روزنامه جمهوري اسلامي 23/02/1387 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
تقديم به عاليجناب پاپ
خشونت و جنگ افروزي پاپ ها و صليبيون در اسناد تاريخي




  • كتاب « اسناد تاريخي تقديم به عاليجناب پاپ » را نرگس يزدي و معصومه ميرلو تاليف كرده دفتر هنر و ادبيات صرير آن را در 450 صفحه منتشر نموده است . كتاب مذكور هفت فصل و يك ضميمه دارد. عناوين فصول اين كتاب به شرح زير مي باشد : پروژه هاي صليبي در جهان اسلام پاپ ها در نبرد با عقلانيت و علم مفاسد مالي و اخلاقي و سياسي كليسا تعصب و خشونت كليسا جنگ افروزي هاي پاپ هاي صلح طلب نمونه هاي مدرن از توطئه هاي صليبي ها عليه مسلمانان و.... ضمن توصيه خوانندگان عزيز به مطالعه كتاب مذكور بخش هايي از آن را براي بهره برداري خوانندگان درج مي كنيم . ابتدا به مقدمه كتاب مورد بحث نگاهي مي افكنيم تا با سيماي كلي آن آشنا شويم .

    اسلام ستيزي و نشر دروغ و كينه عليه چهره ي نوراني حضرت خاتم الانبيا محمد(ص ) از سوي صاحبان قدرت و ثروت و پاسداران جهل و نفرت سابقه اي طولاني دارد. بويژه پس از پيروزي و گسترش انقلاب اسلامي و احياي مجدد اسلام و معنويت عدالتخواهانه در دنياي جديد و موفقيت هاي پياپي اين جنبش بيداري اسلامي و تهديد مستقيم منافع استعماري غرب در جهان اسلام ستيز با نام مبارك نبي اكرم (ص ) و قرآن مجيد و لجن پراكني عليه ارزش هاي اسلامي نيز سال به سال تشديد شده است . استكبار غرب به رهبري آمريكا و صهيونيزم عميقا احساس خطر كرده اند و سياست تحريف و توهين و ارعاب در پيش گرفته و روح جهادي و مقاومت ضد استعماري و ضداشغال گري را « تروريزم و خشونت طلبي » ناميده و به اسلام نسبت مي دهند. لجن پراكني هاي امثال سلمان رشدي اينك با موادي چون انتشار وسيع كاريكاتور و توليد فيلم در اروپا تداوم يافته است و دنياي سكولار و استعماري غرب علنا گفتگو و منطق و استدلال و اخلاق را به كناري نهاده و مذبوحانه و بي ادبانه رو به متعصبانه ترين رفتارهاي عصر جاهليت آورده اند و همه ي شواهد گواهي مي دهد كه دولت ها و رسانه هاي كشورهايي چون دانمارك و هلند و تنها آلت دست صهيونيزم حاكم بر مقدرات غرب شده اند.
    دولت ها و رسانه هاي غرب در ترويج اهانت هاي بي منطق و اخلاق ستيز عليه مقدسات 1 5 ميليارد مسلمان جهان و ميليون ها مسلمان اروپايي بدون هيچ تسامح و احترام به شعار « آزادي بيان » استناد مي كنند حال آن كه حتي طرح هرگونه سوال علمي نسبت به مواردي چون مشروعيت رژيم صهيونيستي يا پرسش تاريخي درباره ي هولوكاست صد در صد ممنوع بوده و جرم تلقي مي شود و گروه هايي از انديشمندان و دانشگاهيان و حتي چند عضو پارلمان اروپا صرفا به علت طرح سوال يا اظهارنظر دانشگاهي به شدت سركوب و حتي زنداني شده اند.
    همه ي اين رفتارها اگر عادي تلقي شده باشد اما برخورد غير اخلاقي و كاملا سياسي كه پاپ جديد كاتوليك ها نسبت به اسلام بروز داد هيچ توجيهي ندارد. وي بزرگترين جرم هاي تاريخي كليسا و تاريخ سياه پاپ ها را كه در سراسر قرون وسطي وحتي پس از آن ادامه يافته بود يعني روش هاي خشونت آميز و عقل ستيزي را به اسلام كه آزمون تاريخي خود را در گسترش اخلاق و علم و عقلانيت و تمدن سازي پس داده است نسبت داد.
