
تاملي در ماهيت و عملكرد قدرت هاي استعماري با تمثيل و رهنمودي آگاهي بخش در انديشه سياسي امام خميني
در دنياي كنوني و با تحركات و فعاليت هاي قدرت هاي سيطره جويي كه بيش از نيمي از جهان را بلعيده اند و باز آرام و قرار ندارند و
در صدد بلعيدن بيشتر مي باشند
ترفند نمايش هاي بشردوستانه و شعارهاي آتشين در حمايت از صلح
جاي پاي استعمارگران
بين المللي را صاف و هموار مي نمايد و آنان را سهل تر و با سرعت و شتاب بيشتر به جنگ افروزي و بسط سلطه خود بر ملل محروم و
غارت منابع ثروت و نفوذ در اركان فرهنگ و سياست و اقتصاد كشورها به حركت درمي آورد.
از نظام هاي سياسي و حكومتي دنياي استكبار جاي تعجب و شگفتي نيست كه اين گونه دم از صلح مي زنند و به نام حمايت از
آرامش و به منظور برقراري ثبات و همزيستي مسالمت آميز
آتش جنگ مي افروزند
بلكه از برخي از ملت ها و آن هم از گروه هاي كثيري
از قشر تحصيلكرده و جوان و دانشجوي آنها بايد به شگفتي افتاد و انگشت حيرت بر دهان نهاد كه چساب فريب شعارهاي ظاهري و
دروغين قدرت هاي استعماري همچون آمريكاي جنايتكار را مي خورند و در دام هاي خدعه و نيرنگشان گرفتار مي شوند و به مرور در
شمار عوامل و حاميان آنان درمي آيند و براي تامين اهداف و مطامعشان تلاش و فعاليت مي كنند و استقلال كشور و سرزمين خود را در
معرض خطر جدي قرار مي دهند!
از اين قشر كه عبور كنيم و آنها را با آموزه هاي غربي و آمريكايي تنها بگذاريم تا همچون تجربه هاي تلخ و مكرر تاريخ در خلوت هاي
به اصطلاح روشنفكرانه خود و با سير و سفر در عالم تخيل و عبارت پردازي هاي فاقد علم و عمل و همخوان با سياست هاي قدرت هاي
استعماري به صدور نظرياتي همانند « ضرورت از سر تا پا غربي شدن ملت ها » بپردازند
به اقشار محروم و ستمديده جوامع و كشورها
به ويژه سرزمين هاي اسلامي مي رسيم . اينان هرگز فريب شعارهاي صلح جويانه را نمي خورند
چرا كه به وضوح و هميشه در معرض
تهاجمات وحشيانه و بمباران هاي شديد و وحشتناك قدرت هاي استعماري و اقمار و عوامل آنان قرار دارند و چگونه قابل تصور است
كه در همان حال و وضعيت اسفناك كه خانه هايشان تخريب مي شود و عزيزانشان تكه تكه مي گردند و در خاك و خون غوطه ور
مي شوند
بپذيرند كه مهاجم هاي وحشي و خونخوار
صلح دوست و حامي محرومان و ناجي مظلومان مي باشند !
در انديشه سياسي امام خميني درباره اين موضوع تمثيلي زيبا مي يابيم كه در متن رهنمود و تحليلي كه از اين صلح دوستان
جنگ افروز! دارند
آن را مطرح مي كنند و براي مخاطب بينش و آگاهي خاصي كه اصل واقعه را ملموس تر و معقول تر مي نمايد
به
وجود مي آورند.
