
تقديم به همه بچه هاي نابينا
ثناهيد جعفرپور كامي
بادآمد و چشم هايت را به سرزميني كه نمي داني كجاست
برد. باد هم نمي داند به كدام سرزمين رفت
چشم هايت را جا گذاشت و
آمد. حالا وقتي باد
آرام آرام خود را به صورتت مي رساند و دستت را مي گيرد
تو شكايتي نمي كني
گله اي نداري و همراه باد مي شوي و
مي روي به جنگل هاي دور
به جايي كه عروسك ها با چشم هاي شيشه اي منتظرت هستند. عروسك ها را در آغوش مي كشي و به
روياهايت مي بري . در روياهايت به جنگل ها سلام مي كني
درخت ها را مي بوسي . عطر سبزه ها را بو مي كشي و براي خودت دنيا
مي سازي
دنيايي از رودخانه كه لب آن مي نشيني و پا در آب مي گذاري و خنكي آن را در تمام وجودت جاري مي كني .
حتما خودت مي داني و شنيده اي كه در دنياي ما نديدن بسيار راحت تر از ديدن شده است . امروز كمتر كسي پيدا مي شود كه حتي با
دو چشمي كه دارد
بتواند ببيند. امروز همه چيز سريع مي آيند و سريع مي روند. امروز تصاوير آنقدر تند مي آيند و رد مي شوند كه ما
هيچ از آنها نمي بينيم . نمي دانم شايد هم چشم ها دوست دارند كه از برابر همه چيز تند تند رد شوند
شايد انسان امروز دوست ندارد
خوب ببيند و خوب نگاه كند. شايد انسان امروز نمي خواهد در برابر گلي كوچك كه از لابه لاي آسفالت و موزاييك ها روييده است
بنشيند و ساعتها به آن خيره شود و حريف سرنوشت يك گل كوچك شود. انگار امروزه هم انسان مي خواهد سريع چشم از اطرافش
بردارد و هم پيرامون ما (روزها
شب ها
عقربه ساعت
گل ها و...) دوست دارند هر چه زودتر خود را از چشم ما دور كنند.
هر چه هست امروز نديدن راحت تر از ديدن شده است . من اينها را براي تو دوست خوبم مي نويسم كه در كنار مايي
همين بغل
چند
كوچه و خيابان بالاتر يا پايين تر
در همين مركزي كه باد چشم تو و دوستانت را برداشت و به سرزميني كه نمي دانيم كجاست
برد. تو در
همين اطرافي
حتما در شهري كه زندگي مي كني حرفي براي تو داشته است كه تو و عزيزاني چون تو را به اينجا آورده اند. حالا كه
همسايه ما شده اي دوست ما شده اي و عزيز ما شده اي
بايد كه قدر تو را بدانيم . اميدواريم بدانيم و اميدواريم تو را راضي كنيم و
اميدواريم اين چند صفحه كه براي توست
دلت را كنار دل ما قرار دهد تا همديگر را بهتر و بيشتر بشناسيم و برايت ارزش قائل شويم .
ما مي توانيم دوستت داشته باشيم و در كنارت احساس آرامش كنيم .
از سال 1298 شمسي كه اولين كلاس هاي آموزشي براي نابينايان در تبريز افتتاح شد
سالهاي فراواني گذشته است
به طوري كه در
طي اين سال ها شاهد برقراري كلاس هاي آموزشي ديگري در شهرهاي ديگر كشورمان بوده ايم
شهرهايي همانند تهران
اصفهان و...
ايجاد هر آموزشگاهي از اين دست نشان از نيازهاي بالقوه يك شهر يا اجتماع به ارائه امكانات به قشرهاي خاص دارد كه در واقع جزو
كاركردهاي اصلي آن اجتماع به شمار مي آيد.
