مجيد زندي
اشاره :
اگر به عقب و 30 سال پيش برگرديم كه سيل مهاجرت جنگزدگان افغان به ايران اتفاق افتاد
اين حادثه
حادثه اي سياسي و توطئه بر
ضد جمهوري اسلامي ايران نبود بلكه مردم مصيبت ديده افغان به دليل هجوم ارتش سرخ شوروي : به ايران پناه آورده اند. افرادي كه براي
نجات جان خود جلاي وطن كردند. ولي اين مساله را نيز نبايد پنهان كرد كه هر بيگانه اي در كشور امكان بالقوه اي براي بهره برداري توسط
سرويس هاي امنيتي خارجي مستقر افغانستان محسوب كرد زيرا آنها ديگر براي حفظ جان به ايران مهاجرت نمي كنند بلكه بخاطر كسب
نان و درآمد است . ضمن اينكه اين اصل در تمام دنيا پذيرفته شده است كه هر بيگانه اي ميتواند يك دشمن محسوب شود. به همين دليل
اكنون مي توان مدعي شد اين امكان براي كشوري همچون آمريكا و اعضاي ناتو فراهم شده باشد كه از تعدادي از مهاجران افغاني مقيم
ايران بهره برداري امنيتي كنند.
كافي است توجه كنيم كه اكنون در تمام نقاط جغرافيايي كشورمان افاغنه حضور دارند. در بسياري از منازل شخصيتهاي سياسي
افغاني ها به عنوان كارگر
باغبان و خدمه ساختماني آمد و شد دارند
بعضا حتي در پادگانهاي نظامي ما براي انجام كارهاي خدماتي
لوله كشي و كندن چاه حاضر مي شوند در حاليكه اين حضور مي تواند خطرات و تهديداتي امنيتي براي جمهوري اسلامي ايران باشد
زيرا نيروهاي امنيتي مستقر در آن كشور مي توانند با پرداخت حقوق مكفي اين افراد را به استخدام خود در آورند.
اما جمهوري اسلامي ايران در طول 30 سال گذشته اين افراد را برادران مسلماني مي شناسد در كشورشان كه دچار بحران شده اند و به
سرزمين ايران پناه آورده اند. افرادي كه حتي در ايران ازدواج كردند و سالهاست كه در ايران به زندگي آرام خود ادامه مي دهند.
اكنون آمارهاي رسمي بالغ بر يك ميليون مهاجر قانوني و بيش از 2 ميليون مهاجر غير قانوني اهل كشور افغانستان را ثبت كردند كه
اگر نخواهيم درباره مهاجران قانوني موضع گيري نمائيم حضور افراد غير قانوني به كشور ـ اگر هيچ زيان امنيتي براي آن هم تصور نكنيم ـ
فرهنگ كار كردن در ايران را ويران كرده است . حضور آنها رويه غلطي را حاكم كرده است كه حتي كارفرمايان هم از اتباع ايراني به دليل
حمايتهاي قانوني از آنها استفاده نمي كنند. اما كسي كه از كارگر افغاني استفاده مي كند هيچ تعهدي به او ندارد. در مقابل اين كارفرماها
هيچگاه حاضر نخواهند بود به خاطر استفاده از كارگران غير قانوني افغاني
يك تومان در قيمت فروش واحد مسكوني يا مصالح
ساختماني و آجر در كوره هاي آجر پزي و... به ملت ايران تخفيف دهند و سود مهاجران غير قانوني را به تنهايي به جيب مي زنند
در
حاليكه تبعات اقتصادي فراواني بر سر كشور آوار مي سازند. بيكاري را افزايش مي دهند
و با پذيرش مهاجران غير قانوني همچنين سبب
بروز مشكلات امنيتي
اجتماعي
بهداشتي براي همه مردم ايران مي شوند.
ورود مهاجران غير قانوني به ايران اگر سودي براي مهاجرين و كارفرمايان داشته باشد
سودي براي ملت و اقتصاد كشور ندارد. برج
سازان در ايران به سرمايه هاي ميلياردي مي رسند اما فاصله طبقاتي و فقر را طبقات پايين جامعه تحمل مي كنند. اين افراد پول را از ايران
خارج مي كنند ولي برج سازان سرمايه دارتر مي شوند.
ما اگر بخواهيم فرهنگ كار كردن را در كشور احيا كنيم و براي سه ميليون ايراني كار ايجاد نمائيم بايد با كمال احترام
مهاجران غير
قانوني را كه عمدتا افغانستاني هستند از كشور خارج كنيم .
