روزنامه جمهوري اسلامي 08/03/1387 صفحه عقيدتي

  • روي بنما و مرا گو كه دل از جان برگير
  • لقاالله اثري ارزشمند در عرفان اسلامي
  • عالم عامل و فقيه عارف
  • *****
    روي بنما و مرا گو كه دل از جان برگير




  • اين اقيانوس پرتلاطم وجود با اين همه جوش و خروش سرچشمه اش كجا است
    و اين امواج نور كه در تمام زواياي وجود نفوذ كرده است از كدام خورشيد تابان است
    نه ادراك بر كنه ذاتش رسد
    نه فكرت به غور صفاتش رسد
    نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم
    نه بر ذيل وصفش رسد دست فهم
    در ميان اين همه حيرت و سرگرداني بايد گفت : آفرين بر همت والاي مرداني چند كه مردانه قدم در چنين ميدان نهادند و در راه رسيدن به مقصد اعلي از هيچ نهراسيدند...
    يكي از مردان پيش تاز اين راه مرحوم عارف بالله آيه الله حاج ميرزا جواد ملكي قدس الله نفسه الزكيه بود كه در اين ميدان گوي سبقت از همگنان ربود.
    اين مرد بزرگ كه در مقام عرفان مقامي بس والا دارد و از اعظم فقهاي « صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا لهواه و مطيعا لامرمولاه » به شمار است اوائل عمر شريفش و دوران شباب را در نجف اشرف در مجلس درس اساتيد بزرگ حاضر شده و استادش در فقه مرحوم آيت الله فقيه محقق حاج آقا رضا همداني و در اصول علامه مدقق استاد الاساتذه المتاخرين مرحوم آخوند ملامحمد كاظم خراساني و در عرفان و اخلاق و سلوك مرحوم آخوند ملاحسينقلي همداني رضوان الله عليهم اجمعين بوده است ...
    ايشان در حدود سال 1321 هجري قمري به ايران آمده و در زادگاه و موطن اصلي اش تبريز به ترويج و تهذيب پرداخت و در اوايل مشروطه بسال 1329 هجري قمري به خاطر نامساعد بودن اوضاع تبريز به قم هجرت فرمود و در قم به ارشاد سالكان و تربيت مستعدان مشغول بود تا آنكه مرحوم آيت الله العظمي آقاي حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي قدس سره در سال 1340 هـ . ق از اراك به قم تشريف آورده و به اصرار مرحوم علامه مجاهد حاج شيخ محمدتقي بافقي كه از دوستان مرحوم ملكي بوده و پس از استخاره و آمدن آيه شريفه و اتوني با هلكم اجمعين تصميم به ماندن در قم و تاسيس حوزه علمي فعلي را ميگيرد و دوستان و شاگردان آيت الله حائري نيز كه در اراك بودند به قم مهاجرت ميكنند. مرحوم عالم زاهد متقي آقاي حاج شيخ عباس تهراني نيز كه جز مهاجرين بودند در قم به جمع مرحوم ملكي و بافقي مي پيوندد و كانوني از اخلاق و تهذيب نفس تشكيل ميدهند كه ثمرات ارزنده اي داشته و افراد شايسته اي تربيت يافته اند.
    مرحوم ملكي درس فقهي داشته اند كه عنوانش مفاتيح مرحوم فيض بوده و نيز دو مجلس درس اخلاق داشته يكي در منزل براي خواص بوده و ديگري در مدرسه فيضيه براي عموم كه جمعي از بازاريان قم نيز در آن درس شركت داشته اند; نماز جماعت را در بالاي سر حضرت معصومه عليها سلام اقامه ميكرده است و حضرت امام خميني دامت بركاته در نماز جماعت ايشان و نيز در درس اخلاق كه در منزل براي خواص ميگفته حاضر ميشدند.
    سجاياي نفساني و مزاياي روحي عارف بزرگوار ما بيش از آن است كه شرح آن را در اين مقدمه توان داد. او داراي دلي روشن و چشم گريان و روحي پرتوان بوده است . از اين سجايا نمونه هايي ذكر ميشود.
