روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بازتاب قيام 15 خرداد در اسناد ساواك




  • كتاب « سير مبارزات امام خميني در آينه اسناد به روايت ساواك » را موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني در 22 جلد منتشر كرده است . جلد دوم اين مجموعه مستند و ارزشمند حاوي اسناد ساواك پيرامون قيام 15 خرداد مي باشد . در بخشي از مقدمه جلد دوم چنين مي خوانيم :
    قيام 15 خرداد فصل جديدي در تاريخ كشور گشود و اغلب تحليلگران سياسي سرآغاز نهضت اسلامي ايران را آن روز مي دانند . امام خميني (س ) نيز اين روز را بسيار گرامي داشته و فرمودند : « من روز 15 خرداد را براي هميشه عزاي عمومي اعلام مي كنم . »
    اگر بپذيريم كه انتظارات در انتظام واژه ها خلوصي بيشتر دارند و آمال در آينه اشعار حضوري عريان تر مي يابند بيت زير بياني بنياني تر خواهد يافت :
    سالها مي گذرد حادثه ها مي آيد
    انتظار فرج از نيمه خرداد كشم
    در 15 خرداد كشتار وحشيانه بود و تظاهر كنندگان بشدت سركوب شدند و اگر چه آمار كشته شدگان هيچ گاه به طور رسمي به گونه اي قابل اطمينان منتشر نشد ولي مشهور است كه پانزده هزار نفر در اين روز شهيد شدند. اما چه رازي در اين روز نهفته است كه مي توان به جرات آن را فصل ديگري در تاريخ كشور دانست آيا تعداد كشته شدگان آن اهميت دارد چنين نيست ; چرا كه تاريخ جنايتهاي هولناك تري را ثبت كرده است . آيا به نمايش گذاردن توانايي مردم در مقابله با رژيم شاه رمز آن مي باشد اين نيز نيست ; چرا كه كشتار يكسويه بود و آنها كه به خاك مي افتادند و در خون مي غلتيدند مردم بودند و نه ارتشيان .
    رهبر انقلاب علاوه بر فقه فلسفه مي دانست و فيلسوف نمي تواند حادثه اي همچون 15 خرداد را در مقايسه با حوادث بيشمار تاريخ بشر نقطه عطف در تاريخ يك كشور بداند مگر آنكه رمزي در آن نهفته باشد كه آن را از حوادث ديگر نه فقط متمايز سازد كه بيانگر ماهيت متفاوت آن با حوادث ظاهرا مشابه باشد.
    كساني كه اندكي با انديشه امام خميني آشنايي دارند به خوبي مي دانند كه آن انديشه لبالب از احساس است زيرا با عرفان تركيب يافته و بشدت دور از احساسات است زيرا با فلسفه آميختگي دارد . پس بها دادن ايشان به حادثه 15 خرداد اگر چه خالي از احساس نيست بشدت از احساسات فاصله دارد و بايد رمز آن را يافت .
    شايد رمز آن در پيام عاشورا نهفته باشد; چرا كه رهبري نهضت براي محتوا بخشيدن به مراسم عزاي سالار شهيدان از قبل برنامه داشتند و مردم در سال 42 در طول مراسم عزاداري آموختند كه براي نهي از منكر و پاسداشت حقيقت بايد حسيني بود و با دست خالي نيز مي توان به مصاف زشتيها رفت و نيز آموختند كه خون بر شمشير پيروز است . در قرون اخير هيچ گاه پيام عاشورا به خوبي سال 42 دريافت نشده بود; آن سال روضه هاي بي محتوا خوانده نمي شد ذكر مصايب كربلا بيش از آنكه براي گريه گرفتن باشد براي تميز حق از باطل بيان مي گرديد. از اين رو فهم درست از پيام محرم حريمي مي سازد كه هر كس در آن قرار گيرد در سفينه نجات نشسته است و در چنين سفينه اي تباكي نيز معناي ژرف خود را نشان خواهد داد.
