روزنامه جمهوري اسلامي 24/02/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
خشونت و جنگ افروزي پاپ ها و صليبيون در اسناد تاريخي


  • قسمت دوم
    15 ـ تلاش براي حذف يا تخريب علما اسلام
    يكي ديگر از حوزه هاي مختلفي كه مسيحيت براي تخريب آن تلاش كرده سيماي علما اسلام و روحانيت به عنوان حافظان معارف و احكام اسلام بوده است . زيرا با حذف علما اسلامي راه تحريف يا حذف اسلام نيز باز مي شود. حوزه هاي علميه و علماي متعهد در طول تاريخ اسلام و تشيع مهم ترين پايگاه اسلام در برابر حملات و انحرافات و كجروي ها بوده اند. علماي بزرگ اسلام در همه عمر خود تلاش نموده اند تا مسائل و حدود الهي را بدون دخل و تصرف ترويج نمايند جمع آوري و نگهداري علوم اسلامي و آثار و احاديث پيامبر بزرگوار اسلام و سنت و سيره معصومين (ع ) و ثبت و مكتوب كردن اين آثار در شرايطي كه با آن رو به رو بوده اند كار طاقت فرسايي بوده است كه نتيجه فعاليت آنان در آثار و كتب بسياري همچون كتب اربعه و كتاب هاي ديگر متقدمين و متاخرين از فقه و فلسفه رياضيات نجوم اصول كلام حديث تفسير ادب عرفان و لغت و تمامي رشته هاي متنوع تجلي يافته است . از اين رو يكي از مراكز تمركز فعاليت هاي تحريفي و تخريبي مسيحيت روحانيون و روحانيت مي باشد فعاليت هاي صليبي عليه روحانيت اسلام به سه شيوه ي ارعاب نفوذ و تهمت تعقيب شده است .
    باتوجه به نقش حساس و با اهميت روحانيت در تربيت و پرورش و بيداري امت مسلمان و دميدن روح استقلال طلبي و آزادي خواهي در كشورهاي اسلامي كينه توزي مسيحيت نيز عليه علما بيدار و انقلابي بيشتر بوده است .
    درخصوص شيوه نفوذ و نيرنگ تكيه بر نهادينه كردن شعار جدايي دين از سياست و يا توليد برچسب « آخوند سياسي » جهت جدا كردن روحانيون از مسائل اجتماعي از عمده فعاليت هاي استعمار مي باشد.
    طرح تهمت و افترا عليه روحانيت انقلابي و تحريف وقايع تاريخي كه روحانيت در آن نقش داشته اند به حدي مي رسيد كه عليه علما بزرگي از آخوند خراساني تا بروجردي و كاشاني و حتي امام خميني انواع تهمت ها و شايعات را طرح و تبليغ مي كردند تا ارتباط مردم با آنان قطع گردد.
    16 ـ مبارزه با زبان عربي و قطع رابطه مسلمين با اسلام
    يكي ديگر از روش هاي اسلام ستيزانه استعمارگران غربي و هم پيمانان صليبي شان برنامه ريزي وسيع براي حذف زبان عربي و از ميان بردن روند آموزش و يادگيري آن در كشورهاي اسلامي مي باشد.
    زبان عربي دريچه اصلي براي شناخت معارف و علوم اسلامي و مهمتر از آن زبان قرآن و روايات است . زبان عربي رمز دستيابي به ذخاير و معارف اسلام و دانش عظيم دانشمندان اسلامي است كه در زمينه هاي گوناگون تصنيف كرده اند. به اين ترتيب كسي كه به زبان عربي تسلط نداشته باشد مسلما نخواهد توانست از منابع اصيل علوم و معارف اسلامي بهره برداري كند و مبارزه با زبان عربي به مفهوم قطع ارتباط مسلمانان با اسلام است .
    « از اين رو همواره تلاش مي كنند تا ارتباط مسلمانان را با منابع اصيل اسلام قطع نمايند و زبان عربي را كه در حقيقت زبان اسلام و قرآن و زبان بين المللي مسلمين و سمبل اتحاد و وحدت نيروهاي مسلمان است آماج حملات خود قرار داده و آن را از امت مسلمان جدا كند و بدين منظور از شيوه ها و ابزارهاي مختلفي استفاده كردند :
    1 ـ حذف برنامه هاي آموزشي زبان عربي از برنامه هاي مراكز آموزشي كشورهاي مسلمان مانند ايران پاكستان افغانستان تركيه و بسياري از كشورهاي آفريقايي .