    1 ـ از مرحوم حجت الاسلام سيد محمود يزدي كه در بيروني مرحوم ملكي مي نشست نقل شد كه گفته بود شب ها كه ايشان براي تهجد بر ميخاست مدتي در رختخواب ضمن اجراي دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبيل سجده و دعا گريه ميكرد سپس به صحن منزل مي آمد و به اطراف آسمان نگاه ميكرد و آيات ان في خلق السموات والارض ... را ميخواند و سر بديوار ميگذاشت و مدتي گريه ميگرد. آنگاه كه براي وضو گرفتن آماده ميشد در كنار حوش مي نشست و مدتي گريه ميكرد و پس از وضو ساختن چون به مصلايش ميرسيد و مشغول تهجد ميشد كه ديگر حالش خيلي منقلب ميشد. او گريه هاي طولاني در نمازها و مخصوصا قنوت ها داشته تا آنجا كه بعضي ايشان را جز بكائين عصر به شمار آورده اند.
    3 ـ ايشان پسري داشته كه شمع فروزان شبستان خانواده بوده در روز عيد غدير كه ايشان در منزن جلوس كرده و قشرهاي مختلف به زيارت شان مي آمده اند خادمه منزل به كنار حوض خانه ميايد و ناگاه چشمش بر پيكر بي جان پسر كه برروي آب بوده ميافتد بي اختيار فرياد ميزند. اهل خانه كه از اندرون به صداي خادمه بيرون مي آيند و با منظره دل خراشي اين چنين مواجه ميشوند بي اختيار همه فرياد ميكشند مرحوم ملكي متوجه ميشود كه صداي شيون خانه را پر كرد. از اطاق خود بيرون مي آيد مي بيند كه جنازه پسرش در كنار حوض گذاشته شده است . رو به زن ها كرده و خطاب ميكند (ساكت ) همگي سكوت ميكنند و همين سكوت ادامه مي يابد تا آنكه مرحوم ملكي از همه مهمانان پذيرائي ميكند و طبق معمول سنواتي عده اي از آنان نهار را در منزل ايشان صرف ميكنند و پس از پايان غذا كه عازم رفتن ميشوند مرحوم ملكي به چند نفر از خواص مهمانان ميفرمايد كه شما اندكي تامل كنيد كه با شما مرا كاري است و چون بقيه مهمانان بيرون ميروند واقعه را براي آنان بازگو ميكند و از آنان براي مراسم تجهيز فرزند از دست رفته كمك ميگيرد. اين داستان گذشته از آنكه حاكي از اعلا درجه مقام رضا و تسليم آن بزرگوار است نشانگر قدرت روحي و نيروي تصرف در نفوس ديگران نيز هست رضوان الله عليه . و شنيدم از زاهد عابد ورع مرحوم آقاي حاج آقا حسين فاطمي قمي قدس سره كه از دوستان مرحوم ملكي بود كه فرمود از مسجد جمكران باز گشتم . در منزل بمن گفتند كه آقاي حاج ميرزا جواد جوياي حال تو شده است فرمود من با سابقه كسالتي كه از ايشان داشتم با عجله به خدمتش رفتم (و به گمانم فرمود عصر جمعه بود) ديدم ايشان استحمام كرده و خضاب بسته و پاك و پاكيزه در بستر بيماري افتاده و آماده اداي نماز ظهر و عصر است . در ميان بستر شروع به گفتن اذان و اقامه كرد و دعاي تكبيرات افتتاحيه را خواند و همين كه به تكبيره الاحرام رسيد و گفت : الله اكبر روح مقدسش از بدن اقدسش به عالم قدس پرواز كرد.
    روي بنما و مراگو كه دل از جان برگير
    پيش شمع آتش پراونه بجان گو درگير
    در لب تشنه من بين و مدار آب دريغ
    بر سركشته خويش آي و زخاكش برگير
    (برگرفته از مقدمه كتاب « لقاالله » )

  • *****
    لقاالله اثري ارزشمند در عرفان اسلامي




  • كتاب « لقاالله » اثر عارف بزرگوار مرحوم آيت الله ملكي تبريزي يكي از بهترين كتابهاي تهذيب نفس و ترسيم كننده روح عرفان و راهنماي نزديكترين راه به سوي خدا است اين كتاب از آن رو كه حقايق آن التقاطي نيست بلكه نويسنده اش خود سالك اين راه و اهل وجدان و در عين حال فقيهي عاليقدر و متشرعي دور از تمايل به افراط و تفريط و ملتزم به صراط مستقيم اهل بيت بوده براي مبتديان در سلوك آن قدر سودمند است كه شايد تا مدت ها آنان را استاد بي نياز كند اين كتاب در تجزيه و تحليل غامض ترين مسائل اسلامي كه در نوشته هاي بسياري از مدعيان بي خبر به جز سرگرداني و يا احيانا گمراهي و انحراف فكري نتيجه اي دستگير نميشود آن چنان ماهرانه و با بينش كامل و كافي از پيچ وخم هاي اين گردنه صعب العبور گذشته كه براي سالك الي الله با كمال اطمينان خاطر چراغ راه و نور تابان است .