    آنها كه در قيام 15 خرداد خود حضور داشتند به ياد دارند كه برخي در دم جان دادند; استخوانهاي بعضي ديگر در زير تانكها با شن و قير خيابانها مخلوط گرديد; ملحفه تخت بيمارستانها كفن برخي ديگر شد; شدت ضربات باتومها چنان بود كه جمجمه هاي بسياري را شكست دستها را قلم كرد و خطي از تاولهاي درشت بر گوشت و پوست برخي ديگر بر جاي گذاشت و برخي جراحتها تا سالها التيام نمي يافت و همچنان دردآور بود.
    شهادت رنگ سياه مرگ ندارد سرخي آن بوي عروج مي دهد . مردگان را نيز زنده مي سازد . 15 خرداد سال 42 بوي عروج مي داد و بذر اميد مي پاشيد و آنان كه در صحنه حضور داشتند احساس شكست نداشتند. طعم احساس انجام وظيفه در كامشان شيرين بود. شگفت روزي بود. پس از آنهمه مصيبت اين جمله جميل زينب كبري (س ) در دربار يزيد در عمق وجدانها طنين افكند كه فرمود : ما رايت الا جميلا.
    آن لحظه هاي پرشكوه حماسه پيشواي نهضت در زندان بود و نمي ديد مردم ارادت خويش را به رهبري كه قابليتهاي دين را به نمايش گذاشته چگونه به نمايش گذاشته اند. بعد از آزادي با جملاتي احتياط آميز آن را بيان كردند. ايشان ضمن آنكه اشك ريخت و براي علو درجات شهدا و صبر براي بازماندگان دعا كرد باورش به يقين بدل شد كه با چنين مردمي نه تنها مي توان شاه را سرنگون ساخت كه حتي مي توان بساط شاهنشاهي چند هزار ساله را برچيد; امام براي انجام چنين كاري عظيم زمان بيشتري نياز بود تا آنها كه در گهواره شير مي نوشيدند در چنين فرهنگي تغذيه شوند و پشتوانه استمرار آن گردند.
    قيام 15 خرداد كه با الهام از عاشوراي حسيني (ع ) شكل گرفت سرآغازي شد براي تحقق هدفي بالاتر از مبارزه با برنامه هاي يك دولت وابسته .
    اسناد پيش رو بازتاب آن حماسه نيست كه حماسه را كساني بايد بازگويند كه با روح آن پيوند دارند. گزارش دشمناني است كه ناچار بوده اند با سالوسي در ميان مبارزان به جمع آوري خبر بپردازند و اين نكته بسيار حساسي است كه برخي اهل تاريخ وقتي به چنين اسنادي دست مي يابند جاذبه سند خواني باعث نسيان اين معنا مي شود كه آنها را افرادي توليد كرده اند كه اززاويه اي تنگ و تشكيلاتي و آن هم تشكيلاتي بيگانه با روح جمعي مردم مسلمان ايران به موضوعات نگريسته اند. با اين حال اينها نيز گوشه هايي از واقعيت تاريخ را بيان مي دارد و يا دلالتهايي است بر اصل هر ماجرا براي كساني كه به قول مولانا در ويرانه ها نيز گنج مي جويند گنجينه اي است كه در جاي خود ارزش بازخواني و تحليل دارد.
    اگر چه طرح و برنامه هاي رژيم در خصوص دستگيري امام 17 خرداد 42 بوده است لكن سخنراني تاريخي عصر عاشورا آنچنان افشاگرانه و كوبنده بود كه رژيم شاه ناگزير از دستگيري رهبر نهضت شد . از اين رو در ساعات اوليه شب 15 خرداد 42 با يورش ماموران رژيم به منزل امام خميني ايشان دستگير و روانه تهران شد.علاوه بر ايشان تعدادي از علما و روحانيون كه در ماه محرم مطالب اعتراض آميز مطرح كرده بودند دستگير و روانه زندان شدند . پاكروان رئيس ساواك در بخشنامه شماره 2968 مورخ 42 3 14 به كليه ساواكها اعلام كرد :
    نظر به اينكه در اين اواخر تحريكات عده اي از روحانيون و وعاظ به ويژه پيروان خميني بر عليه مصالح عاليه كشور به حدي رسيده كه ديگر قابل تحمل نيست لذا تصميم گرفته شد كليه عناصر افراطي و محركين درجه 1 دستگير شوند . لذا با در نظر گرفتن فعاليت روحانيون و وعاظ در چند روز گذشته آنهايي كه در اين مدت زياده از حد تحريك و هتاكي كرده اند فورا دستگير و تحت الحفظ به مركز اعزام داريد.
