روزنامه جمهوري اسلامي 19/02/1387 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    مركز فرهنگي و ادبي ايران يعني استان فارس اين روزها نقطه ثقل توجهات رسانه اي است . مردم اين استان پر عاطفه و ادب شناس در طول هفته با عطر حضور ميزبان رهبر معظم انقلاب بودند و با استقبال بي نظير و با شكوه خود بهاري ديگر آفريده و نقطه عطف ديگري را در تاريخ پرشكوه اين خطه پرافتخار به ثبت رساندند. اين سفر پربار و تاريخي قطعا منشا دستاوردها و ثمرات بسياري در منطقه خواهد بود و شتاب موثري در راه رسيدن به آينده اي روشن و رونق فرهنگي اقتصادي و اجتماعي استان خواهد بخشيد. نگاهي به بيانات حضرت آيت الله خامنه اي در جريان ديدار با اقشار مختلف مردم استان فارس نشان مي دهد كه ايشان تاكيد ويژه اي بر اتحاد وحدت كلمه و جلوگيري از اختلاف دارند و بروز تفرقه را سم مهلكي در شرايط حساس كنوني مي دانند. ايشان همچنين تقويت احساس مسئوليت عمومي و خدمت هر چه بيشتر مسئولين به مردم و تلاش براي رفع مشكلات را از وظايف حساس كارگزاران نظام برشمردند.
    رهبر معظم انقلاب تصريح كردند مسئولان براي مقابله با توطئه هاي اقتصادي و تحريمهاي دشمنان عليه جمهوري اسلامي ايران بايد با برنامه ريزي جدي تهديدات استكبار را به فرصت تبديل كرده و آنرا به پلي براي استقلال و خودكفايي ملي بدل كنند. ايشان در اين راستا تاكيد كردند مردم و مسئولان ايران بارها ثابت كرده اند كه اين گونه توطئه ها و تحريم ها خللي در اراده ايرانيان ايجاد نمي كند بلكه موجب حركت پرشتاب در مسير توسعه و پيشرفت خواهد شد.
    برگزاري بيست و يكمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي در تهران با حضور صدها تن از انديشمندان و متفكران مسلمان از جمله رويدادهاي هفته جاري بود. در اين همايش بر لزوم حفظ و حدت اسلامي پرهيز از اختلافات تدوين منشور و حدت و تبديل تهديدات فرآروي امت اسلامي به نقاط قوت بحث و تبادل نظر شد. شركت كنندگان در اين كنفرانس خواستار اتحاد مسلمانان جهان براي كمك به ملتهاي فلسطين لبنان عراق و افغانستان جهت پايان دادن به اشغالگري شده و همزمان با شصتمين سالگرد اشغال فلسطين از سوي صهيونيستهاي جنايتكار بر اتخاذ استراتژي واحد به منظور آزادي قدس شريف تاكيد كردند.
    در هفته جاري موضوع پرونده هسته اي ايران همچنان از سوي دشمنان نظام دنبال شد و آمريكائيهاي صهيونيست اعلام كردند براي جلوگيري از دستيابي ايران به فناوري هسته اي از اجراي هيچ دسيسه اي ابا ندارند. البته اينكه در چنين شرايطي چرا سخن از ارائه به اصطلاح مشوق هاي بين المللي به ايران مي شود يك هدف را بيشتر دنبال نمي كند و آن انداختن توپ در زمين ايران و ايجاد موج سياسي و فشار تبليغاتي عليه ايران است . هدف استراتژيك گروه 1 +5 در ارائه مشوق هاي فريبنده محروم كردن ايران از حق فناوري هسته اي تحت عنوان « تعليق موقت » است كه ملت ايران هرگز زير بار اين بسته هاي پوچ و بازيهاي گمراه كننده نخواهد رفت .
    اين هفته صحنه بين المللي نيز شاهد تحولات متعددي بود. در عراق بمباران هاي گسترده شهرك صدر توسط آمريكا چهره اين شهرك را به كلي تغيير داده و به يك شهر جنگ زده و ويران شده تبديل كرده است . بر اساس گزارش هاي منتشره در بخش ورودي شهرك دهها منزل و مغازه بر اثر اين بمبارانها با خاك يكسان شده است . دهها غيرنظامي در اين حملات كشته و صدها نفر نيز زخمي شده اند. ارتش آمريكا در هجوم خود به شهرك صدر هيچ هدفي را استثنا قرار نمي دهد چنانكه در جريان اين حملات يك بيمارستان را نيز بمباران كردند كه منجر به زخمي شدن شمار زيادي از جمله چند پزشك شد.