اين موضوع را از آن جهت مطرح مي كنم كه پاسخ كساني را بدهم كه مدعي هستند مهاجرين افغاني كارهاي سخت را براي ايراني ها
انجام مي دهند. در حاليكه اگر تحقيق دقيق انجام شود كه جوانان ايراني كه براي كار به ژاپن
يونان و ساير كشورهاي متقاضي نيروي كار
ايران مي روند چه كارهاي سخت و پستي را انجام مي دهند
هيچگاه اين مساله را نمي پذيريم كه كارگران افغاني وقتي وارد كشورمان
مي شوند هيچ زياني با خود به همراه نمي آورند اگرچه اين مهاجران علاوه بر مشكلات اقتصادي
مشكلات فرهنگي و امنيتي هم به
كشور تحميل مي كنند. تاثيري كه حضور اين مهاجران در بافت جمعيتي سيستان و بلوچستان ايجاد كرده است . حادثه خطرناكي است كه
مي تواند تماميت ارضي و امنيت ملي ايران را نيز تهديد كند. بسياري از حرف ها و اطلاعات را نمي توان از طريق رسانه ها مطرح ساخت
اما اگر بدانيم كه امروز در زابل بافت جمعيتي كاملا نسبت به 30 سال گذشته تغيير كرده است آن را يك فاجعه خواهيم يافت كه
مي بايست همه مردم و مسئولان را بيدار نمايد.
جمهوري اسلامي ايران اكنون حداقل روزانه 6 ميليون دلار براي 3 ميليون افغاني مهاجر در ايران به صورت رسمي هزينه مي كند
اگر
چه اين رقم حداقل هاست كه مي گوئيم اما اگر همين رقم را صرف ساخت مدرسه و مسكن و كارگاه براي مردم مناطق محروم كشور كنيم
چه خدمت بزرگي خواهيم كرد. با اين پول مي توانيم مانع از فقر و مهاجرت بسياري از مردم از روستاها شويم كه از سر ناچاري سر از
شهرهاي بزرگ در مي آورند و حاشيه نشين اين شهرها مي شوند
حاشيه نشيناني كه خود معضلات فراوان اقتصادي و اجتماعي براي
كشور به وجود مي آورند.
ما ضمن تمام احترامي كه براي مهاجران افغاني قايل هستيم
آنها نيز بايد بپذيرند چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است
امروز مشكلات اقتصادي و بيكاري كمر بسياري از مردم ما را خم كرده است و آنها بايد براي بازسازي كشور خود كمر همت ببندند و
مشكلات خود را با اشغالگران سرزمين خود برطرف سازند.
روزنامه جمهوري اسلامي امروز با انجام مصاحبه با آقاي سيد تقي قائمي مدير كل اتباع خارجي وزارت كشور قصد اطلاع رساني
دقيق از شرايط موجود حضور مهاجران غير قانوني در كشور دارد تا بخشي از اين مشكلات براي آندسته از مردم و مسئولان كه كمتر از
ريز حوادث آگاهي دارند
روشن شود. تا ضمن فراهم شدن شرايط مناسب براي خروج اين مهاجران از ايران مانع از هجوم اين افراد به
اقصي نقاط كشور شوند. متن مصاحبه را در ادامه بخوانيد :
ورود مهاجر غير قانوني همچنان ادامه دارد!
روزنامه جمهوري اسلامي :
ث هم اكنون روزانه چند مهاجر غير قانوني وارد ايران مي شود و تلاش هاي شما براي اخراج اين افراد شامل چند نفر مي شود.
آقاي قائمي : هم اكنون براساس آخرين آماري كه ما در اختيار داريم روزانه بين 1500 تا 2 هزار نفر مهاجر غير قانوني به ايران وارد
مي شوند كه اين آمار هم فقط مربوط به افغان هاست و ميانگين افرادي كه از اينها دستگير مي شوند و به مرزها عودت داده مي شوند به
طور ميانگين حدود 1000 نفر است . يعني هر روز بين 500 تا 1000 نفر به مهاجرين غير قانوني افاغنه در كشور اضافه مي شود كه حاكي
از كم كاري در زمينه جلوگيري از ورود و دستگيري مهاجران غير قانوني به كشور ما است تا حدي كه در مجموع اكنون بيش از يك
ميليون مهاجر قانوني و بيش از 2 ميليون مهاجر غير قانوني تبعه كشور افغانستان در ايران حضور دارند .
مهاجران تكراري
ث يقينا اين 1000 نفري كه شما دستگير مي كنيد و به مرز مي فرستديد دوباره باز مي گردند آيا آماري در اين زمينه داريد كه اسامي افراد در
آن ثبت شود و تا بدانيد اين افراد تكراري نيستند !
بله ما طرح جديدي را از دو سال پيش اجرا كرديم به نام سامانه انگشت نگاري از افراد
زيرا اينها با اسامي مختلف وارد مي شوند و اسم
قبلي را تكرار نمي كنند. ما الان از اين افراد انگشت نگاري مي كنيم و افراد جديد را شناسايي و به سابقه افراد هم پي مي بريم كه هر فرد
تاكنون چند بار به ايران وارد شده است .
