روزنامه جمهوري اسلامي 26/02/1387 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    در طلعيه اين هفته ميلاد با سعادت بانوي صبر و استقامت و پيام آور نهضت عاشورا حضرت زينب كبري (س ) قرار داشت ; شيرزني كه مصائب عالم در مقابل صبر و پايداري او عرق شرم مي ريزد و زبانهاي شاكر در بر ابر شكرگذاريهاي عملي او عاجز و ناتوان مي ماند. عالمي دانا و سخنوري توانا كه تجسم عيني علوم علوي و حلم فاطمي بود. بانوي بافضيلتي كه دانش صبر استقامت و تقوايش تا پايان گيتي الگوي زنان رهرو عفاف و مردان پيرو ولايت است . قطعا براي جامعه شيعه عذري پذيرفته نيست كه با برخورداري از اين گنجينه هاي بي پايان و الگوهاي بي بديل هنوز برخي زنان نتوانسته اند جايگاه و منزلت والاي خود را يافته و مع الاسف از شرافت هاي انساني فاصله گرفته اند. تاسف بارتر از همه ا ينست كه متوليان فرهنگي ترين انقلاب جهان دست روي دست گذاشته و بدون برنامه نظاره گر فساد و بي فرهنگي در جامعه هستند و فرهنگ مخرب غرب بيش از پيش خود را بر فرهنگ جامعه تحميل مي كند.
    روز پرستار نيز از مناسبت هاي اين هفته بود. تكريم و پاسداشت اين تلاشگران گمنام جبهه سلامتي در جمهوري اسلامي با انتخاب روز ولادت عقيله بني هاشم زينب كبري (س ) به عنوان روز پرستار از اهميت والايي برخودار است چرا كه اين شخصيت بي نظير با بردباري و مقاومت در صحنه قيام حسيني علاوه بر اينكه پرچمدار بزرگ روشنگري و حق طلبي بود بار مسئوليت پرستاري و مراقبت از مجروحان و دردمندان سرزمين كربلا را نيز به دوش خسته كشيد و شكوهمندترين جلوه انسانيت را به نمايش گذاشت .
    اين روزها به لحاظ مصادف شدن با ماه جمادي الاولي از حزن و اندوه خاصي برخوردار است و ملت مسلمان ايران خود را براي برگزاري ايام فاطميه و استفاده از مكتب درس آموزش صديقه اطهر و دردانه عالم خلقت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها آماده مي كند تا شايد از رهگذر ذكر فضائل و مناقب اين معيار اصيل حيات طيبه از مكارم اخلاقي ايشان درسهاي لازم را بياموزد.
    روز چهارشنهب اين هفته بسته پيشنهادي ايران درباره انرژي هسته اي براي كشورهاي 1 +5 ارسال شد . با قطع نظر از محتواي اين بسته اصولا چنين اقدامي توسط ايران به معناي تاكيد تهران بر رويكرد مذاكره 1 +5 مي باشد نكته اي كه تحولي در موضوع هسته اي محسوب مي گردد.
    هفته جاري منطقه خاورميانه روزهاي حساسي را پشت سرگذاشت . در لبنان توطئه اي كه توسط آمريكا طراحي شده بود با تدبير به موقع رهبر حزب الله لبنان و هوشياري ارتش اين كشور عقيم ماند. آمريكائيها پس از شكست خفت بار خود و متحدشان رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه مترصد فرصتي بوده اند تا به جنبش حزب الله به هر نحو ممكن ضربه بزنند تا از اين طريق حيثيت برباد رفته خود را بازيابند. اقدام تحريك آميز هفته قبل كابينه سنيوره و تصويب چند طرح خطرناك بر ضد حزب الله لبنان دقيقا در همين جهت قرار داشت كه با واكنش به موقع حزب الله خنثي گرديد و اين بار نيز مشخص شد كه برنامه ريزان سياست هاي خارجي آمريكا همچنان كودن و ناآگاه از مسائل هستند و قدرت و توان درك واقعيات موجود را ندارند. اعتراف اخير بوش كه علنا اعلام كرد سفير آمريكا زماني كه سنيوره قصد تصويب طرح تعطيلي شبكه هاي مخابراتي حزب الله را داشت دركنار وي بود ترديدي در اين مسئله باقي نمي گذارد كه توطئه اخير ساخته و پرداخته سازمان جاسوسي آمريكا بوده است و شكست اين توطئه رسوايي ديگري را براي واشنگتن رقم زد و دولتمردان كاخ سفيد را بي اعتبارتر ساخت .
