روزنامه جمهوري اسلامي 20/03/1387 صفحه سياسي

  • پاياني بر سلطنت 240 ساله
  • جزييات توافقنامه سياسي ـ امنيتي عراق و آمريكا
  • *****
    پاياني بر سلطنت 240 ساله




  • در حاليكه مردم نپال پنجشنبه گذشته پس از اعلام انحلال حكومت سلطنتي 239 ساله در اين كشور اولين روز « جمهوري » بودن خود را جشن گرفتند پرچم هاي سلطنتي از كاخ سلطنتي پايين آورده شد. اين حادثه تاريخي پس از آن اتفاق افتاد كه فروردين ماه گذشته حكومت سلطنتي نپال بدنبال يك جنگ ده ساله با شورشيان مائوئيست مجبور به پذيرش توافقنامه صلح شد. برگزاري انتخابات و تعيين يك مجمع ويژه از شرايط اصلي اين توافقنامه بود كه در سال 1385 ميان دو طرف به امضا رسيد .
    با انتخاب يك مجمع ويژه در فروردين ماه حكومت سلطنتي و كاخ آن كه زماني مقدس تلقي مي شد به تاريخ پيوست و به گيانندرا پادشاه مخلوع نپال دو هفته فرصت داده شد تا كاخ سلطنتي اش در كاتماو پايتخت اين كشور را تخليه كند. قرار است اين كاخ به موزه تبديل شود.
    انتظار مي رود مائوئيست ها كه در انتخابات ماه گذشته 220 كرسي از مجموع 601 كرسي مجلس را به خود اختصاص دادند رياست حكومت جديد را بر عهده بگيرند. اما آنها بايد به انتظارات زياد مردم در يكي از فقيرترين كشورهاي دنيا جامه عمل بپوشانند. اگرچه هم چنان هزاران تن از مبارزان سابق مائوئيست در اردوگاه ها محبوس هستند. مائوئيست ها اصرار دارند كه آنها بايد با نيروهاي نظامي كشور ادغام شوند اما تا به حال ارتش اين كشور از اعطاي درجه به مبارزان مائوئيست اجتناب كرده است .
    خبرگزاري روسي نووستي در گزارشي به تحليل وقايع كشور نپال آخرين پادشاهي هندو و تغيير نظام آن پرداخته است كه با هم دنبال مي كنيم :
    با هيچ چيز ديگر نمي توان دست كشيدن نپال را از خداي خود « گيانندرا » توضيح داد مگر با نتايج حيرت آور انتخابات پارلماني اين كشور در ما ه آوريل كه قدرت و سرنوشت كشور را به دست حزب كمونيست مائوئيست واگذار كرد. اما كمونيست ها (سوسياليست ها) كه نتوانستند پيروز انتخابات شوند در مانيفست ها و برنامه هاي خود با استفاده از اعتقادات مردمي و ايده اليسم مذهبي شكست خود را اين گونه توجيه كردند كه در واقع بودا قدرت را به دست مائوئيست ها داده است .
    شكي نيست كه خود گيانندرا دوازدهمين پادشاه حكومت سلطنتي اين كشور منطقه ي هيماليا نيز در به وجود آمدن اين وضعيت دخيل است . با رفتن گيانندرا تمام تاريخ 240 ساله سلطنت سلسله شاهان نپال به پايان مي رسد و آخرين پادشاهي هندوي جهان نيز ناپديد خواهد شد.
    تمام اينها نتيجه ي كارهاي آخرين پادشاه نپال است . وي پس از قتل عام عجيب و غريب و خون بار سال 1380 كه توسط ولي عهد « ديپندار » به وجود آمده بود به قدرت رسيد. ديپندار پس از مست شدن هنگام صرف ناهار تمام هفت عضو خانواده سلطنتي از جمله « پادشاه بيرندرا » برادر بزرگ تر گيانندرا را به ضرب گلوله كشت . اين بزرگترين « قتل عام سلطنتي » تاريخ پس از كشتار خانواده رومانف حاكمان روسيه از سال 992 ش تا انقلاب سال 1296 ش بوده است .