    كتابي كه در دست داريد آيينه اي تاريخي است كه در برابر چشمان پاپ گرفته مي شود و بهترين پاسخ به او بازخواني تاريخ كليسا و پاپ ها و دستاورد آنان در عرصه ي جهل و علم ستيزي و خشونت است كه صرفا با استناد به منابع رسمي موجود و تاريخ مستند و مكتوب اروپا و مسيحيت صورت گرفته است .
    اين نوشتاري كه « گردآوري اسناد تاريخي » در اين باب است نشان مي دهد كه دادگاههاي تفتيش عقايد دانشمند سوزي ها و جنگ هاي صليبي و كتاب سوزي ها و شكنجه هاي وحشيانه و خرافه باوري ها بخش اساسي تاريخ كليسا و پاپ ها بوده است و عاليجناب پاپ قبل از ارائه ي چنان سخناني بايد ابتدا بار ديگر به آرشيو واتيكان و تاريخ مسيحيت در اروپا رجوع كند و همان براي شرمندگي عاليجناب كافي خواهد بود.
    1 ـ مسلمانان نبايد متحد شوند
    پيش از بازخواني تاريخ كليسا و سابقه ي پاپ ها در باب خشونت و عقل ستيزي نخست به برخي توطئه هاي جاري صليبي عليه اسلام و در جهان مسلمين اشاره مي كنيم .
    ملت ها و امت هاي يكدل و متحده كمتر آسيب پذيرند و در برابر هر نوع يورش بيگانه تاب مي آورند از اين جريان هاي صليبي جديد خط مشي خود را چنين بيان مي دارند :
    « چنانچه مسلمانان با در نظر گرفتن اين توان بالقوه با يكديگر متحد شده و امت واحده اي كه آرمان مسلمانان تلقي مي شود و در قرآن نيز به آن اشاره شده تشكيل شود اساسي ترين مشكل در برابر سيطره دنياي مسيحيت ايجاد شده است .
    وحدت اسلامي آرزوهاي ملل بيدار را به همراه دارد و به آنان كمك مي كند تا از نفوذ اروپا خارج شوند ولي برنامه هاي تبليغي مبشرين مي تواند عظمت اين جنبش عظيم را درهم شكند زيرا برنامه هاي تبشيري است كه به اروپا جلوه جذابي مي دهد و مي تواند انقلاب اسلامي و وحدت آن را از ريشه بركند »
    « روژه دوپاسكيه » نيز اظهار مي دارد :
    « اگر مسلمانان در يك امپراتوري اسلامي متحد شوند خطر بزرگي به وجود مي آورند و يا ممكن است نعمتي براي جهان باشند ولي تا روزگاري كه متفرق هستند و بايكديگر سازگاري ندارند بدون وزن و اثر بوده و از آينده آنان نبايد هراس داشته باشيم »
    باتوجه به همين قدرت شگرف وحدت امت مسلمان بود كه جاسوسان انگليسي در جهان اسلام ايجاد جنگ هاي فرقه اي ميان مسلمانان را توصيه مي كردند :
    « اسلام به پيروان خود دستور مي دهد تا اتحاد و دوستي را ميان خود حفظ كنند و از اختلاف بپرهيزند و قرآن به آنان فرمان مي دهد : « واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا » حال آنكه بايد هر چه بيشتر بدگماني را در ميان مسلمانان نسبت به يكديگر گسترش داد و در اين مورد بايد به انتشار كتاب هايي كه در آن توهين به مذاهب يكديگر كرده باشند و تفرقه را دامن بزند استفاده كرد و براي اين كار بايد به مقدار كافي هزينه مالي نمود »
    2 ـ كاتوليك و پروتستان متحد عليه اسلام
    فعاليت هاي تبليغي و نفوذي مسيحي ـ غربي با ماهيت استعماري در جهان اسلام و بويژه ايران نه مخصوص كاتوليك ها و نه محدود در تفرقه افكني بين مذاهب اسلامي بود. پروتستان ها نيز در پي اهداف استعماري در جهان اسلام و از جمله ايران مي باشند. ايوانف ايران شناس روسي درباره فعاليت هاي ميسيونرهاي مسيحي در ايران مي نويسد :
