نويسندگان وابسته به ابرقدرتها به اين جمهوري اسلامي نوپا نزده و نمي زنند. مع الاسف اكثر
دولتهاي منطقه اسلامي
كه به حكم اسلام بايد دست اخوت به ما دهند
به عداوت با ما و اسلام برخاسته اند. و همه در
خدمت جهانخواران از هر طرف به ما هجوم آورده اند. و قدرت تبليغاتي ما بسيار ضعيف و ناتوان است . و مي دانيد كه
امروز جهان روي تبليغات مي چرخد. و با كمال تاسف نويسندگان به اصطلاح روشنفكر
كه به سوي يكي از دو قطب
گرايش دارند
به جاي آنكه در فكر استقلال و آزادي كشور و ملت خود باشند
خودخواهيها و فرصت طلبيها و
انحصارجوييها به آنان مجال نمي دهد كه لحظه اي تفكر نمايند و مصالح كشور و ملت خود را در نظر بگيرند
و مقايسه
بين آزادي و استقلال را در اين جمهوري با رژيم ستمگر سابق نمايند; و زندگي شرافتمندانه ارزنده را توام با بعض آنچه را
كه از دست داده اند
كه رفاه و عيشزدگي است
با آنچه از رژيم ستمشاهي دريافت مي كردند توام با وابستگي و نوكرمآبي و
ثناجويي و مداحي از جرثومه هاي فساد و معادن ظلم و فحشا بسنجند; و از تهمتها و نارواها به اين جمهوري تازه تولد
يافته دست بكشند; و با ملت و دولت در صف واحد بر ضد طاغوتيان و ستم پيشگان زبانها و قلمها را به كار بگيرند.
و مسئله تبليغ تنها به عهده وزارت ارشاد نيست ; بلكه وظيفه همه دانشمندان و گويندگان و نويسندگان و هنرمندان
است . بايد وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانه ها نشريات تبليغي داشته باشند
و چهره نوراني اسلام را براي
جهانيان روشن نمايند; كه اگر اين چهره با آن جمال جميل
كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده
از زير نقاب
مخالفان اسلام و كج فهميهاي دوستان خودنمايي نمايد
اسلام جهانگير خواهد شد
و پرچم پرافتخار آن در همه جا به
اهتزاز خواهد آمد. چه مصيبت بار و غم انگيز است كه مسلمانان متاعي دارند كه از صدر عالم تا نهايت آن نظير ندارد
نتوانسته اند اين گوهر گرانبها را كه هر انساني به فطرت آزاد خود طالب آن است عرضه كنند; بلكه خود نيز از آن غافل و به
آن جاهل اند
و گاهي از آن فراري اند!
(منبع : وصيت نامه حضرت امام خميني )

*****
مرزبان زندگي جاودانه
|

در وصف شهادت و شهيد
هرگز نمرده اي و نميري تو اي شهيد
تو مرزبان زندگي جاودانه اي
همچون سحر كه مژده دهد از طلوع روز
تو مژده آور ظفر بي كرانه اي
بر بارگاه ظلم
توئي سيل بي امان
درناي داد
زمزمه عاشقانه اي
از مرز آرزو
طيران تو برتر است
تو كي اسير دامگه آب و دانه اي
بربال لعلي تو
نشاني زننگ نيست
هرچند تيرهاي بلا را نشانه اي
مشعل فروز شوقي و شورآفرين عشق
آرايش زمين و طراز زمانه اي
روشن بود زموج فروغ تو راه ما
بر مشعل اميد
تو سركش زبانه اي
اين افتخار
بر تو گوارا كه از شرف
خلوت نشين بزم خداي يگانه اي
انديشه را به درك حريم تو راه نيست
از بس بلند سير و بلند آشيانه اي
آوازه از تو يافت شهامت
به روزگار
زيرا تو بر زبان شهامت ترانه اي
خود چون « شفق » به بستر خون خفته اي
ولي
بيداري جهان و اميد زمانه اي
محمد حسين بهجتي

*****
ستيز با دين باوري
رويكرد به بي بندوباري
|

تاملي در يكي از عوامل گرايش به فساد اجتماعي
تمايلات مبتني بر فساد و بي بندوباري در وجود هر انساني نهفته است و به صورت وسوسه و تحريك هاي مكرر و در تمام
صحنه هاي حيات و عرصه هاي فعاليت
به گرايشات آلوده و عملكردهاي آميخته با فسق و تباهي دعوت و ترغيب مي نمايند. همين
تمايلات و وسوسه ها هستند كه در تضاد و تعارض با دين باوري و دينداري هاي اصيل و سالم قرار مي گيرند و مسئوليت پذيرش قوانين
و ضوابط اخلاقي و رفتاري را بر نمي تابند و همواره آدمي را به فرو ريختن عمودهاي خيمه دين در زمين جان و دل و روح و گريز از
ارزش ها و هنجارهاي الهي و گرايش به فساد و بي بند و باري فرمان مي دهند.