اين حركت ما هم تاثيري در مقابله با ورود افراد غير مجاز نداشته است
ولي چون قانون برخورد با چنين افرادي را اجرا نمي كنيم
عملا تفاوتي هم نمي كند كه با آنها به شدت برخورد كنيم يا
نكنيم .
طرح تخليه استان سيستان و بلوچستان از مهاجرين غير قانوني
ث حوادث چند ماه اخير در استان سيستان و بلوچستان و حتي كرمان اين حقيقت را آشكار كرده است كه به هر حال ورود و خروج آزادانه
افراد از مرزهاي شرقي براي ايران مشكلات امنيتي هم ايجاد كرده است و تعدادي از هموطنانمان جان خود را از دست داده اند و يا به
گروگان گرفته شده و به افغانستان منتقل شده اند. تا چه زماني بايد شاهد اين نابساماني امنيتي در استانهاي مرزي كشور باشيم
همه ما هم مي دانيم كه از اصلي ترين مشكلات مهاجران غير قانوني مشكلات امنيتي است كه همه كشورها درباره آن حساس هستند به
همين دليل هم ما قصد داريم ما آينده طرح تخليه استان سيستان و بلوچستان از مهاجرين را به اجرا بگذاريم كه اتفاقا به دليل همان
مشكلات امنيتي كه اشاره كرديد هست . متاسفانه گروهها و باندهاي قاچاق و سرقت در دو سوي مرز با هم نزديك مي شوند و در قاچاق
مواد مخدر
قاچاق سلاح
قاچاق انسان و همكاري با گروههاي تروريستي معاند بر زيان منافع ملي ما كار مي كنند. اين هماهنگي بين
قاچاقچيان در دو سوي مرز سبب شده كه مشكلات امنيتي فراواني براي ايران پديد آورد. شما دقت كنيد ما حتي مواردي داشتيم كه به
پاسگاه مرزي ما حمله كردند و سلاح نگهبانان و مرزبانان ما را گرفتند و آنها را هم به اسارت بردند
مواردي هم داشتيم كه اين باندها به
اقدامات تروريستي دست زدند
بمب گذاري كردند و به همين دليل ما قصد داريم طرح تخليه استان سيستان و بلوچستان را براساس
مصوبه شوراي عالي امنيت ملي اجرا مي كنيم . تا براساس اين طرح بتوانيم اين استان را از مهاجران خالي كنيم تا حدي كه هيچ افغاني در
استان سيستان و بلوچستان حضور نداشته باشد.
ث شرايط براي بقيه استانها چگونه خواهد بود
خراسان جنوبي
كرمان و...
چون استان سيستان و بلوچستان بارانداز اصلي مهاجران است و از اين استان است كه آنها به كرمان و بقيه استانها مي روند و ما اگر اين
استان را تحت كنترل درآوريم برقراري ايمني بقيه استانها هم آسان تر خواهد شد.البته ما در طرح تخليه استان سيستان و بلوچستان
اسكان مهاجرين قانوني را شروع كرديم اين طرح صرفا براي مهاجرين غير قانوني است . ضمن آنكه افراد قانوني را هم به خارج از استان
سيستان و بلوچستان مي فرستيم تا تداخلي در افراد مجاز و غير مجاز نباشد كه با اسكان مهاجرين قانوني
تكليف خود را با افراد غير
مجاز در اين استان و بقيه استانهاي مرزي به مرور روشن مي كنيم و اين افراد را از كشور اخراج خواهيم كرد . برنامه ما اخراج 2 ميليون
مهاجر غير قانوني مقيم ايران است ولي براي آن يك ميليون مهاجر قانوني تعهد داريم و خدمات گذشته كماكان در اختيار آنها قرار
خواهد گرفت . البته در بخش مهاجران ما دو وظيفه داريم اول اينكه مهاجرين قانوني را در داخل كشور و همه استانهايي كه امكانات
پذيرش مهاجر دارند
سامان دهيم . يعني به آنها شغل دهيم محل اسكان آنها را مشخص سازيم و در كنار آن برخورد با افراد غير قانوني در
كشور وظيفه اصلي ما است كه بايد در هر دو محور كار خود را به درستي انجام دهيم . اين كار هم براساس معاهدات بين المللي و قوانين
مربوط به مهاجران است .