    2 ـ تحقير و تمسخر آموزش زبان عربي و با اهميت جلوه دادن زبان لاتين و زبان هاي اروپايي
    3 ـ برانگيختن و تحريك حس مليت گرايي افراطي در كشورهاي مسلمان تا بدين وسيله هر ملتي نسبت به فرهنگ بومي و نژادي خود آنچنان اهميتي قائل گردد كه به گسستگي پيوند عقيدتي و ايماني منجر گردد و نيروهاي مسلمان يكي از محورهاي عمده وحدت خود را يعني آشنايي به زبان عربي از دست بدهند.
    4 ـ تهيه و تنظيم و چاپ و نشر لغتنامه هاي عربي به لهجه هاي گوناگون محلي براي تضعيف زبان عربي فصيح تا زمان عاميانه را احيا كرده و زبان عربي فصيح را كه زبان قرآن كريم است محو نمايند.
    5 ـ ترويج زبان هاي لاتين مانند فرانسوي انگليسي ايتاليايي آلماني آمريكايي كه ترويج اين گونه زبان ها مي توانست از طرق مختلفي صورت پذيرد. به عنوان نمونه ابزارهاي اقتصادي سياسي و نيروي نظامي از مهم ترين اين وسايل براي نفوذ است كه در طول سال هاي بحران جهان زبان هاي خود را در قاره آسيا و آفريقا رواج دادند و فراگيري زبان هاي لاتين را در مدارس و موسسات آموزشي خود اجباري و تبديل به نوعي افتخار مي كردند و آن را به عنوان يكي از برنامه هاي درسي دانش آموزان و دانشجويان قرار داده و موفقيت تحصيلي آنان را وابسته به فراگيري آن مي دانستند. اين تنها شيوه استعمارگران انگليسي بود بلكه فرانسويان نيز زماني كه كشورهاي اسلامي چون الجزاير را تحت اشغال خود داشتند زبان فرانسوي را به عنوان زبان رسمي تحصيلي قرار داده بودند و معتقد بودند كه مدرسه قبل از هر چيز بايد پايگاه زبان فرانسه باشد »
    از طرفي پس از نهادينه شدن اين مطلب كه اهميت فراگيري زبان استعمارگران به عنوان زبان رسمي دنيا بسيار زياد است آموزشگاههاي فراواني مشغول به تدريس و آموزش اين زبان مي شوند. در طي اين آموزش تمام نگاهها متوجه فراگيري و روند پيشرفت در آموزش زبان مي باشد و كسي متوجه اثرات فرهنگي متوني كه مواد آموزشي را تشكيل مي دهد نيست .
    متوني كه مورد استفاده قرار مي گيرد در قالب دروس كوتاه به ترويج فرهنگ غرب مي پردازد هيچ گونه متن و كتاب آموزش مناسب براي آموزش زبان انگليسي در آموزشگاههاي كشورهاي اسلامي متناسب با فرهنگ آن كشور و فرهنگ اسلام تنظيم نشده است و ياحداقل رواج ندارد.
    17 ـ برنامه ريزي نفوذ : از كودكستان تا دانشگاه
    دنياي مسيحيت نيز در راستاي اهدافي كه در كشورهاي اسلامي دنبال مي كند به بهانه ارتقاي فرهنگي كشورهاي اسلامي از طريق آموزش و پرورش براي تخريب عقايد اسلامي و جلوگيري از رسوخ و نهادينه شدن اين عقايد در افكار نوجوانان همچنين تهي ساختن محتواي ديني از كتب آموزشي كشورهاي اسلامي اقدام نمود.