    « ميسيونرهاي آمريكايي كه از اواسط قرن نوزده ميلادي به منظور ايجاد توسعه طلبي آمريكا به ايران آمده بودند در اوايل قرن بيستم فعاليت هاي خود را در اين كشور توسعه دادند و در اواخر قرن نوزده ميسيونرهاي پروتستاني آمريكا غير از اروميه در تهران تبريز و همدان مشغول فعاليت شدند و تبليغات خود را از راه تاسيس كليسا و نمازخانه و كلاس و داروخانه انجام مي دادند اطبا و معلمين و ميسيونرهاي آمريكايي نقش جاسوسان و مبلغين امپرياليزم را در ايران بازي مي كردند. »
    3 ـ ترويج زبان انگليسي و فرهنگ غربي ميان مسلمانان
    « تاكلي » ميسيونر مذهبي در جهت مبارزه فرهنگي با اسلام و ترويج فرهنگ غربي در كشورهاي اسلامي مي گويد :
    « ما بايد در ايجاد مدارس مسيحي و غربي دولت و ملت ايران را تشجيع كنيم و تعليمات غربي را براي آنان جلوه و جلا دهيم زيرا بيشتر مسلمانان عقايدشان با خواندن لغت انگليسي و ترويج فرهنگ غربي متزلزل مي گردد و كتاب هاي درسي غرب اعتقاد به كتاب مقدس شرقي (قرآن ) را امري مشكل مي سازد. »
    4 ـ نفوذ ميان نخبگان
    « همفر » جاسوس خاورميانه اي انگليسي نيز در كتاب خاطرات خود برنامه طرح شده براي نابودي اسلام و مسلمين را اينگونه بيان مي كند :
    « يكي از طرح ها توسعه دادن به برنامه تبليغي مسيحيت مي باشد. بدين ترتيب كه مبلغين را در هر صنف وارد كنيم به خصوص در ميان نخبگاني چون حسابداران و پزشكان و مهندسين و مانند آنان و نيز لازم است در تقويت كليساها مدارس و بيمارستانهاي مسيحي كتابخانه ها و جمعيت هاي به اصطلاح خيريه تبليغاتي در پهنه سرزمين هاي اسلامي و انتشار ميليون ها كتاب پيرامون مسيحيت به صورت رايگان در ميان مسلمانان بكوشيم و سعي كنيم كه هميشه تاريخ مسيحي همراه تاريخ اسلامي ذكر شود و در ديرها و كليساها جاسوس هايي با پوشش راهب و راهبه بگماريم كه كارشان آگاهي يافتن از فعاليت هاي مسلمين و ترويج مسيحيت باشد. »
    5 ـ كشيشان پيش قراولان ارتش هاي استعماري
    در طي ساليان استعمار همواره كليسا از حاميان اصلي استعمار غربي در جهان اسلام به شمار آمده است و در اين راستا از هيچ تلاشي براي ياري رساني به جريان استعمار و غارت جهان اسلام فروگذار ننموده است .
    ذكر نمونه هايي از اين دست مسئله را روشن تر مي نمايد « ژنرال مايك » فرمانده سفيد پوست غربي و پيش قراول حمله به « استانلي ويل » يكي از ايالات مسلمان نشين كنگو در آفريقا در خاطرات خود آورده است :
    « ما به كوچك و بزرگ رحم نمي كرديم ما به اين بهانه كه هر كدام از مسلمانان ممكن است عضو نهضت آزاديبخش ملي كنگو باشند حداقل پنج هزار زن و كودك و پير و جوان را قتل عام كرديم و در اين جريان كشيشان سفيد پوست وابسته به ميسيونرهاي مذهبي مسيحي به علت آشنايي با وضع محل ما را رهبري مي كردند »
    از جمله برنامه هاي استعمارگران غربي در جهان اسلام همواره اين بوده است كه از كليسا و جمعيت هاي مسيحي و تبليغي مسيحيت براي ايجاد بلوا و اختلافات داخلي و ترويج شعائر انحرافي مانند مليت گرايي افراطي و... بهره برداري كند.
    همچنين مي توان به تحريك بوميان آفريقا عليه مسلمانان اشاره كرد. در اوگاندا بارها بوميان به تحريك ميسيونرها با مسلمانان درگير شده اند و گاه به كمك سلاح هاي مجهز و امكانات فراواني كه غرب در اختيار بوميان مسيحي قرار مي داد مسلمانان را كشتار و حذف مي كردند. اين سياست به طور مشابهي در كشورهاي موزامبيك مالاوي و تانزانيا با مشاركت ارتش هاي استعماري غرب و كليساي مسيحي عليه مسلمانان به اجرا درآمده است .