    در طيف شكست خوردگان توطئه اخير ارتجاع منطقه نيز قرار داشت و تحولات اخير ضربه سنگيني به مثلث رژيم صهيونيستي آمريكا و ارتجاع عرب مشتركا وارد ساخت . بيهوده نبود كه بلافاصله پس از تسلط نيروهاي حزب الله بر بخش اعظم بيروت اسرائيلي ها اذعان كردند زحمات چندين ساله آمريكا را حزب الله يكشبه برباد داد. محافل صهيونيستي همچنين اعتراف كردند كه معادله در لبنان تغيير كرده و ديگر براي اسرائيل و آمريكا متحد قدرتمندي در لبنان كه بتواند در برابر حزب الله مقاومت كند باقي نمانده است . اكنون شرايط براي جناح غربگراي سنيوره در لبنان نامساعدتر از گذشته شده است و گزارش ها حاكي از آن هستند كه سنيوره جنبلاط حريري و ديگر متحدين غرب در لبنان به پايان خط رسيده اند و تنها با فشارهاي آمريكا سرپا ايستاده اند. چشم انداز آنچنان براي برنامه هاي آمريكا در لبنان تيره شده است كه بوش در اقدامي بي سابقه براي نجات سنيوره و جناح غربگرا به تهديد نظامي متوسل شد و اعلام كرد در صورت درخواست دولت سنيوره آمريكا آماده است براي مقابله با حزب الله نيرو به لبنان اعزام كند.
    در اين ميان ارتجاع عرب منطقه نيز از تحولات جديد ناشي از توطئه اخير كه خود نيز در بروز آن دست داشته اند به شدت نگران و وحشت زده شده اند و اين وحشت دستپاچگي در اظهارات سخيف و خشم آلود آنها به روشني مشاهده مي شود.
    شرايط جديدي كه در لبنان ايجاد شده فرصت مناسبي است تا شايد جناح موسوم به « 14 مارس » بر سر عقل آيد و از لجاجت هاي بي پايه خود در مورد مسائل لبنان و زياده خواهي هاي سياسي كه با تكيه بر حمايت هاي خارجي صورت مي گيرد دست بردارد و زمينه را براي تشكيل يك دولت كه نماينده واقعي ملت لبنان باشد فراهم سازد. قطعا در غيراين صورت و كشاندن لبنان به پرتگاه عوامل غرب در لبنان به دليل نداشتن پايگاه مطمئن مردمي اولين و به احتمال زياد تنها كساني خواهند بود كه در اين پرتگاه سقوط خواهند كرد.
    در اين ميان جا دارد جناح مخالف نيز با هوشياري تحولات را دنبال كرده و باچشم باز متوجه بازي بازيگردانهاي خارجي باشد و اين واقعيت را مد نظر قرار دهد كه توطئه اخير دنباله دار خواهد بود چرا كه قدرتهاي استعماري غرب حكام عرب و رژيم صهيونيستي به اين سادگي از مطامع و منافع نامشروع خود در لبنان دل نخواهند كند.
    هفته جاري همچنين مصادف بود با سالگرد تاسيس رژيم صهيونيستي يا « روز نكبت » . شصت سال قبل در چنين ايامي رژيم منحوس اسرائيل با توطئه اي از قبل طرح شده پا به عرصه گذاشت . بلافاصله پس از اينكه انگليسي ها در ارديبهشت 1327 آخرين نيروهاي خود را از فلسطين خارج كردند « بن گوريون » صهيونيست در تاريخ 26 ارديبهشت 1327 موجوديت اسرائيل را اعلام و خود رياست اين رژيم را برعهده گرفت .