در اين ميان
حال انسان ها را دوگونه مي يابيم . برخي از آنها كه « عقل » را به مصاف « جهل » در مي آورند
جايگاه و شخصيت انساني
خويش را در آفرينش والاتر از آن مي يابند كه به مفاسد و معاصي گرايش يابند و در فسق و فجور غوطه ور شوند و به همين دليل به
قوانين و ارزش هاي ديني مشتاق و متعامل مي گردند و در صف بندگان عابد و صالح خداوند در مي آيند و غريزه جنسي خود را از راه
مشروع و به وسيله ازدواج و نه از راه فساد اجتماعي و روابط ناسالم و آلودگي هاي برباد دهنده دين و دنيا و تخريب كننده كانون هاي
خانواده
به بهره برداري مي رسانند. برخي ديگر از انسان ها
مسئوليت هاي ناشي از دين را كه به پاكي و عفاف فرا مي خواند و از فساد و
تباهي باز مي دارد و به بنيان نهادن جامعه اي سالم و بالنده فرمان مي دهد
وا مي نهند و با دين مي ستيزند و از قوانين و ارزش هاي اسلامي
مي گريزند تا در عمل به هر گناه و معصيت و فساد و آلودگي هاي اجتماعي
آزاد و رها باشند.
يكي از شاگردان مكتب علمي حضرت امام جعفر صادق (ع ) به نام مفضل
نامه اي به امام (ع ) مي نگارد و در آن از وجود فعاليت هاي
گروهي در جامعه خبر مي دهد كه مردم را به الحاد و انكار خدا دعوت مي كنند و از امام درخواست مي كند در طرد و نفي شبهات آنان
پاسخي مرقوم فرمايد.
امام جعفر صادق (ع ) در پاسخ به نامه مفضل چنين مي نويسد :
« به جان و روح خود سوگند مي خورم كه از سوي خداوند متعال در حق انسان هاي نادان و ناآگاه كوتاهي نشده است . آنان دلايل
واضح و علائم روشن الهي را در آفرينش خود مي بينند و عظمت ملكوت آسمان ها و زمين و مصنوعات و مخلوقات شگفت و استواري
را كه بر صانع و خالق دلالت دارند
مشاهده مي كنند و با اين وجود ايمان نمي آورند. زيرا اينان درهاي گناه و معصيت را بر خويش گشوده
و راه شهوت راني را بر خود هموار و صاف نموده اند و در نتيجه
هوس ها بر دل هاشان چيره شده و شيطان بر اثر ظلمي كه بر خويشتن روا
مي دارند
بر آنان تسلط يافته است . »
در سخنان حضرت امام جعفر صادق (ع ) دو درس و پيام بزرگ مشاهده مي كنيم .