شهرها روزبه روز مرزهاي خود را در هر جهت گسترش مي دهند و اين گسترش مرزها مستقيما با هجوم سيل جمعيتي تازه كه خود
آنها نيز طبعا برخوردار از انواع خرده فرهنگ ها و نيازهاي روزمره و طبيعي هستند
همراه است . به طوري كه در طي اين سال ها مديريت
شهري سعي كرده است پاسخگوي نيازهاي تمام اقشار جامعه باشد. در اين ميان پا گرفتن آموزشگاه نابينايان شهيد محبي در تهران به
سال هاي 1340 باز مي گردد اما شهرهاي ما هنوز كه هنوز است مهياي پذيرش بي دردسر بعضي از قشرهاي در اقليت درآمده اين اجتماع
همانند نابينايان نيستند به همين دليل به ميان جمعي از نابيناياني رفته ايم كه از شهرها و روستاهاي دور به تهران آمده اند تا از امكانات
آموزشگاه نابينايان شهيد محبي براي پيشرفت علمي خود استفاده كنند.
با اينكه چند دهه از عبور و مرور مداوم هنرجويان و دانش آموزان نابينا براي رسيدن به مقصد اين خدمات شهري مي گذرد
نابينايان
همچنان با كمبود امكانات شهري براي پاسخگويي به نيازهاي اوليه خود دست به گريبانند. شهرها
دايره هاي ازدحام و شلوغي اند و در
اين ازدحام پي در پي
زندگي كردن گاهي آنقدر دشوار مي شود كه نمي شود برايش شاهدي آورد. زندگي براي يك نابينا كه مجبور است
علاوه بر تحمل مشكلات زندگي روزمره شهري و مصائب ذاتي
گذرگاهي مثل ميدان صادقيه ـ به حكم جانمايي آموزشگاه نابينان در
اين ميدان پرازدحام ـ تاريكي اجباري و هميشگي پيش رو را نيز تاب بياورد. مشكلات شهري خلاصه اي از تنهايي هاست كه پيش پاي
نابينايان باز مي شود. شهر در اين شرايط براي او مجموعه اي از نتوانستن ها مي شود كه ممكن است او را هر روز بيشتر از روز قبل
منزوي تر
غيرفعال تر و سرخورده تر كند. انزوا و ياسي كه همه از ناديده گرفتن او از سوي اجتماع نشئت مي گيرد و قادر است عوارضي
جبران ناپذير را نيز به بار آورد.
احيا و ايجاد امكانات ساده شهري براي استفاده نابينايان
مي تواند براي كاهش مشكلات نابينايان بسيار مفيد باشد و مهم باشد اگر
شما به سراغ هر نابينايي برويد
هر كدام حرف هاي فراواني در اين زمينه براي گفتن دارند.
آبي
سبز
بنفش
محمدرضا خيرخواه 15 ساله و اهل گيلان است . چشم هايش پشت عينك سياهي پهلو گرفته اند . 6 سال پيش درست در 9 سالگي
بيماري آب سياه پيشرفته كه از نوزادي با او بود بالاخره كار خودش را كرد و محمدرضا نابينا شد. فومن هنوز برايش يك دنيا خاطره
است . از جنگل هاي شمال مي گويد و گل هاي بنفشه اي كه بعد از باران كنار درخت ها سبز مي شوند. به قول خودش « حال مي كرديم » . از
اينكه روزي بنفش را ديده است و آبي و سبز را
خوشحال است و در صدايش چيزي مثل حسرت و دلتنگي نيست . مي پرسم : « در مقابل
اين چيزهايي كه از دست دادي
چه چيزي به دست آوردي » مي گويد : « به خدا نزديكتر شده ام . » تنها يك چيز او را ناراحت مي كند و آن
هم ترحم است . از من خواسته كه راجع به ترحم به نابينايان بنويسم و من فقط حرف هاي خودش را مي نويسم . خودش بود كه مي گفت :
« رفتار بعضي از مردم درست نيست . نابينايان از كمك استقبال مي كنند
اما دلسوزي زياد ناراحتشان مي كند
كمكي هم كه از سر ترحم
باشد همين طور.