    حجم كم سابقه حملات آمريكا به اين منطقه نه چندان وسيع حكايت از آن دارد كه آمريكايي ها در صدد قلع و قمع كامل جريان صدر و سركوب هواداران اين جريان هستند تا به زعم خود براي هميشه از اين گروه خلاص شوند چرا كه اين جريان را مهمترين سد در مقابل سياستها و اهداف استعماري خود در عراق مي بينند.
    اتفاقا برداشت آمريكايي ها در مورد جريان صدر دور از واقعيت نيست . جامعه عراق پس از گذشت فراز و نشيب هاي چند سال اخير و صعود و فرود جريان هاي سياسي متعدد اقبال زيادي به جريان صدر نشان داده اند و اين موج روز به روز در حال گسترش است .
    ملت عراق اكنون به اين واقعيت رسيده است كه راه نجات از بحران ها و مصائب موجود تمسك به خط مشي ضداشغالگري و ضد آمريكايي است كه طلايه دار آن در مقطع كنوني جريان صدر است . اين يك واقعيت انكارناپذير است و كساني كه از نزديك با جامعه عراقي در تماس بوده اند علاقه و گرايش به جريان صدر را تاييد مي كنند.
    همين واقعيت نگراني و وحشت اشغالگران را فراهم كرده و تلاش براي از ميان بردن اين جريان را به دغدغه اصلي آنها تبديل ساخته است . اشغالگران به اين نكته پي برده اند كه با ساير جناح هاي سياسي عراقي مي توانند معامله كنند و تنها جرياني كه ريشه در خط فكري خانواده صدر دارد و حاضر به مصالحه بااشغالگران نبوده و نخواهد بود همانا جريان صدر است اما سياست مشت آهنين اشغالگران در برابر جريان صدر نتيجه مورد دلخواه آنان را تامين نخواهد كرد بلكه به عكس اينگونه اقدامات موجب شناخت هر چه بيشتر ملت عراق از هويت جريان هاي سياسي موجود خواهد شد و قطعا در دراز مدت به ضرر اشغالگران تمام مي شود.
    افشاي جزئيات تازه اي از توافقنامه امنيتي عراق و آمريكا ديگر رخداد اين هفته عراق بود كه نظر محافل سياسي و مطبوعاتي را به خود معطوف كرد. از همان ابتدا كه اين توافقنامه آشكار شد بسياري از مقامات و شخصيت هاي مستقل عراقي و منطقه باآن مخالفت كردند و به ابعاد فتنه بار آن هشدار دادند.اينك با افشاي گوشه هاي تازه اي از اين طرح مشخص مي شود تا چه حد اين طرح براي عراق و منطقه خطرناك و تهديد كننده است . يكي از مسئولان عراقي عضو ائتلاف يكپارچه عراق ضمن « ذلت بار و ننگين » توصيف كردن اين توافقنامه آن را هموار كننده سيطره آمريكا و اسرائيل بر منطقه خواند. به گفته وي اگر چه اين توافقنامه داراي محورهاي سياسي امنيتي اقتصادي است ولي فصل امنيتي خطرناك ترين محور است و در صورت تصويب نهايي آن عراق به يك پايگاه نظامي دائمي براي آمريكا تبديل خواهد شد . در چارچوب اين توافقنامه پنتاگون 14 پايگاه نظامي در عراق تاسيس مي كند و « حضور بلندمدت » آمريكا در عراق نيز تضمين مي شود. مسئله كاپيتولاسيون از بندهاي ديگر اين طرح است و بر اين اساس نظاميان آمريكايي در صورت ارتكاب هر گونه جرمي نه تنها ماموران عراقي اجازه برخورد با آنها را نخواهند داشت بلكه اين نظاميان آمريكايي هستند كه حق دارند محكومان عراقي را به بازداشتگاه هاي خود منتقل كنند. تسلط بر وزارتخانه هاي دفاع كشور و سازمان اطلاعات عراق از ديگر اهداف آمريكائيها در تحميل توافقنامه مذكور است . همچنين توافقنامه به ارتش آمريكا مجوز استفاده از حريم زميني هوايي و دريايي عراق را براي انجام عمليات عليه ديگر كشورهاي منطقه مي دهد. براساس توافق به عمل آمده ميان مقامات عراقي و « جان نگر و پونته » معاون وزير خارجه آمريكا قرار است اين توافقنامه مرداد ماه آينده به امضاي طرفين برسد. از اين رو لازم است دولتمردان عراق به تبعات آن توجه كنند و با خودداري از امضاي آن خود را از ننگ تاريخي در امان نگاهدارند. كشورهاي منطقه و ملت هاي ذيربط نيز بايد به اين مسئله با حساسيت بيشتري توجه كنند و برخوردي مسئولانه داشته باشند.