1 ـ درس اول اين كه مستحكم ترين روش و نزديك ترين راه براي رسيدن به توحيد و خداشناسي تفكر عميق در علائم و نشانه هاي
بارز وجود خداوند متعال است و به اين وسيله مي توان هم خود به يگانگي و عظمت خالق يكتا واقف و آگاه گشت و هم در مباحثه و
مناظره با ملحدين به رد شبهات آنها پرداخت . اين علائم و نشانه ها عبارتند از مملكت وجود خود انسان كه سرتاسر از نظم و زيبايي و
حكمت و شگفتي و قانونمندي و هدفداري برخوردار مي باشد و تمام اعضا و جوارح و سلول ها و اندام و حركات و فعاليت هاي دروني
و بروني آنها سرشار از پند و عبرت براي راهنمايي به توحيد است .

همچنين عظمت و شگفتي و نظم و سامان نهفته در آسمان و خورشيد و ماه و زمين و ساير پديده هاي سمائي
به تفكري ژرف فرا
مي خوانند و در نهايت انسان را به وجود خالق بزرگ و هستي بخش عظيم و عليم وحكيم رهنمون مي شوند.
و نيز مشاهده شگفتي هاي نهفته در مخلوقات متنوع الهي همچون حيوانات زمين و موجودات دريا و گل و گياه هاي زيبا و
نعمت هاي الوان از ميوه هاي مختلف و ارزاق و خوراك هاي گوناگون
راهگشاي انسان هايي هستند كه در جستجوي حقيقت وجود و
كسب معرفت و شناخت نسبت به خالق جهان
خالص و صادق مي باشند و در نهايت با همين هدفمندي پاك و پيراسته از اغراض و
مطامع ضدانساني
به توحيد مي رسند.
2 ـ درس دوم اين است كه گروهي از انسان ها
نه به آن دليل كه براي كسب آگاهي و بينش به منظور دست يابي به خداشناسي راهي
نمي يابند و روشي نمي جويند
كه به دليل تمايل شديد به فساد و بي بندوباري هاي اجتماعي
علائم و نشانه هاي روشن و بارز الهي را
نفي مي كنند و به سهولت بر دين و دين باوري يورش مي برند و به انكار حقايق الهي مي پردازند تا به اين وسيله براي انجام انواع معاصي
و مفاسد
آزاد و رها باشند!
اين گروه از انسان ها ـ كه همواره و در هر عصر و در همه ادوار زندگي بشر در گذشته و حال حضور داشته و دارند ـ با عزم و اراده خود
« عقل » را از حضور در صحنه هاي زندگي فردي و حيات جمعي و نقش آفريني هاي سازنده و راهگشا در شناسايي حق و باطل
خير و شر
صلاح و فساد و ضلالت و هدايت باز مي دارند و به « جهل » از نوع قديم و جديد و با قالب هاي كهنه و مدرن ـ كه البته هر دو از يك
ماهيت و هدف واحد برخوردارند ـ ميدان تاخت و تاز مي دهند و تا آنجا در بيراهه ها شتاب مي گيرند كه فساد و فحشا و ايجاد رابطه هاي
جنسي نامشروع بين دختران و پسران و زنان و مردان را « تمدن » نام مي نهند و با همين بهانه و تسويل و فريب نفساني و شيطاني همه
تعاليم و احكام و ارزش ها و هنجارهاي اسلامي همچون عفاف و پاكدامني
وفاداري زن و شوهر
حفظ حريم هاي خانواده
حجاب و
پوشش
اخلاق جنسي سالم و مشروع
و دين باوري و دينداري عزتمند و حافظ شرافت انساني دختران و پسران را طرد و نفي مي كنند و
در لجام گسيختگي و آزادي هاي مطلق جنسي كه ارمغان شوم فرهنگ غرب مي باشد
از جايگاه انسانيت نزول مي كنند و به گودال مخوف
حيوانيت سقوط مي نمايند.
امروز گريز از دينداري و فرار از مسئوليت هايي كه قوانين اسلام براي ايجاد روابط سالم و جامعه اي رشد يافته بنيان نهاده و به انسان
عرضه داشته است
در سرزمين هاي اسلامي و از جمله جامعه و كشور ما يكي از علل و عوامل اصلي گرايش گروهي از دختران و پسران
و زنان و مردان به فساد و بي بندوباري هاي اجتماعي مي باشد.