    « مسيحيان با چنين شيوه هايي بود كه توانسته اند بر تعدادي از كشورهاي اسلامي به طور مستقيم يا غير مستقيم سلطه داشته باشند. در سنگال كه 90 % جمعيت آن مسلمان است به مدت بيست سال فردي مسيحي حكومت كرده و در كشورهاي مالاوي موزامبيك و تانزانيا نيز مسلمين به هيچ وجه در سرنوشت خود دخالت ندارند در كشورهايي همانند مصر در زمان سادات و مبارك و همچنين اردن نيجريه گابن سيرالئون كه همسران روساي جمهور آنها مسيحي بودند نيز به سركوبي اسلام و مسلمين پرداخته اند. »
    موضوع اخير يعني ترغيب و ايجاد زمينه هاي لازم براي رهبران كشورهاي اسلامي براي اختيار كردن همسران مسيحي و سپس اعمال سياست هاي صليبي در جهان اسلام همواره يكي از ترفندهاي قوي و برنامه ريزي شده استعمار براي تسلط بر كشورهاي اسلامي و مسلمانان بوده و مي باشد.
    در طول تاريخ استعمار نمونه هاي بسياري از نقش كليسا در كشورهاي مسلمان به عنوان عضوي از پيكره سازمان جاسوسي استعمارگران غربي موجود است . كه فقط بخش كوچكي از آن مورد توجه و واكنش مسلمانان قرار گرفته است .
    « فعاليت هاي جاسوسي در كشورهاي پاكستان سودان نيجريه غنا و گينه موجب وا كنش مردم اين كشورها شده و در مواردي منجر به اخراج ميسيونرها و مبلغين به دليل فعاليت هاي جاسوسي آنها گرديده است . »
    6 ـ نفوذ در آموزش و پرورش
    كليسا با ايجاد مدارس ويژه در كشورهاي اسلامي تحت پوشش هاي مختلف به تربيت غربي و مسيحي دانش آموزان و جوانان مسلمان پرداخته است . در اين زمينه بويژه تلاش وافري براي جذب فرزندان رهبران كشورهاي اسلامي انجام داده است از جمله آموزش شاهزادگان و... كه در آينده سياسي يك كشور نقش دارند. آموزش فرزندان روسا و صاحب منصبان كشورهاي اسلامي پس از شناسايي توسط كليسا در مدارس تحت نظارت آنان كه غالبا به عنوان مدارس خاص و نمونه مطرح گرديده اند انجام مي گرفت تا در آينده بتوان به بهترين صورت از وجود آنان در مسير اهداف استعماري بهره برداري نمود به عنوان نمونه مي توان از « موسي چومبه » قاتل « پاتريس لومومبا » نام برد كه در مدرسه مذهبي آمريكايي « متديست » تحصيل كرده و با كمك بلژيكي ها توانست پس از كسب قدرت در كنگو پاتريس لومومبا رهبر انقلابيون را به قتل برساند. »
    7 ـ حمايت مالي مستقيم استعمارگران از كليسا در جهان اسلام
    « در قبال خدمات كليسا به استكبار جهاني متقابلا رژيم هاي استعماري غرب نيز تعهدات خود را به كليسا مد نظر قرار داده و حمايت هاي مالي فراواني از آن به عمل مي آورند.
    آمار و ارقام 1970 نشان مي دهد كه 70 ميليارد دلار هزينه تبليغ مسيحيت در آن سال به 100 3 ميليارد دلار در سال 1980 افزايش يافته است به گفته ديويد وارن مسئول دايره المعارف جهان مسيحيت بودجه مصرفي سال 1980 مبلغ 127 ميليارد دلار مي باشد در حالي كه درآمد حاصله از سرمايه گذاري ها و كمك ها خارجي در سال 1970 مبلغ 50 ميليارد دلار بود و در حال حاضر به 75 ميليارد دلار رسيده است . در المان هر فرد مجبور به پرداخت درصدي از درآمدش به كليسا مي باشد. علاوه بر آن موسسات و سازمان هاي مسيحي بسياري از كمك هاي مراكز بين المللي از قبيل سازمان ملل را به خود اختصاص مي دهد. »
    8 ـ ترويج فحشا قمار و شراب ميان جوانان مسلمان
    علاوه بر تحريف ها و تهمت هاي ناروا نسبت به قرآن و عقايد اسلامي تحقير ارزش هاي اسلامي القاي شبهات و نفوذ در سازمان هاي آموزشي كشورهاي اسلامي و... استفاده از راه هاي ضد اخلاقي و ترويج فحشا ميان مسلمانان نيز به عنوان يك پروژه ي استعماري تعقيب شده و مي شود.