كمك هاي سازمان ملل صرف نيروهاي خودشان مي شود
يكي از مسايلي كه در جامعه وجود دارد اين است كه افكار عمومي فكر مي كند چون ايران به دليل حضور مهاجرين افغاني از سازمان
ملل پول مي گيرد
دولت حساسيتي به حضور گسترده اين مهاجرين از خود نشان نمي دهد آيا اين مساله هم بخشي از واقعيت سه
ميليوني مهاجرين افغاني در ايران است
اين نگاه اگر چه كاملا اشتباه است ولي مقصر آن خودمان هستيم كه اطلاع رساني دقيق در اين خصوص نداشتيم و مردم هم حق دارند
چنين ذهنيتي داشته باشند; اما واقعيت را به شما خواهم گفت تا دريابيد ما چه مشكلاتي در اين زمينه داريم و از شما و بقيه رسانه ها هم
خواهش ميكنم در اين زمينه به كمك ما بياييد تا اطلاع رساني دقيقي انجام دهيم . تا مردم بدانند ميزان كمك هاي سازمان ملل به
جمهوري اسلامي ايران براي كمك به پناهندگان هيچ است .
البته اين اعتراض را بارها به مقامات سازمان ملل در امور پناهندگان اعلام كرديم ولي به هر حال در سال 2007 ميلادي (سال
گذشته ) بودجه اي كه سازمان ملل براي كمك به پناهندگان افغاني در ايران اختصاص داده فقط 12 ميليون و800 هزار دلار بود . حالا
مي پرسيد اين پول چگونه هزينه مي شود اين پول توسط نمايندگان سازمان ملل در داخل ايران نظارت و هزينه مي شود يعني ريالي از
هاي مختلف كه در NGO اين پول به دولت ايران داده نمي شود كه فكر كنيم دولت از اين كار سودي مي برد . اين دفاتر با سازمانهاي مردمي
ايران حضور دارند قرار داد مي بندند كه آنها به وضعيت افغاني ها در ايران رسيدگي كنند كه اين بودجه صرف حقوق آن افراد مي شود.
در اين شرايط حتي پولي هم به خود افغاني ها داده نمي شود. مثلا امكانات بهداشتي در اختيار بيماران افغاني قرار مي دهند. يكي از
بخش هاي ديگر كه اين پول خرج مي شود آموزش و اطلاع رساني است مثلا مهاجرين را در خصوص بيماري ايدز آگاه مي كنند قراردادي
با يك شركت خصوصي منعقد مي كنند و پول هم مي گيرد كه به افاغنه آموزشهاي مقابله با بيماريهاي مقاربتي و ايدز بدهند! بخشي از
اين پول هم صرف كمك به بازگشت داوطلبانه مهاجرين مي شود اين پول هم هنگامي داده مي شود كه آنها قصد بازگشت دارند و براي
صرف پول در افغانستان در اختيار آنها قرار مي دهند.
البته در سال 2007 آخرين اطلاعاتي كه سازمان ملل به من داده
اين است كه يك ميليون و 30 هزار دلار از اين 12 ميليون و 800
هزار دلار در كجا صرف شده است و آمار آن در اختيار ما قرار گرفته و از بقيه پول ها خبر نداريم ولي مي دانيم كه بيشترين رقم هزينه هاي
آنها حقوق و مزاياي پرسنلي
سفرهاي خارجي آنها
هزينه هيات هايي كه به جمهوري اسلامي ايران مي آيند و حاشيه هاي خاص
خودشان مصرف مي شود در حاليكه پول به نام پناهندگان افغاني به حساب آنها واريز مي شود. يعني از اين رقم فقط يك ميليون دلارش
براي خود افغاني ها هزينه شده كه اگر محاسبه كنيد در مي يابيد براي هر نفر افغاني آنهم اگر مجوز اقامت در ايران داشته باشد دارد. فقط
يك دلار هزينه كردند و براي بقيه 2 ميليون مهاجر غير قانوني هم آنها هيچ هزينه اي اختصاص نمي دهند .
تجديد نظر از حضور نمايندگان امور پناهندگان در ايران
با توجه به حضور ناموفق نمايندگان امور پناهندگان سازمان ملل در كشورما
ما را به اين نتيجه رسانده كه در مورد پذيرش آنها
تجديد نظر كنيم . اين مساله را اخيرا در سميناري در كشور افغانستان هم مطرح كردم و حضور آنها در ايران را حتي براي مهاجرين بي فايده
دانستم زيرا هنگامي كه ما فقط در روز 5 تا 6 ميليون دلار براي اين مهاجرين هزينه مي كنيم
آن يك ميليون دلار در سال را هم مي توانيم
هزينه كنيم تا منتي از سوي سازمانهاي بين المللي به اصطلاح حامي مهاجرين روي سرما نباشد. حضور اين سازمانها در ايران هيچ
سودي براي ما ندارد.
امروز مهاجرين افغاني به دليل معيشت از كشور خود به ايران مي آيد
تا درآمدي كسب كنند آنها در كشور خود تهديدات جاني ندارند
ما مي توانيم در كشور افغانستان اردوگاه بزنيم و اگر سازمانهاي بين المللي مدعي مي توانند بيايند در خاك افغانستان شكم آنها را سير كنند
ضمن آنكه سازمانهاي بين المللي هيچ كاري هم به مهاجران غير قانوني ندارند و ما هم اجازه اي به آنها نمي دهيم و خودشان هم در اين
زمينه موضع گيري نكردند اما از مهاجرين قانوني حمايت مي كنيم .
