روزنامه جمهوري اسلامي 09/03/1387 صفحه عقيدتي

  • خصوصيات « خط امام » در نگاه رهبر انقلاب
  • شيوه هاي امام خميني در مبارزه
  • در سوگ خورشيد
  • *****
    خصوصيات « خط امام » در نگاه رهبر انقلاب




  • من خصوصيات چيزي كه ما به آن مي گوييم خط و جهت گيري امام كه مشخصه ي حركت نظام جمهوري اسلامي در طول ده سال حيات پربركت امام بوده است ; را به طور خلاصه عرض مي كنم .
    اول : ايستادگي در برابر تحميل و نفوذ قدرتهاي خارجي و سازش نكردن با اين قدرتهاست .
    دوم : اهتمام به تعبد و عمل فردي و ايستادگي در برابر سلطه ي شيطان نفس و وسوسه هاي شيطاني .
    اين دو مطلب بزرگ و اين دو ميدان مبارزه را امام از هم جدا نمي كردند. در صحنه ي اجتماع و سياست در مقابل شيطان بزرگ و شيطانهاي قدرت مي ايستادند و در صحنه ي روان آدمي و درون وجود انسان نيز با نفس مبارزه مي كردند و در هر حال اصرار بر تعبد در عمل انساني و فردي و شخصي داشتند.
    سوم : اهميت دادن به توانايي ملتها و اصل دانستن آنهاست . امام با ملتها سخن مي گفتند و معتقد بودند كه تحولات بزرگ عالم اگر به دست ملتها انجام بگيرد غيرقابل شكست است و ملتها مي توانند در دنيا تحول ايجاد كنند و محيطهاي خود را عوض كنند.
    چهارم : اصرار بر وحدت مسلمين و مبارزه با تفرقه افكني استكبار است .
    پنجم : اصرار بر ايجاد روابط سالم و دوستانه با دولتهاست مگر استثناهايي كه پشت سر منطق عدم رابطه با هر كدام از آنها استدلالهاي قوي وجود دارد. امام به ما ياد دادند كه جمهوري اسلامي در سطح عالم مي تواند و بايد از روابطي سالم با دولتها برخوردار بشود. البته رابطه ي با آمريكا مردود است . به خاطر اينكه او يك دولت استكباري و متجاوز و ظالم و با اسلام و جمهوري اسلامي درحال مبارزه و محاربه است . همچنين ارتباط با رژيم صهيونيستي و رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي مردود است . در مورد بقيه ي دولتها با توجه به مصالح نظام جمههوري اسلامي اصل بر ايجاد ارتباط است .
    ششم : اصرار بر شكستن حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامي و التزام به اسلام ناب است . از نظر امام در بيان و عمل ايشان هم تحجر مردود بود و هم التقاط كه به معني رها كردن قيود صحيح براي فهم دين و اسلام است .
    هفتم : محور دانستن نجات محرومين و تامين عدالت اجتماعي است . مردم هميشه در نظر امام اصل و محور بودند. در منطق و خط حكومتي امام امت محرومين و مستضعفان همواره محور تصميم گيريها محسوب مي شدند و همه ي فعاليتهاي اقتصادي و امثال آن بايد بر محور نجات محرومين از محروميتها انجام گيرد.
    هشتم : توجه ويژه به مبارزه با رژيم اشغالگر قدس و رژيم غاصب صهيونيستي است . مساله ي مبارزه با اسرائيل در منطق و راه و رسم امام جايگاهي خاص داشت . در نظر امام امت يكي ازاصولي كه به هيچوجه براي ملتهاي مسلمان قابل اغماض نيست مساله ي مبارزه با صهيونيستهاست . و اين به خاطر آن است كه امام بزرگوار ما نقش ويرانگر و مخرب رژيم تحميلي را از سالهاي پيش از انقلاب بدرستي تشخيص داده بودند.
    نهم : حفظ وحدت ملي و ايجاد يكپارچگي در ميان ملت ايران و اصرار بر مقابله و مبارزه با هر شعار تفرقه افكنانه است .
    دهم : حفظ مردمي بودن حكومت و ايجاد و حفظ ارتباط با مردم است . امام همواره هم به مسوولين سفارش مي كردند كه از مردم جدا نشويد با مردم باشيد زندگي مردمي داشته باشيد و هم متقابلا به مردم سفارش مي كردند و با كساني كه ارگانهاي نظام و دولت را تضعيف مي كردند به نحوي از انحا مقابله مي كردند.
    يازدهم : اصرار بر سازندگي كشور و ارائه ي يك نمونه ي عملي به جهان است كه در ماههاي آخر عمر با بركت امام اين مساله جايگاه مهمي در نظر ايشان داشت . ايشان اصرار داشتند كه اين كشور بايد بازسازي بشود هم از لحاظ اقتصادي و كارهاي زيربنايي و هم از لحاظ تامين درآمد براي كشور و مردم تا بتوانيم يك نمونه ي عيني و عملي از سازندگي اسلامي را به دنيا ارائه دهيم .
    چيزهايي كه به اعتقاد بنده رئوس و خطوط اصلي بينش امام و سلوك عملي و حكومتي ايشان بود همين مواردي است كه عرض شد. (منبع « او كه بود » حضرت امام خميني در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامي انتشارات قدر ولايت )
    امام با ملت ها سخن مي گفتند و معتقد بودند كه تحولات بزرگ عالم اگر به دست ملت ها انجام بگيرد غيرقابل شكست است و ملت ها مي توانند در دنيا تحول ايجاد كنند و محيط هاي خود را عوض كنند
    امام اين دو مطلب بزرگ و اين دو ميدان مبارزه را از هم جدا نمي كردند : در صحنه اجتماع و سياست در مقابل شيطان بزرگ و شيطان هاي قدرت مي ايستادند و در صحنه روان آدمي و درون وجود انسان نيز با نفس مبارزه مي كردند