    دستگيري امام بلافاصله شهر قم را متشنج ساخت و مردم با اطلاع از دستگيري ايشان به طور خودجوش به خيابانها ريختند و در حرم حضرت معصومه (س ) تجمع كردند تا به سخنان حاج آقا مصطفي خميني گوش فرا دهند. موقعيت حساس شهر در گزارش رئيس ساواك قم ـ بديعي ـ منعكس شده است كه از نخستين ساعات روز با قيد خيلي خيلي خيلي فوري آورده :
    با اقداماتي كه شب گذشته انجام گرديده است بيم آن مي رود كه روز جاري در قم تظاهراتي به نفع خميني انجام گردد.
    او همچنين نسبت به استعداد كم قواي نظامي و انتظامي در شهر قم هشدار داده است . (سند شماره 199 ـ42 3 15 ) اوضاع بحراني قم به گونه اي بود كه سند شماره 2968 ـ42 3 14 پاكروان به ساواك قم مخابره نشد تا بيش از اين بر تشنج و بحران افزوده شود (سند بدون شماره مورخ 42 3 15 )
    از گزارش بديعي ـ رئيس ساواك قم ـ در ساعت 5 45 صبح كه حاكي از حركت جمعيت زيادي از مردم به سمت صحن حضرت معصومه (س ) و تجمع در آنجاست مي توان به خشم و خروش انقلابي مردم وفادار به امام خميني پي برد. گزارش درگيري از بديعي در اين روز حاكي از زد و خورد و تيراندازي در شهر است . (گزارش بدون شماره است ) گزارشهاي ديگري از درگيريها و زد و خوردهاي نيروهاي نظامي و مردم در پرونده امام موجود نيست . دستگيري امام واكنش سريع و جدي جامعه روحانيت را به دنبال داشت . در اين زمينه آيت الله العظمي مرعشي نجفي اعلاميه شديداللحني صادر كردند كه در آن آمده است :
    ما بدين وسيله هل من ناصر ينصرنا گفته و تا آخرين لحظه استقامت خواهيم ورزيد. خون ما رنگين تر از خون برادر عزيزمان حضرت آيت الله العظمي آقاي خميني نيست و مادامي كه ايشان را صحيح و سالم به دست ما ندهند دست از اقدام برنمي داريم و تا آخرين قطره خون خود از حريم اسلام و قرآن دفاع خواهيم كرد.
    پس از آنكه بديعي انتشار اين اعلاميه را گزارش كرد (سند شماره 215 مورخ 42 3 16 ) دستور جلوگيري از پخش و انتشار آن از طرف پاكروان ـ رئيس ساواك ـ داده شد . (سند شماره 332 9812 مورخ 42 3 16 )
    در برابر اين موضوع انقلابي و اعتراض آميز برخي ازروحانيون همچون آيت الله شريعتمداري در مواجهه با دستگيري امام و قيام مردم مسلمان ترجيح مي دادند با نرمي با رژيم برخورد نمايند . در سند بدون شماره مورخ 42 3 19 گفتگوي تلفني ايشان با يكي از مريدانش در تبريز منعكس شده كه گفته بودند :
    مردم را به آرامش دعوت كنيد و از تظاهرات جدا خودداري شود چون از تظاهرات نتيجه اي گرفته نخواهد شد. در قم مردم تظاهرات نمودند ولي با قواي انتظامي روبرو شدند. آخر گلوله با جان مناسبت ندرد. سعي كنيد به اعليحضرت معظم توهين و بي احترامي ننمايند... خواهش مي كنم با شاهنشاه مخالفت نكنيد و باعث ناراحتي او نشويد. من به خميني گفتم كه با شاه اينطور رفتار نكن و برخلاف دولت و سياست حرفي نزند. اما او گوش نداد تا به اين روز افتاد.