درست مثل ماهي اروند
اهل اهواز است . به زبان عربي تسلط كامل دارد. جبران خليل جبران
طاها حسين و چند شاعر عرب را خوب مي شناسد. تصميم دارد
امسال كه ديپلم گرفت برود دانشگاه و ادبيات عرب تحصيل كند. مادرزاد نابيناست . وقتي ازش مي خواهم كه محيط مجتمع را توصيف
كند
مي گويد : « ديدن به چشم نيست به قلب است . » و با چنان صراحت و اعتماد به نفسي اين را مي گويد كه شرمنده ام مي كند. بعد شايد
براي اينكه فراموش كنم خودم را توصيف مي كند. از تن صدا و حرف هايي كه تا اينجا زده ايم . باز بيشتر شرمنده مي شوم . انگار مرا بهتر از
آني كه هستم تصور كرده است . يا مي خواهد دلداري ام بدهد. يك لحظه اين فكر كه اگر همه مردم مثل « حمزه ظهيري » بينايي دل داشتند
مي ترسيم . آن وقت كدام سر درون نهان مي ماند حمزه فقط 16 سال دارد
اما خيلي مسلط
محكم و قانع است . خدمات مدرسه را بيش
از حد انتظار خودش مي داند. با اين حال مي داند كه اگر كمك هاي نوع دوستانه آدم هاي خيرخواه نبود بودجه اي كه به اين مدرسه
اختصاص پيدا مي كرد نمي توانست چرخ را به اين خوبي بچرخاند. شايد اين حس قدرشناسي حمزه از روحيه جنوبي اش نشئت مي گيرد
كه درست مثل ماهي هاي اروند حتي زمان جنگ هم زير آب با ماهي هاي شط در صلح كامل بودند.
مسافر آشناي هزار كيلومتر آنطرف تر.
ابوذر غلامي اهل اسفراين شهري در خراسان شمالي نزديك بجنورد است . مثل مردم شرق با لهجه مشهدي سبزواري صحبت
مي كند با صورت آفتاب سوخته و خنده هاي دائمي كه انگار روي لبش نقش بسته است
نسبت به دوستان 13 ساله اش آرام و ساكت
است . او مي گويد : در كشور ما بچه هاي روشندل غالبا طرف رشته علوم انساني مي روند چون امكان تحصيل و اشتغال فراهم تر است .
ابوذر در 6 سالگي با خط بريل آشنا شده است . مي پرسم : « آيا مطالعات غيردرسي هم داري »
مي گويد : بله . بعضي وقتها دوستان بزرگترم از كتابخانه برايم كتاب مي آورند.
ابوذر خيلي كوچك بود كه پدر و مادرش را از دست داده و در منزل خاله اش زندگي مي كند.
دكتر كيوان دواتگران مديركل دفتر معلولان جسمي
حركتي و حسي سازمان بهزيستي كشور در پاسخ به اين سئوال كه در حال
حاضر مشكلات نابينايان چيست مي گويد : نمي توان مشكلات فراروي نابينايان را از مسائل ساير اقشار جامعه مجزا كرد. ليكن اين
مشكلات براي نابينايان و كم بينايان حادتر بوده
به گونه اي كه براي اين گروه به معضلات اجتماعي
اقتصادي و فرهنگي تبديل شده
است . از آن جمله مي توان به مسائلي چون اشتغال
مسكن و ازدواج اشاره نمود.
وي رفت و آمد و اشتغال را نيز براي نابينايان مشكل مي داند و براي حل اين مساله مي افزايد : از عمده ترين مسائل نابينايان مي توان
به بحث آموزش
تردد و اشتغال اشاره كرد كه اين سه مورد شامل بخش هاي مختلفي مي شود. در بخش آموزش نياز مطالعاتي روزافزون
و محدوديت منابع مطالعاتي نابينايان در زمان مناسب مقدور نمي باشد. بالا بودن هزينه تهيه وسايل كمك آموزشي و عدم به كارگيري
نيروي انساني مجرب جهت همكاري با نابينايان و كم بينايان در جلسات آزمون هاي مختلف دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي و عدم
پيش بيني فضاي مناسب سازي شده جهت برگزاري آزمون حوزه امتحاني نسبت به اختصاص وقت مناسب به اين گروه است .
وي ادامه مي دهد : در بحث تردد نيز بايد به عدم مناسب سازي فضاهاي عمومي شهر
وسايل نقليه عمومي و معابر شهري
عدم
نصب چراغ راهنماي ويژه عابران نابينا
كمبود مسيرهاي برجسته در پياده روها
اختلاف سطح چشمگير بسياري از پياده روها و انجام
عمليات حفاري در آنها
حذف سرويس اياب و ذهاب ادارات دولتي و عدم طراحي و ساخت ايستگاه هاي مترو جهت استفاده نابينايان
اشاره كرد.
