
محمدعلي خسروي
قسمت اول
تعابير گوناگوني كه حضرت امام خميني (ره ) در موضوع « وحدت امت » به كار برده اند شايد در كمتر موضوعي نظير آن را بتوان يافت .
تعبيرات دقيق و پرمعنايي كه اگر خواننده از كنار آن به سادگي نگذرد و در مفهوم آن اندكي تامل كند افق هاي گسترده اي از انديشه هاي
اجتماعي و تربيتي بر روي فهم و درك او گشوده مي شود
و به نكات مهمي از معارف الهي و حقايق قرآني دست مي يابد. در اين مقاله
برخي از اين تعابير را كه الهام گرفته از آيات قرآن كريم
به كنايه يه با صراحت
است بررسي مي كنيم . ولي قبل از آن
لازم است توجه
خوانندگان عزيز را به يكي از ويژگي هاي مهم سخنان حضرت امام (ره ) جلب كنم :
امام خميني در گفتار و نوشتار خود متن آيات و روايات را به ندرت ذكر مي كرد
به طوري كه گاهي در يك سخنراني حتي يك آيه هم
تلاوت نمي كرد. اما با اندكي تامل در بيانات ايشان به خوبي مشخص مي شد كه عمده اين سخنان داراي مضامين قرآني و مستند به كتاب
و سنت است
به گونه اي كه روح آيات و روايات در الفاظ و كلمات امام موج مي زد. شايد بتوان گفت معنويت و جذابيت فوق العاده اي
كه در سخنان دلنشين حضرت امام (ره ) بود عمدتا ناشي از سريان و جريان حقيقت آيات و روايات در عبارات ايشان بود. به عنوان مثال
اين كلام حكيمانه حضرت امام را بنگريد : « مدرس زنده است تا تاريخ زنده است . » آيا مضمون اين سخن جز برداشت دقيق و تمثيل
گويايي از حديث شريف و كلام جاودانه حضرت علي (ع ) است كه به كميل بن زياد فرمود : العلما باقون ما بقي الدهر (تا روزگار باقي
است دانشمندان باقي هستند) امام خميني با توجه به اينكه شهيد آيت الله مدرس را از آن دسته عالماني مي دانست كه مصداق كلام
اميرالمومنين اند و به بلنداي روزگار جاودانه خواهند ماند
بدون آنكه حديث « العلما باقون مابقي الدهر » را صريحا ذكركند مضمون آن
را با عبارت زيباي فوق بيان كرده است .
بررسي و جمع آوري اين گونه عبارات در آثار امام خميني كه ملهم از آيات قرآن و كلمات معصومين (ع ) است خود مي تواند موضوع
رساله مستقلي باشد كه اشخاص مطلع و آشنا به رموز كلام ايشان و آگاه از آيات و احاديث بايد بدان همت گمارند.
پس از اين مقدمه كوتاه به اصل موضوع مي پردازيم . آياتي را كه حضرت امام (ره ) در بحث وحدت مورد استناد قرار داده و يا به
مضمون و محتواي آن اشاره كرده اند
همراه با برخي لطائف تفسيري و نكات علمي برمي شماريم . به اميد آنكه توضيحات ما از نورانيت
كلام امام نكاهد
بلكه مقدمه اي براي فهم بهتر و دقيقتر آن باشد :
.1 وحدت نعمت است
حضرت امام (ره ) در چندين مورد « وحدت » را با واژه « نعمت » همراه كرده و مردم را به قدرداني از نعمت وحدت فراخوانده است از
جمله :
« اين الان يك نعمتي است كه خدا به ما داده كه همه مطمئنا
برادروار پيش هم نشسته ايم
حرفهايمان را مي زنيم
اين را حفظش
كنيد . (1 ) »
« برادرها بايد با حسن نيت و برادري مجتمع باشند و بحمدالله تعالي
هستند. ما بايد اين نعمت الهي
كه خدا اين نعمت را حساب
كرده ـ اين نعمت
بزرگترين نعمت است ـ اين نعمت الهي را ما بايد حفظش كنيم . مادامي كه اين نعمت الهي را ما حفظ كرديم
در امان
هستيم از همه شياطين . (2 ) »
تعبير « نعمت » در مورد « اتحاد مسلمانان » يك تعبير قرآني است كه حضرت امام (ره ) از آيه 103 سوره آل عمران برگرفته است .