    البته مراجع تقليد و علماي بزرگ حوزه اقداماتي در جهت استخلاص امام خميني و ساير دستگير شدگان انجام دادند كه تلاشهاي آنان در صفحات آتي ـ براساس پرونده امام در ساواك ـ بيان خواهد شد ما انگيزه آنان كه تا چه ميزان براساس راي شخصي يا فشار طلاب و روحانيون و قشرهاي مردم بوده و چه مشي و روشي را مي پسنديدند بايد براساس اسناد و مدارك معتبر تاريخي مورد بررسي قرار گيرد.
    در اسناد موجود تلگراف آيت الله شريعتمداري خطاب به امام در زندان قصر موجود است : همچنين تلگراف به آيت الله شاهرودي در نجف و روحانيون نجف آباد و تاكيد بر اقدام براي استخلاص دستگير شدگان (سند شماره 581 مورخ 42 3 21 ) تلگراف تشكرآميز آيت الله گلپايگاني به آيت الله شاهرودي نيز در گزارش فوق درج شده است .
    گزارشهاي مربوط به اقدامات و فعاليتهاي مراجع عراق بيشتر در حد شايعه است . مثلا در سند بدون شماره مورخ 42 3 20 به نقل از يكي از اعضاي حزب زحمتكشان گفته شده : آقايان حكيم و خويي قرار است روز سه شنبه 42 3 21 به تهران بيايند و واسطه شاهنشاه و خميني گردند . يا در سند شماره 312 941 مورخ 42 3 22 به نقل از محافل مطبوعاتي و مذهبي آمده كه شاه در تلگرافي به آيت الله حكيم ايشان را به عنوان مرجع تقليد خطاب قرار داده ولي آيت الله حكيم پاسخ داده از آيت الله خميني تقليد مي نمايد.
    از اقدامات علماي قم در جهت استخلاص امام و هماهنگي با علماي نجف گزارشي از جلسه روحانيون در منزل آيت الله مرعشي نجفي موجود است . براساس اين گزارش روحانيون تصميم گرفته بودند اعلاميه اي به چاپ برسانند و ضمن تشكر از مردم بخواهند فعلا ساكت باشند و عكس العملي نشان ندهند زيرا ما در تماس با آقاي حكيم و نجف هستيم در صورتي كه آقاي خميني را آزاد نكنند دست به اقدام شديدتري خواهيم زد (سند شماره 6146 س ت مورخ 42 3 27 )
    از اواخر خرداد ماه به كوشش تعدادي ازشاگردان امام زمينه مهاجرت علماي بزرگ شهرهاي ايران به تهران فراهم شد تا با اقدامي يكپارچه اعتراض جامعه روحانيت ايران نسبت به دستگيري امام و علما و روحانيون به گوش همگان برسد اسناد مربوط به اين مقطع در صفحات بعدي مورد اشاره قرار خواهد گرفت .
    گزارشهاي مربوط به خروش مردم در روزهاي پانزدهم و شانزدهم خرداد بيشتر به حوادث قم پرداخته و بجز دستگيري امام كه به سرعت به تهران اطلاع داده شده بود گزارش بدون شماره اي در همان روز حاكي است :
    عده اي به حالت دو كه چهار پنج نفري هستند از بازار مسجد جامع حركت و مي گويند مردم دكانها را ببنديد خميني را گرفتند.
    بعدا با ايجاد حكومت نظامي فرماندار نظامي تهران درصدد شناسايي عاملين انتشار خبر دستگيري امام برآمد و بدين منظور از شركتهاي مسافربري تحقيق به عمل آورد . در سند شماره 2 1616 مورخ 42 4 8 آمده :
    طبق اطلاع صبح روز 42 3 15 عده اي از شهرستان قم به تهران وارد چهار نفر آنان به ميادين جنوب شهر مراجعه موضوع دستگيري آيت الله خميني را به كسبه اطلاع داده اند.