    گيانندرا خداي مجسم جديد نپال اصلا عملكرد خوبي نداشت بنابراين مجبور شد همانند يك ديكتاتور در كشوري عمل كند كه در رده ي دوازدهم ليست فقيرترين كشورهاي جهان قرار دارد (درآمد متوسط هر نپالي 260 دلار در سال است . ) او كه عاشق اختربيني و ريخت و پاش پول هايش براي خريد ليموزين هاي گران قيمت است علي رغم توصيه وزرا پارلمان را منحل كرد و قدرت خود را استحكام بخشيد.
    تمام اين وقايع زشت در سال 1385 به پايان رسيد يعني هنگامي كه اعضاي پارلمان و دولت كه از دست سبك سري هاي پادشاه به نااميدي كامل رسيده بودند با حزب كمونيست (مائوئيست ) نپال كه همراه با هم پيمانانش از سال 1375 جنگي چريكي را عليه سلطنت آغاز كرده بود آشتي كردند . اين جنگ چريكي منجر به كشته شدن 13 هزار تن شد . گيانندرا در نتيجه اين سازش از تمام قدرت محروم شد و در واقع از تخت پادشاهي به زير كشيده شد.
    در انتخابات پارلماني نپال به تاريخ 22 فروردين معجزات زيادي اتفاق افتاد : حزب كمونيست (مائوئيست ) نپال اكثريت پارلمان 601 كرسي نپال را به دست آورد . البته بايد گفت كه رسانه هاي غربي به طور لجبازانه اي به اين واقعيت آشكار كه پارلمان نپال و تمام حيات سياسي اين كشور از اين به بعد كمونيستي خواهد بود نپرداختند. اگر چه حزب كنگره ي نپال از نظر احراز كرسي هاي پارلمان در رده ي دوم پس از حزب مائوئيست قرار گرفت اما حزب كمونيست (سوسياليست ) نپال (حزب متحد ماركسيستي ـ لنينيستي ) نيز توانست در رده ي سوم قرار گيرد. اما اين تمام احزاب نيستند كه در اين انتخابات چند كرسي را از آن خود كردند از جمله ي اين احزاب مي توان به حزب كمونيست (ماركسيستي ـ لنينيستي ) حزب كمونيست واحد حزب كمونيست متحد و حزب كارگران كشاورزي اشاره كرد. در هيچ كجاي جهان اين تعداد حزب وجود ندارد كه با 'كمون ' (مخفف كمونيسم ) شروع شده باشد. جالب آن كه « تسخير ناپذيران » نپال كه 14 درصد از جمعيت اين كشور واقع ميان چين و هندوستان را تشكيل مي دهند به سود حزب كمونيست (مائوئيست ) نپال راي دادند.
    نپالي ها به تعدد خدايان عادت كرده اند اما به تعدد احزاب اصلا عادت ندارند. بنابراين اين كه پيروزي مائوئيست ها را فقط به خاطر مشاركت سياسي آنها به حساب آوريم كار درستي نيست . دفن سلطنت نتيجه پيروزي مائوئيست ها نيست بلكه حاصل نفرت از گيانندراي 60 ساله است .
    بايد گفت كه عاقبت گيانندرا به خوبي به پايان رسيد زيرا « پوشپا كامال داخان » مشهور به « پراچاندا » رهبر 53 ساله حزب كمونيست (مائوئيست ) نپال وعده داد تا پادشاه به صورت مناسبي از سلطنت خلع شود. گيانندرا ديگر يك شهروند عادي خواهد بود; او را نه اعدام خواهند كرد و نه محاكمه و حتي فعلا كشتزارهاي چاي و تنباكويش را هم از وي نخواهند گرفت . اما اين در حالي است كه تمام قصرهايش به سود دولت مصادره و حقوق سالانه اش قطع خواهد شد. پراچانداي در اين زمينه به پادشاه گيانندرا حتي بيشتر از مائو به « پوئي » امپراتور چين احترام گذاشته است . به خاطر داريم كه مائو امپراتور چين را براي ساليان مديدي در اردوگاهي انداخت و تنها طي چند سال آخر عمرش به وي اجازه خروج از آن جا را داد.