    از دير زمان يكي از برادران الهي من پيشنهاد كرد كه اين كتاب با نفاست و زيبائي كه دارد براي بيشتر طالبان راه حق قابل استفاده كامل نيست از دو نظر : يكي اينكه احيانا عبارات و اصطلاحات مخصوص اهل علم و روحانيون در آن به كار برده شده است و ديگر اينكه يك بخش مهمي از آن كه شايد بيش از نيمه كتاب باشد به زبان عربي نوشته شده گذشته از رواياتي كه متن آن ها بدون ترجمه در كتاب نقل شده است و اگر طوري ميشد كه مطالعه كنندگان اش بدون برخورد به اين دو مشكل از كتاب بهره مند ميشدند كتاب نفيس تر و زيباتر ميبود كه فيضش عام و فايده اش همگاني بود. سالها از اين پيشنهاد گذشت و جو مناسبي براي پيشنهاد مزبور پيدا نشد تا آنكه مشيت خداي تعالي بر اين قرار گرفت كه بساط شاهنشاهي و طاغوت در ايران برچيده شده و اساس جمهوري اسلامي با دست تواناي رهبر انقلاب اسلامي حضرت امام خميني دامت بركاته پي ريزي شود. با تاسيس جمهوري اسلامي در ايران گرايش غيرقابل وصفي در همه قشرها مخصوصا قشر جوان نسبت به معارف اسلامي پديد آمد جوانان با عطش زايدالوصفي براي شناخت اسلام واقعي به تكاپو پرداختند كلاس هاي معارف اسلامي تشكيل دادند كتابهاي عرفان اصيل اسلامي از قفسه هاي گرد گرفته كتابخانه ها بيرون كشيده شد و مورد بحث و تدريس قرار گرفت . اين جنب و جوش پروانه گان شمع همچون تلقيح درختان گل باعث شكوفائي بذر پيشنهاد آن برادر ايماني من گرديد و با توفيق الهي خواسته او جامه عمل پوشيد. اكنون كه اين كتاب عزيز و نفيس با نداشتن آن دو مشكل ياد شده در اختيار خوانندگان محترم قرار ميگيرد چند نكته يادآوري ميشود :
    1 ـ عبارت هاي فشرده و اصطلاحات علمي مولف در كتاب حاضر توضيح داده شده است .
    2 ـ متن روايات كتاب نقل و ترجمه شده است .
    3 ـ پاره اي از روايات كه در كتاب به آن ها فقط اشاره شده بود ولي نقل نشده بود نه لفظاو نه معنا مانند فرح خداي تعالي به توبه عبد لفظ روايت نقل و ترجمه شده است .
    4 ـ الفاظ عربي كه به قلم مولف بود بدون نقل الفاظ تنها به ترجمه آن اكتفا شده است فقط مناجاتي را كه انشا نموده اند عينا نقل و براي استفاده ديگران ترجمه شده است .
    5 ـ در توضيح عبارات فارسي مولف حتي الامكان سعي شده است تا اصالت قلم مولف حفظ شود هر چند مطابق با اصول نگارش امروز نبوده و فقط در جاهائي كه عبارت براي عموم مفهوم نبود تغيير داده شده است .
    6 ـ ترجمه آيات و روايات بطور كلي از ما است و مولف همه آيات و روايات را بدون ترجمه آورده است و همچنين همه پاورقي ها از ما است به جز در چهار مورد كه تصريح كرده ايم از مولف است . (برگرفته از مقدمه كتاب « لقاالله » )

  • *****
    عالم عامل و فقيه عارف


  • يكي از عالمان عامل فقيه عارف حضرت آيت الله العظمي حاج ميرزا جواد آقاملكي تبريزي اعلي الله مقامه مي باشد كه طي حيات با بركت خويش مايه خير فراواني گرديده است و با دو بال علم و عمل نفوس مستعده زيادي را تربيت نمود و با آثار گرانسنگ خويش هنوز هم تشنگان معارف الهي را سيراب مي كند.
    ميرزاجوادآقا ملكي تبريزي فرزند حاج ميرزا شفيع متولد محله سرخاب تبريز و متوفي به سال 1343 قمري بعد از تحصيلات مقدماتي در تبريز در حوزه علميه نجف در زمره شاگردان آيت الله حاج آقا رضا همداني آخوند خراساني و آيت الله ميرزا حسن نوري قرار گرفت و در سير و سلوك به محضر جمال سالكان راه دوست و پيشواي اهل دل آيت الله آخوند ملاحسينقلي همداني رحمت الله عليهم اجمعين راه يافت و معمار شخصيتي آيت الله ملكي تبريزي آن بزرگوار (آخوند ملاحسينقلي همداني ) محسوب مي شود.