خداوند سبحان مي فرمايد :
« واذكروا نعمه الله عليكم اذكنتم اعدا فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا » ترجمه : نعمت خداوند را به ياد بياوريد كه ابتدا با
هم دشمن بوديد ولي خداوند دلهاي شما را به هم نزديك كرد و در سايه نعمت تاليف قلوب و اتحاد
به اخوت و برادري رسيديد.
.2 وحدت معجزه است
امام (ره ) ايجاد اتحاد و رسيدن همه اقشار ملت به وحدت كلمه را يك امر فرابشري و خارق العاده معرفي كرده و همدل شدن اقشار
مختلف را تنها و تنها از راه يك امر الهي و غيبي امكان پذير مي داند
ايشان مي فرمايد :
« اين وحدت كلمه را خدا ايجاد كرد. يعني من نمي توانم تصور كنم كه بشر بتواند يك ملت سي و چند ميليوني را در مدت كوتاهي
اينطور همزبان بكند
هم قلب بكند كه بچه دو ـ سه ساله زبان باز مي كند و همين مسائل را مي گويد
آن پيرمرد هشتاد ساله هم همين را
مي گويد. زن و مرد و بچه و صغير و كبير همه يك روال حركت كردند
اين جز اراده الهي نمي شود باشد. و من هم از اول اين معنا را چون
احساس كرده بودم
اميدوار شده بودم به اين نهضت . (3 ) »
شايد برخي خوانندگان تصور كنند كه سخن امام سخن بديع و مهمي نيست
چون همه چيز را خداوند ايجاد مي كند
وحدت هم از
اين قاعده مستثني نيست
پس آن هم به دست خداست . ولي اين برداشت نادرست است و مقصود امام چيز ديگري است . زيرا در اين كه
به يك معنا
همه امور را مي توان به خداوند متعال نسبت داد
ترديدي وجود ندارد. اعتقاد صحيح ديني هم جز اين نيست كه همه چيز در
يد قدرت خداست
تحقق قوانين حاكم بر نظام آفرينش كلا بسته به اراده مطلقه او است
و هيچ فرد آشنا به مباني قرآني و فلسفي و
كلامي نمي تواند در اين امر مسلم تشكيك و ترديد كند. اما موضوع موردبحث خارج از اين مقوله كلي است . امام خميني (ره ) معتقد
است تحقق وحدت كلمه در جامعه علاوه بر آنكه مانند همه امور عالم تحت اراده كلي پروردگار است
اما به عنايت ويژه و اراده خاص
خداوند نيز بستگي دارد مانند معجزات پيامبران
كه خارج از روال عادي و قوانين مرسوم اتفاق مي افتد. وحدت نيز به صورت معجزه از
ناحيه خداوند تحقق مي يابد. ايشان صريحا در عبارتي مي فرمايد :
« اين وحدت كلمه اي كه در تمام اقشار ايران پيدا شد معجزه بود. كسي نمي تواند اين را ايجاد كند; اين معجزه بود. اين امر الهي بود.
اين وحي الهي بود نه كار بشر . (4 ) »
اين سخن امام (ره ) كه ايجاد وحدت را معجزه دانسته است كسي نمي تواند آن را ايجاد كند و يك امر الهي است نه كار بشر
دقيقا از آيه
63 سوره انفال الهام گرفته شده است . خداوند مي فرمايد : « والف بين قلوبهم لو انفقت ما في الارض جميعا ماالفت بين قلوبهم ولكن الله
الف بينهم . ترجمه : خداوند قلوب مومنين را به هم نزديك و يكي كرد
اگر هرچه در زمين است انفاق و هزينه مي نمودي تا اين وحدت
حاصل شود امكان پذير نبود. از اين رو هدف امام (ره ) كه وحدت را « معجزه » ناميده و بشر را ازايجاد آن ناتوان مي داند
عبارت پردازي
شاعرانه و مبالغه آميز نيست ; بلكه بيان يك حقيقت قرآني است . نكته لطيف ديگر اين است كه هرگاه معجزه الهي اتفاق بيفتد بايد منتظر
عنايت ويژه و نويد خاص بود. و لذا ايشان فرموده است :
« اين جز اراده الهي نمي شود باشد . و من هم از اول اين معنا را چون احساس كرده بودم