    پراچاندرا كاملا شبيه يك مائوئيست مدرن است . وي در نخستين مصاحبه خود پس از اتخاذ تصميم در مورد پادشاه گيانندرا اعلام كرد كه نپال در زمينه هاي پزشكي آموزشي و امنيت اجتماعي راه سوسياليستي را پيش خواهد گرفت اما شيوه ي توليد كاپيتاليستي را نيز ادامه خواهد داد. به نظر مي رسد آتش بس با مائوئيست ها نه تنها توريست ها را از نپال فراري نداده است بلكه تعداد توريست هايي كه به نپال سفر مي كنند به طور پايداري در حال افزايش است .
    انتظار مي رود امسال نيم ميليون توريست به نپال سفر كنند كه اين تعداد دو برابر بيشتر از سه سال گذشته است . با پايان يافتن پادشاهي گيانندرا هم اكنون با احتساب پادشاهان امپراتورها شيوخ و گراندوك ها (دوك هاي اعظم ) 26 سلطنت در جهان وجود دارد . البته اين بدون احتساب واتيكان است كه در اصل كاملا مي شود آن را تنها سلطنت مطلق اروپا دانست .
    اما تمام سلطنت هاي ديگر اروپا براساس قانون اساسي اين كشورها تعريف شده اند. تنها در اين ميان كشور اسپانيا قرار دارد كه خود را « سلطنت پارلماني » مي داند. البته تمايز اين سلطنت طبق قانون اساسي آن قدر ظريف است كه حتي يك اسپانيايي تحصيل كرده نيز به سختي مي تواند آن را تشخيص دهد.
    در پايان اين گزارش آمده است : در آسيا 13 فرمانرواي منصوب شده وجود دارد كه اين تعداد بيش تر از هر جاي ديگر در جهان است . محترم ترين اين فرمانرواهاي منصوب امپراتور ژاپن و پادشاه تايلند است . « پومي پن آدوليادت » آخرين پادشاه تايلند است كه طولاني مدت ترين حاكم جهان محسوب مي شود.
    منبع : خبرگزاري دانشجويان ايران
    انتظار مي رود مائوئيست ها كه در انتخابات ماه گذشته 220 كرسي از مجموع 601 كرسي مجلس را به خود اختصاص دادند رياست حكومت جديد را بر عهده بگيرند. اما آنها بايد به انتظارات زياد مردم در يكي از فقيرترين كشورهاي دنيا جامه عمل بپوشانند
    شكي نيست كه گيانندرا دوازدهمين پادشاه حكومت سلطنتي اين كشور منطقه ي هيماليا نيز در به وجود آمدن اين وضعيت دخيل است . با رفتن گيانندرا تمام تاريخ 240 ساله سلطنت سلسله شاهان نپال به پايان مي رسد و آخرين پادشاهي هندوي جهان نيز ناپديد خواهد شد
    خبرگزاري روسي نووستي : گيانندرا خداي مجسم نپال اصلا عملكرد خوبي نداشت بنابراين مجبور شد همانند يك ديكتاتور در كشوري عمل كند كه در رده ي دوازدهم ليست فقيرترين كشورهاي جهان قرار دارد (درآمد متوسط هر نپالي 260 دلار در سال است . ) او كه عاشق اختربيني و ريخت و پاش پول هايش براي خريد ليموزين هاي گران قيمت است علي رغم توصيه وزرا پارلمان را منحل كرد و قدرت خود را استحكام بخشيد
    نپالي ها به تعدد خدايان عادت كرده اند اما به تعدد احزاب اصلا عادت ندارند. بنابراين اين كه پيروزي مائوئيست ها را فقط به خاطر مشاركت سياسي آنها به حساب آوريم كار درستي نيست . دفن سلطنت نتيجه پيروزي مائوئيست ها نيست بلكه حاصل نفرت از گيانندراي 60 ساله است
    در حاليكه مردم نپال پنجشنبه گذشته پس از اعلام انحلال حكومت سلطنتي 239 ساله در اين كشور اولين روز « جمهوري » بودن خود را جشن گرفتند پرچم هاي سلطنتي از كاخ سلطنتي پايين آورده شد

  • *****
    جزييات توافقنامه سياسي ـ امنيتي عراق و آمريكا


  • منابع رسانه اي در بغداد اطلاعات مفيدي را از جزييات توافق هاي استراتژيك بلند مدت دولت عراق و آمريكا براي تمديد حضور اشغالگران آمريكايي در اين كشور و اجبار عراق براي عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي در ازاي وعده هاي اقتصادي فاش كردند.