  • *****
    شيوه هاي امام خميني در مبارزه




  • آيت الله هاشمي رفسنجاني : امام در مرحله اي از مبارزه اعلام كردند : شاه دوستي يعني غارتگري هتك اسلام تجاوز به حريم مسلمين تجاوز به مراكز علم و دانش
    از روز اول انگيزه امام مبارزه با شخص شاه و رژيم بود هر چند كه در اين جهت همه با امام همسو نبودند. شخص امام چنين پيشرفت و انگيزه اي داشتند و از هر فرصتي با هوشياري استفاده مي كردند. در روزهاي شروع مبارزه جامعه آماده نبود و خيلي ها از رودررويي مستقيم با شخص شاه مي ترسيدند. بايد به تدريج زمينه سازي مي شد و ناديده گرفتن واقعيت زمان درست نبود.
    اگر در مواردي ديده مي شود كه امام علم را مخاطب قرار مي دهند و شاه را نصيحت مي كنند اين هم تاكتيكي درست است هم اتمام حجت هم هماهنگي با جامعه اي كه ايشان مي بايستي عهده دار رهبري آن شوند. چيزي نگذشت كه زمينه فراهم شد. اولين باري كه رودررويي تا حدودي علني شد موضع گيري امام و ساير علما در جريان سفر شاه به قم بود . اوايل بهمن .41
    در جريان اين سفر امام با همكاري ديگران تدبيري انديشيدند كه مردم به خانه ها بروند مردم هم خوب تبعيت كردند. اگر با شاه مخالف نبودند چه اشكالي داشت كه مردم در مراسم آمدن شاه به قم حضور داشته باشند در آن جريان رژيم از همه اهرمها براي فشار بهره برداري كرد كه شايد ملاقاتي انجام شود. امام و ساير آقايان محكم ايستادند كه ملاقات نمي كنيم . ملاقات را مشروط كردند به توبه شاه و اصلاح و جبران خطاهاي گذشته شرطي كه بي شك عملي نبود و بهانه اي بيش نبود از قبيل اصطلاح تعليق به محال . اين موضعگيري شاه را بشدت عصباني كرد و با بي عقلي ـ در سخنراني اهانت آميزش در قم ـ تا مرز فحاشي پيش رفت با تعبيراتي از اين دست : « مغزشان تكان خورده ارتجاع سياه حيوانات نجس ! »
    فرصت شناسي امام
    امام هم در واكنش عجله نكردند با متانت در انتظار فرصت ماندند و در اولين فرصت مناسب شاه را حسابي هتك كردند و ابهت او را شكستند و به مردم جرات دادند.
    در جريان تهاجم رژيم به فيضيه امام در اعلاميه معروف خود (به بهانه پاسخ به تسليت علماي تهران ) مبارزه را وارد مرحله جديدي كردند و يك پله يا چند پله بالا بردند. از آن اعلاميه تاريخي اين تعبير سر زبانها افتاد : « شاه دوستي يعني غارتگري هتك اسلام تجاوز به حريم مسلمين تجاوز به مراكز علم و دانش ! » . معلوم بود كه امام هميشه در انتظار فرصتي هستند كه با بهره برداري از حادثه اي مردم را به ميدان مبارزه با شاه بكشانند. نمونه هايي كه به عنوان شاهد اين روحيه امام قابل استفاده باشد زياد است .
    سالها پيش از شروع مبارزه امام در كتاب تاريخي كشف اسرارـ كه موضوع آن بيشتر فرهنگي است تا سياسي ـ پهلوي و خاندانش را مورد پرخاش قرار دادند. زندگي امام پر از نكته هايي است كه به وضوح بيانگر مخالفت اصولي ايشان با دودمان پهلوي است . بالاتر از اين مي توان گفت امام خواهان يك حركت اسلامي بودند كه در نهايت برسرنوشت امت اسلامي اثر گذار باشد و به همين دليل اسلاميت نهضت براي ايشان فوق العاده اهميت داشت و حاضر نبودند مبارزه در مليت محدود بشود. از روز اول روي اين خط ايستادند و تا آخر هم ادامه دادند. علت اينكه امام مايل نبودند مبارزه منحصرا رنگ سياسي پيدا كند و تاكيد خاصي بر اسلامي بودن آن داشتند همين است از هر فرصتي براي اين هدف استفاده مي كردند.
    امام و قضيه فلسطين
    فراموش نمي كنم كه همان سالهاي اول ايشان مايل بودند قضيه فلسطين را مطرح كنند بعضي از علما مخالفتهايي مي كردند و قلمرو مسئوليت خود را محدود به ايران يا شيعه مي دانستند. اما ايشان در طرح آن اصرار داشتند و مي گفتند : « از نظر من در درجه اول اهميت است . حالا اگر شما قبول نداريد به عنوان مساله درجه چندم قبول كنيد يا بالاخره مطرح كنيد. » چنين اصراري به خوبي روشنگر وسعت ديد امام است و عنايت ايشان به منطقه اي كردن و سپس جهاني كردن مبارزه . حمله هاي تند امام به آمريكا دليل و تاكيد ديگري است بر همين نكته .
    در عين حال امام ميخواستند همه را به ميدان بكشانند و از هيچ فرصت كوچكي هم نمي گذشتند. هر چيزي كه ميتوانست حساسيتي برانگيزد و زمينه مخالفتي باشد براي امام اهميت داشت مثلا معمرين علما درباره مساله اختلاط زن و مرد حساسيت خاصي داشتند امام هم از اين زمينه به خوبي استفاده كردند به مجرد اينكه در مجله خواندنيها مطرح شد كه دخترها هم بايد به سربازي بروند بلافاصله امام آن را در اعلاميه تحريم عيد كه واكنشي بود در برابر رفراندوم شاه و... با آب و تاب مورد بهره برداري قرار دادند چنانكه شاه در يكي از اين سفرها ضمن سخنراني اين مطلب راتكذيب كرد.
    امام ليبرال ها رانمي پسنديد
    پس از رحلت آقاي بروجردي شخصيت امام پابه پاي رشد فكري طلبه كشف شد. نكته ديگري اينجا مطرح بود آنكه ـ معدودي از ـ تيپ روشنفكر و مذهبي دانشگاهي هم بيشتر به آقاي شريتعمداري گرايش داشتند و چون يك مقداري هم ايشان ضعيف بود آنها تصور مي كردند كه در چنين مرجعي مي توانند نفوذ كنند. اما مي دانستند كه در امام نمي توانند نفوذ كنند. وقتي كه مي آمدند مي ديدند ايشان روي افكار خودشان صلابت دارند و عقب نشيني نميكنند.
    مثلا يك بار مساله اي پيش آمده بود زماني كه آقاي بروجردي مسجد اعظم را در قم مي ساختند مهندس بازرگان به عنوان مخالف چيزهايي گفته بود. امام در يك جلسه خصوصي حسابي به اينها تاختند كه اينها چه مي گويند چه حرفي مي زنند به هر حال تيپ روشنفكر ـ و به اصطلاح امروز ليبرالهاـ امام را نمي پسنديدند. امام هم آنها را نمي پسنديد. ايشان در مساله مذهبي و در حفظ حدود و ثغور آن يك صلابت خاصي داشتند و ضمن اينكه بعضي از مقدس بازيها را نداشتند مسائل اجتماعي را با ديد وسيعي مي ديدند. اينطور نبود كه اجازه بدهند هر كسي ادعاي اجتهاد بكند و در مسائل اصلي و اساسي اظهار نظر بكند كه بعضي از روشنفكران مي خواستند بكنند. (منبع : امام خميني به روايت آيت الله هاشمي رفسنجاني ص 29 ـ32 )