حضرت امام خميني ادعاهاي مكرر صلح دوستي قدرت هاي استعماري را كه در تمام مقاطع تاريخي و مناطق جغرافيايي و از
گذشته تا امروز وجود داشته است
اينگونه به نقد مي گذارند :
« اين قدرت هاي بزرگ هيچ وقت در فكر اين نيستند كه يك آسايشي براي ملت ها باشد. شما الان ملاحظه مي كنيد كه در لبنان
چه
مي گذرد بر اهالي لبنان از دست همين هايي كه براي صلح آمده اند. آمريكا و فرانسه و انگلستان و ايتاليا براي اين كه صلح را در آن جا
پايدار كنند آمده اند و جنگ راه انداخته اند. جنگ راه انداخته اند در محلي كه اگر اين ها نباشند
خود آنجا آرامش بهتر پيدا مي كند تا اين ها
باشند. اگر آمريكا نبود و فشار به مردم نمي آورد
آن بيچاره هايي كه تحت آن همه فشار هستند بالاخره يك كاري انجام مي دهند... عمال
آمريكا كه صهيونيسم هم از آنهاست و فرانسه هم بايد از آنها حساب بكنيم
اين ها به عنوان اينكه ما مي خواهيم صلح را در منطقه نگه
داريم
آمدند و ببينيد چقدر فساد وارد كرده اند بر اين منطقه . از آن طرف شوروي به عنوان اين كه صلح در افغانستان درست كند
آمده
است چندين سال است
قريب پنج سال است كه الان دارد در افغانستان آتش به پا مي كند. از آن طرف هم آمريكا در هر نقطه اي كه دستش
برسد مي گويد ما براي صلح مي خواهيم برويم و لكن فساد ايجاد مي كند. نمي دانم اين مثل را شما شنيديد : يك بچه
پسر كوچكي بود
كه يك نفر آدم كريه المنظر كه صورتش جوري بود كه بچه ها از او مي ترسيدند
او بغلش گرفته بود و او از ترس همين آدم گريه مي كرد!
اين گفت : نترس
من اينجا هستم . يك كسي به او گفت كه آقا اين از تو مي ترسد
تو اين را بگذار زمين
اين آرام مي شود.
حالا اين ها
قدرت هاي بزرگ
آمده در افغانستان مي گويد نترسيد ما اينجاييم ! در لبنان هم نترسيد
ما اينجا هستيم ! خوب
اين مردم
از شما مي ترسند . خوب
شما برويد كنار
مردم آرام مي گيرند . » (1 )
با تامل در سخنان عميق و راهگشاي حضرت امام خميني
پيام هاي سياسي ذيل را دريافت مي نماييم :
1 ـ تحليل و بررسي حضرت امام از تفكر صلح طلبي قدرت هاي استعماري به گونه اي دقيق و عميق است كه تمام مستندات مشهود و
مكتوب تاريخي صحت آن را اثبات مي نمايند
لكن اين عملكرد استعمار شرق و غرب با وجود صراحت و ضبط و ثبت تاريخي در
گذشته و تكرار آن در امروز
هنوز به نفي و انكار جريان هاي روشنفكري غربي و شرقي و احزاب وابسته به اردوگاه هاي چپ و راست
قرار مي گيرد و اين مدعيان طرفداري از مردم مطامع و منافع اربابان خود را به ناچار و با تعيين جيره ها و پاداش هاي لذت بخش به
صورت اهداي دلارهاي سرازير شده توسط رابطين پنهان
بر مصالح كشور و سرزمين خود ترجيح مي دهند!
واقعيت هاي غيرقابل انكار نشان مي دهد كه رهبران سياسي و حكومتي اردوگاه هاي شرق و غرب در تمام برهه هاي زماني و مقاطع
تاريخي
سياست هاي شيطاني خود عليه كشورهاي محروم را نه به صورت نمايان و مستقيم
كه به صورت پنهان و غيرمستقيم به منصه
ظهور رسانده اند و با شيوه هاي مبتني بر مكر و نيرنگ و با فريب افكار نسل جوان كشورها و وابسته و متمايل كردن آنها به خود
تهاجم هاي نظامي خويش را توجيه كرده اند و در همان حال كه ادعاهاي بشردوستانه و صلح جويانه داشته اند
ضدبشر وارد جنگ با مردم
بي گناه شده اند.
2 ـ در ايجاد جنگ و كشتار در سرزمين هاي اسلامي با ادعاي بشردوستي و صلح جويي
بين سران سياسي دنياي شرق و غرب عملكرد
واحدي حاكم است . يعني هيچ كدام از اين دو قدرت را در مقاطع تاريخي و سرنوشت ساز به ويژه درعصر پس از پيروزي انقلاب اسلامي
در ايران نه تنها در شعارهايشان صادق و خالص مشاهده نمي كنيم
كه در عمل
منافق مي يابيم و همواره در نقطه مقابل و متضاد با آنچه
گفته اند رفتار كرده اند!
پس از پيروزي انقلاب
شوروي با علم و يقين به اين كه انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني نهضتي صددرصد ضدآمريكايي
مي باشد و بايد آن را ياري داد تا به اهداف خود به طور كامل نائل آيد و وحدت و استقلال سرزمين هاي اسلامي كه افغانستان يكي از
آنهاست صيانت گردد
به خاك اين كشور حمله كرد و آن را به اشغال خود درآورد!