    اين در شرايطي است كه روزنامه هاي بغداد تاكيد كردند كه مردم و افكار عمومي عراق از هيچ يك از مفاد اين توافقنامه هاي استراتژيك و در عين حال خطرناك براي آينده اين كشور با خبر نيستند.
    بر پايه اين گزارش روزنامه سوري الوطن با جمع آوري جزييات اين توافقنامه ها نوشت : توافقات صورت گرفته ميان دولت آمريكا و دولت عراق بدون موافقت مجلس اين كشور صورت گرفته است و دولت بدون مصوبه مجلس اين توافقات را لازم الاجرا مي داند.
    برپايه اين گزارش توافقات ياد شده بويژه از حيث آينده روابط آمريكا و عراق و همچنين ميزان سيطره اي كه نيروهاي اشغالگر از طريق اين توافقات براي بلند مدت در اختيار خود قرار مي دهند بسيار اهميت دارد. الوطن نوشت : مقامهاي آمريكايي براي موافقت با چهار معاهده با اشغالگران آمريكايي بدور از چشم رسانه ها تلاش مي كنند كه از جمله اين معاهدات توافقنامه نظامي براي مشروعيت بخشي به اشغالگري نظامي است و ديگري استراتژي امنيتي و سياسي براي تضمين حمايت آمريكا از قوه مجريه عراق در برابر كودتاهاي داخلي است . گفته مي شود اين معاهدات چهارگانه در سال 1384 امضا شده است و در سال 1386 نيز به مجلس تقديم شد.
    گزارشات رسيده تاكيد مي كنند در اين رابطه سه توافقنامه و يك يادداشت تفاهم بين دو كشور امضا شده است كه عبارتند از :
    1 ـ توافقنامه سرمايه گذاري بين دولت جمهوري عراق و دولت ايالات متحده آمريكا
    2 ـ توافقنامه تعيين حوزه هاي بازرگاني و سرمايه گذاري بين دولت جمهوري عراق و دولت ايالات متحده آمريكا
    3 ـ توافقنامه همكاري اقتصادي و فني بين دولت جمهوري عراق و دولت ايالات متحده آمريكا
    4 ـ يادداشت تفاهم بين دولت جمهوري عراق و دولت ايالات متحده آمريكا درباره همكاري در زمينه حمايت از اصلاحات كشاورزي براساس توانايي بخش كشاورزي
    منابع خبري گزارش دادند كه براساس نظر وزارت خارجه آمريكا رابرت زوليك معاون وزير خارجه اين كشور و رييس كنوني بانك جهاني به همراه عبدالامير علاوي وزير دارايي وقت عراق كه هم اينك در خارج از عراق زندگي مي كند اين معاهدات چهارگانه را در حاشيه نشستشان در امان پايتخت اردن در تيرماه 1384 امضا كرده اند .
    براساس توافقات صورت گرفته كه توصيه مي كند اين توافقات بين دو دولت مستقل به امضا رسيده است طرف آمريكايي از مصونيت كامل و مطلقي بويژه در خصوص سفر از و به عراق اختيار حمايت از نمايندگي هاي عراق توسط نيروهاي نظامي اين كشور به هرتعداد كه واشنگتن خواسته باشد و همچنين رفت و آمدهاي ازاد نيروهاي آمريكايي در همه نقاط عراق برخوردار است .