ث آيا واقعا بستن مرز تا اين حد مشكل است
اين سئوالي است كه بسياري از مردم ما در ذهن دارند. اما جوابي دقيق براي آن نمي يابند
شما اگر مرزهاي آمريكا را هم بررسي كنيد حفره هاي فراواني وجود دارد
همه ما داستان مهاجران مكزيكي را مي دانيم و عليرغم اينكه
آمريكائيها از زمين و هوا مانع ايجاد كردند اما اين قاچاق و مهاجرت غير قانوني در آنجا هم وجود دارد. اما ما بايد اقداماتي انجام دهيم كه
حتي المقدور از ورود اين افراد در داخل كشور به شكل خاصي جلوگيري كنيم به اين معني كه ورود اين افراد را پر هزينه سازيم اما الان
فردي كه به صورت غير قانوني وارد كشور مي شود تنها هزينه اي كه مي پردازد اين است كه تا عمق مرز مي آيد و ما در داخل شهرها او را
دستگير مي كنيم و با بهترين اتوبوس به صورت رايگان او را به مرز مي رسانيم و در طول مسير هم دو فيلم سينمايي برايش پخش
مي كنيم و يك نهار چلوكباب هم به او مي دهيم و در مرز او را پياده مي كنيم . اين فرد دوباره مي تواند به عمق مرزهاي ما باز گردد چون
هزينه اي پرداخت نكرده است تازه اگر بتوانيم او را دستگير كنيم ! در حاليكه به انحا مختلف در داخل كشور مخفي مي شود و كار مي كند
و مي ماند.
حال لازم است بدانيم كه دنيا با مهاجرين غير قانوني چه برخوردهايي مي كنند امريكا يك مهاجر غير قانوني به كشور خود را شش
ماه زندان و يازده هزار دلار جريمه مي كند و اگر خانواده اش اين پول را نپردازند آنقدر در زندان نگه مي دارند تا اين پول به خزانه امريكا
واريز شود.
در كشور همسايه ما عراق تا قبل از سال 1387
ورود غير قانوني شش ماه زندان داشت اما از ابتداي سال جاري ورود غير قانوني به
عراق به شش سال زندان تبديل شد. يعني اگر شما امروز به طور غير قانوني به عراق برويد شش سال بايد در زندان آن كشور بمانيد!
آنها به اين دليل اين تصميم را اتخاذ كردند كه پس از سقوط رژيم صدام
افراد فراواني از كشور ما هجوم آوردند كه براي زيارت به
كربلا و نجف بروند آنها بلافاصله قانون ورود غير مجاز را به عراق تصويب كردند و با تشديد مجازات در سال جاري اكنون كسي جرات
نمي كند به صورت غير مجاز به عراق وارد شود در چنين شرايطي كسي ديگر مجبور نيست مرزهاي طولاني خود را با كشور همسايه
ديوار بكشد و سيم هاي خاردار نصب كند زيرا هزينه هاي ورود غير مجاز را سنگين كرده اند.
خود كشور افغانستان هم در اين زمينه قانون سفت و سختي دارد
يعني هم اكنون نيز اگر يك ايراني به صورت غير مجاز به افغانستان
وارد شود اگر انگ تروريستي به او نزنند شش ماه مجبور خواهد بود در زندان سخت و با مشكلات فراوان بهداشتي و تغذيه اي بماند.
من قبل از سال جديد به افغانستان رفته بودم كه از طريق سفارت به من اطلاع دادند دولت افغانستان سه ايراني را شش ماه است كه
در بدترين شرايط در زندان نگه داشته است و به سفارت ايران هم اجازه ديدار با اين افراد را ندادند كه پس از سپري شدن شش ماه آنها را
در شرايط بسيار وخيم روحي و رواني تحويل سفارت ايران داده اند.
در اين زمينه كشورها قوانين سخت و خطرناكي را براي مهاجرين غير قانوني وضع مي كنند كه حوادثي همچون به آتش كشيدن آنها
در مرز هم در روزهاي اخير در يكي از كشورهاي عربي اتفاق افتاد كه خبر آن را از طريق رسانه ها شنيديم . پس ما بايد هزينه هاي ورود غير
قانوني به ايران افزايش دهيم . ما در قالب قوانين جاري
اين قوانين را در اسناد خود داريم و مشكل ما اين است كه قوانين خود را اجرا
نمي كنيم . ما در قانون داريم كه ورود غيرقانوني به ايران اقامت و اشتغال غيرقانوني يك تا سه سال زندان
اخراج از كشور و جريمه نقدي
دارد ولي هيچگاه اجرا نمي شود. اگر ما اين قانون را به درستي اجرا كنيم بسياري از مشكلات حل خواهد شد
قانون بازدارنده اي است كه
براي جلوگيري از ورود غيرمجاز به كشور كمك مي كند تا ضمن احترام به مهاجرين قانوني از ورود مهاجرين غير قانوني جلوگيري
كنيم .