در همان شرايط حساس و تاريخي
آمريكا لبنان را آماج يورش هاي خويش قرار داد و توسط وليده نامشروعش اسرائيل و با حمايت
كشورهاي غربي و اروپايي جنايات بي شماري را عليه ملت مسلمان و مظلوم آن سرزمين مرتكب گرديد.
هم در تهاجم شوروي به افغانستان
و هم در تهاجم آمريكا به لبنان
آنچه مورد ادعاي اين دو قدرت و اقمار آنها بود
صلح دوستي در
شعار
و در همان حال
جنگ افروزي در رفتار بود!
3 ـ وقوع انقلاب اسلامي در ايران مي توانست فرصتي باشد براي ابرقدرت شرق در جهت حمايت از نهضت و نظامي كه پنجه در پنجه
آمريكا افكنده است و به مرور به بسيج ملل مسلمان عليه آمريكائيان جنايتكار مي پردازد
لكن نه تنها از اين فرصت استفاده نشد
بلكه در
تحميل جنگ سخت آمريكا به ايران توسط حزب بعث عراق
حمايت از صدام در برنامه كار كاخ نشينان كرملين قرار گرفت و اهداي
ميگ هاي روسي و ساير سلاح هاي مرگبار به عراق براي تسريع در روند پيشروي و سركوب نظام و كشور ايران
نشانه بارز آن مي باشد!
حمايت هاي عملي و نظامي سران استعمار شرق از جنگ آمريكا عليه ايران
واقعيت تلخي را به اثبات مي رساند و آن اينكه
قدرت هاي استعماري مخالف و متعارض با هم
در شرايط خاصي كه پاي استقلال ملت ها به ميان مي آيد
به همديگر نزديك مي شوند
و براي سركوب و نابودي ملل محروم ـ كه شعار حمايت از آنها را سر مي دهند ـ متحد مي شوند!
در كنار مصداق بارز خيانت استعمار شرق به اسلام و استقلال ايران اسلامي با حمايت هاي نظامي شوروي از جنگ آمريكا عليه
ايران
موضوع « كمونيست هاي آمريكايي » كه حضرت امام خميني مطرح كردند(2 )
نمونه و مصداقي ديگر است .
اگرچه در نگاه ژرف حضرت امام خميني با سياست هاي آمريكا كمونيست هايي به ظاهر كمونيست و در باطن مامور آمريكا
عليه
انقلاب و نظام اسلامي ساخته و پرورده و به كار گمارده شدند
لكن چراغ سبز شوروي و تلاش عملي اين كشور براي گسيل نيروهاي
كمونيست طرفدار خود در كردستان و ساير مناطق براي حمايت از منافع آمريكا و مساعدت او در سركوب انقلاب اسلامي نيز نظريه اي
دور از ذهن نيست و كنكاش هاي تاريخي و تحقيق هاي ميداني در منطقه مي تواند بر آن صحه بگذارد.
4 ـ از ادعاهاي بشردوستي و صلح جويي قدرت هاي استعماري كه بگذريم
پاي سازمان هاي بين المللي حامي حقوق بشر و صلح و
همزيستي ملت ها به ميان مي آيد.
به راستي شگفت انگيز است كه هم از جنبه فكري ونظري
و هم از جنبه عيني و عملي
بين اين سازمان هاي به اصطلاح صلح طلب و
حامي ملل مظلوم و قدرت هاي استعماري
« هدف واحد » و « اشتراك مساعي » مشاهده مي كنيم
و برهمين اساس بايد اذعان كنيم كه اين
سازمان ها اولا ساخته و پرورده دنياي استكبار مي باشند
و ثانيا در نهايت به هم مي رسند و منافع ملل محروم را به نفع ظالمان
وسيطره جويان مصادره مي كنند.