    بنا به تحقيقات ساواك قم معلوم شد كه شخصي به نام احمد قصاب با موتور سيكلت از راه ساوه به تهران آمده و خبر دستگيري امام را اطلاع داده بود . (سند شماره 333 213 18 مورخ 42 6 3 ) براساس گزارشهاي موجود پيگيري و شناسايي نامبرده در سال بعد هم دنبال شده است . سند شماره 45 19220 مورخ 43 3 9 شهرباني كل كشور به ساواك باتوجه به حوادث و زد و خوردها و تيراندازي و وضعيت خاص شهر تهران در روز 15 خرداد پاكروان ـ رئيس ساواك ـ در دو نوبت به كليه ساواكهاي داخل و خارج از كشور اطلاع داد كه تظاهراتي از خيابانها توسط جمعي از عناصر اخلالگر و ماجراجو و عوامل وابسته به علما و مرتجعين به عنوان اعتراض به دستگيري آيت اله خميني صورت گرفته و پليس در چند مورد ناگزير به تيراندازي شده و در نتيجه تعدادي از افراد كشته و عده اي مجروح شده اند (اسناد 332 9798 و 332 9801 مورخ 42 3 15 )
    در روز بعد نيز كه تظاهرات اعتراض آميز مردم تهران ادامه يافت پاكروان مجددا به ساواكهاي مربوطه اطلاع داد كه قواي انتظامي متظاهرين را متفرق و در اين جريان چند نفر مقتول و تعدادي مجروح شده اند. او همچنين از تظاهرات مردم شيراز نيز اخباري ارائه داد و تاكيد كرد كه مامورين كاملا بر اوضاع مسلط مي باشند . (سند شماره 332 9804 مورخ 42 3 16 )
    از مخابره اين گزارشها به ساواكها معلوم مي شود كه دستگاههاي امنيتي رژيم به طور جدي نگران اوضاع بودند و پاكروان باتوجه به شايعات فراوان در مورد بحران به وجود آمده لازم ديد كه امنيت پايتخت را به اطلاع ساواكها برساند.
    يكي از مهمترين اسناد موجود سند ويژه اي در تاريخ 42 3 20 است كه به بررسي حوادث منتهي به قيام 15 خرداد و تبعات آن پرداخته است . اين سند در 3227 كلمه تنظيم شده و اگر چه بيانگر آن است كه تهيه كننده يك تحليلگر است كه از جزئيات به صورت كلي مطلع شده و احتمالا اخبار را از منابع ساواك دريافت داشته ولي به نكاتي اشاره دارد كه حائز اهميت است . در اين بررسي به مخالفت علما و مراجع با لايحه اصلاحات ارضي حتي توسط آيت الله بروجردي اشاره شده و اقداماتي چون حق آزادي زنان را بهانه مخالفت علما و روحانيون قلمداد كرده است . در اين ميان به تحريكات مالكين و مخالفتهاي بعضي احزاب در تشديد اوضاع تاكيد شده است . آنگاه انگيزه هاي امام خميني كه براساس اين گزارش رهبري علما و روحانيون مخالف را بر عهده دارد در مخالفت با حكومت و برنامه ريزي روحانيون براي ايام محرم بيان شده است .
    در ذكر حوادث روزهاي 15 و 16 خرداد به عناصر و گروههاي موثر در شورش مردم پرداخته است . در اين گزارش علاوه بر حوادث تهران به حوادث ديگر شهرها نيز اشاره و دستجات شركت كننده در تظاهرات و ماهيت آن را به تفكيك مورد بررسي قرار داده و سپس به ارائه راه حلهايي براي مهار بحران پرداخته كه بخش اخير حاوي نكات جالبي است . از جمله بندهاي زير كه به صورت پيشنهاد ارائه شده اذعان به گوشه هايي از همان نوع واقعيتهايي است كه امام خميني (ره ) عليه آنها موضع داشتند :
    .7 واگذاري فوري تلويزيون ايران به دولت كه موجب حملات مداوم وعاظ به دولت و متهم شدن مقامات مسئول به حمايت از فرقه بهائي است .
    .8 محدود ساختن هر چه بيشتر روابط ايران با اسرائيل و رعايت استتار كامل در اين مورد و متوقف شدن حمايت راديو اسرائيل از ايران در برنامه فارسي اين راديو.
    متعاقب دستگيري امام (س ) تلاشهايي براي رهايي و استخلاص ايشان و ساير دستگير شدگان آغاز شد كه برخي اسناد اين مجموعه به آنها اشاره دارد.