  • *****
    در سوگ خورشيد




  • ماييم و بي حضور تو شبها گريستن
    با داغ تاب سوز تو تنها گريستن
    دل سوخته چو شمع در ايام درد و داغ
    آتش به سر نهادن و شب را گريستن
    بر زانوي فراق سرغم گذاشتن
    با قامت دوتاي تمنا گريستن
    دريا شدن به موج نشستن به سر زدن
    در خيز و تاب شيون و غوغا گريستن
    فرياد بر كشيدن از جور روزگار
    از دست بي وفايي دنيا گريستن
    در آتش فراق دمادم گداختن
    در مويه ملال سراپا گريستن
    پرسيدن تو را زنسيم و گل و درخت
    در باغ بي حضور تو هر جا گريستن
    با سينه اي كه هرچه در او هست حسرت است
    اينجا به غم نشستن و آنجا گريستن
    چون موج سر به صخره اندوه كوفتن
    بي تاب پا كشيدن و دريا گريستن
    سياوش ديهيمي
    غربت گلها
    در شعله زار داغ تو از پا نشسته ايم
    چون لاله داغدار به صحرا نشسته ايم
    در برگريز باغ تو پژمرده خاطريم
    غمگين به ياد غربت گلها نشسته ايم
    با داغ سينه سوز تو اي وارث حسين (ع )
    نالان به شور گريه زهرا نشسته ايم
    ما با دلي شكسته در امواج اشكها
    كشتي شكسته در دل دريا نشسته ايم
    اي ناخداي كشتي دلهاي بي قرار
    در موج خيز حادثه تنها نشسته ايم
    شايد كه باز ديده ما بر تو اوفتد
    در انتظار محشر كبري نشسته ايم
    خسرو قاسميان