از ياد نبريم اين رهنمودهاي آگاهي بخش امام خميني را كه فرمود : « اين هايي كه ... صحبت مي كنند از حقوق بشر و صحبت مي كنند از
صلح و صفالله همه شما مي دانيد
خودشان هم مي دانند كه دروغ مي گويند . » (3 ) و « اين دستگاه هايي كه براي حقوق بشر درست كردند
تمام دستگاه هايي براي چپاول بشر است » . (4 )

5 ـ حضرت امام خميني پس از به كار بردن تمثيل « گريه بچه از شخص زشت صورت و سعي بيهوده او در ايجاد آرامش در كودك » و
انطباق آن با شعار و ادعاي بشردوستي و صلح جويي قدرت هاي استعماري و در همان حال تهاجم و تعدي به كشورهاي اسلامي و
اشغال آنها
راه حل را نه سكوت و دست روي دست گذاشتن
كه تحرك و جهاد و مبارزه مي دانند و از اين كه اين دستور و فرمان صريح و
آشكار قرآني براي دفع اشغالگران و جنگ طلبان مدعي صلح به فراموشي و نسيان سپرده شده و ذلت تسليم بر عزت جهاد و مبارزه
رجحان و برتري يافته است اينگونه اظهار تاسف مي نمايد :
« اين قدرت هايي كه مي گويند ما براي صلح آمديم و مع الاسف در خانه عرب ها
عرب ها را دارند مي كوبند و عرب ها نشسته اند تماشا
مي كنند. اين ننگ را عرب ها كجا مي برند كه اجانب
كفار آمده اند در خانه اعراب
به اعراب تعدي مي كنند و اين ها نشسته اند تماشا
مي كنند! » (5 )
6 ـ آنچه امروز در عراق مي گذرد كه تداوم اشغالگري آمريكا و كشتار مردم مظلوم و غارت منابع ثروت ملي اين كشور به ويژه « نفت »
مي باشد
مصداق روشن و نماياني از ادعاي بشردوستي و صلح طلبي آمريكاست كه در حرف و شعار مانده است و هنوز تكرار مي شود
و حال آن كه در عمل و رفتار
جز جنگ و قتل و غارت مشاهده نمي گردد و متاسفانه اعراب دستي از آستين وحدت بيرون نمي آورند و
در رفع موانعي كه دولت و ملت عراق را به قدرت و توانايي هاي نظامي و تسليحاتي و سياسي و اجتماعي و اقتصادي لازم براي بيرون
راندن اشغالگران نائل گرداند
مساعدتي نمي كنند.
7 ـ ادعاهاي صلح طلبي و بشردوستي آمريكا كه با جنگ افروزي اين دولت استعماري با تسليح اسرائيل و زمينه سازي براي هجوم اين
وليده خبيث به كشور لبنان همراه بوده و هست و در جنبه سياسي نيز با حمايت هاي پي درپي و همه جانبه از مهره هاي حكومتي و
دولتي وابسته به خود همراه مي باشد
فقط با شيوه ها و راهكارهاي قرآني يعني تحقق اصل « جهاد اسلامي » خنثي و دفع گرديد و فرزندان
غيور اسلام در جبهه مقاومت اسلامي به رهبري عنصر شجاع و آگاه و بصيري همچون سيدحسن نصرالله همه عرصه ها را بر قواي كفر
مسدود كردند و حماسه اي آفريدند كه دنياي استكبار را در شگفتي و حيرت فرو برد.
آيا اعراب مسلمان نبايد از الگوي جبهه مقاومت اسلامي لبنان درس و عبرت بگيرند و با عمل دقيق و كامل به اصل و قانون قرآني
« جهاد »
طومار استعمارگري و تعدي و اشغالگري را در كشورهاي خود درهم پيچند و عزت و استقلال سرزمين هاي اسلامي را صيانت و
پاسداري كنند
آيا نيروهاي مسلمان در همه كشورهاي اسلامي از جمله عراق و در تشكيلات دولت شيعي اين واقعيت را مورد توجه و نظر قرار
نمي دهند كه قرآن كريم با صراحت و صلابت اعلام مي فرمايد : « ياايهاالذين امنوا لاتتخذواالكافرين اوليا »
« اي اهل ايمان هرگز كافران را سرپرست خود قرار ندهيد . » (6 )
و نيز آيا فراموش كرده اند كه قرآن كريم اعتماد به ستمگران متعدي و اشغالگر را نفي مي نمايد و فرجامي سياه و تلخ براي آن
پيش بيني مي نمايد :
« ولا تركنوا الي الذين ظلموا فتمسكم النار »
« و شما مومنان هرگز نبايد با ظالمان و ستمگران دوست و همدست گرديد كه اگر چنين باشيد آتش كيفر آنان شما را نيز
فراخواهدگرفت . » (7 )
آيا هنوز هم بايد اسير اغواگري ها و ادعاهاي فريبكارانه استعمارگران متجاوزي چون آمريكا شويم كه با شعار بشردوستي و
صلح جويي
بشرستيزي و جنگ افروزي مي كند و با نيرنگ اعطاي آزادي و دموكراسي به جلب اعتماد و اطمينان مسلمين مي پردازد و به
مرور تا آنجا با « حركت رو به جلو » پيش مي تازد كه استقلال سرزمين هاي اسلامي را هتك و منكوب مي نمايد !