    كاردينال « لافي گري » يكي از مبشران مسيحي معترف است كه :
    « بدون ترديد محكم ترين ديني كه زير بار اسارت نمي رود اسلام است و به همين جهت مبشرين آرزو دارند تا همه مسلمانان مسيحي شوند. »
    همفر انگليسي در كتاب خاطرات خود مي نويسد :
    « دبير كل وزارت مستعمرات انگليس كتابي به من داد تا طي دو روز آن را مطالعه كنم نام كتاب اين بود « چگونه اسلام را نابود كنيم » و راستي كه محتواي اين كتاب براي من بسيار جالب و براي فعاليت هاي آينده ام بهترين برنامه بود. پس از آنكه كتاب را به دبير كل برگرداندم به من گفت : دانسته باش كه در اين ميدان تنها نيستي ... هر گاه عروس درياها (انگلستان ) توانست اسلام را از هم بپاشدو بر كشورهايش تسلط پيدا كند جهان غرب و مسيحيت را شاد خواهد كرد زيرا طي دوازده قرن مسلمانان بر اوضاع مسلط بوده و هر هجومي را از خود دور مي ساختند... امروز حكومت انگليس در فكر اين است كه اسلام را از درون و با نقشه قبلي و مطالعه ي دقيق و به مرور زمان نابود سازد.... عوامل ما در تركيه با زيركي و هوشياري خاصي همين نقشه را عملي مي كنند و در بين مسلمانان راه يافته و به منظور تربيت فرزندانشان مدارسي باز كردند و كليساها را در ميان آنان بنا كرده و شراب و قمار و فحشا را در ميان آنان رواج داده اند و جوانانشان را نسبت به دينشان مشكوك ساختند و ميان حكومت هاي مسلمانان اختلافاتي ايجاد كردند و خانه هاي روساي آنها را با زنان زيباي مسيحي پر كردند تا شوكتشان ضعيف شود و دينداري آنان رقيق گردد و الفت و وحدتشان از بين برود. »
    9 ـ تهاجم فرهنگي و كادرسازي ميان زنان و جوانان
    در اين راستا تحريف سيماي مسلمين تهمت ها و افتراهاي بي اساس به اسلام مرتجع نشان دادن چهره اسلام به جهانيان كتمان واقعيت هاي تاريخي اسلام طرح و القاي شبهات ضد اسلامي و در مقابل سعي در بزرگ و زيبا جلوه دادن مسيحيت تبليغ دروغين صلح دوستي مسيحيت و منزه جلوه دادن تعاليم كليسا از جمله روش هايي است كه به كار مي برند.
    اولين نتيجه تلاش هاي مبشرين مسيحي كردن اندكي از پسران و دختران مسلمان و عادت دادن تدريجي افكار عمومي مسلمين به اقتباس تدريجي افكار مسيحيت است . دنياي غرب همه سلاح هاي جنگي علمي فكري اجتماعي و اقتصادي خود را در ميدان مبارزه با اسلام به كار مي برد و پديد آوردن اسراييل در قلب عالم اسلامي نيز جزئي از برنامه اي بود كه براي اين پيكار ترسيم شده است . ايجاد يك رژيم متجاوز از جمله براي جدا ساختن پيوند دنياي اسلام در آسيا و آفريقا و پيشبرد هدف مسيحي كردن آفريقا آنچنان كه آرزوي پاپ بوده است نيز به همين روش مي باشد.
    دشمنان اسلام دخالت در نظام تعليم و تربيت را شيوه اي مناسب جهت تضعيف آيين اسلام و تغيير اخلاق و افكار نسل هاي جوان مسلمان دانستند و با نفوذ در جريان آموزش و پرورش و نظام اموزش عالي كشورهاي مسلمان به بسط فعاليت خود در زمينه گسترش آموزش غربي و مفاهيم ضد اسلامي در جوانان پرداخته اند. در اين زمينه نظر نويسنده آمريكايي در كتاب « دنياي معاصر عرب » اعتراف مي كند كه :
    « بايد زنان مسلمان را هدف قرار داده و با تربيت جوانان به ويژه دختران مسلمان به شيوه ي غربي تدريجا پروژه اسلام زدايي را در جهان اسلام به پيش ببريم زيرا : « بي گمان زن مسلمان آموزش ديده در مدارس ما دورترين افراد اجتماع از تعاليم اسلام و تواناترين فرد براي دور ساختن اجتماع از دين است . »
    10 ـ سانسور اسلام در غرب
    « گوته » شاعر فيلسوف و روشنفكر بزرگ آلماني سياست هاي نفوذي و استعماري كليسا را چنين افشا مي كند :
    « ساليان درازي كشيشان از خدا بي خبر ما را از پي بردن به حقايق قرآن مقدس و عظمت آورنده آن دور نگه داشته اند اما هر قدر كه ما قدم در جاده علم و دانش گذارده و پرده جهل و تعصب نابجا را دريده ايم عظمت احكام مقدس اسلام كه قرآن مجموعه آن است بهت و حيرت عجيبي در ما ايجاد نموده است و به زودي اين كتاب توصيف ناپذير عالم را به خود جلب نموده و تاثير عميقي در علم و دانش جهان مي گذارد و بي ترديد قرآن جهانگير مي گردد. »
    توجه به سخنان وي نشان مي دهد كه از عمده تاكتيك هايي كه كليسا براي حفظ مسيحيت رو به زوال و جلوگيري از گرايش جهانيان بويژه مسيحيان به اسلام به تلاش براي عدم دسترسي مسيحيان به معارف اصيل اسلام مي باشد.
