روزنامه جمهوري اسلامي 30/02/1387 صفحه سرمقاله
*****
فرافكني منفورترين رئيس جمهور


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    ديروز بوش كوچك كه براساس نظرسنجي هاي موسسات آمريكائي منفورترين رئيس جمهور تاريخ آمريكاست در سخنراني خود در شرم الشيخ مصر جمهوري اسلامي ايران و سوريه را به حمايت از تروريسم متهم كرد و گفت : « به نفع همه كشورهاي صلح طلب منطقه است طوري عمل كنند كه اين دو كشور دست از حمايت از تروريسم بردارند » .
    رئيس جمهور آمريكا منظور خود از « تروريسم » را نيز در اين سخنراني روشن كرد و با انتقاد شديد از جنبش حماس از كشورهاي منطقه خواست با اقدامات حماس مخالفت كنند. وي جنبش حماس را يك گروه تروريستي ناميد و اقدامات اين جنبش براي دفاع از سرزمين خود در برابر رژيم صهيونيستي اشغالگر را ايستادگي در برابر صلح و قانون دانست ! درحالي كه جنبش حماس دو سال قبل در يك انتخابات آزاد با آرا مردم فلسطين به پيروزي رسيد و بعد از آنكه با تكيه بر همين آرا مردمي دولت تشكيل داد آمريكا و رژيم صهيونيستي با وارد آوردن فشارها و تحريم هاي پياپي براي سرنگوني دولت حماس تلاش كردند و براي رسيدن به اهداف خود حتي به ترور و خشونت متوسل شدند كه بارزترين نوع تروريسم دولتي است .
    بوش كوچك در سخنان ديروز خود در مورد جمهوري اسلامي ايران نكات ديگري هم گفته است . از جمله اينكه با تكرار اتهام هميشگي مربوط به تلاش ايران براي دستيابي به سلاح اتمي گفت : « ملت هاي صلح طلب منطقه بايد با بلندپروازي هاي ايران براي دستيابي به سلاح اتمي مخالفت كنند » . وي همچنين شيوه رياكارانه هميشگي خود را در شرم الشيخ نيز بكار گرفت و خود را دلسوز ملت هاي منطقه قلمداد كرد و گفت : « ما بايد در كنار مردم خوب و نجيب ايران و سوريه قرار بگيريم كه شايسته زندگي بهتري از آنچه اكنون دارند هستند » .
    اين سخنان را رئيس جمهور آمريكا در شرايطي به زبان آورده كه اولا دولت وي در توطئه اي كه هفته گذشته عليه ملت لبنان تدارك ديده بود به سختي شكست خورد ثانيا سفر او به فلسطين اشغالي براي شركت در شصتمين سال تاسيس رژيم اشغالگر صهيونيستي با ناكامي همراه شد و ثالثا از عمر رياست جمهوري وي فقط چند ماهي مانده و اوضاع داخلي آمريكا نشان ميدهد حزب او شانسي براي پيروزي در انتخابات رياست جمهوري آينده ندارد. اينها مسائل مهمي هستند كه طبعا بوش كوچك را به خشم مي آورند و بايد پذيرفت كه او در چنين وضعيتي حق دارد كنترل خود را از دست بدهد و سخنان بي اساس بر زبان او جاري شود.
    علاوه بر اينها ناكامي هاي گروه جنگ طلب بوش در عراق و لبنان و بحران اقتصادي آمريكا نيز فشارهاي رواني زيادي بر او وارد مي كنند كه شايد در برابر اين فشارها راه ديگري جز فرافكني براي وي باقي نماند. بوش در عراق و افغانستان نشان داد كه چگونه زندگي ملت ها را روبه بهبودي مي برد! فقر ناامني و انواع فساد ارمغان بوش براي ملت هاي عراق و افغانستان است .
    بوش اتهام تلاش براي دستيابي ايران به سلاح اتمي را در كنيست رژيم صهيونيستي نيز به زبان آورده بود درست در جائي كه سران رژيم آن بدون اعتنا به مقررات بين المللي صاحب زرادخانه اتمي هستند و بيش از 200 كلاهك هسته اي در اختيار دارند و هرگز حاضر نيستند به پيمان منع توليد و گسترش سلاح هاي اتمي بپيوندند و حتي با تكيه بر حمايت آمريكا به بازرسان آژانس انرژي اتمي نيز اجازه بازديد از مراكز اتمي خود را نميدهند. در مورد اتهام حمايت از تروريسم نيز بوش اين سخنان را در كنيست رژيم صهيونيستي و در شرم الشيخ درحالي به زبان آورد كه خود رئيس بزرگترين تروريسم دولتي در منطقه است و سران رژيم اشغالگر قدس با كمك هاي همه جانبه دولت او را در طول سالهاي اخير بيشترين جنايت را عليه ملت فلسطين مرتكب شده اند. خود آمريكا نيز در راس تروريسم دولتي قرار دارد و درعين حال مردم مظلوم فلسطين و حزب الله لبنان را كه از سرزمين خود در برابر اشغالگران جنايتكار دفاع مي كنند تروريست مينامد!
    از آمريكا و رئيس جمهور منفورش انتظاري غير از اين فرافكني ها و اظهارات فريبكارانه نيست آنچه بايد بيشتر مورد تامل قرار گيرد و چاره اي براي آن انديشيده شود همراهي سران ارتجاع عرب بويژه عربستان مصر با بوش كوچك است كه با سكوت خود اظهارات او را تاييد مي كنند و با شركت در توطئه هائي كه معمولا در « شرم الشيخ » به آنها ديكته مي شود در برابر ملت هاي مظلوم منطقه قرار مي گيرند و در سركوب انقلابيون و آزاديخواهان به آمريكا كمك مي كنند. آنان با اين اقدامات ضد مردمي و ضد اسلامي سرنوشت خود را با جنايتكاراني همچون بوش و اولمرت گره مي زنند و همچون بوش كه منفورترين رئيس جمهور نه فقط آمريكا بلكه جهان است هر روز نزد ملت هاي خود و ملت هاي منطقه منفورتر مي شوند. جريان پر شتاب آزاديخواهي در منطقه قطعا طومار رژيم هاي مرتجع را در مي نوردد و ملت هاي آزاديخواه را بر سرنوشت خود و منطقه حاكم مي كند. به همين دليل به صلاح سران كشورهاي منطقه است كه تا دير نشده راه خود را از راه مستكبران جدا كنند و به ملت ها بپيوندند.