پاورقي :
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ صحيفه امام
از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني
ج 18
ص 236 و 237
2 ـ احزاب و گروه هاي سياسي از ديدگاه امام خميني
تبيان (آثار موضوعي )
دفتر سي ودوم
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 441
3 ـ آئين انقلاب اسلامي
آرا و انديشه هاي امام خميني
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 430
4 ـ كلمات قصار
پندها و حكمت هاي امام خميني
موسسه تنظيم و نشر آثار امام
ص 159
5 ـ صحيفه امام
ج 18
ص 238
6 ـ قرآن كريم
سوره نسا (4 )
آيه 144
7 ـ سوره هود (11 )
آيه 113
آنچه امروز در عراق مي گذرد كه تداوم اشغالگري آمريكا و كشتار مردم مظلوم و غارت منابع ثروت ملي اين كشور به ويژه « نفت »
مي باشد
مصداق روشن و نماياني از ادعاي بشر دوستي و صلح طلبي آمريكاست كه در حرف و شعار مانده است و هنوز تكرار مي شود
و حال آنكه در عمل و رفتار
جز جنگ و قتل و غارت مشاهده نمي گردد و متاسفانه اعراب دستي از آستين وحدت بيرون نمي آورند و در
رفع موانعي كه دولت و ملت عراق را به قدرت و توانايي هاي نظامي و سياسي و اجتماعي و اقتصادي لازم براي بيرون راندن اشغالگران
نائل گرداند
مساعدتي نمي كنند
ادعاي صلح طلبي و بشردوستي آمريكا كه با جنگ افروزي اين دولت استعماري و با تسليح اسرائيل و زمينه سازي براي هجوم اين
وليده خبيث به كشور لبنان همراه بوده و هست و در جنبه سياسي نيز با حمايت هاي همه جانبه مهره هاي حكومتي و دولتي وابسته به
خود همراه مي باشد
با راهكارهاي قرآني يعني تحقق اصل « جهاد اسلامي » خنثي و دفع گرديد و فرزندان غيور اسلام در جبهه مقاومت
اسلامي همه عرصه ها را بر قواي كفر مسدود كردند و حماسه اي آفريدند كه دنياي استكبار را در شگفتي و حيرت فرو برد
آيا نيروهاي مسلمان در همه كشورهاي اسلامي از جمله عراق و در تشكيلات دولت شيعي اين واقعيت را مورد توجه و نظر قرار
نمي دهند كه قرآن كريم با صراحت و صلابت اعلام مي نمايد « اي اهل ايمان
هرگز كافران را سرپرست خود قرار ندهيد » . و نيز آيا فراموش
كرده اند كه قرآن كريم اعتماد به ستمگران متعدي و اشغالگر را نفي مي نمايد و اعلان مي كند « شما مومنان هرگز نبايد با ظالمان و
ستم پيشگان دوست و همدست گرديد كه اگر چنين باشيد آتش كيفر آنان شما را نيز فرا خواهد گرفت » . آيا هنوز هم بايد اسير اغواگري و
ادعاهاي فريبكارانه استعمارگران متجاوزي چون آمريكا شويم كه با نيرنگ اعطاي آزادي و دموكراسي به جلب اعتماد و اطمينان مسلمين
مي پردازد و به مرور تا آنجا با « حركت رو به جلو » پيش مي تازد كه استقلال سرزمين هاي اسلامي را هتك و منكوب مي نمايد !
در انديشه سياسي امام خميني قدرت هاي استعماري شرق و غرب و در هر دو اردوگاه چپ و راست
و نيز سازمان ها و مراكز
بين المللي مدعي صلح جويي و بشردوستي
داراي ماهيت واحد و اشتراك مساعي يكسان در تقابل و تعارض با استقلال كشورها
مي باشند و براي تحقق اهداف و منافع ضدانساني خود به هم نزديك و متحد مي شوند و بر اساس شرايط خاص به صورت پيدا و پنهان
به يكديگر ياري مي رسانند تا استراتژي بسط سيطره فرهنگي و سياسي و اقتصادي خود بر ملل محروم را محقق سازند

|