    مسيحيت در راستاي فعاليت هاي تبليغي خود به عنوان يكي از فعاليت هاي اصلي به تحريف مباحث اسلامي دست زده و هجوم را از مهمترين و اساسي ترين منبع تعاليم و شريعت اسلامي يعني قرآن كريم و با انكار وحي الهي و شبهه پراكني عليه آن آغاز كرد.
    11 ـ مبارزه با قرآن
    يكي از تاكتيك هاي جنگ فرهنگي استعمار غرب و نيز پاپ ها عليه اسلام تلاش براي بشري نشان دادن قرآن و ساختگي دانستن آن بوده كه تا امروز هم تعقيب مي شود.
    « واشنگتن ارونيك » در كتاب « تاريخ مقدس » « قصص قرآن را ساخته ذهن پيامبر اكرم (ص ) و بازتاب وقايع دوران زندگي ايشان و داستان هاي سحر و جادوي رايج در عربستان مي داند كه پيامبر آنها را تدوين كرده است . »
    « مستشرقين غربي همچنين از برخي روايات در منابع حديث اهل سنت و مكتب خلفا همچون صحيح بخاري و تاريخ طبري و... بهره برده و با جستجو در احاديث و تاريخ و فقه و كلام و تفاسير قرآن به دنبال نكاتي جهت بهره برداري عليه اسلام و تحريف يا شبهه پراكني بوده اند. »
    « مسيحيت در پيگيري اهداف خود از تحريف لغوي (لفظي ) قرآن نيز خودداري نكرده و در جهت حذف يا تغيير بخش هايي از آيات و سوره هاي قرآن نيز كوشيدند كه ناكام ماندند.
    ... اخيرا نيز كشيش متعصبي به نام « يوسف حداد » با انتشار كتب مختلفي تحت عناوين « مقدمه اي بر گفتگوي اسلام و مسيحيت » « قرآن دعوتي مسيحي » « اسرار قرآن » « مسيح و محمد از ديدگاه قرآن و انجيل » بسياري از آيات قرآن را تحريف نمود. »
    « همفر » جاسوس مشهور انگليسي در زمينه فعاليت براي طرح شبهه عليه قرآن و تحريف آن توصيه مي كند :
    « مسلمانان ارزش بسياري براي قرآن و حديث قائل هستند و از نظر آنان پيروي از قرآن و حديث موجب بهشت و ثواب است . لازم است پيرامون قرآن اشكال تراشي كرد و نيز قوانين ساختگي بسياري در آن وارد ساخت به اين بهانه كه در قرآن كم و زياد شده است و نيز لازم است آياتي از قرن را كه در عليه يهود و مسيحيت و كفار است از آن حذف كنيم . همچنين بايد قرآن خواندن را در غير كشورهاي عربي ممنوع كرد تا به زبان عربي خوانده نشود بلكه بايد جا انداخت كه ترك ها قرآن را به تركي و فارس ها به فارسي و ديگر كشورها به زبان خود بخوانند »
    12 ـ حمله به شخصيت پيامبر(ص ) و « محمد » ستيزي
    از ديگر فعاليت هاي مسيحيت تحريف سيماي جذاب و ملكوتي پيامبر اسلام (ص ) مي باشد. از جمله يكي از آنان عليرغم آنكه پيامبر اسلام (ص ) فرزند معتبرترين رئيس قبيله قريش محسوب مي شد مي نويسد :
    « به موجب روايات و عقايد اسلامي ! در سال 610 ميلادي به يك تاجر معمولي و گمنام عرب ! از شهر مكه الهام شد تا پيامبر خدا را تبليغ نمايد.