    بنابراين از مراكز بسيار مهمي كه بايد به آنها توجه ويژه داشت و در جرياناتي كه پيرامون آنها رخ مي دهد نقش مسيحيت را جستجو كرد مراكز آموزشي از كودكستان ها تا دانشگاه ها مي باشد و در اين ميان مدارس ابتدايي و كودكستان ها نقش بسيار حساسي در پرورش روحيات و عواطف كودكان دارند و اصولا شخصيت انسان در دوران كودكي و متناسب با نوع تربيت پي ريزي شده در نوجواني شكل مي گيرد. باتوجه به اين واقعيات است كه مي بينيم يكي از مبشرين مسيحي توصيه مي كند :
    « ما بايد در تمام مسير تبشير تربيت مسيحي را بين كودكان جهان اسلام پي ريزي كنيم . كار ما روشي برخلاف محيط است و ما بايد وسايل مختلفي را در دست داشته باشيم و عمده فعاليت خود را در كشورهاي اسلامي صرف كنيم ما بايد اطفال را قبل از بلوغ به مسيحيت بكشانيم و قبل از اينكه فرهنگ اسلامي در روح اطفال شكل گيرد روح آنان را تسخير كنيم . از اين رو اولين مبشر مسيحي مدرسه است . »
    نگاهي به سرودهايي كه در ميان كودكان رواج دارد و غالبا براي بازي هاي كودكانه و در كودكستان ترويج مي شود عمدتا محتوايي غير ديني و پوچ دارند و تلاش براي ترويج جشن كريسمس و بابانوئل ميان خانواده هاي مسلمان جزئي از همين پروژه فرهنگي است .
    در جاي ديگري يكي از مبشرين مسيحي در مورد كودكستانهايي كه با عنوان « باغ كودك » راه اندازي شده بود مي نويسد :
    « باغ كودك پايگاه مهم تبشير است زيرا تعليمات كليسايي در اين گونه موسسات راه باز شده اي براي تبشير و استخدام افكار است آنان كه رياست باغ كودك را در اختيار دارند ارتباطشان با دانش آموزان بيشتر از مدارس عالي است و همچنين تعليمات ابتدايي بهترين وسيله تبشير است زيرا بدين وسيله راه تبشير به روي روستاها و شهرهاي مختلف بازمي گردد. زيرا روستاها محتاج مدارس ابتدايي هستند و از طرفي در مدارس ابتدايي مبشرين مي توانند به افكار دانش آموزان نزديك گردند و افكارشان تحت تاثير كلمات القا شده واقع مي شود در صورتي كه در دانشكده ها چنين نيست آموزگاران كودكان مي توانند با پدر و مادر و بستگان آنان نزديك گردند و بهترين طرق سودبخش براي مبشرين از طريق مدارس ابتدايي بوده است .
    البته اهميت آموزش عالي در نظر مبشرين كمتر از ساير مراحل تعليم نيست زيرا در اين مرحله آنان به طبقات روشنفكر و تحصيلكرده نزديك مي شوند. نزديكي به طبقات روشنفكر اين امكان را به مسيحيت مي دهد كه از طريق رسوخ افكار خود در تفكر روشنفكران مسائل مد نظر خود را به جامعه مسلمان منتقل كرده و به آنان القا نمايند.
    از طرف ديگر با نفوذ در آموزش عالي كشورهاي اسلامي در رهبران جوامع اسلامي و نسل آينده نفوذ مي كنند و از اين روست كه دنياي مسيحيت تمايل زيادي به راه اندازي و اداره مراكز آموزش عالي و يا نفوذ در دانشگاههاي كشورهاي مسلمان دارد.
    سيستم آموزشي كه مسيحيت براي اداره مدارس خود در نظر گرفته بود شامل سيستم تمام وقت و شبانه روزي و سيستم نيمه وقت مي شد. در سيستم تمام وقت دانش آموز براي مدت معيني تحت نظارت مدرسه قرار مي گرفت و حتي در تعطيلات تابستان نيز در همان مدرسه حضور داشت و تنها در روزهاي خاصي مي توانست با اولياي خود ديدار داشته باشد. از اين مدارس در كشور ايران نيز وجود داشته و تحت عنوان آموزشگاه ايران بيت يل اداره مي گرديد. در اين مدارس دانش آموزان همه روزه مجبور بودند كه متوني از انجيل را قرائت كنند. در برخي موارد به عنوان نمونه در كشور كنيا تا مدتي اولياي دانش آموزان مسلمان مجبور بودند به خاطر پذيرش فرزندانشان در مدرسه نام مسيحي براي فرزندان خود انتخاب كنند.