    بن گوريون طي بيانيه اي در آن زمان اعلام كرد « با اتكا به حق تاريخي و طبيعي خود! و با اتكا به قطعنامه مجمع عمومي سازمان ملل تشكيل كشوري را كه اسرائيل نام دارد در سرزمين باستاني فلسطين اعلام مي كنم » . همانگونه كه اشاره شد اين رخداد حاصل فتنه اي بودكه توسط قدرت هاي استعمارگر و پيروز جنگ جهاني دوم ايجاد شد. تنها چند ساعت پس از اعلام استقلال آمريكا و سه روز پس از آن شوروي اسرائيل را برسميت شناختند. از زمان تولد اين موجود شرور و منحوس تاكنون صدها هزار نفر در فلسطين مصر سوريه و لبنان به دست عوامل جاسوسي و نيروهاي نظامي اين رژيم كشته شده و ميليونها فلسطيني آواره گشته اند. هزاران فلسطيني نيز هم اكنون در سياه چالهاي رژيم صهيونيستي محبوس هستند. بديهي است قدرتهاي استعماري از تاسيس و بقاي اين رژيم شرور اهدافي داشتند كه يك هدف مهم ايجاد خاكريز در منطقه عمدتا مسلمان نشين براي دفاع از منافع استعمارگران بوده است و عملكرد رژيم صهيونيستي اين نكته را به اثبات رسانده است . بااينحال اكنون پس از گذشت 60 سال و صرف هزينه نجومي براي بقاي رژيم صهيونيستي از سوي قدرتهاي غرب و در راس آنها آمريكا اين رژيم در بدترين شرايط خود در طول تاريخ موجوديتش قرار دارد و نشانه هاي موجود حاكي از اضمحلال اين رژيم در آينده اي نه چندان دور است .
    هفته جاري در مسائل مربوط به عراق ادامه بحران در شهرك صدر را داشتيم . با وجود امضاي توافق ميان دولت نوري المالكي و جريان صدر و اعلام آتش بس آمريكايي ها كماكان اين شهرك را مورد حملات خود قرار دادند و در واقع با اين اقدام نارضايتي خود را از توافق موجود و ايجاد وفاق ميان جناح هاي عراقي نشان دادند.
    آمريكايي ها از چند هفته قبل كه دولت مالكي با شبه نظامياني كه به جريان صدر منتسب بودند درگير شد بهانه حمايت از دولت عراق با انواع تجهيزات شهرك صدر را كه پايگاه اصلي جريان صدر و شاخه نظامي آن « ارتش مهدي » محسوب مي شود آماج حملات خود قرار داد و صدها نفر را كشت و شمار زيادي را نيز مجروح كرد. خشم آمريكايي ها عليه جريان صدر به اين علت است كه اين جريان تاكنون وارد بازيهاي سياسي مورد نظر آمريكا نشده است و در حال حاضر اصيل ترين جريان ضد اشغالگري در عراق به شمار مي رود و پايگاه مردمي مستحكمي دارد. حتي اظهارات چندي پيش وزير دفاع آمريكا كه رياكارانه خواستار برقراري رابطه با جريان صدر شده بود نيز توانست رهبران اين جريان را تحت تاثير قرار دهد. در پاسخ مقتدي صدر اعلام كرد كه وي و افرادش هرگز با اشغالگران دست بيعت نخواهند داد و تا آخرين نفس براي بيرون راندن اشغالگران خواهند جنگيد.
    آنچه مسلم است اين است كه اشغالگران نه با جناح مالكي متحد واقعي هستند و نه اصولا اعتقادي به هيچ يك از گروههاي عراقي و منافع مردم عراق دارند بلكه براي آنها تنها منافع استعماري و دستيابي به اهداف استراتژيك مد نظر است و اگر امروز از يك جريان در عراق حمايت مي كنند اين يك تاكتيك و براي ايجاد تفرقه ميان گروههاي عراقي است تا زمينه ادامه حضور در عراق را فراهم سازند.