    در سند شماره 870 بخش 312 مورخ 42 3 18 از قول سيد جعفر بهبهاني (فرزند آيت الله سيد محمد بهبهاني از روحانيون سرشناس تهران ) گفته شده در پاسخ به ادعاي پاكروان مبني بر تاييد نكردن اقدامات امام خميني از سوي مقامات مذهبي قرار شده روحانيون درجه اول ايران با صدور اعلاميه هايي از او حمايت كنند و در اين زمينه به صدور اعلاميه از سوي آقايان بهبهاني خوانساري و آملي از روحانيون معروف تهران اشاره شده است .
    اعلاميه هاي آيت الله سيد احمد خوانساري به تاريخ 16 خرداد 42 و آيت الله بهبهاني (بدون تاريخ ) در ميان اسناد مشاهده مي شوند.
    اعلاميه آقاي بهبهاني و آقايان مرعشي نجفي و شريعتمداري به ساير شهرها ارسال شده بود سند شماره 360 مورخ 42 3 29 حاكي از يافتن اين اعلاميه ها در صندوقهاي پست اصفهان است (همچنين ر . ك سند 42 ـ7 1820 مورخ 42 4 11 )
    در سند شماره 539 س ت مورخ 42 3 19 به شايعه اولتيماتوم 48 ساعته انقلابيون به دولت مبني بر آزادي امام خميني اشاره شده كه همراه با تهديداتي بوده است .
    ديدگاههاي مردم علي رغم تبليغات سو رژيم عليه امام و روحانيون و انتساب اتهامات واهي به آنها جالب توجه است .
    سند شماره 9 2926 هـ ـ 43 3 21 به نقل از منشي آيت الله حكيم جلسه مراجع نجف در هنگام زمزمه اعدام امام خميني بازگو شده است كه حاوي نكات جالبي است . در سند شماره 1573 هـ ـ 47 8 6 نيز موضعگيري آقاي حكيم در زمان دستگيري امام نقل شده است .
    باتوجه به اتهاماتي كه شاه در سفر به همدان در هيجده خرداد به امام وارد كرده بود و نيز برخي مقامات رژيم صحبت از محاكمه كرده بودند (تهديد علم مبني بر اعدام رهبران ديني در شانزده خرداد) طرفداران امام اعلاميه اي تحت عنوان « نداي ملت ايران » منتشر كردند و در آن خواستار محكمه علني با شركت قضات ديوان عالي كشور و حضور هيات منصفه اي مركب از علماي شيعه و غير شيعه و نماينده سازمان ملل و خبرنگاران داخلي و خارجي شدند . در سند بدون شماره مورخ 42 4 12 از ارسال اين اعلاميه براي مقامات دادگستري از طريق پست اشاره شده است .
    در پاسخ به اتهامات پاكروان ـ رئيس ساواك ـ اعلاميه اي تحت عنوان « آقاي نجس روان » منتشر شده كه تاييد امام خميني از طرف روحانيون و مراجع داخل و خارج از كشور را يادآوري كرده است .
    علاوه بر تهران و قم تعدادي ديگر از شهرها نسبت به دستگيري امام خميني واكنشهاي شديدي نشان دادند كه در پرونده امام در ساواك به تعدادي از آنها اشاره شده است .
    در سند شماره 3058 مورخ 42 3 17 پاكروان به ساواك قم باتوجه به تعطيلي دكاكين در خمين و تظاهرات مردم در اثر تحريكات و اقدامات بستگان آيت الله خميني خواستار اعلام چگونگي اقدامات درباره محركين شده است . در پانويس اين سند ادعا شده كه با اقدامات شهرباني محل اهالي خمين حاضر به همكاري با آقايان هندي و پسنديده نشده اند . در سند بدون شماره مورخ 43 3 27 به فعاليتهاي آقاي پسنديده در فرداي روز دستگيري امام خميني و چند نفر ديگر در خمين اشاره شده است .
    سند شماره 302 مورخ 42 3 16 اعتراضات مردمي در نجف آباد در روز گذشته و تعطيلي قسمتي از بازار اصفهان در روز جاري و مسائل امنيتي شهرهاي اصفهان و همايونشهر و نجف آباد و نيز تحركات حزب زحمتكشان را گزارش نموده است .