    « يكي از موثرترين تاكتيك هايي كه مبلغين مسيحي براي پيشبرد اهداف خود به كار مي بردند جذب تربيت و پرورش فرزندان روسا پادشاهان و افراد با نفوذ سرزمين هاي اسلامي بود و اين در حقيقت سرمايه گذاري براي آينده كشورها به حساب مي آمد اگر كليسا مي توانست در كشورهاي مسلمان خصوصا آفريقايي روساي قبايل پادشاهان و يا افراد با نفوذ قبيله اي را مسيحي كند همه و يا اكثريت افراد قبيله از آنها تبعيت مي كردند. از طرفي نفوذ در دستگاه اين افراد مي توانست سبب كمتر شدن مشكلات تبليغ شده و در اين زمينه براي حل مشكلات پيش روي تبليغ راهگشا باشد.
    از روش هايي كه كليسا در سال هاي اول گشايش مدارس خود به كار مي برد و به خوبي از آنها بهره مي جست شيوه رايگان كردن امكانات مدرسه و لوازم التحرير و غذاي رايگان در مدرسه بود آنان به اين وسيله نظر مساعد خانواده ها و دانش آموزان را جلب كرده و در سالهاي ديگر پس از آنكه تا حدود زيادي در جذب دانش آموزان موفق مي شدند اين شيوه را كنار مي گذاردند. »
    « يكي از مسائلي كه باعث تبليغ براي مدارس مسيحيت مي شد آموزش زبان لاتين و يا يكي از زبان هاي خارجي به دانش آموزان بود و يا تعليم دانش آموزان توسط معلمان و اساتيد خارجي بود كه باعث رغبت خانواده ها به ثبت نام فرزندانشان در اين مدارس مي گرديد.
    ... اعطاي بورس تحصيلي به مسلمانان براي تحصيل در مراكز آموزش عالي كشورهاي مسيحي نيز از جمله مواردي است كه به منظور جذب نخبگان و انجام فعاليت هاي تبليغي بر روي آن صورت مي پذيرد. »
    18 ـ خط توطئه در مطبوعات كتاب و ساير رسانه ها
    « مطبوعات و انتشارات يكي از ابزارهاي فوق العاده مهم و ويژه تبليغات كليسا و غرب است . آنان با اين ابزار حساس تلاش مي كنند تا افكار و انديشه هاي غرب مسيحي را در اذهان عمومي مسلمين القا كنند باتوجه به تكنولوژي پيشرفته اي كه در زمينه هاي صنعتي به آن دست يافته اند و پشتوانه عظيم اقتصادي هر ساله هزاران كتاب مقاله عكس پوستر روزنامه و مجله عليه عقايد اسلامي و مسلمين در سطح بسيار گسترده توزيع مي نمايند. به اين وسيله سعي مي كنند با تخريب افكار و عقايد اسلامي و موجه جلوه دادن انديشه هاي مسيحي اولا جوامع مسيحي را از تفكر و تدبر در اسلام و آشنايي با آن دور نگه داشته و ثانيا در تفكر و انديشه جوامع اسلامي سستي و شبهه ايجاد كرده و انديشه مسيحي را تبليغ نمايند. علاوه بر كميت بالاي تهيه و توزيع اين آثار بهره گيري از نويسندگان روانشناسان و كارشناسان اين امور در كيفيت بخشي به اثرات توليد نقش بسزايي دارد.
    علاوه بر چگونگي شكل و محتواي يك اثر در زمينه توزيع و نشر فرآورده هاي تحقيقاتي موسسات بسياري تدارك ديده شده است كه اين آثار در كمترين زمان در سراسر دنيا توزيع گردد.
    به عنوان نمونه « درقاره آفريقا دو گروه به تعداد يكصد و چهار هزار نفر و يكصد و نود و دو هزار نفر تنها ماموريت دارند تا كتاب مقدس مسيحيت (انجيل ) را از سوي كليسا در ميان سياهپوستان به ويژه مسلمانان سياهپوست توزيع كنند. هم اكنون در سراسر جهان فروشگاهها و جمعيت هاي بسياري براي ارائه كتب روزنامه ها و مجلات مسيحيت در تكاپو و تلاش هستند. توزيع رايگان انجيل در سراسر كشورهاي اسلامي و همچون ايران جريان دارد.