ث پس وقتي قانون آن وجود دارد چرا در اجرا كوتاهي صورت مي گيرد
مجري اين قانون نيروي انتظامي و قوه قضائيه است كه يكي بايد دستگير و ديگري حكم قضايي را اعمال كند. اين خواسته ما هم
هست كه قوانين موجود در زمينه جلوگيري از ورود غيرمجاز به كشور اجرا نمي شود
ث يكي از گره هاي كار ظاهرا نوع برخورد با مهاجرين قانوني و غيرقانوني است . اين احساس وجود دارد كه جمهوري اسلامي از تبليغات
سو بيگانگان در هراس است در غير اين صورت نبايد در اجراي قانون كوتاهي و مماشات صورت گيرد.
در زمينه برخورد با مهاجرين غيرقانوني هيچ سازمان و نهاد بين المللي اجازه دخالت در كشورها را ندارد. قوانين داخلي ما هم هست و
طبق اين قوانين بايد با مهاجرين غيرقانوني و افراد مقيم غيرمجاز برخورد شود . در سال 2007 ميلادي روسيه 57 هزار مقيم غيرقانوني را
از كشور خود اخراج كرد . دولت فرانسه در همين سال 24 هزار مقيم غيرقانوني را از كشور خود اخراج كرد يعني در قوانين بين المللي اين
حق كشورهاست كه مهاجران غير قانوني را از كشور خود خارج كنند.
ث اردوگاههايي كه براي مهاجرين افغاني داريم از چه نوع اردوگاههايي محسوب مي شوند
اردوگاههايي كه ما داريم اردوگاههاي براي خروج است نه براي پذيرش و ورود به خاك ايران . اردوگاههاي ما همانند اردوگاههاي
معمولي در ساير نقاط جهان نيست كه مهاجرين در آن زندگي كنند. اين اردوگاهها عموما در ميان شهرها هستند كه ما امكانات اسكان
براي آنها ايجاد كرديم كه مي توانند در مراكز اسكان داشته باشند
در آن هم همه نوع امكانات از قبيل
بهداشت
درمان
آموزش
تغذيه و
اسكان مناسب فراهم كرديم كه مي توانند در آن بمانند.
اما كسي كه به طور غيرقانوني وارد كشور مي شود اصلا دليلي ندارد كه ما آنها را در اردوگاهها نگهداري كنيم . اردوگاه براي مهاجرين
قانوني است جاي مهاجرين غيرقانوني يا زندان است و يا ترد از كشور با دريافت جريمه سنگين به دليل ورود غيرقانوني . البته در بخشي
از قانون هم ديده شده كه هيات وزيران مي تواند به وزارت كشور مجوز دهد تا افرادي كه به صورت غيرقانوني وارد كشور مي شوند را تا
پنج سال در اردوگاهها نگهداري كند اين هم مي تواند يك عامل بازدارنده براي جلوگيري از ورود غيرقانوني به ايران باشد.
فرزندان غيرقانوني
ث طي 30 سال اخير پس از ورود مهاجران افغاني در ايران
بسياري از اين افراد حتي با زنان ايراني ازدواج كردند و صاحب فرزند شدند اما
چون طبق قانون كشورمان
افراد ايراني تنها آن افرادي محسوب مي شوند كه پدران ايراني داشته باشند و براي غير از اين از دو
شرايط
جديدي حاكم خواهد بود. براي كودكاني كه در ايران بدنيا آمدند و مادر ايراني دارند ولي همچنان شناسنامه ايراني ندارند چه كارهايي
مي توان انجام داد. اين وضعيت فرزندان غيرقانوني چگونه قابل حل است
متاسفانه يكي از تلخ ترين تبعات ورود افراد به صورت غيرقانوني به كشورمان همين پديده فرزندان غيرقانوني است فرزنداني كه
حتي با ازدواج هاي غيرقانوني و غيررسمي بدنيا آمدند. اين فرزندان را ما فرزندان بي هويت مي شناسيم و يكي از نگراني هاي ما هم اين
است كه چون پدر آنها خارجي است نمي توانيم به آنها تابعيت ايراني بدهيم و اين قانون است كه تابعيت به خاطر پدر داده مي شود
متاسفانه به اين فرزندان در كشور افغانستان هم هويت افغاني داده نمي شود! لذا اين افراد بدون هويت باقي ماندند نه مي توانند مدرسه
بروند
نه ازدواج و نه هيچ كار قانوني ديگر. مگر اينكه همه كارها را به صورت غيرقانوني انجام دهند كه متاسفانه در كشور ما موارد
فراواني شناسنامه ايراني براي آنها صادر شده است كه ريشه در آلودگي هاي ساختار اداري ما دارد. با اين كار افراد دچار مشكل هويتي را
به نام ايراني جا زده ايم كه يقينا در آينده براي كشور ما ايجاد مشكل خواهند كرد.