    اين توافقات همچنين شركتها و شخصيتهاي آمريكايي را از پرداخت ماليات و تعرفه هاي گمركي معاف مي كند و آنها مي توانند بدون در نظر گرفتن قانون جديد سرمايه گذاري در عراق به فعاليت خود ادامه دهند. همچنين امضاي اين توافق به طرف آمريكايي اين امكان را مي دهد كه هر آنچه كه به عنوان غرامت اشغال عراق مد نظر داشت از خزانه عراق طلب نمايد و آن را براي خود بردارد.
    از سوي ديگر قوه قضائيه عراق حق ندارد هيچ آمريكايي اي را در عراق مورد پيگرد قرار دهد. همچنين اين توافقات شامل عراقي هاي داخل آمريكا نخواهد شد چه اينكه طرف آمريكايي گفته است رعايت متقابل اين توافقات ممكن است اثر بدي بر آمريكا بگذارد. اين معاهدات همچنين يك طرح انتقالي را پيشنهاد مي كند كه براساس آن با طرح خصوصي سازي بخش هاي عمومي عراق را كه تا كنون بدون مشكل فعاليت كرده اند تخريب مي شود.
    اين توافقات كه مجمع ملي در سال 1384 بر آن نظارت داشت پس از انحلال در سال 1386 به پارلمان عراق احاله شد كه تاكنون قانوني براي تنظيم موافقت با اين معاهدات و برخي توافقات بين المللي صادر نشده است .
    اين در حالي است كه براساس ماده 61 قانون اساسي عراق و همچنين ماده 121 نظام داخلي مجلس نمايندگان اين كشور هرگونه موافقت و صدور مصوبه اي درباره معاهدات و توافقنامه هاي بين المللي بايد پس از راي گذاري به تاييد يك سوم نمايندگان پارلمان برسد.
    اين موضوع از آنرو براي مردم عراق داراي اهميت است كه بيم آن دارند قوه مجريه در نظر داشته باشد پس از اين حتي براي امضاي معاهدات نظامي وامنيتي بلند مدت با آمريكا هيچ ضرورتي به تصويب آن در پار لمان نبيند و اعتبار آن از زمان امضاي معاهده ساري و جاري باشد. برخي منابع خبري عراق فاش كرده اند كه معاهدات ياد شده صرفا در حوزه اقتصادي يا سياسي نيست بلكه معاهدات ديگري در حوزه امنيتي و سياسي نيز بين آمريكا و دولت عراق به امضا رسيده كه به دليل ترس از مخالفت هاي مردمي از چشم رسانه ها دور نگهداشته شده اند.
    برپايه اين گزارش يكي از توافقات امنيتي ميان آمريكا و دولت عراق موضوع عادي سازي روابط عراق با اسراييل در چارچوب طرحي موسوم به « عراق عامل استقرار منطقه اي » است . عامل استقرار منطقه اي از ديد سياست خارجي آمريكا يعني تامين امنيت اسراييل بنابراين هر كشوري كه وارد اين طرح شود بايد روابط خود را با اسراييل عادي نمايد. در ازاي پذيرش اين طرح عراقي ها به شرايط خوب اقتصادي ژاپن و آلمان پس از جنگ جهاني دوم وعده داده شده اند. اين وعده وسوسه انگيز را آمريكايي داده است كه با هر حربه اي سعي دارد نيروهاي خود را در عراق حفظ نمايد چون پس از پنج سال اشغال عراق و هزينه گزاف تريلياردي اين كشور هيچ گونه دستاورد سياسي و امنيتي در عراق به دست نياورده است و از سوي ديگر براساس مصوبه شوراي امنيت موظف است بخشي از نيروهاي خود را تا پيش از پايان سال جاري ميلادي از عراق خارج كند.