    نشر كتب و مجلات و روزنامه ها به زبان هاي گوناگون از ديگر ويژگي هاي فعاليتهاي انتشاراتي مسيحيت مي باشد گاه اين ترجمه ها به 80 زبان مي رسد . »
    « واتيكان در سراسر دنيا پنج هزار مجله و روزنامه با دو ميليارد تيراژ منتشر مي كند در خود واتيكان علاوه بر روزنامه روزانه ايتاليايي كه از 120 سال پيش تاكنون منتشر مي شود هفته نامه هايي هم به زبان هاي انگليسي فرانسوي آلماني اسپانيايي و پرتغالي منتشر مي گردد. يكي از جمعيت هاي مذهبي مسيحي روزنامه اي به نام « برج مراقبت » را در تيراژ هشت ميليون نسخه و به هشتاد زبان نشر و توزيع مي نمايد. انتشار كتاب هايي كه در راستاي اهداف مسيحيت براي نابودي و تخريب اسلام تدوين شده است بسيار زياد است . »
    امروزه نيز برخي كانال هاي ماهواره در خدمت تبليغ مسيحيت در ايران و كشورهاي اسلامي 24 ساعته فعال مي باشند . مهمترين فعاليتي كه در حال حاضر در دنياي مسيحيت براي تهاجم تبليغي و فرهنگي بر عليه مسلمانان انجام مي پذيرد ترجمه مباني نظري مسيحيت و غرب به زبان تصوير مي باشد. روان شناسي مدرن بيانگر اين است كه تاثيري كه تصوير دربردارد هيچ كلام و نوشته اي نمي تواند داشته باشد و تاثير هر تصوير معادل هزار كلمه در نظر گرفته مي شود. اثر ديگر تصوير و سينما درگير كردن توام با احساس و ادراك است و از طرفي تصوير يك زبان بين المللي است كه حتي بدون دانستن زبان و كلام ديگري نيز مي تواند انتقال دهنده پيام باشد. از سوي ديگر مخاطبان رسانه هاي صوتي و تصويري بيشتر از مخاطبان انتشارات و مطبوعات مي باشند لذا دنياي مسيحيت در اين زمينه سرمايه گذاري بسياري كرده است به طوري كه تنها در هاليوود در آمريكا به صورت متوسط در سال 700 فيلم سينمايي توليد مي شود.
    « .. راديو واتيكان روزانه به 36 زبان برنامه هاي خود را ارائه مي نمايد و راديوهاي تبشيري مسيحي در سراسر جهان از جمله كشورهاي سودان اسپانيا ايتاليا آلمان سوئيس و... قرار دارد. »
    مهم ترين رسانه اي كه مسيحيت براي تبليغ و تبشير و نيل به اهداف خود از آن بهره مي جويد سينما مي باشد. شيوه عمومي كارگردانان و نويسندگان فيلمنامه هاي مسيحي كه دست اندركار تبليغ هستند ارائه آداب و رسوم و فرهنگ مسيحيت در صحنه هاي گوناگون و بخش هاي مختلف و بسيار ظريف داستان ها و... با استفاده از تكنيك ها و متدهاي تبليغاتي پيشرفته و روانشناسانه مي باشد.
    مسيحيت فيلم هاي بسياري را نيز با موضوع توهين هاي صريح به انديشه ها و افكار مسلمانان تدوين و توزيع كرده است كه از آن جمله مي توان « فيلم هاي « بچه هاي محله ما » از « محمد عبدالسلام » براساس رمان « نجيب محفوظ » « سوره البقره » در مصر « شالوم اسلام » توسط بي بي سي را نام برد. »
    حقيقت اين است كه در سينماي مسيحيت از هيچ مناسبت يا حادثه مرتبط با اسلام و مسلمانان چشم پوشي نشده است و در تمامي زمينه هاي عقايد اسلامي فعاليت هاي انجام شده است .
    19 ـ استفاده ي تبليغاتي از بيماران
    كليسا حتي سو استفاده از بيماري و درد بيماران را در دستور كار قرار داده و از بيمارستان و بهداشت نيز استفاده تبليغي كرده و عقائد بيمار را هدف مي گيرد.
    يكي از مبشرين مسيحي مي گويد :
    « هر كجا بشر باشد بيماري نيز موجود است و هر كجا نياز به پزشك باشد فرصتي براي تبشير و تبليغ است . »
    و بدين سان كليسا پزشكي را نيز پوششي براي ترويج اهداف خود و از جمله اسلام ستيزي قرار داده است .
    جهان اسلام كه تا چندي قبل سرآمد پزشكي و علم و تمدن جهان بود و پزشكي جديد و بيمارستان هاي مدرن از جهان اسلام به اروپا رفت متاسفانه در دوران اخيردچار عقب ماندگي علمي شد و براي نفوذ استعمار و مسيحيت اين نياز تبديل به منفذ خطرناكي شد و كليسا نيز از آن استفاده كرد.