اميدوار شده بودم به اين نهضت . (5 ) »
.3 وحدت واجب است
امام خميني (ره ) وحدت مسلمين را نه يك امر استحساني و مستحب بلكه يك امر واجب شرعي مي داند و از موضع يك فقيه
صاحب فتوا
با واژه هاي « تكليف »
« واجب » و « بايد » وظيفه پيروان اسلام را ازلحاظ حكم شرعي روشن نموده است . در اين عبارات
دقت كنيد :
« واجب است بر همه مسلمين كه با هم باشند
(6 )
مسلمين به حكم اسلام بايد يد واحده باشند
(7 )
همه بايد با هم باشند . اين يك تكليف الهي ـ شرعي است به عهده ما و به عهده همه ملت . (8 ) »
درباره دلايل فقهي وجوب وحدت بايد به كتاب هاي مربوطه مراجعه كرد و اين مقاله گنجايش اين مبحث را ندارد. ولي به اجمال به
يكي از آن ادله اشاره مي كنيم :
مقدمه واجب واجب است
در علم اصول فقه به اثبات رسيده است كه اگر انجام واجب مطلق
مانند نماز
مستلزم امور ديگري باشد و انجام دادن آن امور براي
انسان مقدور باشد بايد آن امور را هم بخاطر به جاي آوردن واجب انجام دهد. زيرا آن امور مقدمه واجب به شمار مي روند
و در صورت
ترك آن مقدمات اصل واجب مطلق نيز ترك خواهد شد. و چون ترك واجب خلاف امر خداست
پس انجام آن مقدمات نيز به خاطر
انجام اصل واجب ضروري است . از اين رو دانشمندان علوم اسلامي
با شرايطي كه در كتابهاي اصول فقه به تفصيل آمده است
مقدمه
واجب را واجب شمرده اند. در مساله وحدت نيز اين قاعده جاري است . زيرا چنانكه مي دانيم دفاع از اسلام و كيان مسلمين بر همگان
واجب است
و چون دفاع از اسلام بدون وحدت مسلمانان ممكن نيست
امام خميني مساله وحدت را به عنوان مقدمه واجب
واجب
دانسته اند. در اين عبارت دقت كنيد :
« بنابراين
از امور مهمه اي كه بر همه ما واجب است
دفاع از اسلام
دفاع از جمهوري اسلامي است و آن بستگي دارد به وحدت . (9 ) »
و نيز چنانكه طبق آيه ولن يجعل الله للكافرين علي المومنين سبيلا (نسا140
) قبول سلطه كفار و اجانب بر مسلمانان حرام و قطع
دست آنان از دخالت در امور كشور واجب است . براي وصول به اين واجب شرعي و عقلي راهي جز اتحاد و « يد واحد بودن » وجود
ندارد. امام خميني (ره ) مي فرمايد :
« مسلمين به حكم اسلام بايد يد واحده باشند كه بتوانند دست اجانب و مستعمرين را از دخالت در كشور خود قطع كنند . (10 ) »
حضرت امام در جمله مذكور وحدت را مقدمه قطع دست بيگانگان و به عنوان مقدمه واجب
واجب شمرده اند.
.4 ايمان و اتحاد دو رمز پيروزي
امام خميني (ره ) اساس پيشرفت و تعالي جامعه را تنها بر دو پايه « وحدت مردم » و « ايمان به خدا » استوار مي داند. ايشان براي عنصر
وحدت در تحقق اهداف اسلام چنان اهميتي قائل است كه حتي تعهد به اسلام را منهاي اتحاد بي اثر و بي نتيجه مي داند :
« اساس پيشرفت شما ملت عزيز
تعهد به اسلام و وحدت كلمه است . تعهد به اسلام بدون اينكه با هم اجتماع كنيد در مسائل
بي فايده است . اجتماع در مسائل بدون تعهد به اسلام
مضر است . (11 ) »
در انديشه حضرت امام (ره ) تاثيرگذاري دو عنصر « ايمان به خدا و اتحاد كلمه » در سعادت جامعه يك امر مسلم و قطعي است كه پايه
و اساس همه پيروزي ها و تحولات مهم و سرنوشت ساز اجتماعي را تشكيل مي دهند و هيچ يك از آن دو براي خود جايگزيني ندارند.