    در سند شماره 303 پيرو گزارش قبلي در همان روز به ناآراميهاي شهر شيراز اشاره شده و نيز گفته شده دكاكين اصفهان بتدريج باز مي شود و اهالي نجف آباد تلگرافي براي شاه ارسال كرده اند . سند شماره 311 مورخ 42 3 17 اخبار ناآراميهاي اصفهان و نجف آباد و فعاليتهاي مامورين انتظامي را منعكس نموده است .
    پاكروان در نامه اي به ساواك اصفهان باتوجه به احتمال حركت عده اي از عناصر آشوب طلب به شهرستانها به منظور تحريك احساسات مردم دستور مراقبت و پيش بينيهاي لازم را داد . (سند 3 42 مورخ 42 3 17 ) ظاهرا موضوع برعكس بود لذا او طي سند شماره 3129 مورخ 42 3 19 به ساواك اصفهان اعلام كرد :
    گفته مي شود تعدادي از افراد متعصب مذهبي و طرفداران آيت الله خميني در نظر دارند از شهرستانها به تهران آمده تظاهراتي بنمايند. دستور فرمائيد چنانچه اين احتمال حقيقت پيدا كرد از مسافرت آنان جلوگيري شود.
    از حوادث مشهد سند شماره 843 بخش 312 مورخ 42 3 16 به كشته شدن يك پاسبان كه مانع قرائت اعلاميه امام خميني شده بود اشاره كرده و بحث و گفتگوي مردم در اين زمينه منعكس شده است . در بخشي از اين گزارش آمده :
    مردم عوام و مخصوصا طبقه جوان اكنون چنان تعصب شديدي نسبت به آيت الله خميني پيدا كرده اند كه عمال جبهه ملي براي جلب نظر اين طبقه خود را حامي و طرفدار شديد خميني قلمداد مي كنند و هر چقدر با اين افكار جوانان مخالفت شود احساسات آنها را بيشتر تحريك خواهد نمود.
    آيت الله ميلاني كه قصد داشت براي پشتيباني از دستگير شدگان به تهران مسافرت كند با موانعي رو به رو شد لذا در بيست خرداد با ارسال تلگرافي به امام و آقايان قمي و محلاتي به زندان و دستگيري آنان و ديگر علما و روحانيون و اساتيد دانشگاه سخت اعتراض كرد. تلگراف مذكور در پرونده امام بايگاني شده است .
    در پرونده امام سه برگ اعلام پشتيباني از امام و آيت الله قمي با اسم و مشخصات و امضا وجود دارد كه تاريخ دقيق تنظيم آنها مشخص نيست .
    در نجف آباد از عصر چهارشنبه 12 محرم (15 خرداد) مغازه هاي بازار و خيابان كلا تعطيل و طبقات مختلف با اجتماع در مسجد بازار اين شهر پشتيباني خود را از امام اعلام نمودند . جامعه روحانيت اين شهر درحمايت از امام در 18 محرم (21 خرداد) اعلاميه اي صادر كرد . سند شماره 6688 س ت مورخ 42 3 30 از پخش اين اعلاميه در بازار تهران خبر داده است . ساواك اصفهان در سند شماره 42 ـ7 2130 مورخ 42 4 19 از شهرباني استان اصفهان خواست همزمان با ساواك در مورد اشخاص دست اندركار چاپ اعلاميه تحقيق به عمل آورد.
    سند شماره 1438 مورخ 42 3 26 ساواك لرستان حاكي است رئيس پست و تلگراف خرم آباد از مخابره تلگراف آيت الله كمالوند خطاب به حاج آقا مصطفي خميني و اعتراض و ابراز انزجار از دستگيري امام خودداري كرده است .
    دستور رئيس ساواك به ساواك شهرستان ها : گفته مي شود افراد متعصب مذهبي و طرفداران آيت الله خميني مي خواهند از شهرستان ها به تهران بيايند و دست به تظاهرات بزنند چنانچه اين احتمال حقيقت پيدا كرد از مسافرت آنان جلوگيري شود
    در يكي از گزارش هاي ساواك چنين آمده است : مردم مخصوصا طبقه جوان چنان تعصب شديدي به آيت الله خميني پيدا كرده اند كه عمال جبهه ملي براي جلب نظر مردم خود را حامي و طرفدار شديد (امام ) خميني قلمداد مي كنند