    كتابهاي به چاپ رسيده آيت الله العظمي حاج ميرزاجواد آقا ملكي تبريزي عبارتند از :
    1 ـ « اسرار الصلوه » . 2 ـ رساله « لقاالله » . 3 ـ « المراقبات » كه هر سه به زبان عربي نگاشته شده و به زبان فارسي نيز ترجمه و در دسترس عموم مي باشد.
    از شاگردان معاشرين و مصاحبان سندالعارفين آيت الله ميرزاجواد آقا ملكي تبريزي كه جرعه هائي از درياي معرفت را در محضر آن سالك الي الله نوشيده اند مي توان به بزرگان زير اشاره نمود :
    آيت الله العظمي امام خميني (ره ) آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم خويي آيت الله العظمي سيد شهاب الدين مرعشي نجفي آيت الله شيخ محمدحسين غروي اصفهاني (كمپاني ) آيت الله ميرزا خليل كمره اي آيت الله آخوند ملاعلي معصومي همداني . آيت الله سيد احمد لواساني آيت الله شيخ محمدتقي بافقي آيت الله سيد صادق لواساني آيت الله حاج شيخ محمدرضا طبسي نجفي آيت الله حاج سيد حسين فاطمي قمي آيت الله شيخ محمدتقي بهلول و... شرح حال آيت الله العظمي ملكي تبريزي در منابع زيادي درج شده است كه عبارتند از :
    « الذريعه » « طبقات اعلام الشعيه يا نقباالبشر » « علماي معاصرين » « آثار الحجه » « گنجينه دانشمندان » « مفاخر آذربايجان » « تربت پاكان » « گلشن ابرار » « در آسمان معرفت » « فهرست كتابخانه آستان قدس رضوي » « اعيان الشيعه » « تاريخ قم » « تاريخ حكما و عرفا » « رجال آذربايجان » « الاجازه الكبيره » « علماي بزرگ شيعه » « مولفين كتب چاپي » « سيماي فرزانگان » « آينه دانشوران » « ريحانه الادب » .
    آثار مستقلي كه به صورت اختصاصي به ابعاد شخصيتي ايشان پرداخته اند بدين قرار است :
    « طيب دلها » اثر صادق حسن زاده « شيخ مناجاتيان » اثر محمد جواد نور محمدي « مردي از ملكوت » اثر احمد لقماني و « آيت عرفان » اثر سيد عباس موسوي مطلق .
    شخصيت والائي همچون آيت الله ملكي تبريزي اعلي الله مقامه كه در اكثر كتب تراجم منتشره در حال حيات و يا بعد ممات وي شرح حالش درج گرديده است در كنار فقاهت وجه متمايزش سالك الي الله بودنش مي باشد كه به يكي از « بكائين عصر » (بسيار گريه كننده » و « شيخ مناجاتيان » ملقب مي گردد.
    يكي از نكات مهم و قابل توجه شيوه هاي تربيتي عرفان عملي شيعه جامعيت و صلابت آن است كه بحث وسيعي را مي طلبد. اما در يك نگاه اجمالي بايد گفت نگاه تيزبين و همه جانبه عرفاي مكتب اهل بيت عليهم السلام به روح لطيف شاگردان بوده است كه توانسته توانائيها و خصيصه هاي اين كمال جويان را درك و در پرورش آن كارساز باشد.
    و اين نيست جز به دليل صلابت و استواري و ريشه داري آن در انديشه هاي وحياني حضرات اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام و آيت الله ملكي تبريزي نيز از اين استادان دقيق نظر بوده است كه با نظر صائب اش در تربيت شاگردان موفق گرديده است .
    وقار هيبت مبارزه با افرادي كه عرفان را وسيله كسب مقام و نان قرار مي دهند و... از شاخصه هاي شخصيت وجودي آن بزرگوار به شمار مي آيد.
    اين فقيه پارسا و عارف الي الله بعد از سپري نمودن عمري پربار و پرورش دهها شاگرد در سير و سلوك معنوي و صدها شاگرد در حوزه فقه و فقاهت عاقبت الامر به تاريخ 11 ذيحجه الحرام 1343 ق به ديار باقي پركشيد . مرقد شريفش در شيخان واقع در ميدان آستانه شهر قم و نزديك بارگاه نوراني حضرت معصومه (س ) قرار دارد.