    و در جاي ديگر آورده است :
    داستان « بحيراي » راهب اگر چه از اصل افسانه اي بيش نيست ولي نوع دنيايي را كه محمد (ص ) در آن مي زيسته است به خوبي آشكار مي كند »
    يكي از آخرين نمونه هاي بارز و مشهور اينگونه خصومت ها علاوه بر نشر وسيع فيلم و كاريكاتور عليه چهره ي نوراني خاتم الانبيا(ص ) انتشار جهاني « كتاب آيات شيطاني » از « سلمان رشدي » مي باشد كه در آن عليه پيامبر اسلام (ص ) و همسران و اصحاب ايشان و تعاليم قرآن تحريف ها و توهين هاي فراواني وارد شده است .
    ) به معناي خداي دروغين بت شيطان و مرتد كه تحريفي از نام مبارك پيامبر mahovand « بررسي كلمه انگليسي مهوند ( اسلام (ص ) مي باشد نمونه اي ديگر از اوج تعصبات كليسا مي باشد و به همين جهت سلمان رشدي فاسد از اين كلمه عليه پيامبر(ص ) استفاده مي كند و تخيلات كثيف و پوچ خود را عليه اسلام و رهبران بزرگ آن به كار مي بندد. برخي ديگر گرچه نمي توانستند صداقت و امانت و پاكي پيامبر اكرم (ص ) را مورد ترديد قرار دهند ولي عصمت از خطا را رد كردند تا اساس اسلام را اشتباهي صادقانه جلوه دهند. « وات » در كتاب خود پس از ذكر جملاتي در باب عصمت و پاكي پيامبر (ص ) مي نويسد :
    گفتن اين كه « محمد » (ص ) در عقايد خود يكدل و راستگو بود دليل آن نيست كه معتقدات وي همه درست بوده است ممكن است كسي در موضوعي راستگو باشد ولي اشتباه كند »
    تحريف و تحقير معجزات و نشانه هاي رسالت پيامبر(ص ) نيز از روش هايي است كه كليسا در سيكل تحريفات خود از آن بهره برداري كرده و معجزات پيامبر(ص ) را تحقير و گاه توجيه و تحريف و يا تكذيب كرده است . آنان حتي پيشگويي و اعتراف راهب مسيحي (بحيرا) در خصوص نبوت پيامبر(ص ) را تحريف كرده و موضوع گفتگوي آنان را جعل كرده و پيامبر(ص ) را بت پرست خواندند.
    به عنوان نمونه نويسنده كتاب « محمد » (ص ) پيامبر و سياستمدار » مي نويسد :
    « ... كاروان « ابوطالب » فرود آمده و نزديك به صومعه ي نسطوريان منزل كرد. يكي از راهبان موسوم به (سرجيوس ) كه بعضي او را (بحيره ) ناميده اند چون با « محمد » (ص ) به صحبت درآمد از ذهن و ذكاوت و عقل وي آن هم در اين سن و سال در شگفت ماند و چون كنجكاوي ها و موشكافي هاي او را در استفسار ابواب اديان و مذاهب ديد از او زياد خوشش آمد و اين دو مكرر با هم مشغول صحبت مي شدند و سعي راهب پيوسته بر اين بود كه بطلان بت پرستي را كه محمد (ص ) تا آن زمان در آن آيين پرورش يافته بود بر وي مبرهن گرداند »
    13 ـ تحريف تاريخ اسلام و تمدن مسلمين
    « كليسا بارها كوشيده است تا تاريخ پرفراز و نشيب اسلام را نيز مورد تحريف قرار دهد. توطئه اي كه با همياري و همكاري شرق شناسان غربي صورت پذيرفت كتمان و گاه واژگون جلوه دادن تاريخ اصيل اسلام است . عموما تاريخ هايي كه مستشرقان نگاشته اند مواردي را متذكر مي شود كه در بيداري و هوشياري امت اسلام و يا جوامع انساني تحت سلطه تاثيري نخواهد داشت . از كاخ ها خيابان ها كاسه و ظرف ها معماري مساجد و لباس ها و نوع حرمسراهاي حكام پادشاهان و خلفاي اسلامي اسامي پادشاهان و خدم و حشم آنها سخن مي گويند ولي از ذكر تاريخ قيام هاي مسلمانان تفكرات رهبران جوامع مسلمان و خصوصا شيعي مبارزات دانشمندان و انديشمندان اسلامي مجالس درس بزرگان و شيوه هاي زندگي و سير و سلوك آنها و تاريخ علم و تمدن اسلامي و اخلاق و انسانيت مسلمانان سخني به ميان نمي آيد و اگر مسائلي در زمينه حقوق اسلام اقتصاد اسلامي يا كلام اسلامي به ميان مي آيد... در همه موارد سعي در پنهان ماندن اسلام اصيل و معارف و انديشه اسلامي گرديده است . »
    مستر « همفر » نيز در كتاب خاطرات خود در اين رابطه مي گويد :
    « روي اين نكته بايد خيلي كوشيد كه تاريخ مسيحي در كنار تاريخ هجري در بين مسلمين به رسميت شناخته شود...