عناد و دشمني با اسلام
حمله عليه احكام و قوانين اسلامي از جمله حجاب و پوشش زنان
به سخره گرفتن تقيدات و پايبندي هاي
ديني
نفي ارزش هاي اخلاقي و رفتاري
بي اعتقادي به ضرورت حفظ حريم خانواده در مواجهات و تعاملات و روابط اجتماعي با
ديگران
عدم پايبندي به قانون مشروع ازدواج و اعتقاد به روابط جنسي آزاد بين زن و مرد به سبك و شيوه دنياي غرب كه هر حلالي را
حرام و هر حرامي را حلال مي سازد
از جمله اعتقادات باطل و باورهاي سخيف و رفتار و عملكردهاي فاسد كساني است كه در ستيز با
دين باوري و رويكرد به بي بندوباري قرار دارند. به اين ترتيب تمايلات شديد به رهايي و لجام گسيختگي در انجام هر نوع فساد و فسق و
بي بندوباري هاي اجتماعي
علت و عاملي مي شود براي گريز از مسئوليت هايي كه قوانين و ارزش هاي اسلامي براي پرورش انسان هاي
آزاده و وارسته
بنيان نهادن خانواده هاي سالم و رشد يافته و ايجاد جامعه اي صالح با روابط اجتماعي سالم و بالنده به ارمغان آورده
است .
همه گروه هاي « فرهنگي » كه در جبهه « تبليغ » درصدد آگاه سازي و بينش آفريني براي نسل جوان نسبت به آفات و آسيب هاي
دين گريزي مي باشند
بايد به اين واقعيت توجه كافي مبذول دارند كه در ريشه يابي و شرح علل گريز از دين و ارزش ها و هنجارهاي الهي
تمايلات شديد نسبت به فساد و بي بندوباري هاي نامحدود و مطلق جنسي به تقليد از دنياي غرب از جمله عواملي است كه بايد در كنار
ساير عوامل به مداقه و تبيين گذاشته شود تا به اين وسيله جوانان اولا جايگاه شريف و عزتمند و انساني خود را در آفرينش بيابند و آن
را والاتر از آن بدانند كه به فساد و فسق و گناه بيالايند. ثانيا به دين پژوهي براي نيل به دين باوري و دينداري اصيل اهتمام ورزند و نسبت
به فلسفه ها و آثار و ثمرات ارزشمند قوانين و تعاليم و ارزش ها و هنجارهاي اسلامي وقوف و شناخت كسب نمايند. ثالثا غريزه جنسي
خود را كه يكي از نعمت هاي الهي است در موقعيت مناسب و به نحو صحيح و مشروع و با « ازدواج » به بهره برداري برسانند.
تمايل شديد به رهايي و لجام گسيختگي در انجام فساد و بي بندوباري هاي اجتماعي
علت و عاملي مي شود براي گريز از
مسئوليت هايي كه قوانين و ارزش هاي اسلامي براي پرورش انسان هاي آزاده و وارسته
بنيان نهادن خانواده هاي سالم و رشد يافته و
ايجاد جامعه اي صالح با روابط اجتماعي سالم و بالنده به ارمغان آورده است
همه گروه هاي « فرهنگي » كه در جبهه « تبليغ » درصدد آگاه سازي و بينش آفريني براي نسل جوان نسبت به ريشه هاي فساد اجتماعي
مي باشند بايد گرايش به آزادي هاي مطلق جنسي به تقليد از دنياي غرب را در كنار ساير عوامل به مداقه و تبيين بگذارند تا به اين وسيله
« جوانان » اولا جايگاه عزتمند و انساني خود را در آفرينش بيابند و آن را والاتر از آن بدانند كه به فساد و فسق بيالايند. ثانيا به دين پژوهي
براي نيل به دين باوري و دينداري اصيل اهتمام ورزند و نسبت به آثار و ثمرات و قوانين و ارزش ها و هنجارهاي اسلامي وقوف و
شناخت كسب نمايند. ثالثا غريزه جنسي خود را كه يكي از نعمت هاي الهي است در موقعيت مناسب و مشروع و با « ازدواج » به
بهره برداري برسانند

| | |