اين نكته بارها از زبان امام و به شكل هاي مختلف شنيده شده است . ايشان وحدت را گاهي همراه با « اسلام » و گاهي همراه با « ايمان » و
گاهي توام با « الله اكبر » ذكر مي كنند. اينك چند نمونه :
« رمز پيروزي شما اول ايمان ثابت ; و بعد وحدت كلمه . اين دو مطلب را حفظ كنيد . (12 ) »
« اگر ما وحدت كلمه مان و اسلاميت
اين دو تا اگر محفوظ بماند
ما پيروز هستيم . (13 ) »
« كاري بكنيد كه اين كلمه « يدالله مع الجماعه » از دستتان نرود. اگر جماعت ها همه با هم باشند و ايده اسلامي باشد دست خدا
همراهشان است . (14 ) »
پيروزيمان با وحدت كلمه و اتكاي به اسلام بود
الله اكبر ما را پيروز كرد
حالا هم سلاح ما همان الله اكبر است
و وحدت كلمه ما را
پيروز كرد . حالا هم سلاح ما همان وحدت كلمه است . (15 ) »
گفتني است مبناي اصلي ديدگاه فوق آيه كريمه واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا است . زيرا در اين آيه
« وحدت امت » و
« محوريت الله » در كنار هم مطرح شده و هر دو با هم مورد فرمان خداوند قرار گرفته است . حضرت امام (ره ) به اين معني اشارات لطيفي
دارند :
« اين دو تا كلمه : همه با هم وحدت كلمه و همه با اسلام . اين دو تا كلمه رمز پيروزي شما بود
و عمل به آيه كريمه واعتصموا بحبل
الله جميعا ولا تفرقوا
در اين آيه همين رمز است كه همه تان با هم به خدا بپيونديد و جدا از هم نباشيد; اجتماع با هم باشد و توجه به
خدا باشد . (16 ) »
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
ج 10
ص 155 2 ـ همان
ج 16
ص 173
3 ـ همان
ج 16
ص 172
4 ـ همان
ج 6
ص 310
5 ـ همان
ج 6
ص 6173 ـ همان
ص 83
7 ـ همان
ج 2
ص 8403 ـ همان
ج 20
ص 226
9 ـ همان
ص 1079 ـ همان
ج 2
ص 403
11 ـ همان
ج 15
ص 12451 ـ همان
ج 6
ص 310
13 ـ همان
ج 7
ص 14316 ـ همان
ج 12
ص 448
15 ـ همان
ج 13
ص 16155 ـ همان
ج 8
ص 505
امام خميني :
واجب است بر همه مسلمين كه « باهم » باشند.
مسلمين به حكم اسلام بايد « يد واحده » باشند كه بتوانند دست اجانب و مستعمرين را از دخالت در كشور خود قطع كنند.
از امور مهمه اي كه بر همه ما واجب است
دفاع از اسلام
دفاع از جمهوري اسلامي است و آن بستگي دارد به وحدت .

*****
پيكار با تبهكار كن فلسطين قهرمان
|

اين شعر حماسي در جلسه اي كه به مناسبت برگزاري كنفرانس وحدت با حضور جمعي از علما و فضلا و سفرا و اساتيد
دانشگاه هاي كشورهاي مختلف جهان و مقامات داخلي و خارجي كه در آخرين روز هفته وحدت بنام روز فلسطين تشكيل گرديد
بوسيله سراينده ناصر يمين مردوخي كردستاني قرائت گرديد كه مورد حسن استقبال و قدرداني هيئت رئيسه قرار گرفت .
مردانه كارزار كن فلسطين قهرمان
در رزم شاهكار كن فلسطين قهرمان
از جان گذشته اي و
خصم لعين را
نابود و تار و مار كن فلسطين قهرمان
خوني كه جوش مي زند اندر رگ تنت
بهر وطن نثاركن
فلسطين قهرمان
مردانگي و شجاعت و حلم و صبوريت
بر عالم آشكار كن فلسطين قهرمان
(اولمرت ) به بندكش و بوش را بسوز
عفريت را مهار كن فلسطين قهرمان
خون ريز و انتقام خود از خصم دون بگير
دژخيم را بدار كن فلسطين قهرمان
تا ميهنت زچنگ پليدان شود رها
پيكار با تبهكار كن فلسطين قهرمان
غارتگران آمريك و اسرائيليان دزد
رسوا بهر ديار كن فلسطين قهرمان
بانك بلند فخر و غرور و اميد و فتح
در گوش خصم كن فلسطين قهرمان
تو پيرو خدائي و در حفظ خاك خويش
هستي خود نثار كن فلسطين قهرمان
(مردوخ ) آفرين به تو از عمق جان كند
بر خويش افتخار كن فلسطين قهرمان
ناصر يمين مردوخي

| |