    تحولات لبنان و مسائلي كه اين روزها پيرامون اين كشور در جريان است ديگر رويداد مهم يك هفته گذشته محسوب مي شود. اخباري كه از اين كشور مي رسد حكايت از آن دارد كه غربيها به سرگردگي آمريكا خوابهاي پريشاني را براي اين كشور ديده اند و در صدد هستند تا باهر طريق ممكن طرح خود را براي سلطه كامل بر اين كشور به اجرا بگذارند.
    پهلو گرفتن تعداد زيادي از ناوهاي آمريكا و ناتو در نزديكي آبهاي لبنان حاكي از به جريان افتادن يك توطئه جدي عليه لبنان است اگر در كنار اين رخداد تحركات غيرمنتظره دولت غربگراي « فواد سينيوره » و تصويب طرحهاي بسيار خطرناك كه جناح مخالف و بويژه « مقاومت اسلامي » لبنان را هدف قرار گرفته است قرار دهيم آن گاه به ابعاد نقشه جديد آمريكا در لبنان بهتر پي مي بريم .
    در خبرها داشتيم كه دولت لبنان در جلسه اي كه طولاني ترين جلسه دولت درتاريخ لبنان خوانده شد سيصد بند را بررسي و تصويب كرد كه جهت گيري عمده اين طرح ها بر ضد جناح معارض و مشخصا عليه حزب الله بوده است . با اين تحركات جناح دولتي موسوم به « 14 مارس » شمشير را براي مخالفان از رو بسته است و با اين عمل اكنون اوضاع كاملا مستعد رويارويي و جنگ داخلي شده است .
    جناح 14 مارس به اين اميداست كه با به راه افتادن جنگ داخلي و به هم ريختن اوضاع بهانه براي ورود مستقيم آمريكا به لبنان فراهم شود و در سايه حضور آمريكا به زياده خواهي هاي سياسي خود جامه عمل بپوشاند . اصلي ترين هدف جبهه مشترك 14 مارس و آمريكا متلاشي ساختن جنبش حزب الله است زيرا هم آمريكا و هم جناح دولتي به شدت از جايگاه اين جنبش در صحنه سياسي لبنان و منطقه عصباني هستند واز آينده و موفقيت هاي روزافزون آن وحشت دارند.
    با اينحال اين محاسبه آمريكائيها نيز اشتباه است و آمريكايي ها در صورت هر گونه ماجراجويي رسوايي ديگري را متحمل خواهند شد و خود را بيش از قبل بي اعتبارتر خواهند ساخت . آمريكائيها و متحدين داخلي آنها در لبنان بايد اين واقعيت را بپذيرند كه حزب الله فراتراز يك تشكيلات و حزب سياسي است . حزب الله نماينده يك تفكر در لبنان و منطقه است و مقابله با اين تفكر پايگاه آنرا محكم تر خواهد كرد آنچنانكه در تهاجم همه جانبه رژيم صهيونيستي در جنگ 33 روزه شاهد آن بوديم .
    اين هفته كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا به منطقه سفر كرد تا شايد بتواند در روزهاي پاياني عمر دولت بوش حركتي به پيكر نيمه جان سازش بدهد و وجهه اي براي اعتبار به شدت مخدوش آمريكا كسب كند. بي نتيجه بودن اين ماموريت رايس نيز از همان ابتدا مشخص بود چرا كه حامل هيچ طرح جديدي براي فلسطين نبود و در طول سفر نيز كماكان بر سياست هاي سنتي آمريكا در حمايت از رژيم صهيونيستي تاكيد كرد.
    از سوي ديگر رئيس ستاد مشترك ارتش آمريكا نيز براي اينكه از ديگر مقامات آمريكايي كرنش و اظهار ارادت نسبت به صهيونيستها عقب نماند اظهار داشت « هزار سال ديگر هم از اسرائيل حمايت مي كنيم » . قطعا با توجه به جاري بودن چنين ديدگاهي در دستگاه حاكميت آمريكا انتظار نتيجه بخش بودن ميانجيگري هاي واشنگتن ساده انديشي و كوته بينانه است .
    شگفت است كه جناح سازش كار فلسطيني و ديگر زمامداران سازش طلب منطقه اين واقعيت بديهي را از نظر دور مي دارند و همچنان فريب شعارها و ادعاهاي آمريكا مبني بر ايجاد « صلح عادلانه » در فلسطين و منطقه را مي خورند.