ما در مجموع 26 هزار و 829 مورد ازدواج شرعي اما غيرقانوني را از سال 1380 شناسايي كرديم از اين تعداد البته 4 هزار نفر ازدواج
خود را ثبت كردند و بقيه غيرقانوني هستند و بچه هاي آنها هم بي هويت و غيرقانوني هستند كه هيچ راهي براي كمك به آنها نداريم زيرا
حركت غيرقانوني براي هميشه غيرقانوني باقي خواهد ماند و اين افراد خودشان را گرفتار كرده اند.
نگاه مردم افغانستان درباره كمك هاي ايران
ث رافت اسلامي و ارزش هاي انساني سبب شده كه ما اكنون بيش از سه ميليون مهاجر افغانستاني را در ايران بپذيريم افرادي كه در اين 30
سال به عنوان ميهمان در همه شهرها و روستاهاي ايران آزادانه زندگي كردند آيا ملت افغانستان از اين خدمتي كه مردم مسلمان ايران در
حق مهاجران آنها انجام مي دهند آگاه هستند يا خير با يك برنامه تلويزيوني كه مي تواند از سوي آمريكا تهيه و براي آنها پخش شود
همه
محبت هاي ملت و دولت ايران را فراموش مي كنند و همانند سال گذشته در مقابل سفارت ايران تجمع برپا و اعتراض مي كنند
ببينيد همان چيزي كه گفتيد يك وظيفه اسلامي و انساني داريم كه انجام مي دهيم و ممكن هم هست برخي كشورها و افراد و گروههاي
معاند هم در همان افغانستان بر ضد ايران تبليغات سو به راه بيندازند و عده اي را هم براي برخوردهاي فيزيكي استخدام نمايند و
كارهايي بر خلاف وحدت بين دو ملت انجام دهند . ولي عامه مردم افغانستان به دليل خدمت صادقانه جمهوري اسلامي ايران در 30
سال گذشته
قدردان اين محبت ها هستند و اين وضعيت در عمده مناطق افغانستان مشاهده مي شود آنها به خوبي مي دانند مهاجرت
غيرقانوني به ايران جرم است
اما هنگامي رئيس جمهور ما در فصل زمستان اعلام موضع مي كند كه اجازه نداريم حتي مهاجرين
غيرقانوني را به خاطر سرماي زمستان به افغانستان بازگردانيم اين نشان دهنده همان رافت اسلامي و محبتي است كه به آنها مي شود مردم
افغانستان اين مساله را مي دانند.
ميزان خروج پول توسط افغاني ها
ث كسي نمي تواند منكر درآمدهاي هنگفت كارگران افغاني در ايران شود يعني اگر 5 ميليون ايراني بيكار هستند يقينا هيچ فرد افغاني در
ايران بيكار نيست سئوال اين است كه به طور ميانگين اين كارگران افغاني سالانه چه مقدار پول از ايران خارج مي كنند
يكي از عمده ترين مشكلات اقتصادي در كشور ما همان بحران بيكاري جوانان است اما چون آمار دقيقي در اين زمينه در كشور وجود
ندارد نمي توانم به سئوال شما هم براساس آمار پاسخ گويم ولي مي توانم بگويم كه ما در طرح « آمايش سه » به دنبال اين هستيم كه اين
افراد بتوانند حساب بانكي باز كنند و سرمايه هاي خود را در بانك بگذارند تا انتقال پول به صورت رسمي و از طريق بانك ها به
افغانستان انجام شود تا ما بتوانيم هم نظارت كنيم و هم بدانيم چه مقدار پول هر سال از اين طريق به افغانستان مي رود. متاسفانه رويه
معمول اين است كه از طريق صرافي ها
افراد به صورت غيرقانوني به افغانستان منتقل مي كنند و يا اينكه اين پول ها را در خانه ها نگه
مي دارند و حوادثي از قبيل قتل و غارت در ميان كارگران غيرقانوني در ايران به همين دليل ثبت شده است .