دكتر دواتگران مي گويد : در بحث اشتغال نيز مي توان به در نظر نگرفتن سهميه استخدام 3 درصد معلولان در وزارتخانه هاي دولتي
توجيه نبودن كارفرمايان به توانايي هاي نابينايان و كم بينايان و عدم اجراي آيين نامه ها و بخش نامه هاي موجود در خصوص به كارگيري
60 درصد از اپراتورهاي تلفن از ميان نابينايان مندرج در قانون جامع حمايت از حقوق معلولان اشاره كرد .
دكتر دواتگران موانع عملي نشدن برنامه ها در جهت بهبود وضعيت نابينايان را آگاه نبودن مسئولان به توانمندي هاي افراد نابينا تلقي
مي كند و اظهار مي دارد : عدم پذيرش سازمان بهزيستي به عنوان متولي امور معلولان و نابينايان از سوي ارگان ها
فقدان عزم ملي در
جهت اجراي كامل و همه جانبه قانون جامعه حمايت از حقوق معلولان و عدم الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به كنوانسيون
بين المللي حقوق معلولان از جمله ضعف هاي قابل بررسي در اين زمينه است .
مديركل دفتر معلولان جسمي
حركتي و حسي سازمان بهزيستي كشور در مورد اقدامات لازم براي رفع مشكلات نابينايان عنوان
مي كند : تشكيل و تقويت كميته هاي مشترك في مابين سازمان بهزيستي و كليه سازمان ها و ارگان هاي ذيربط
آگاه سازي جامعه و
دولتمردان براي ايجاد تعامل مناسب با نابينايان و جلب مشاركت همه جانبه اقشار مختلف جامعه به منظور حل مشكلات نابينايان از
اينگونه اقدامات است .
وي فضاي سبز شهر را براي تردد نابينايان نامناسب مي داند و خاطرنشان مي كند : متاسفانه تاكنون در طراحي و ساخت فضاهاي سبز
و بوستان هاي شهري هيچ يك از نيازهاي افراد معلول علي الخصوص نابينايان در نظر گرفته نشده و استانداردهاي لازم در ايجاد و
بهره گيري از اينگونه اماكن لحاظ نگرديده است .
وي در خصوص اينكه آيا اين فضاي سبز براي نابينايان مهيا مي شود يا خير مي گويد : با توجه به مفاد قانون جامع حمايت از حقوق
معلولان
ارگان هاي ذيربط موظفند به منظور مناسب سازي فضاهاي سبز و اماكن تفريحي با سازمان هاي بهزيستي تعامل نمايند و در اين
راستا نيز كميته اي در سازمان بهزيستي به منظور مناسب سازي امكانات و فضاهاي شهري تشكيل شده است . مع هذا تاكنون اقدامات
موثري به منظور تحقق اين امر صورت نگرفته است .
نابينايان نمي خواهند كسي به آنها ترحم كند
آنها مانند بقيه آدمها حقوق خود را مي خواهند
چگونه است كه براي افراد بينا امكانات
رفاهي با بودجه دولتي فراهم مي شود
اما اين حقوق براي نابينايان برآورده نمي شود
آيا فقط افراد بينا حق حيات دارند و رفاه
مي خواهند !
برخي از نابينايان در مواجهه با آدمها آنچنان از سر درون افراد با خبر مي شوند كه افراد بينا از اين موهبت بي بهره اند
همچنانكه حمزه
ظهيري نابيناي اهوازي مي گويد : « ديدن به چشم نيست به قلب است . »
متاسفانه تاكنون در طراحي و ساخت فضاهاي سبز و بوستان هاي شهري هيچ يك از نيازهاي افراد معلول خصوصا نابينا در نظر گرفته
نشده است
دكتر كيوان دواتگران مديركل دفتر معلولان جسمي
حركتي و جسمي سازمان بهزيستي : عدم مناسب سازي فضاهاي عمومي شهر
وسايل نقليه عمومي و معابر شهري
عدم نصب چراغ راهنمايي ويژه عابران نابينا
كمبود مسيرهاي برجسته در پياده روها
اختلاف
سطح بسياري از پياده روها
انجام عمليات حفاري بدون حفاظ در معابر
حذف سرويس اياب و ذهاب ادارات دولتي و عدم طراحي و
ساخت ايستگاههاي مترو جهت استفاده نابينايان از جمله مشكلات تردد افراد نابينا در معابر شهري است

|