    14 ـ تحريف مفاهيم و ارزش هاي اسلامي
    كليسا با بررسي و مطالعه و تحقيق فراوان بر روي كتب اسلامي به اهميت مفاهيم و اصطلاحات اسلامي و نقش ويژه آنها پي برده و يكي از كانون هاي تحريف اسلام تفسير واژگون مفاهيم اسلامي و تلاش براي وارونه جلوه دادن اصطلاحات اسلامي بوده است . ترويج تفاسير نادرست از اسلام و از قرآن و حديث مي توانست بهترين روش باشد چرا كه با پوشش هاي گوناگون نظير : نقد مفاهيم بررسي اصطلاحات برداشت هاي تاريخي و... در انحراف افكار مسلمين گام برداشته و از رسيدن مفاهيم عميق اسلامي به غير مسلمانان و مسيحيان نيز جلوگيري مي كردند.
    اقدام ديگري كه توطئه گران عليه ارزش هاي اسلامي صورت داده اند به اعتراف خود آنان گسترش محرمات اسلام در جوامع اسلامي است . به عنوان نمونه « همفر » انگليسي توضيح مي دهد كه گر چه در سيستم اقتصادي اسلام ربا به طور كلي حرام و ممنوع است و شديدا از آن جلوگيري شده وي بايد با رواج برخي تفاسير غلط پيرامون آن ربا را ميان مسلمين شايع ساخت . وي در خاطرات خود از كتابي كه دبيركل وزارت مستعمرات انگليس به او داده تا در عمليات جاسوسي خود عليه مسلمين استفاده كند چنين نقل مي كند :
    « ما بايد ربا را به هر صورتي كه شده است در ميان مسلمانان رواج دهيم زيرا كه اين عمل علاوه بر آنكه موجب ويراني اقتصاد آنان مي گردد سبب جرات يافتن مسلمين در مخالفت با قرآن نيز خواهد شد. »
    وي سپس به توجيه وارونه مسئله ربا پرداخته و آن را به مسلمانان تحت عنوان پيشرفت اقتصادي توصيه مي نمايد.
    جريان هاي صليبي تاكيد مي كنند كه وحدت مسلمانان مي تواند اساسي ترين مانع سيطره دنياي مسيحيت باشد بنابراين مقابله با وحدت اسلامي از عمده ترين اهداف صليبيان مي باشد و آن ها معتقدند برنامه هاي تبليغي مبشرين مسيحي مي تواند مانع وحدت مسلمين و مانع خروج آن ها از سيطره غرب باشد
    روژه دوپاسكيه : اگر مسلمانان متحد شوند خطر بزرگي براي غرب ايجاد خواهد شد بنابراين تفرقه مسلمانان نعمت بزرگي براي غرب است . تا زماني كه مسلمانان با هم سازگاري ندارند وزن و تاثير هم نخواهند داشت و در نتيجه نبايد از آن ها ترسيد
    يكي از ميسيونرهاي غربي مي گويد : ترويج زبان انگليسي نفوذ در ميان نخبگان مسلمان و حمايت از آن ها ترويج فحشا و قمار و شراب مي تواند به سيطره غرب در ممالك اسلامي كمك شايسته نمايد
    يكي از نويسندگان آمريكايي مي گويد : بايد زنان مسلمان را هدف قرار داده و با تربيت جوانان به ويژه دختران مسلمان به شيوه غربي تدريجا پروژه اسلام زدايي را در جهان اسلام به پيش ببريم ; زيرا زن مسلمان آموزش ديده در مدارس غربي دورترين افراد اجتماع از تعاليم اسلام و تواناترين فرد براي دورساختن اجتماع از دين است