شرايط فوق نشان مي دهد كه امكان جلوگيري از ورود مهاجران غيرقانوني به كشور به صورت نرم افزاري وجود دارد اگر قانون رعايت
شود اگر اين افراد به محض ورود به كشور دستگير و در اردوگاههاي مرزي حتي به مدت شش ماه زنداني شوند
اين جو رواني افزايش
هزينه هاي مهاجرت به ايران
در كل افغانستان خواهد پيچيد و مهاجران علاقه اي به ورود به ايران از خود نشان نمي دهند و يقينا 95
درصد ورود غيرقانوني به ايران كاهش خواهد يافت . اما اگر متوجه شوند در مرزهاي ايران خطري آنها را تهديد نمي كند و تنها با ورود به
شهرهاي ايران هم كار
هم مسكن و هم زن به آنها مي دهند
هيچ مانعي پيش روي مهاجران نخواهد بود همان شرايطي تداوم خواهد
يافت كه در 30 سال اخير ادامه داشته است !
متاسفانه هر قدر پاكستان در سالهاي اخير فشارها براي جلوگيري از مهاجرت كارگران افغانستان را مي گيرد از اين طرف ما كمتر به
قانون خود عمل كرديم و اكنون هم شاهد افزايش تعداد كارگران افغاني حتي در شهرداريها هستيم كه متاسفانه حتي با هياهوي عده اي
كارفرما كه گراني مزد كار ايراني را فرياد مي زنند
تصميم ملي تعديل مي شود و گرفتاري پشت گرفتاري براي كشور پديد مي آيد آيا يكبار
براي هميشه مي توانيم اين مشكل اقتصادي
اجتماعي و امنيتي را حل كنيم !
سازمانهاي بين المللي طبق قوانين معاهدات جهاني هيچ اجازه اي براي دخالت در امور مهاجران غيرقانوني ندارند و اخراج مهاجرين
غيرقانوني در همه كشورهاي جهان متداول است
از 12 ميليون و 800 هزار دلار بودجه اي كه سازمان ملل براي مهاجران قانوني خصوصا اتباع افغاني در ايران اختصاص مي دهد
يك
دلار آن به دولت و دستگاههاي رسمي كشور داده نمي شود
سازمانهاي بين المللي مدافع حقوق مهاجران در سال گذشته فقط يك دلار براي حمايت از افاغنه ساكن ايران هزينه كردند و بقيه
پول ها را براي حقوق
مزايا و سفرهاي خارجي خود مصرف نمودند
حضور نمايندگان امور پناهندگان افغاني هيچ سودي براي كشور ما ندارد
اگر يك ايراني به طور غيرقانوني به افغانستان برود
حتي اگر انگ تروريست هم به او نزنند
مجبور خواهد بود شش ماه در بدترين
شرايط روحي
رواني و بهداشتي و غذايي در زندانهاي آن كشور بماند
26 هزار و 829 مورد ازدواج غيرقانوني مردان افغاني با زنان ايراني انجام شده است كه تنها 4 هزار ازدواج ثبت محضري شده است
دولت افغانستان نيز به كودكاني كه مادر ايراني و پدر افغاني دارند
هويت افغاني نمي دهد. در نتيجه اين كودكان بي هويت كه در ايران
زندگي مي كنند
بخاطر عدم احراز هويت در آينده مي توانند براي كشور مشكل ساز شوند
هم اكنون بيش از يك ميليون مهاجر افغاني به صورت رسمي و بيش از 2 ميليون نفر به صورت غيررسمي و غيرقانوني در ايران
زندگي مي كنند
بايد كاري كرد كه هزينه ورود به ايران براي اتباع خارجي گران تمام شود
آنگاه خود به خود تعداد مهاجران كم مي شود
گرفتاري عمده ما اين است كه قانون يك تا سه سال زنداني شدن اتباع خارجي به خاطر ورود غير قانوني به ايران رعايت نمي شود
روزانه بين 1500 تا 2000 مهاجر غيرقانوني افغاني به ايران مي آيند
اما تنها 1000 نفر در روز دستگير و روانه مرز مي شوند ولي هر
روز حدود 1000 نفر به تعداد افاغنه مقيم ايران اضافه مي شود
كارفرماياني كه اتباع خارجي را به كار مي گيرند به همه ملت ايران خيانت مي كنند
زيرا سود به كارگيري كارگر افغاني به جيب آنها
مي رود اما زيان آن را همه مردم و دولت متحمل مي شوند
با نزديك شدن باندهاي قاچاق موادمخدر
سلاح و انسان در دو سوي مرزهاي ايران و افغانستان به همديگر
مشكلات امنيتي
فراواني براي كشورمان ايجاد شده است
آقاي سيد تقي قائمي مديركل اتباع خارجي وزارت كشور :
طرح تخليه استان سيستان و بلوچستان از مهاجرين افغاني از ماه آينده آغاز مي شود در اين طرح مهاجرين قانوني به ساير استانها منتقل
و مهاجرين غيرقانوني اخراج مي شوند
امروزه استان سيستان و بلوچستان به بارانداز اصلي براي مهاجران افغاني درآمده است كه اين معضل تماميت ارضي و امنيت ملي
ايران را تهديد مي كند

|