    نمونه هاي بسيار زيادي از اين دست در كشورهاي اسلامي يافت مي شود كه به ذكر چند نمونه از آنها مي پردازيم :
    « دو پزشك انگليسي در سال 1921 براي تبليغ عازم كشور اوگاندا مي شوند و پزشكي را از روستايي كوچك آغاز مي نمايند آنها پس از ده سال فعاليت موفق به ايجاد 300 كليسا در نقاط مختلف كشور اوگاندا كه غالبا در كنار كلينيك هاي آنان قرار داشت مي شوند . درمانگاهي كه در كشور سودان تاسيس شده بود معالجه بيماران را تنها در صورتي بر عهده مي گرفت كه پس از بهبودي اعلام نمايند كه مسيح مرا شفا داد. در طول درمان نيز فعاليت هاي تبليغي بسياري انجام مي گرفت . »
    « واتيكان در سراسر جهان 2039 بيمارستان 2266 درمانگاه رايگان داشته كه توسط ميسيونرها و مبشرين مسيحي اداره مي شده است . (آمار مربوط به دهه نود ميلادي است ) سرمايه گذاري خاصي در اين زمينه در كشورهاي آفريقايي انجام شده است به صورتي كه در آفريقا واتيكان داراي 600 بيمارستان تبليغاتي مي باشد . »
    در اين ميان با بهره گيري از ضعف كشورهاي آفريقايي در امور بهداشتي خدمات دامپزشكي نيز جايگاه خاصي يافته و كثرت احشام و دام ها در قبايل صحرا نشين آفريقايي باعث شده است تا مبلغين مسيحي به خدمات دامپزشكي نيز توجه خاصي داشته باشند.
    20 ـ « اسلام ستيزي » در پوشش « اسلام شناسي »
    از ديگر شگردهاي تبليغاتي مسيحيت تبليغ و تطبيق تعاليم معتقدات و انديشه هاي مسيحيت تحت عنوان تحقيقات اسلامي مي باشد عمده اين وظيفه بر عهده مستشرقين و اسلام شناسان غربي قرارداده شده است . از طرف ديگر مسيحيان براي نفوذ در اعمال جامعه اسلامي به شرق شناسي و اسلام شناسي روي آوردند. منافع كليسا و اهداف استعمارگران غربي با يكديگر تلافي كرده و كليسا و استعمار در گسترش و نفوذ خود در شرق به يكديگر پيوستند. كليسا رهبران استعمار را قانع كرد كه مسيحيت پايگاه استعمار غرب در شرق خواهد شد. به همين جهت استعمار ضمن سبك كردن بار از شانه مبلغان به حمايت مالي و سياسي آنها پرداخت و اين دليلي است كه شرق شناسي در آغاز فعاليت مبلغان راهبان كشيشان مبشرين و ميسيونرهاي مذهبي تكيه داشت و سپس به مراكز استعماري اروپا مرتبط گشت .
    يكي از مبشرين مسيحي مي گويد : ما بايد درتمام مسير تبشير تربيت مسيحي را بين كودكان جهان اسلام پي ريزي كنيم . كار ما روشي بر خلاف محيط است و بايد وسايل مختلفي دردست داشته باشيم و عمده فعاليت خود را در كشورهاي اسلامي صرف كنيم . بايد اطفال را قبل از بلوغ به مسيحيت بكشانيم و قبل از اينكه فرهنگ اسلامي در روح اطفال شكل گيرد روح آنان را تسخير كنيم . بنابراين مدرسه يكي از نخستين مكان براي تبليغ مسيحيت است
    يكي از شگردهاي تبليغاتي مسيحيت تبليغ و تطبيق تعاليم معتقدات و انديشه هاي مسيحيت تحت عنوان تحقيقات اسلامي است . عمده اين وظيفه برعهده مستشرقين و اسلام شناسان غربي مي باشد. از طرف ديگر مسيحيت پايگاه استعمارگران غرب نيز محسوب مي شود. در واقع ميسيون هاي مذهبي از يك سو به نفع استعمار جاسوسي مي كنند و در تحقق اهداف استعمارگران غربي تلاش مي نمايند و از سوي ديگر در تخريب عقايد و اخلاق مسلمين كوشش مي كنند